مهاجرت عالمان زیدی به ایران در میانه قرن سوم قمری و تأسیس حکومت زیدیه در نواحی دریای خزر هر چند عمری کوتاه داشت، اما از حیث فرهنگی به علت وجود مراکز و جوامع زیدی در آن نواحی و برخی شهر های خراسان، تا چندین سده پس از سقوط امارت علویان طبرستان، تداوم یافت. در قرون ششم و هفتم قمری میراث زیدیان ایران در چند مرحله به یمن منتقل شد که نقش مهمی در شکوفایی فرهنگ و تمدن زیدیه در آنجا داشته است. این مقاله نخست به معرفی میراث زیدیان ایران و پس از آن به بحث انتقال میراث زیدیه به یمن و اهمیت آن می پردازد.
سازمان گمرک در ایران از قدمت زیادی برخوردار است. حکومت های ایران در دوران باستان و اسلامی هر کدام به شکلی دارای گمرک بوده و در انجام معاملات و مراودات اقتصادی به وضع حقوق و مقررات گمرکی پرداخته اند. با روی کار آمدن سلسله قاجاریه در آغاز قرن سیزدهم قمری (19 م)، به دلیل تحولات جهانی و افزایش روابط اقتصادی، سیاسی و نیز حضور ایران در نظام اقتصاد جهانی، تحولات عمده ای در سازمان گمرک کشور به وجود آمد که تأسیس وزارت گمرک، تنظیم و انتشار نظامنامه گمرکی، لغو اصول اجاره داری و وضع تعرفه های نوین گمرکی از مهم ترین آنها محسوب می شود که بیشتر پس از حضور نیروهای خارجی در امور گمرکی و مالیاتی ایران حاصل شد. این تحولات گرچه موجب شکل گیری ساختار نوین گمرکی در ایران و افزایش نسبی درآمد گمرکات نسبت به دوران پیش از قاجاریه شد گردید ولی نتوانست بسترهای لازم جهت رونق اقتصادی و مالی کشور را فراهم نماید؛ در نتیجه سود حاصل از این تحولات بیشتر نصیب کشورهای صاحب قدرت و نفوذ در ایران شد. روش این پژوهش و جهت گیری شیوه گردآوری داده ها، تاریخی بوده و از اسناد آرشیوی و منابع معتبر استفاده شده است.
ادویه عمده ترین محصول کشاورزی صادراتی شرق به غرب تا قبل از رنسانس به شمار می آمد. اما با تحولات گسترده عصر رنسانس در مبانی فنّی تولید و رشد روزافزون محصولات و مصنوعات اروپایی به ماورای اروپا و افزایش تقاضای غرب نسبت به محصولات مختلف کشاورزی، جوامع شرقی برای تأمین هزینه واردات کالاهای مصرفی و سرمایه گذاری های مختلف، راهی جز افزایش تولیدات کشاورزی از طریق انتقال از کشاورزی معیشتی به تجاری نداشتند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که ایران در دوره قاجاریه نیز به ویژه از عصر ناصری به بعد، نخستین مراحل کشاورزی تجاری را آغاز و در انتهای آن دوره به توفیقات مهمی دست یافت و مسیری منطقی را در نوسازی پیشه کرد. اما با ظهور عوامل دیگری، این مسیر تغییر کرد و فرآیند نوسازی ایران به مجرای دیگری افتاد.
تحولات سیاسی ایران، پس از جنگ جهانی اول شرایطی را رقم زد که ایجاد تمرکز سیاسی را به مهم ترین ضرورت جامعه ایران تبدیل کرد. تحقق این امر نیازمند ایجاد نهادها و فراهم کردن ابزارهایی چون ارتش، نظام های اداری و آموزشی جدید و شبکه حمل و نقل بود. انجام چنین کارهایی نیاز به صرف هزینه های زیاد داشت. به همین دلیل حکومت ناچار بود برای تأمین هزینه ها، منابع اقتصادی کشور را در اختیار بگیرد و به سیاست گذاری اقتصادی بپردازد. ماهیت خودکامانه حکومت انجام چنین کاری را آسان می کرد. در چنین وضعی، اگرچه حکومت می توانست سیاست های اقتصادی را در راستای تأمین منابع مالی مورد نیاز خود بکارگیرد. اما وابستگی اقتصاد ایران به بازار جهانی نظام سرمایه داری، و تأثیرپذیری اقتصاد ایران از تحولات بازار جهانی موجب می شد تا حکومت به تنها عامل تصمیم گیرنده در سیاست های اقتصادی تبدیل نشود. گرایش به صنعتی سازی در دوره رضاشاه تحت تأثیر همین عامل بوده است.
