فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
کارکرد علم انساب در تبیین حیات اجتماعی طالبیان عهد سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش انساب یا نسب شناسی از علوم مورد توجه مسلمانان بوده که به منظور پرهیز از خطا در شناخت نسب افراد به وجود آمد. در اسلام، شناسایی نسب به جهت شناسایی افراد و آثار حقوقی آن مورد توجه قرار گرفته است. عباسیان که براساس اعتبار نسبی روی کار آمده بودند، به نسب شناسی به ویژه شناسایی نسب خاندان پیامبر (بنی هاشم) اهمیت دادند. آنان در همین راستا، نهاد نقابت را در قرن سوم پی ریزی کردند تا حقوق بنی هاشم را حفظ کند و به رتق و فتق امور سادات هاشمی بپردازد. این مسئله خودبه خود نیاز حیاتی و اساسی به نسب شناسان خبره را ایجاد کرد و زمینه ای برای گسترش و رشد دانش نسب شناسی شد. اوج شکوفایی این علم را می توان در دوره سلجوقی جستجو نمود؛ دوره ای که جایگاه اجتماعی طالبیان (شاخه ای از بنی هاشم) بهتر شد و نسب شناسی طالبیان مورد توجه قرار گرفت. در این نوشتار با رویکردی توصیفی تحلیلی پس از تبیین جایگاه طالبیان در عصر سلجوقی و آثار نسب شناسی، ارتباط دانش نسب شناسی با حیات اجتماعی طالبیان مورد بررسی قرار گرفته و تأثیر این دانش بر گسترش دامنه نفوذ اجتماعی آنان تبیین شده است.
نگرشی بر عملکرد مبلغان پروتستان در یزد عهد قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال شکل گیری مبلغین تبشیری در غرب، انجمن تبلیغی کلیسا با تکیه بر نفوذ انگلیس در ساختار سیاسی ایران؛ اصفهان را کانون استقرار خود ساخته و پس از تعیین سرحدات تبلیغی با پرزبیتری ها، درصدد بسط قلمرو به یزد، کرمان و شیراز برآمد. در این میان گرچه بُعد مسافت یزد از مراکز تحول خیز و امنیت نسبی؛ تضمینی بر حضور و بقای سه اقلیت زرتشتی، یهودی و بهائی بشمار می رفت، اما در خلأ وجود هم کیشان مسیحی، انجمن تبلیغی کلیسا جذب اقلیت های مذکور و خاصه زرتشتیان را فرصتی مغتنم شمرده؛ برای جلوگیری از تحریک احساسات دینی مسلمین، اهداف تبلیغی خود را در قالب ارائه ی خدمات درمانی و آموزشی پوشیده داشت. باوجود حمایت سیاسی انگلیس و حکومت مرکزی در تضمین بقای انجمن، اوج درخشش مبلغین را می توان تا وقایع مشروطیت دانست که با ساخت بیمارستان، مدرسه و توزیع اعانه میان مستمندان شیوه های مختلفی را برای جذب نوکیشان به آزمون گذاردند. بر این اساس پژوهش حاضر می کوشد تا کارکرد این انجمن در حوزه های درمانی، آموزشی و دیگر تدابیر جذب نوکیش را به بحث گذارد.
نسبت حاکمیت سیاسی وحیات اقتصادی دردوره اول حکومت صفویه(907-996ه ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکوفایی ورونق اقتصادی جامعه نقش عمده ای در تعیین مسیر تحولات تاریخی و حرکت جامعه به سوی پیش رفت ایفا می کند. پیوند ناگسستنی اقتصاد با دیگر مسائل، عامل تأثیر گذار بر این حرکت بوده است.
رویکرد این پژوهش بیش از هر چیزی توصیف و بررسی تعامل نهادحاکمیت بااقتصادجامعه درعصرصفویه است. اهمیّت این موضوع وقتی آشکار می گردد که وضعیّت اقتصادی دوره صفوی به صورت سلسله حوادث سیاسی زمان هر کدام از پادشاهان صفوی دقیق تر و جامع تر مورد ارزیابی قرار گیرد و این شیوه ،هدف اصلی از انجام این پژوهش است.
