رادیو به عنوان یک رسانه جمعی، نقش بسیار مهمی در فرهنگ و هویت سازی هر جامعه ایفا می کند و به عنوان ابزار تبلیغاتی در جهت نیل به اهداف گفتمان های مختلف می تواند مورد استفاده قرار گیرد. رادیو در دوره رضاخان وارد ایران شد. پهلوی اول برای انتشار و تبلیغ مدرنیسم و مشروعیت حکومت ضد دینی خود از این رسانه بهره برد. او در داخل ایران گفتمان مدرنیسم و ناسیونالیسم و در خارج از کشور گفتمان ناسیونالیسم را با کمک این رسانه تبلیغ می کرد. امّا پس از اشغال ایران توسط متفقین و ایجاد فضای باز سیاسی، برنامه های رادیو نسبت به گذشته مردمی تر شد، امّا با به قدرت رسیدن پهلوی دوم برنامه های رادیو در جهت اهداف سیاسی وی، گفتمان غرب گرایی و ضدّ دینی در جامعه تبلیغ کرد. نقش رسانه رادیو در دوره پهلوی از نوآوری های این مقاله است و روش تحقیق در این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی است.
مسئله ای که تحقیق حاضر را به پیش می برد، تبیین این سؤال است که چرا تحوّلات سیاسی درونی و بیرونی پس از شهریور1320 که همزمان با آغاز به کار مجلس سیزدهم اتّفاق افتاد، به تحوّل بنیادینی که نقش آفرینی نهاد مجلس شورای ملّی در عرصه های مختلف را در پی داشته باشد، منجر نگردید؟ در تحلیل این مسئله، بر این باوریم که تکوین ساختار دولت مطلقه مدرن همراهبا گسترش چندپارگی اجتماعی و تداوم فرهنگ سیاسی سنّتی و پدرسالارانه به عنوان موانع اصلی توسعه سیاسی باعث شده بود که جایگاه بی ثبات و وابسته ای برای نهاد مجلس در اعصار پس از آن نیز رقم بخورد؛ به گونه ای که در دوره تاریخی دهه 1330 نیز به رغم شرایط بحرانی داخلی از جمله تضعیف نقش شاه در رأس هرم قدرت، به دلیل قدرت گیری دیوان سالاری سیاسی و نظامی و سلطه خارجی نیروهای متّفقین، مجلس شورای ملّی امکان اعمال نظارت بر امور و قانون گذاری مطلوب خود را از دست داد. در نتیجه، با وجود تضعیف سلطنت و عدم تسلّط شاه جوان بر امور مملکتی امّا به دلیل منازعات گروه های قدرت داخلی و تضعیف استقلال سرزمینی، شاهد فترت دیگری در عرصه قانون گذاری هستیم و مسائل داخلی و خارجی در این مقطع بر ماهیت و عملکرد نهاد دموکراتیک مجلس سایه سنگینی افکنده اند. بدین ترتیب، نیل به آرمان های مشروطیت در درجه دوم قرار گرفت و باعث شد تا همچنان توجّه و تلاش برای حفظ وجه دموکراتیک و سیاسی مشروطه،متمرکز گردد و سایر ارکان مشروطه، مغفول واقع شده و در نتیجه یکی از مهم ترین ابعاد تبلور مشروطه که تربیت و توسعه فرهنگ سیاسی جامعه جدید بر اساس فرهنگ مشارکتی بود، به تعویق افتاد. همچنین سیر وقایع پس از مشروطه به گونه ای پیش رفت که تلاش برای «حفظ مشروطه و نهاد مجلس قانون گذاری»، جایگزین هرگونه اقدام جهت «توسعه مشروطه» و نهادینه کردن اهداف آن شد و این مسئله، کلید تفسیر تمام وقایع و حوادث پرفراز و نشیب از مشروطه به بعد بوده است. بر اساس تداوم چنین وضعی است که می توان با استناد به منابع و مستندات تاریخی و بررسی ساختار و کارکرد مجالس دهه 1330 که شامل حیات سیاسی و اجتماعی مجالس سیزدهم تا شانزدهم می شود، تحلیل کردکه علی رغم خروج رضاشاه از صحنه سیاسی کشور و ایجاد فضای باز سیاسی در شهریور1320، گرچه تمرکز قدرت از بین رفت و دور تازه تمرکز زدایی در ساختار سیاسی و اجتماعی قدرت آغاز شد امّا این دگرگونی مقطعی به معنای حرکت در مسیر توسعه و غلبه نهادهای سیاسی- اجتماعی جدید همچون مجلس، احزاب و ارگان های اجتماعی بر منظومه قدرت سیاسی نبود زیرا تداوم ساختار و ماهیت نظام سیاسی سنّتی و خیزش نخبگان سیاسی از میان منابع سنّتی قدرت که مهم ترین منبع آن فرهنگ سیاسی سنّتی بود، باعث گردید تا سلطه مطلقه در عصر مشروطه بازتولید گردد که این امر به شکل تقابل ساختار و کنش مجالس دهه 1330 و مراکز موازی قدرت، قابل مشاهده است.
