حملة آقا محمدخان قاجار به کرمان پیامدهای گستردة امنیتی و سیاسی در بر داشت. افزایشِ تکاپوهای هسته های محلی، در جنوب شرقِ ایران، وضعیتِ پرمخاطره ای به وجود آورده بود، به گونه ای که احتمالِ انتزاعِ سیستان از ایران منتفی نبود. این وضعیت موجب شد تا قدرتِ مرکزی، برای برقراری امنیت در ایالتِ کرمان و بازسازی شهر کرمان که بخش عمده ای از زیرساخت های شهری اش را از دست داده بود، حکمرانانی از شاهزادگانِ عالی رتبة قاجار را به کرمان اعزام کند. در طیِ حکومت سلسلة قاجار روند برقراری امنیت از سویِ حکمرانان قاجاری در دستور کار قرار گرفت. در نوشتارِ حاضر، این موضوع با تأکید بر این مسئله بررسی خواهد شد که روندِ برقراری امنیت و ادارة سیاسیِ ایالتِ کرمان در دورة قاجار چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که شاهان قاجار، علی رغمِ بروز شورش های محلی، با انتصابِ شاهزادگانِ عالی رتبه و دیوانسالارانِ کهنه کار قاجاری به درجات، به برقراری امنیت و بازسازیِ شهر ویران شدة کرمان پرداختند.
یکی از ویژگی های عمده حکومت صفویان غلبه تفکر نظامی گری در نیمه اول این دوره بود. روند غلبه آنها بر مخالفان داخلی و لزوم رویارویی با دشمنان قلمروهای شرقی و غربی چنین الگویی را بر ساختار سیاسی جامعه دوره صفویه تحمیل نمود. این ماهیت نظامی، حکومت صفویه را به مسیری هدایت نمود که بخش عمده ای از اندیشه و توان نظامی خود را بر این زمینه متمرکز نمایند. برآیند این روند باعث شد در سیر تحولات این دوره ساختار نظامی صفویه دگرگونی های قابل توجهی را تجربه نماید و از الگوهای سنتی به سوی یک مدل متمرکز متمایل شود. آن چه که شاهان صفوی را به عنوان فرماندهان اصلی عرصه های جنگی در این خصوص تشویق نمود، شکل گیری و تداوم جنگ های نسبتاً پایدار بود. بر همین اساس آن ها ضمن تلاش برای ترمیم ساختار نظامی خود، در رویارویی های طولانی مدت، مبتنی بر شرایط و موقعیت های پیش آمده و بر اساس توان نظامی، تاکتیک های خاصی را در جهت تقابل با دشمنان انتخاب می کردند و ظاهراً در این خصوص انعطاف خوبی را بروز می دادند. این نوشتار به شکل عمده در پی پاسخگویی به این سوال بر خواهد آمد که: صفویان در سازماندهی جنگ های خود ازچه الگوها و شیوه هایی بهره می بردند؟
تا پیش از دوره مغول منازعه های درونی شهرهای ایران بیشتر جنبه مذهبی داشت، اما پس از یک دوره استیلای مغولان چنین منازعه هایی صورت اجتماعی به خود گرفت. آنچه بیش از همه حیات اجتماعی این دوره را تحت تأثیر خود قرار میداد، قدرت فراوان ایلات بود که به صورت واحدهای لشکری در داخل شهرها یا نواحی پیرامون آنها مستقر بودند. در نتیجه، رابطه اقتصادی قدیمی میان شهر و نواحی پیرامونی آن با امنیت عمومیشهرها نیز گره خورد و در این شرایط جدید دروازه شهر نسبت به دورههای قبل اهمیت و حساسیت بیشتری یافت؛ زیرا محلههایی که دروازه های شهر را در اختیار خود داشتند، از این پس، بیش از آنکه با دیگر محلات پیوند داشته باشند، با یک پدیده بیرون از شهر مرتبط می شدند و از این طریق قدرت خود را برای هماوردی با دیگر محلات که آنها نیز چنین شرایطی را داشتند، مهیا میکردند. شیراز قرن هشتم هجری، تحت تأثیر این شرایط، شاهد کشمکشهای پرخسارتی میان محلات بود که با دخالت نیروهای بیرون از آن فزونی می یافت و با جای سپردن یک دودمان به جای دودمانی دیگر همراه بود.