مقاله به تبیین وضعیت ایران با رویکردی به اوضاع اقتصادی حاکم بر جامعه ایران در دوره اول عصر صفوی(907-996ق)اشاره دارد .تأثیر ونسبت دومقوله حاکمیت واقتصاد در این پژوهش محور اصلی بحث می باشد. درخاتمه مقاله نیز به رهیافت های جدیدی که باانجام این پژوهش حاصل گردید اشاره شده است.
مهم ترین سئوال پژوهشی که مقاله درپی پاسخ دادن به آن است اینکه مبنای تعامل دولت صفوی بانهادهای اجتماعی واقتصادی این دوره چگونه بود؟ به عنوان یک پاسخ مختصر به این سئوال باید گفت که رابطه حکومت و حاکم با توده مردم و بازار در این دوره، رابطه عمودی بود. یعنی سلطه جویانه و مستبدانه بود و لیکن نسبت به برخی گروه ها و قبایل –دردوره اول صفوی- رابطه مرید و مرادی برقراربود.
جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به روش کتابخانه ای انجام گرفته است. داده ها و اطلاعات بر پایه یافته های حاصل از منابع گوناگون و استنتاج و تحلیل است.
عوامل رشد و زوال شهرهای ایران در عصر تیموریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلیه شئونات زندگی اجتماعی ایران، از رهگذر تهاجم و حضور ترکان تیموری تحت تاثیر قرار گرفت. امروزه نتایج حاصل از حمله و هجومترکان تیموری و تسلط آنها بر ایران مورد بحث و بررسی عده ای از محققان قرار گرفته و نظرات مختلف و گاه متضادی را اظهار داشته اند. عده ای بر این باورند هجومتیموریان مانند مغولان با سوختن و کشتن و ویرانی ها توام بوده، عده ای دیگر نیز بر این عقیده اند که ویرانگری های آنها دوام نداشت و به مرمت و بازسازی شهرها و روستاهایی پرداختند که در حین یورش آنها ویران شده بودند. بررسی و مطالعه دیدگاه های فوق نشان می دهد که تمامی این نظریات به ارزیابی و بیان کلی حمله تیموریان در حیات شهری ایران بسنده کرده و به بررسی موردی نپرداخته اند و هر کدام با مشاهده و بررسی وضعیت یک شهر یا ناحیه در زمان خاص، به نتایج فوق دست یافته اند. از طرف دیگر نظریات مزبور بیشتر دچار بزرگ نمایی نقش تیموریان در رشد و زوال حیات شهری در ایران هستند و هیچ کدام به دیگر عوامل موثر بر حیات شهری ایران توجه نکرده اند. این روش تحقیق، هدفش روشن ساختن اختلافات مطالب ارائه شده در رابطه با حملات تیموریان در برخورد با شهرها می باشد که کاملا نظرات متفاوتی را ارئه می دهد.
منصب قاضی در ایالات عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منصب قاضی، از جمله مناصب مهم ایالتی عصر سلجوقی است که بنا به فرمان سلطان؛ با توجه به شایستگی های فردی و عمومی معمولاً از بین علما انتخاب می شده است. مهم ترین وظیفه ی این قاضیان به مانند تمامی ادوار تاریخ ایران، رسیدگی به امور قضایی، شرعی و برگزاری دادگاه ها بود. تحولات سیاسی، اقتصادی و اداری عصر سلجوقی و گسترش ارضی آن، موجبات تحول در نقش قاضیان این دوره را فراهم نمود. این دگرگونی ها منجر به توسعه ی نقش سیاسی قاضیان و دخالت آن ها در امور مختلف اداری سیاسی و بعضا اقتصادی گردید. به طوری که تحول و توسعه ی نقش قاضیان، بیش از همه ی ادوار در دوره ی سلجوقی رخ نمود. پژوهش حاضر به بررسی این تحول و توسعه، با توجه به تکالیف و تأثیرات سیاسی قاضیان عصر سلجوقی، با تکیه به منابع و فرامین در باب قاضی می پردازد.