تاکید شدید بر مرزبندی جغرافیایی در دوره جدید (مدرن) سبب گردید سیاست به دو بخش داخلی و خارجی با لحاظ حدود مطلق و نسبی حاکمیت تقسیم شود. سیاست خارجی و تغییر و تحولاتش ویژگیهای خاصی دارد که متاثر از تفاوت محیطی آن با سیاست داخلی است. برجستگی «ثابتها» در اصول گرایی، این پرسش را مطرح می سازد که در عرصه پرتغییر و تحولی نظیر سیاست خارجی، اصول گرایی به چه معناست و چه نقشی دارد؟ در این مقاله پویاسازی سیاست خارجی از طریق اصول گرایی تبیین گردیده است.
قدرت بلامنازع سیاسی و مذهبی پادشاهان صفوی سبب آن بود تا هر فرمانی از آنها به منزله قانونی لازم الجرا تلقی گردد. لیکن در مواردی مقرر میگشت تا حکم شاه برای اعلان به عموم با خطی خوش بر سنگ نقر ودر مکانی که به اقتضای موضوع فرمان تعیین می گردید نصب شود.
فرمان های حکومتی دوره صفویه در واقع گروهی از اسناد معتبر باستانشناسی اند که در آنها دستورات صادر شده توسط شاهان این سلسله در راستای رفع پاره ای از مشکلات و معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ایران عصر صفوی درج گردیده است. این فرامین در شهرهای مختلف ایران از جمله اصفهان، کاشان و یزد به شکل کتیبه های سنگی بر سردر، صحن و شبستان مساجد جامع , بقاع متبرکه و بازارها باقی مانده است. با شناسایی، نسخه برداری ، استخراج، دسته بندی و تحلیل اطلاعات 26 فرمان حکومتی دوره صفویه در شهرهای مذکور در نوشتار حاضر معلوم گردیده است که اعطای تخفیف مالیاتی ، مبارزه با فساد و فحشا، منع شرابخواری و مصرف مواد مخدر و مسکرات ، جلوگیری از تعدی حاکمان و ماموران دولتی بر مردم ، جلوگیری از لهو و لعب ، حمایت از برخی طبقات اجتماعی خصوصا اقشار ضعیف و پایین دست جامعه و... از جمله اهداف صدور این فرامین بوده اند.
گسترش اندیشه تشیع در خارج از شبه جزیره عربستان و عراق معلول
عوامل چندی از جمله مهاجرت شیعیان به سرزمین های دیگر بود و
تقابل آنها با خلفای اموی و عباسی این روند مهاجرت را تسریع کرد.
در خصوص ورود تشیع به ایران، میتوان گفت که اندیشه شیعی
نخست مناطق همجوار با سرزمین عراق را تحتتأثیر قرار داد. اگرچه
گذرگاه های طبیعی غرب فلات ایران یکی از مجاری اصلی ورود
تشیع به ایران بود، اما ولایات خوزستان به قدری اهمیت داشت که
این منطقه را به اولین توقفگاه علویان تحت تعقیب تبدیل کرده بود.
از این رو، می توان خوزستان را دروازه ورود تشیع به ایران قلمداد
کرد.
بررسی زمینه های ورود تشیع به خوزستان حاکی از این است که
موقعیت راهبردی و تعدد مسیرهای ارتباطی خوزستان با مناطق
جنوبی عراق، به عنوان پایگاه اصلی شیعیان، که امکان آشنایی مردم
منطقه را با اندیشه شیعی و آمدوشد راحتتر شیعیان فراهم میکرد؛
به علاوه زمینههای تاریخی و اجتماعی حاکم بر منطقه که موجب
نارضایتی مردم خوزستان از سلوک خلفا میشد، در ورود فکر و
فرهنگ شیعی به خوزستان نقش مؤثری داشت. در این میان
مهاجرت یا تبعید خاندانهای شیعی به خوزستان و شکلگیری
حکومتهای شیعه مذهب نیز در تکوین مراکز اولیه تشیع و گسترش
فرهنگ شیعی سهم تعیینکننده ای داشت.
