آیا دوران انقلابها سپری شده است؟ برخی از محققین و صاحبنظران معتقد هستند که با استناد به روندهای فعلی جهانی شدن و پروسه دمکراسی سازی در قسمتهای مختلف دنیا احتمال وقوع انقلاب های بزرگ اجتماعی به صفر رسیده است امروزه شرایط حاکم در نظام بین المللی به گونه ای است که شبکه به هم پیوسته ای از منافع متقابل اقتصادی، کشورها را به یکدیگر سخت مرتبط ساخته است و چه تاثیر شگرفی را روندهای دمکراسی سازی بر روی حل و فصل نارضایتی های عمومی دانسته اند. به طور قطع آن دسته عواملی که وقوع انقلاب های ملی را ناممکن می سازند از جمله علل اقتصادی، سیاسی و فرهنگ جهانی ممکن است به نوبه خود به پدیده ای تحت عنوان بحران انقلاب جهانی در دهه های متقدم منجر شود. در فقدان حکمروایی جهانی، نهادهای سیاسی فرامرزی آفریننده زمینه سیاسی مشخصی برای وقوع حرکت های انقلابی هستند. این نهادها موظف به اجرای سیاست های موافق برای تقویت سرمایه جهانی می باشند، در حالیکه برای تامین این هدف علی الاصول غیرپاسخگو باقی می مانند و در نتیجه زمینه های نارضایتی و بحران را در قسمتهای مختلف دنیا ایجاد می کنند. می توان گفت فقدان مشروعیت دمکراتیک در درون ملت - کشورها وجود دارد. آمیزه ای از نابرابری های اقتصادی و اجتماعی، کاملا نظام جهانی را در طولانی مدت آماده ابتلای به بحرانهای گوناگون خواهد ساخت. احتمال وقوع بحران عمیق اقتصادی آینده، به همراه احتمال آمیختگی آن با چالشهای فرهنگی عصر ما، بازآفریننده بسیاری از حرکتهایی هستند که قبل از آن روح ملت - کشورها را در قالب نهضتهای انقلابی به تسخیر خود درآورده بود.
طی این گفتار ، در دفاع از دو مدعا استدلال خواهم کرد . نخست ، تاکید خواهم نمود که رویکرد توانمندی گرای آمارتیا سن به فلسفه اخلاق اجتماعی و توسعه بین الملل مستلزم آن است که مردم سالاری را عبارت از شور و مشورت ، همچنین مساوات ( fair ) و انتخابات آزاد بدانیم. به ویژه بر آنم که مفروضات تجویزی سن ( به ویژه آنجا که مفاهیم کردار ، توانمندی و عملکردها را درک می کند و آنها را به کار می برد ) این امکان را برای وی فراهم می آورد که اهمیت چند بعدی مردم سالاری را دریابد . بر این اساس ، شور و مشورت مردم سالارانه و تصمیم گیری مردم سالارانه نه تنها مطلوب ، بلکه بر اساس دیدگاه تجویزی او ضروری است ...
جنبش مشروطه در چه زمینه اجتماعی به وقوع پیوست و کنش گران اصلی این جنبش کدامها بودند؟ این پرسشی است که نویسنده این مقاله کوشیده است با استفاده از مدل چالمرز جانسون که معتقد است انقلابها را باید در متن نظامهای اجتماعی محل وقوعشان مطالعه کرد، بدان پاسخ گوید.
خانم حجازى، که در حال تدوین شش جلد کتاب درباره تاریخ زنان ایران است، از تصویر تاریخى زن ایرانى و نیز مؤلفههاى زن مطلوب براى مرد ایرانى سخن گفته است . وى به موقعیت اساطیرى زن و نیز جنس و سنخ مشکلات و مسائل امروز زنان پرداخته است .