لوطیان و نقش آنان در حوادث و آشوب های تهران در دوره ی مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«لوطی» و «لوطی گری» در فرهنگ و مناسبات اجتماعی شهری ایران، تاریخی دیرپا و بنیاد و آبشخور این پدیده اجتماعی و فرهنگی عمری به درازای تاریخ «جوانمردی» دارد. لوطیان به عنوان میراث زوال یافته «عیاری» و «فتوت» عامل همیشه حاضر در بسیاری از آشوب ها و حوادث سیاسی دوره ی قاجار، به ویژه حوادث مشروطیت بودند. پژوهش حاضر ضمن بررسی پایگاه اجتماعی لوطیان، کارکردهای آنان در دوره ی قاجار را مورد بررسی قرار داده و دلایل مشارکت و انگیزه های آنان در فرایندهای سیاسی را تحلیل نماید. در ضمن، سعی دارد دو رویکرد لوطیان بر حوادث مشروطه تهران و حامیان آنها را مورد نقد و مطالعه قرار دهد؛ یافته های پژوهش نشان می دهد ساختار حکومتی دولت قاجار و نیز بافت و ساخت سنتی شهرهای ایران به همراه دسته بندی های سیاسی و مذهبی جامعه و سنت های برآمده از فرهنگ سنتی لوطیان، یکی از مهم ترین دلایل حضور آنان در آشوب های شهری بوده است.
موسیقی، جشن و جنسیت در ایران از دوره قاجار تا اوایل دوره پهلوی
حوزههای تخصصی:
در ایران، موسیقی و جشن جزیی جدایی ناپذیر از یکدیگر بوده است که همواره به شکلی از مطربی، معمولاً توسط یک نوازنده در مناسبت های شاد اجرا می شد. گرچه در گذشته واژهٔ مطرب برای همهٔ نوازندگان بدون در نظر گرفتن جایگاه و تفاوت های نوازندگی آنان کاربرد داشت، اما از اواخر دورهٔ قاجار، نوازندگان متخصص در هنر موسیقی، خود را عمداً و به طور ملموسی از نوازندگانی که شغل آنان صرفاً نوازندگی در جشن ها بود، متمایز و جدا ساختند و این روند موجب شد تا اصطلاح مطرب به گروه دوم نسبت داده شود. بنا بر اطلاعاتی که از طریق سفرنامه های اروپاییان برجای مانده است، مطرب ها و گونهٔ موسیقی آنها از دورهٔ صفویه و به ویژه اواخر آن به تدریج رو به کاهش نهاد. با وجودِ اینکه سلسلهٔ زند و دربار صفوی علاقه وافری به مطرب ها داشتند اما این امر برای هنر موسیقی در آن زمان بسیار مضر بود. با این حال، در دورهٔ قاجار، به خصوص از عصر حکومتِ ناصرالدین شاه، فعالیت مطرب ها به علت گسترش و توسعه هنر/ موسیقی کلاسیک محدودتر شد. پس از آن، در دورهٔ پهلوی، به علت ظهور و رواج موسیقی غربی و انطباق هر چه بیشتر سبک های مدرن با مراسم و جشن ها، مطرب ها به حاشیه رانده شدند و بیشتر مورد استقبال و توجه طبقات سنتی تر جامعه قرار گرفتند. پس از انقلاب اسلامی، آن ها با مخالفت بیشتری رو به رو شدند و اینگونه به نظر می رسید که گویا پس از آن برای همیشه محو و ناپدید شدند.
نقش دین در انقلاب ایران و فرانسه
حوزههای تخصصی:
دین پدیده ای اجتماعی است که ترکیب آن با حکومت در طول تاریخ جلوه های متنوعی داشته واشکال و قالب های متعددی به خود گرفته است. نقش و عملکرد دین در انقلاب فرانسه و ایران بسیار مؤثر و البته متفاوت بوده است؛ به طوری که ما به این نقطه تعارض برمی خوریم که دین در فرانسه کنار نهاده شده و جدایی دین از سیاست مطرح می شود، اما در ایران، انقلاب مبنایی دینی دارد. براساس نظریة وبر، در فرانسه، قرائت جدیدی از دین، مشروعیت حکومت مبتنی بر قرائت سنتی از دین را زیر سؤال برد و منجر به وقوع انقلاب شد؛ به طوری که شاهد رانده شدن دین به عرصة خصوصی زندگی و جدایی از عرصة سیاست و حکومت هستیم. درانقلاب ایران نیز، براساس نظریة دورکیم و مارکس، می توان گفت که رفع توهم زایی، انسجام، و همبستگی حاصل شده از دین توانست ائتلافی همه جانبه را بر علیه حکومت دین ستیز شکل دهد و بنای حکومت را براساس دین پایه ریزی کند.
