مؤلف در این نوشتار ضمن اشاره به ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مقوله ارتباط ایران و آمریکا، اظهار میدارد که این موضوع دارای مبانی فلسفی خاص خود نیز میباشد. نوع نگرش "شرق" و "غرب" به یکدیگر موضوع مهمی است که بهطور قطع در وجود یا عدم وجود رابطه ایران و آمریکا مؤثر است. به همین خاطر نویسنده با بررسی تاریخی سیر تعالی و زوال شرق و استیلای غرب، چنین نتیجه میگیرد که: غرب هماکنون دوره زوال خود را تجربه میکند و بنابراین شرقیان باید بدانند که در فضای تازهای قرار دارند. فضایی که دیگر در آن غربیان ضرورتا حاکم و شرقیان محکوم نیستند. عصر حاضر عصر شروع اعتلای تازهای برای شرق است و ما در چنین فضایی باید از رابطهمان با غرب سخن بگوییم. به عبارت دیگر ما باید خود را باور کنیم و سپس با اقتدار تمام در مقام پاسخگویی به سؤال از وجود یا نوع رابطه با غرب و از آنجمله آمریکا، سخن بگوییم.
دوگانگى میان مردم و اقتدارهاى سیاسى، یکى از جدىترین مشکلات تاریخ گذشته ایران بود؛ براى حل این مشکل در دوران معاصر تا کنون هفت نظریه مطرح شده است. این نظریات غالباً ریشه در فرهنگ بومى و واقعیات عینى ایران نداشته و عملاً نتایج مثبتى به بار نیاورده است.
به طور کلی نسخ خطی در دفتر مطالعات خاورشناسی سن پترزبورگ، مبین اساس ادبیات افغانی است و دارای آثاری دربارة زبان پشتو است و مطالعة آنها موجب کسب نتایح ارزشمندی در زمینة دستور زبان و فرهنگ لغت زبان پشتو به عنوان یکی از زبانهای ایرانی شده است.
این کتاب نوشتة حسین علیخانی است که به بحث پیرامون قوانین وضع شده و تحریمهای اعمال شده از سوی دولتهای امریکایی در بیست سال گذشته برای قرار دادن ایران در انزوای سیاسی، نظامی و اقتصادی میپردازد.
در این مقاله با نگاهی به تاریخ، روابط عربها و ایرانیان بررسی میشود. پس از فتح ایران توسط لشکریان مسلمان، ظهور سلسلههای امویان و عباسی، ظهور حکومتهای متقارن و برآمدن حرکتهای مردمی را شاهد بودیم و اینک توجه به لزوم همراهی و اتخاذ سیاسهای واحد توسط این دو ملت در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد.