امروزه، ریشه شناسی عامیانه یکی از مصادیق فرهنگ توده است که از دیرباز در بین ایرانیان رواج داشته است. این نوع از ریشه شناسی در مورد نام شهرها و روستاها نیز نمونه های بسیاری دارد. یکی از شهرهای ایران که نام آن از قرن ها پیش به صورت عامیانه و غیرعلمی و بدون توجه به ریخت های قدیمی ترِ آن ریشه شناسی شده است، شهری است که امروزه کرمانشاه نامیده می شود. در برخی از کتاب های تاریخی به دلیل شباهتی ظاهری که بین نام این شهر و لقب بهرام چهارم، پادشاه ساسانی ملقب به کرمانشاه، وجود داشته، این افسانه ساخته شده است که بهرام چهارم بانی کرمانشاه بوده و پس از بنای شهر نام خود را بر آن نهاده است. این افسانه که حاصل یک سوءتفاهم تاریخی است، در تعدادی از کتاب های تاریخی راه یافته است و امروزه در بین بسیاری از مردم به عنوان اصلی پذیرفته شده و علمی تلقی می شود.
در این مقاله، با استفاده از کتاب های تاریخی و جغرافیای تاریخی، صورت های گوناگون نامِ شهرِ کرمانشاه را نشان داده ایم و سپس با استفاده از ریخت پهلوی این نام و پس از بررسی نظر کسانی که پیش از ما در مورد نام و معنای نامِ این شهر سخن گفته اند و با توجه به ویژگی های جغرافیایی و تاریخی و جایگاه فرهنگی و آیینی کرمانشاه در دوران گذشته و با درنظرگرفتن قاعده های زبانی، با ریشه شناسی نامِ اصلیِ شهرِ کرمانشاه به این نتیجه رسیده ایم که معنای نام درست این شهر «سرزمین کوهستانی» یا «کوه جای» است.
علیرغم آنکه متون تاریخی، سنگ نوشته ها و الواح باقیمانده از عصر هخامنشیان اطلاعات ارزشمندی از چگونگی اداره قلمرو وسیع این امپراطوری قدرتمند را در اختیار گذارده، لیکن یافته های باستانشناسانه، که طرح کامل سازه های تشریفاتی این دوران را مشخص سازد، تنها به محوطه های انگشت شماری محدود شده است. بعلاوه، با وجود آنکه عظمت اندازه ها و ماندگاری مواد و مصالح فضاهای تشریفاتی این دوران آنها را اضمحلال ناپذیر می نمود، لیکن بواسطه گذشت زمان و تازیانه های محیط چنان ناپدید گشته اند که بدون انجام مطالعات مدتمند باستانشناسانه قابلیت بازیابی نمی یابند. چنانچه بناهای سلطنتی احداث شده به امر شاهزادگان، ساتراپ ها و فرمانروایان تابعه هخامنشیان را بر شمار کاخ های منطقه ای و فصلی پاشاهان این سلسله بیفزاییم، تصور ده ها نمونه از این کاخ ها در قلمرو وسیع امپراطوری هخامنشی بسیار آسان می شود. مع الوصف، همچنان پرسش هایی در خصوص تعداد واقعی این کاخ ها، توزیع مکانی آنها، رابطه های فرم و عملکرد و منزلت سیاسی استفاده کننده گان و نیز میزان ظهور سبکی واحد در احداث این بناها و ... قابلیت طرح می یابند.کشف سه نمونه از کاخ های این سلسله در حوالی شهر برازجان (استان بوشهر) اگرچه در پاسخ به پرسش های مطروحه کمک خواهد نمود، لیکن خود ابهاماتی را پیش روی باستانشناختی مورد استفاده در خصوص زمان ساخت، انگیزه سازندگان، سبک معماری و همچنین زمان و دلایل انقراضشان قرار داده است.نوشتار حاضر، که بر پایه اطلاعات بدست آمده از حفریات باستانشناسانه در سه کاخ مذکور شکل یافته، تلاشی است به منظور پاسخ به پرسش های مطروحه داده های باستانشناسی این تحقیق روشن ساخته که هر سه کاخ مذکور در آغاز فرمانروایی هخامنشیان و محتملا توسط همان معمارانی احداث گشته است که پاساگاد را بر پای داشته اند.همچنین، با اتکاء به این یافته ها و به احتمال بسیار زیاد، می توان گفت که دست کم یکی از کاخ های مورد کاوش در اثر هجوم بیگانگان، سوخته و در حالتی اضطراری رها شده است.