پیامدهای لشکرکشی های شاه تهماسب اول به قفقاز و گرجستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هجوم های مکررشاه تهماسب به قفقاز و گرجستان پیامده های بلند مدت و کوتاه مکدتی برای حکومت صفوی درپی داشت.شاه تهماسب در نگرش خود به قفقاز در حقیقت همان سیاست اجداش را در آن مناطق دنبال می کرد. او پس از فراغت از جنگ با ازبکان و انعقاد صلح طولانی با سلطان عثمانی به دنبال تقویت بنیه مالی وبالابردن روحیه نظامی سربازانش توجه ویژه ای به قفقاز داشت. هرچند شاه تهماسب علاوه بر عوامل فوق در نظر داشت با فتوحات خود در قفقاز و گرجستان علاوه بر عوامل یادشده، نیروهای جدیدی را وارد ساختار اداری و نظامی صفویه کند. این نیروهای جدید در اواخر سلطنت شاه تهماسب و عصر شاه عباس اول به عنوان مهم ترین ارکان حکومت صفوی تبدیل شدند. در عصر شاه عباس اول ایجاد جریانی موسوم به «نیروی سوم» توسط وی و قدرت یافتن آنها از پیامدهای مهم دیگر فتوحات شاه تهماسب به قفقاز و گرجستان بود. پژوهش حاضر با روش مطالعات توصیفی - تحلیلی صورت می پذیرد.نگارنده در این پژوهش در نظر دارد با مطالعه منابع مهم عصر صفوی و همچنین تحقیقات جدید، موضوع یاد شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
اهمیت صید میگو در سواحل شمالی خلیج فارس از دوران پهلوی تا سال 1367 ه.ش
حوزههای تخصصی:
صید میگو و ماهی به صورت سنتی از هزاران سال پیش میان ساحل نشینان خلیج فارس رواج داشته است و نحوه صید را از اجداد خود به ارث برده اند. این دو محصول دریایی علاوه بر مصرف مردم ساحل نشین و دریانوردان، به صورت خشک و نمک سود به نقاطی دور از خلیج فارس حمل گردیده است.
نگارندگان می کوشند اهمیت صید میگو را در سواحل شمالی خلیج فارس بررسی نمایند و درصدد پاسخ گویی به این سئوال اند که صید میگو در تغذیهٔ ساکنان سواحل شمالی خلیج فارس تا چه اندازه نقش داشته است؟
فرضیهٔ این پژوهش نیز مبتنی بر این است که صید میگو نه تنها یکی از منابع امرار معیشت ساکنان سواحل شمالی خلیج فارس بوده، بلکه یکی از خوراک اصلی ساکنان این سواحل نیز بوده است.
نقش تاریخی ایلات افشار و بچاقچی در شکل گیری «گلیمِ پیچ باف» در ولایت کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گلیم پیچ باف» در ولایت کرمان از دست بافته های عشایری است که در بین بافندگان شهرستان های سیرجان، بافت و بخش هایی از جیرفت رایج گردیده و از مفاخر فرهنگی این نواحی است. این سوال پیش می آید که این شیوه ی بافندگی چگونه در ولایت کرمان شکل گرفته است و سابقه ی تاریخی آن به چه دوره ای می رسد؟ براساس منابع تاریخ محلی، مهم ترین ایلات در تولید «گلیم پیچ باف» در ولایت کرمان، ایلات افشار و بچاقچی بوده اند که در سده های گذشته از ولایت آذربایجان به ولایت کرمان مهاجرت کرده اند. بر اساس منابع تاریخ فرش، مناطق آذربایجان، قفقاز و آناتولی مراکز قدیمی این شیوه ی بافندگی گلیم محسوب می شوند. فرض مقاله بر این است که رایج شدن شیوه ی پیچ بافی گلیم در ایلات افشار و بچاقچی با حضور آنها در مقطعی از تاریخ در مراکز مزبور ارتباط مستقیم دارد.