روابط خارجی کشورها تابعی از وضعیت و پتانسیل درونی از یک سو و قدرت و موقعیت منطقه ای و بین المللی آن ها از سوی دیگر می باشد. تحلیل روابط ایران و آلمان نیز در همین چارچوب در خور بررسی است و گفت وگوی حاضر نیز با لحاظ متغیرهای داخلی و خارجی، نوسانات رفتاری و تغیر عمق روابط دو کشور یادشده را تحلیل نموده است؛ روابطی که نه فقط بیانگر قوت ها بلکه نشان دهنده ضعف ها و فشارهایی است که برقراری روابط پاسخی به آن ها محسوب می شده است. شایان ذکر است که در این شماره با جناب آقای محمدعلی امین ــ مدرس و محقق در زمینه تاریخ و تمدن غرب و اسلام، عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا و امریکا و مؤسس اتحادیه راه اسلامی در اروپا ــ گفت وگو شده است.
پژوهش حاضر درصدد است مناسبات حکومت خاراسن در جنوب میان رودان را با پادشاهی اشکانی و امپراتوری روم بسنجد. خاراسن با اهمیت منحصر بفرد خود تاثیر زیادی در روابط این دو قدرت بزرگ و رقیب داشته است. شناخت بیشتر این روابط از لابلای کاوش های باستانشناسی این منطقه ی باستانی که اطلاعات بسیار محدود و اندکی راجع به آن وجود دارد امکان پذیر خواهد بود. یافته های پژوهش که مبتنی بر مطالعات سکه شناسی، باستان شناسی و منابع است مشخص می کند حاکمان این منطقه با ریشه ی بومی، و فرهنگ سامی قصد تسلط بر خلیج فارس و تجارت آن با سایر مناطق، استقلال عمل بیشتر در روابط با اشکانیان و ایجاد روابط گسترده تر با امپراتوری روم و هند داشته اند.
سفرنامه های خارجی غالباً توسط مأموران سیاسی و مبلغان مذهبی مسیحی تدوین گردیده که البته منافع، اندیشه ها و مقاصد سیاسی مذهبی خاص خود و دولت های متبوعشان را در تصویربرداری از شرایط اجتماعی جامعة اسلامی و در رأس آن جامعة ایرانی در سده های اخیر دخالت داده اند. مستشرقان انگلیسی از این جمله اند که جانب دارانه، همراه با تعصب، و توجیه استیلای خود بر جهان اسلام، به نگارش سفرنامه هایی در این خصوص مبادرت ورزیده اند.
این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که مستشرقان انگلیسی چه تصویری از جامعة اسلامی و در رأس آن، ایران عصر قاجار در سفرنامه هایشان ارائه کرده اند؟ یافته های پژوهش ضمن اثبات فرضیة مطرح شده، بیانگر این واقعیت است که نداشتن شناخت واقعی از مذهب و اجتماع اسلامی ایرانی از یک سو، و نیز بینش استعماری استثماری انگلیسی ها از دیگر سو، موجب گردیده آنان گزارشی همراه با تحقیر نسبت به فرهنگ و اجتماع میهنمان در این دوره و در ابعاد گوناگون در منابع سفرنامه هایشان انعکاس دهند که البته با واقعیات تاریخی مغایر است. جوامع اسلامی به شکلی توهین آمیز، منحط، کهنه، خرافاتی، جاهل، اهل افراط و تفریط، دو فضایی، دروغگو، متملق و در یک عبارت، فلاکت زده و عقب مانده در اخلاقیات، آداب و رسوم، و اعتقادات مذهبی معرفی گردیده اند. در این میان، نگاه بخشی سطحی و در عین حال، تعمیم یک رذیلت اخلاقی به کل جامعة ایرانی نیز از نکاتی است که نگاه بی طرفانه و منصفانة آنان را با تردید جدی مواجه می سازد. مستشرقان انگلیس برخلاف دیگر اروپاییان، که به زیبایی ها و جذابیت های دنیای اسلام نیز توجه نشان داده اند، غالباً نگاه یک سویه را در این زمینه تبلیغ کرده و از ذکر وجوه مثبت زندگی و فرهنگ مردم آن استنکاف ورزیده اند.