اگرچه آیین زرتشتی زمانی دین اصلی ایرانیان به شمار می آید، بعد از اینکه اعراب بر ایران مسلط شده و دین و آیین جدید اسلام را وارد ایران کردند، آیین سابق به تدریج رو به زوال و افول گذاشت و همچنین انحلال خلافت اسلامی به دولت های کوچک تر و به دنبال آن یورش و استیلای مغول، باقی مانده جامعه زرتشتی را در ایران بار دیگر در معرض تهدید قرار داد؛ در نتیجه تعدادی از آنان به اجبار جلای وطن کرده، رهسپار هندوستان شدند. زرتشتیان بعد از ورود اسلام به ایران و گرایش بیشتر مردم این سرزمین به دیانت جدید، به یک اقلیت دینی تبدیل شدند.این روند کاهش جمعیت تعداد آنان از ابتدای حکومت صفویه به شدت محسوس و مشهود است، تا این که در اواخر قرن نوزدهم میلادی با حمایت پارسیان هند، که در آن برهه از تاریخ از یک موقعیت برجسته اجتماعی و اقتصادی برخوردار بودند و با تلاش فرستاده آنان به نام «مانکجی هاتریا» زرتشتیان ایران از خطر نابودی و انقراض رهایی یافتند.شایان ذکر است که نهضت مشروطیت ایران، که نهضتی عدالت خواهانه و خواستار نظام پارلمانی بود، زمینه ساز برای حضور اقلیت های دینی از جمله زرتشتیان در جامعه گردید.این اقلیت اجتماعی که در طول سالیان دراز متوسل چنین فرصتی بودند از این موقعیت در حد مطلوب بهره برده و از آن برای رهایی از شرایط نامساعد سیاسی اجتماعی که در آن حضور داشتند، استفاده کردند.برای اینکه طبق قانون اساسی مشروطیت و به موجب اصل هشتم متمم قانون اساسی، تمام مردم ایران بدون توجه به نژاد و مذهب در مقابل قانون یکسان نبودند و بدین علت زرتشتیان در نهادینه شدن نهضت مشروطیت و توسعه نهادهای اجتماعی برآمده از مشروطه از لحاظ جان و مال کوتاهی ننمودند و در نتیجه، این فعالیت های صادقانه دیدگاه جامعه مسلمانان را به اقلیت زرتشتیان دگرگون ساخت؛ به گونه ای که بعد از گذشت چندین قرن آن ها اندک اندک با مسلمانان اختلاط یافتند و به مرور بی اعتمادی بین مسلمانان و آنان به ویژه بعد از قتل فریدون زرتشتی که از سوی دشمنان مشروطه به قتل رسیده بود از بین رفت.
غلامرضا تختی فرزند رجب در پنجم شهریور 1309 در خانوادهای مذهبی در خانیآباد تهران پا به عرصه وجود نهاد. دوره ابتدایی را در مدرسه حکیم نظامی گذراند و بعد هم به دبیرستان منوچهری واقع در خیابان خانیآباد رفت ولی به سبب مشکلات مالی تحصیل را در نیمه راه رها ساخت و در یک کارگاه نجاری به شاگردی مشغول شد. از همان هنگام به ورزش باستانی تمایل نشان داد و ابتدا به زورخانه گردان رفت و سپس در باشگاه پولاد که شماری از بهترین کشتیگیران ایران عضو آن بودند، به ورزش پرداخت.