شیوه ی پیچ بافیِ گلیم در طی پانصد سال گذشته توسط ایلات افشار، بچاقچی و شول در ولایت کرمان به کار رفته و با هنر بومی مراکز بافندگی در این استان عجین گشته است. «گلیم پیچ باف» با خلاقیت و نوآوری بافندگان این ناحیه طی دهه های گذشته با نام «گلیم شیریکی پیچ» مطرح گردیده و نقش مهمی در فرهنگ و اقتصاد این منطقه بر عهده داشته است. عدم وجود تاریخچه ی متقنی از این دست بافته و اشارات کوتاه و گاهی ابترِ برخی منابع در این زمینه و عدم تطبیقِ علمی آنها با منابع تاریخی، این وظیفه را فرض کرد که با روش تحقیق تاریخی با استفاده از منابع تاریخ ملی، محلی و منابع تاریخ فرش این پژوهش تدوین گردد.
چگونگی بازنمایی شخصیت آموزگارانِ روستا در داستان های نویسندگان شهری و روستایی دوره ی پهلوی دوم (1357 1340)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف نگارندگان در پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی و بازنمایی شخصیت آموزگاران روستا در آثار نویسندگان شهری و روستایی است. در بیشتر آثار داستانی رویکرد مثبتی به معلمان وجود دارد، به ویژه معلمانی که سختی تدریس در روستاهای دورافتاده را تحمل می کردند؛ اما از اواخر دهه ی چهل داستان هایی نوشته شد که در آن ها شخصیت آموزگاران منفی بود. پژوهش حاضر درپی یافتن چگونگی شخصیت پردازی آموزگاران روستایی در داستان ها و علت نگارش داستان هایی با نگاه منفی به آموزگاران در این برهه ی زمانی است. گمان می رود این بازنمایی دوگانه، متأثر از تفاوت در خاستگاه نویسندگان باشد. با بررسی داستان ها و زندگی نویسندگان شان می توان ویژگی دو گفتمان شهری و روستایی را شناسایی کرد و علت پیدایش هریک از این بازنمایی های دوگانه را دریافت. در این پژوهش سی وچهار داستان بررسی شده اند که شخصیت آموزگار در آن ها وجود دارد.
آرما ن شهر ایران استبدادی نگرشی متفاوت به ایران عهد صفوی از نگاه فلاسفه عصر روشنگری فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ هر سرزمینی نقاط عطفی وجود دارد که باعث پی ریزی آینده آن سرزمین می شود. بدون شک، در ایران باستان، مذهب با همراهی حکومت و با تأثیرپذیری از شرایط اقلیمی و آداب و رسوم رایج موجب شد نوعی از حکومت به وجودآید که تفاوتی ماهوی با حکومت دیگر سرزمین ها داشته باشد. این حکومت که استبدادی بود، باعث شد ایرانی آرمانی شکل بگیرد؛ به طوری که نویسندگان دیگر ممالک بر آن شدند که به تشریح ویژگی های آن در آثارشان بپردازند. به جرات می توان گفت که نقطه درخشان حضور خارجیان در ایران در دوره صفوی بوده و بی تردید، سفرنامه های موجود از این دوران به خوبی نشان دهنده اوضاع اجتماعی و سیاسی و مذهبی ایران آن زمان بوده است. در این بین، نویسندگان توانایی ازجمله مونتسکیو و ولتر با مطالعه این سفرنامه ها بر آن شدند تا ایران آرمانی سده های هفدهم و هجدهم را در آثارشان به تصویر بکشند. در نوشتار حاضر، با تکیه بر مستندات برگرفته از نوشته های سیاحان خارجی ازجمله شاردن و تاورنیه، تلاش کرده ایم تا تأثیرگذاری آرمانشهر ایران بر آثار مونتسکیو و دیگر فلاسفه چون ولتر، فیلسوفان قرن هجدهم رامورد مطالعه قرار داده و به تاثیر این آثار بر روی تئوری آب و هوا در شکل گیری حکومت های گذشته بر ایران که مونتسکیو به آن باور داشت بپردازیم. همچنین، این پرسش را پاسخ گوییم که مونتسکیو با تکیه بر چه مستنداتی دولت استبدادی ایران را نشئت گرفته از اقلیم گرم و خشک آن می دانست؟ و در اصل آیا ارائه چنین نظریاتی در این باب موافق واقعیات موجود بوده است یا خیر؟