برای رویارویی با اقبال روزافزودن حزب توده، بسیاری از سازمانهای سیاسی ملیگرا و مذهبی تحرکات جدیدی را در دهه 1320 در ایران آغاز کردند . الگوی بسیاری از این تحرکات، ادغام برخی جوانب مادی گرایانه در اندیشههای شان بود برای آنکه بتوانند به تحلیل و ارزیابی مسائل روز بپردازند . "جنبش خداپرستان سوسیالیست" که یکی از این گروهها بود تلاش کرد . فلسفه ماتریالیسم را با خداپرستی ادغام نماید . با اینهمه، علیرغم کسب محبوبیت اولیه، نتیجه تفکر این گروه جز رادیکالیسم روزافزون نبود و به همین دلیل نیز نتوانست نقش موثری در سیاست ایران در این سالها ایفا کرد
بحران های اقتصادی که در عصر ناصری به تدریج شدت می یافت، پیامدهایی همچون گرانی نان و قحطی ها را در پی داشت. گرانی و قحطی نان در بسیاری از موارد در جوامع شهری به بلواهای نان و اعتراض مردم به حکومت منجرمی شد. عواقبی که این بلواها برای اعتبار حکومت و همچنین اقتصاد کشور در پی داشت، حکومت را دچار هراس و نگرانی می کرد. حکومت قاجار که روابطش را با مردم بر طبق الگوی سنتی شاه و رعیت تنظیم کرده بود و طبق این الگو مجالی برای اعتراض جمعی مردم در برابر حکومت وجود نداشت، به سرکوب این بلواها می پرداخت. شدت بلواها در بسیاری موارد حکومت را به عقب نشینی در برابر خواسته های مردم وادار می کرد. بلواهای نان مناسبات شاه و مردم را متأثرمی کرد، هرچند که به دگرگونی کامل آن الگوی سنتی منجرنشد. این پژوهش بر آن است تا به ارزیابی میزان تأثیر بلواهای نان بر روابط حکومت و مردم در عصر ناصری بپردازد و برخی جلوه های آن را مشخص کند. روش تحقیق، روش توصیفی ـ تحلیلی با تکیه بر اسناد دست اول است.
نهضت جنگل تداوم راستین انقلابی بود که مجاهدین آرمانخواهش شاهد استحاله سریع آن بودند و به عیان مشاهده می کردند که همه تلاش ها و جانبازی هایشان، نتیجه ای جز تغییر چند نام و عنوان نداشته و نتوانسته در ماهیت نظام سیاسی و اجتماعی ایران تغییری به وجود آورد. علت یابی این انحراف آن ها را به نفوذ و دخالت بی حد و مرز دولت های استعمارگر روسیه و انگلستان در امور کشور رساند و یقین کردند، تا زمانی که ایران به استقلال کامل نرسد، همه تلاش های آینده هم چیزی جز به دور خود چرخیدن نخواهد شد. نهضت جنگل با چنین تحلیلی بنیان گذارده شد و میرزا کوچک خان جنگلی از جمله مجاهدینی بود که قیام مسلحانه را به جای مبارزات قانونی و پارلمانی برگزید. وقوع انقلاب کمونیستی 1917 روسیه و تغییر سیاست های این کشور، نگاه ها به روسیة جدید را تغییر داد و میرزا به تعریف جدیدی از دوست و دشمن رسید، اما بی اطلاعی او از بده بستان های پشت پرده و در سطح کلان، باعث شکست او و ناکامی جنبش جنگل شد.
فرهنگ و تمدن ایرانی، با ظهور اسلام در خدمت پویایی و بالندگی فرهنگ و تمدن اسلامی قرار گرفت؛ و متعاقب ورود ترکان و مغولان به حوزه تمدنی و فرهنگی ایران، مدیریت مجموعه فرهنگی نوپدید را بر عهده گرفت. هدف این مقاله، با تکیه بر روش تاریخی، شناخت نحوه تعامل فرهنگ های سه گانه در تختگاه فارس- شیراز- طی سده های هشتم و نهم قمری است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که فرهیختگان ایرانی اعم از دیوانسالار و غیر آن، در میان فرهنگ های گوناگون پیوند و تعامل برقرار کردند و با مدیریت مجموعه فرهنگی نوپدید، در شاخه های مختلف هنری از جمله تذهیب، نگارگری، و کتاب آرایی آثار بدیعی خلق نمودند. بدین ترتیب فرهنگ و تمدن ایرانی باز هم اثرگذاری خود را تداوم بخشید. آل اینجو، آل مظفر، و تیموریان در بسترسازی این حرکت نقش چشمگیری داشتند.