تکنولوژی از مهم ترین عناصر قدرت و ثروت (اقتصاد سیاسی) در جهان امروزی محسوب می شود. سهولت و امکان پذیری انتقال تکنولوژی همواره از دغدغه های دولت ها و فعالان اقتصادی در کشور های جهان بوده است. روش ها و مدل های انتقال تکنولوژی براساس تجارب کشورهای جهان متفاوت است. نگاه کلان و از جانب دولت به موضوع انتقال تکنولوژی نیازمند توجه به حوزه های پارادایمیک و حوزه های اجرایی و مرحله ای است. در این پژوهش با استفاده از روش مطالعه اسنادی عوامل مؤثر در انتقال تکنولوژی در هفت کشور منتخب آلمان، ژاپن، چین، کره جنوبی، امارات متحده عربی، هند، و ترکیه به روش تحلیل محتوای کیفی شناسایی شده است. نمونه گیری به روش غیرتصادفی هدف مند بوده است. داده ها به روش تحلیل محتوای عرفی تحلیل شده اند. سپس با استفاده از مطالعه تطبیقی و روش جبر بولی عوامل شناسایی شده به دو گروه علل لازم و مشارکت کننده تقسیم شده اند. به کمک این عوامل مدل پیش نهادی از انتقال تکنولوژی ارائه شده است که می تواند به منزله بستر سیاست گذاری در حوزه انتقال تکنولوژی در سطح کلان کشور استفاده شود. علاوه بر آن، نقش دولت در انتقال تکنولوژی موردبحث قرار گرفته است و متخصصان و نخبگان کشورها درمقام متولی اصلی انتقال تکنولوژی معرفی شده اند.
عراق از جمله کشورهای جنوب غرب آسیا می باشد که دارای موقعیت استراتژیکی مهمی است و همواره در تحولات داخلی و بین المللی دارای نقش و جایگاه مهمی بوده است. کشور عراق با بیش از 32 میلیون نفر جمعیت، گروه های مذهبی مختلفی اعم از شیعه، سنی، گروه های کرد، مسیحی و غیره را در خود جای داده است. شیعیان در طول تاریخِ کشور عراق همواره در صدر توجهات بوده اند و به ویژه با سقوط صدام اهمیت و جایگاه آن ها چندین برابر گردید. شیعیان عراق با جمعیتی60 تا 65 درصدی؛ با تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران، توانستند پس از سال ها مبارزه مناصب مهمی مانند نخست وزیری و اکثریت کرسی های مجلس را بدست بگیرند در ادامه به این سوال اصلی پاسخ داده می شد که شیعیان در ساختار سیاسی عراق دارای چه نقش و عملکردی هستند؟ بنابراین هدف از این مقاله بررسی نقش و جایگاه شیعیان در ساختار سیاس کشور عراق می باشد که با روش توصیفی - تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای نگاشته شده است