دومیّن دوره جنگ های ایران و روس در عرصه داخلی فرصتی به برخی شاهزادگان داد تا با استفاده از شرایط موجود در صدد بسط قدرت خویش برآیند. دراین میان ، نارضایتی عمومی از عملکرد محمّد ولی میرزا در یزد به شورشی انجامید که هدایت آن را عبدالرضاخان بافقی عهده دار بود. مقاله حاضر سعی دارد تا مبتنی بر شیوه توصیفی- تحلیلی ضمن بازکاوی در زمینه های اجتماعی این رخدادها، تحولات متعاقب را در پیوندی با حیات سیاسی ایران و رویدادهای کرمان مورد بحث قرار دهد. در واقع، متأثر از عواملی چون مناسبات قدرت میان شاهزادگان، بازتاب ضعف حکومت مرکزی در تشدید رقابت های درونی، و هم زمانی و آمیزش رخدادهای یزد با کرمان، شاه و نایب السلطنه را بر آن داشت تا به بهانه حضور نظامی عباس میرزا در این مناطق، مقصود خود در هدایت قشون به سرحدات شرقی را مکتوم دارند. بدین ترتیب در شرایطی که فتح بدون خونریزی یزد و کرمان تأییدی بر بزرگ نمایی بحران بود، مرگ بدفرجام عبدالرضاخان نیز سیاست گزاری فتحعلی شاه در اداره امور و تأدیب عمال به جای رسیدگی به تخلّفات شاهزادگان را نمودار ساخت.
بقعه ی شیخ صفی الدین اردبیلی یکی از مکان های مذهبی و زیارتی مهم در دوران حکومت صفوی به شمار می رفت.امور مربوط به این بقعه تا پیش از تأسیس حکومت صفوی اغلب مستقیماً توسط شیوخی که رهبری طریقت صفوی را بر عهده داشتند، اداره می شد.بعد از تأسیس حکومت صفوی هر چند که پادشاهان صفوی عنوان مرشدی کامل را حفظ کرده بودند، اما دیگر شخصاً بقعه را اداره نمی کردند، بلکه افرادی را به عنوان متولی انتخاب و به این کار می گماشتند. در این جا ما با این پرسش روبرو هستیم که با توجه به اهمیت این بقعه، وظایف و جایگاه متولیان در طی دوران حکومت صفوی چه بوده است؟آیا آنان از طبقه اجتماعی خاصی انتخاب می شدند؟و آیا آنان در اداره بقعه اختیاردار بودند و یا تنها اوامر و دستورات شخص شاه را اجرا می کردند؟با توجه به موقعیت و اهمیت اداره بقعه اختیاردار بودند و یا تنها اوامر و دستورات شخص شاه را اجرا می کردند؟با توجه به موقعیت و اهمیت بقعه، به نظر می رسد افرادی که منصب تولیت را در اختیار گرفته اند از موقعیت ویژه ای در دستگاه حکومتی صفوی برخوردار بوده اند تا جایی که حتی گاه این سمت را همزمان، همراه با منصبی سیاسی چون حکومت اردبیل و گاه کل آذربایجان، برعهده داشتند. تحقیق حاضر در پی شناسایی متولیان و اقدامات آنها و نیز مشخص کردن وظایف متولیان، جایگاه و میزان مشارکت آنان در امور سیاسی می باشد.روش تحقیق در این پژوهش از نوع کتابخانه ای و اسنادی است.در این جا همچنین اسامی متولیانی که بر اساس منابع شناسایی شده اند به ترتیب زمانی در جدولی تنظیم و سعی شده است مشخص گردد که هر یک به چه گروه اجتماعی تعلق داشته اند و احیاناً در طی حکومت صفوی چه تغییر و تحولی در انتخاب افراد مذکور ایجاد شده است.
شخصیت محمدرضا شاه، سیاست خارجی ایران را تحت تأثیر قرار داد. این پیش فرض، برپایه ی ""تئوری جیمز روزنا"" و مبتنی است بر تأثیر متغیر شخصیت در تصمیم گیری در کشورهای توسعه نایافته. در این مقاله، تأثیر متغیر شخصیت همرا با عوامل اجتماعی داخلی بر سرعت بخشیدن به فروپاشی رژیم مورد بررسی قرار می گیرد.