ناسازگاری های زندگی کوچرویی با زندگی شهری و روستایی در ایران دورة مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود مغول ها نظام اجتماعی کوچ رویی در ایران غلبه یافت و از آن جا که نسبت به تجربة اجتماعی زندگی کوچ رویی ایرانیان شرایط بسیار ابتدایی تری داشت، پیامدهای اجتماعی ناگواری به بار آورد. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل تاریخی، ضمن بررسی ویژگی های اجتماعی و فرهنگی جماعت کوچ رو و یک جانشین، پیامدهای ناشی از گسترش تضاد بین زندگی یک جا نشینی و صحراگردی و مناسبات حاکم بر آن در دورة مغول در ایران بررسی می شود. حضور صحراگردان ترک و مغول پیرامون برخی مراکز شهری ایران سبب افزایش تعارضات زندگی صحراگردی و یک جانشینی، کم توجهی به ساختارهای زندگی شهری، و تلاش برای حفظ ارزش های خود در این دوره شد. این امر سبب ویرانی روستاها و شهرهای ایران، زوال مناسبات شهری، کاهش جمعیت، تبدیل شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک و شهرهای کوچک به روستا، تضعیف بخش های تولیدی در پی کاهش نیروی کار و ضعف مناسبات بازارها، فقر بیش تر روستاییان و پیشه وران شهری، تغییر شیوه های بهره برداری از منابع و مراتع، و تخریب کشاورزی و شبکه های آبیاری شد.
نقش خاندان های اشرافی در تحولات گرجستان در دوری یورش مغول و حکومت ایلخانی (بررسی موردی خاندان جاکلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله ی حاضر تبیین و تحلیل رفتار خاندان جاکلی در پیوند با مغولان و حکومت ایلخانان و سیر قدرت و حکومت آنها در گرجستان در دوره ی مورد نظر است. یافته ها نشان می دهد که خاندان جاکلی تلاش کردند، با در پیش گرفتن سیاست های مختلفی در مقابل امرای مغول، دولت ایلخانان و پادشاهی باگراتیدی به تقویت موقعیت و افزایش قدرت خود در گرجستان مبادرت کنند. از سوی دیگر، امرای مغول و دولت ایلخانان نیز می کوشیدند تا از طریق خاندان هایی مانند خاندان برجسته جاکلی از قدرت یابی بیش از حد پادشاهی باگراتیدی جلوگیری کرده و از این حاکمان تابع برای پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی و اعمال حاکمیت خود بهره برند.
کبوترخانه های گلپایگان و خوانسار: نگرشی بر اهمیت تاریخی و فرهنگی آنها در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین سازه های بومی ایران در ارتباط با اقتصاد کشاورزی، بناهای موسوم به کبوترخانه است. استان اصفهان از مناطقی است که در زمینه پیشینه و ساخت کبوترخانه در تاریخ بومی ایران نقش بسزایی داشته است. از آنجایی که کبوترخانه های گلپایگان و خوانسار تاکنون از نظر تاریخی و باستان شناسی به دقت مطالعه نشده اند، پژوهش حاضر در تلاش است؛ اهمیت بناهای مذکور را در این پهنه ی فرهنگی با توجه به مناسبات سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی روشن سازد. روش به کار رفته علاوه بر مطالعه منابع تاریخی، فعالیت میدانی باستان شناسی بررسی پیمایشی فشرده است. به منظور دستیابی به اهداف یاد شده 146 کبوترخانه در شهرستان های گلپایگان و خوانسار شناسایی، سپس از نظر تاریخی، الگوی پراکنش، عملکرد، میزان فعالیت، قدمت و معماری مطالعه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد بیشتر کبوترخانه ها در امتداد رودخانه درازرودخانه گلپایگان و رودخانه ی خوانسار پراکنده شده و عموماً مربوط به اواخر دوره قاجار بوده اند. کبوترخانه های خوانسار و گلپایگان برخلاف سایر کبوترخانه های مناطق اصفهان که استوانه ای شکل هستند، با نقشه چهارکنج (مستطیلی) بنا شده اند. یافته های دیگر پژوهش نشان می دهد کارکرد کبوترخانه های خوانسار و گلپایگان همانند سایر کبوترخانه های مناطق دیگر ایران تولید کود برای تقویت زمین های کشاورزی بوده است.