موفقیت اروپاییان در امور تجاری و پیشرفت هایشان در صنعت که به برتری و تسلط آن ها بر اقتصاد، مالیه و تجارت دنیا منجر شد، برخی از تجار ایرانی را به فکر واداشت که با بهره گیری از شیوه های نوین تجاری، از شکل فردی بازار سنتی خارج شوند و به صورت گروهی و با ترکیب جدید سرمایه گذاری، از سرمایه های کوچک نیز بهره گیرند. آنان تأسیس شرکت ها با کمپانی های مالی و تجاری را به عنوان راه حلی در مقابل نفوذ و هجوم اقتصادی قدرت های خارجی برگزیدند و بدین ترتیب، شرکت ها و تجارتخانه های جمعی خارج از بازار می توانستند جایگزین حجره های کوچک و تنگ درون بازار شوند.
شرکت اسلامیه به ریاست محمدحسین تاجر کازرونی، از مهم ترین شرکت های تجاری اصفهان بود که شعبه هایی در شهرهای مختلف کشور داشت. گروه هایی از روشنفکران و علما در شهرهای مشهد، شیراز، بوشهر و ...، با فعالیت های شرکت همکاری می کردند. این شرکت حوزه ی فعالیت خود را به بیرون از مرزهای کشور، از جمله قفقاز و روسیه کشاند و اهداف خود را طی گزارش هایی در روزنامه ها منتشر کرد. با وجود همه ی این فعالیت ها، این شرکت و شرکت های مشابه آن از موفقیت چندانی برخوردار نبودند. در این مقاله با تکیه بر منابع منتشر شده، روزنامه ها و برخی اسناد، به دنبال پاسخ برای این پرسش ها هستیم که سرمایه داری ایرانی به دنبال چه واکنش های اقتصادی در مقابل سرمایه های بیگانه بود، برخورد آن ها با سرمایه گذاری های جدید چگونه بود و چه عواملی در راهکارهای جدید تجار مؤثر بودند؟
انقلاب مشروطه آغازگر تحولات نوین سیاسی- اجتماعی گسترده ای درتاریخ معاصر ایران به شمار می آید. در فرایند این انقلاب – همانند دیگر انقلاب های بزرگ جهان- روی دادهای گوناگون سیاسی- اجتماعی به وقوع پیوسته است که تحلیل و بررسی هر یک از آن ها نیاز به مطالعه و تامل بسیار دارد. ازجمله این روی دادها که باید به تلخی از آن یاد کرد ، واقعه پارک اتابک است (1328 ه.ق) . این روی داد ، که حدود سیزده ماه پس از فتح تهران و درپی قتل سید عبدالله بهبهانی وتحت عنوان خلع سلاح مجاهدان اتفاق افتاد ، سرانجام ، به کشته و مجروح شدن تنی چند از مجاهدان و تیر خوردن پای ستارخان وخلع سلاح بخشی ازمجاهدان انجامید. از آن جایی که بررسی این روی داد مهم نیاز به مطالعه عمیق درباره اوضاع سیاسی ایران پس ازفتح تهران دارد، مقاله حاضرمی کوشد ضمن بررسی اوضاع سیاسی ایران در ماه های نخست پس از فتح تهران ومعرفی جناح های گوناگون سیاسی ـ که از عوامل اصلی تضادها و تنش های دوره مورد نظر بوده اند ـ زمینه های پیدایش این روی داد را مورد ارزیابی قرار دهد
در بررسی نظام حقوقی دولت سلجوقی دوگونه محکمه بر اساس وظایف و حیطه های فعالیت هر کدام قابل تشخیص است: محکمه سلطانی یا همان دیوان مظالم که شخص سلطان و در مواردی نواب حکومتی وی در ایالات متولی و مسوول آن بودند، و محاکم شرع که توسط قضات و علمای دینی اداره می شد. در محاکم شرع به دعاوی و مرافعات خصوصی و عمومی بین اشخاص و در محکمه سلطانی به جرایم و دعاوی اداری و سیاسی مرتبط با حکومت رسیدگی می شد. وجود محکمه سلطانی، در سنت ایرانی به مظالم نشستن پادشاهان ریشه داشت و محاکم شرع برخاسته از سنتهای دین اسلام بود.