در مقاله حاضر تلاش شده است نظام سیاسی دوره غیبت در دیدگاه امام خمینی و علامه محمد حسین نائینی مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. همچنین استدلال شده است که اندیشه سیاسی امام خمینی در باب نظام سیاسی در دوران غیبت نسبت به اندیشه سیاسی علامه نائینی کامل تر و جامع تر می باشد. در این نوشتار، مؤلفه های یک نظام سیاسی در دو بخش کلی مؤلفه های شکلی و مؤلفه های محتوایی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است.
انقلاب مشروطه، نقطه عطفی در تاریخ معاصر این سرزمین است.شالوده بسیاری از سازمانهای امروزی در دوران مشروطه بنا شد و اقدامات بزرگی برای وضع قوانین انجام گرفت و تغییر و تحولات عظیمی در سازمان اداری سست و فرسوده ایران روی داد.در این مجال به بررسی چگونگی شکلگیری کمیسیونها در عصر مشروطه و نقش آنها در ایران امروز خواهیم پرداخت.
خصومت ایلخانان با مملوکان مصر و دشمنی دیرین ملل مسیحی با مسلمین مصر و شام از علل ارتباط دربار ایلخانان با دستگاه پاپ و دربارهای اروپا محسوب می شود. اروپایی ها با ابزار دین و به جهت تبلیغ دین مسیحیت وارد شرق شدند و اطلاعات مردم شناسی و نظامی بدست آوردند. روابط سیاسی مغولان و کشورهای مسیحی با مبادله هیأتهای سیاسی، جهت ترویج آیین مسیح با هدف خاتمه دادن به نفوذ مسلمین بود. روابط خانان مغول با اروپا همیشه دارای یک ثبات و به یک شکل نبود، گاهی این روابط پررنگ و گاهی کم رنگ تر می شد و خوانین در گسترش این روابط نقش به سزایی داشتند. آنچه که مسلم است اروپاییان زیرکانه حداکثر استفاده را از این روابط بردند و زمانی که از جهت حمله مغولان آسوده خیال شدند مثل سایر ملل توانستند از عواقب مساعد مانند تشکیل امپراتوری مغول استفاده فراوانی ببرند. این پژوهش بر آن است به ارزیابی روابط ایلخانان با اروپا و پیامدها و نتایج آنها بپردازد.
در دوره ی صفویه قوم کرد دارای ایلات فراوانی بود که در دو قلمرو ایران و عثمانی حضور داشتتند. یکی از ایلات مهم کرد، مُکری ها بودند که در مناطق شمال غربی ایران می زیستند. کردهای مکری در دوران حکومت شاه عباس اول به بالاترین شهرت خود در دوران صفویه رسیدند؛ چرا که در این ایام نه تنها دارای قدرت زیادی گردیده، بلکه برای دولت صفوی اهمیت داشتند. اهمیت ایل مکری در دوره شاه عباس اول به این علت بود که آنها یکی از ارکان نیروی نظامی وقت محسوب می شدند و در مرز ایران و عثمانی به مانند سدی در مقابل تجاوزات عثمانی ها قرار می گرفتند. مکریان در دوران شاه عباس اول دچار حوادث بسیاری شدند. یکی از این حادثه های مهم سرکوب این ایل به دستور شاه عباس بود که برای مدتی ادامه داشت و قتل و غارت بی سابقه ای آنها را فرا گرفت. مقاله حاضر در نظر دارد با بررسی روابط شاه عباس اول با ایل مکری علل فراز و فرود در روابط میان آنها را دریابد.
مشروعیت، تبدیل قدرت عریان به اقتدار پذیرفته شده نزد افراد جامعه است. در هر جامعه ای، منابع مشروعیت با توجه به فرهنگ و سنن حاکم بر آن جامعه تعریف و توجیه می شود. در تاریخ ایران اغلب، نیروی نظامی طرف پیروز و دارای حق حکومت را مشخص می کرد؛ اما پس از تأسیس حکومت، هر خاندانی سعی می کرد با توسل به سنن تاریخی، به حکومت خود مشروعیت ببخشد. آقامحمدخان به عنوان مؤسس حکومت قاجار در ایران، فرصت چندانی برای مشروعیت بخشی به حکومت قاجارها به دست نیاورد؛ بنابراین فتحعلی شاه پس از رسیدن به سلطنت، تلاش کرد با بهره گیری از سنن رایج در دوره اسلامی، به حکومت خود مشروعیت ببخشد. این مقاله می کوشد تکاپوهای مشروعیت ساز فتحعلی شاه قاجار را براساس معیارهایی همچون امتیازات نسبی و حسبی، بهره گیری از سنن شاهی ایران و مشروعیت دینی به روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای استفاده از اطلاعات کتابخانه ای بررسی و تحلیل کند.