منابع درآمد مالی امویان در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان پس از فتوح، تحت اداره خلافت اسلامی قرار گرفت و به خاطر دارا بودن منابع طبیعی و قرارگرفتن در مسیر تجارت بین المللی اهمیت ویژه ای پیدا کرد. این منطقه در صنایع محلی، محصولات کشاورزى و انتقال کالاهای شرقی سرآمد بود و منابع مورد نیاز سرزمینهای اسلامی را فراهم می نمود. برخی از سیاستهای امویان در خراسان برای بهره مندی از این امکانات و تقویت بنیه اقتصادی دولت خود بود. منابع درآمد مالی امویان در خراسان به سه دسته منابع شرعی، جعلی و عرفی تقسیم می شد. این مقاله بر آن است تا ضمن بازشناسی این منابع، زمینه ها و نتایج مترتب برآن را نیز بازگو نماید. روش تحقیق، مطالعه تاریخی و به صورت تحلیلی و توصیفی می باشد که با استفاده از منابع اسلامی انجام گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخش مهمی از سیاست مالی امویان در خراسان برگرفته از تغییر در احکام مالی و به کارگیری قواعد سنتی و عرفی بود. در نتیجه به جز در موارد خاص و محدود پذیرش اسلام، تغییری در منابع مالی خراسان ایجاد نکرد. پیامد این امر گسترش نارضایتی های عمومی و ظهور جنبشهای اجتماعی متعدد بود.
جایگاه فلسفه در تاریخ فرهنگی اجتماعی قاجار و تداوم آن در مکتب فلسفی متأخر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روزگار قاجار با دو گروه از اهل معرفت مواجه می شویم، که یکی به ماده ی فرهنگی اسلامی مجال مواجهه با صورت های نوین فرهنگی را نمی دهد و مترصد است آن را در همان هویت پیشین مصون دارد؛ و دیگری، گروهی هستند که چندان دل در صورت ها و دستاوردهای درخشان تجدد دارند، که ماده ی فرهنگ بومی را برای دریافت و درک این نوظهورها حاوی هیچ استعدادی نمی یابند. مقاله، با رجوع به مبادی «هستی شناختی»، در صدد بیان این نکته است که مواجهه با دستاورهای فرهنگی تجدد، ضمن این که آشنایی مستوفایی با مبادی حکمی و نظری آن لازم دارد، تعهد و الزام ویژه ای را در قبال سنت و سابقه ی فرهنگی خود می طلبد؛ تا مجالی درخور برای برساختن ترکیبی اصیل و موافق با مقتضیات حکمت و وجود برای این دو تأمین کند و بدین ترتیب امکانی شایسته برای مشارکت فعال اهل نظر این سرزمین در فرهنگ جهانی پدید آورد.
بررسی جایگاه خلاصه التواریخ در تاریخ نگاری صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب خلاصه التواریخ نوشتة قاضی احمد قمی، یکی از مهم ترین تواریخ اوایل دورة شاه عباس است. این کتاب در ابتدا مشتمل بر پنج جلد بوده که امروزه تنها جلد پنجم که وقایع روزگار شیخ صفی الدین اردبیلی را تا اوایل سال های سلطنت شاه عباس اول صفوی روایت می کند، باقی مانده است. موضوعِ حاضر، علی رغمِ قابل توجه بودن در این حوزه، در مقایسه با دیگر تواریخ، به ویژه تاریخ عالم آرای عباسی، کمتر مورد اعتنا قرار گرفته است. در این نوشتار، برخی از جنبه های تاریخ نگاری قاضی احمد قمی، از جمله شکل شناسی و تحلیل محتوایی دیدگاه های مؤلف دربارة مضامینِ مختلف، اهمیت و ویژگی های تاریخ نگاری او، شناسایی اعتبار اخبار تاریخی و سبک و شیوة نگارش او در تاریخ نگاری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درمجموع، روش های تاریخ نویسیِ قاضی احمد در کتاب خلاصه التواریخ، اگرچه در حدّی نبود که در تاریخ نگاری صفوی به عنوان یک سبک، مطرح شود؛ اما در برخی جنبه ها، از جمله دیباچه نویسی و سالنامه نگاری همراه با برخی تغییراتِ جزیی، انتقال دهندة روش هایی بود که از مورخان پیش از خود کسب کرده بود.