آثار ادب فارسی گستره ای پهناور از مفاهیم معنوی، ادبی و اخلاقی است. هر پوینده صاحب نظری می تواند جلوه ای از اندیشه خویش را در آثار ادبی پربار ایران بازیابد و این نشانگر آنست که ادیبان ایران بیشتر عارف، دانشمند، فیلسوف، منجّم، روانشناس، جامعه شناس و امثال آن بوده اند. در این مقاله قسمت هایی از قرآن و ادبیّات عرفانی ایران به پژوهش گرفته شده است تا بار دیگر پیوستگی غیرقابل انکار روانشناسی با علوم قرآنی و ادب عرفانی و به تبع آن عناصر سازنده آن یعنی قرآن، عرفان، شعر و سخن منظوم و منثور مسجوع و موسیقی کلام بتواند تأثیر پیشگیری کننده ای در نابسامانی های روانی داشته باشد و در کنار درمان های علمی و اصولی برای نجات بشریّت از گرداب سرگشتگی و بیماری مؤثر و مفید واقع شود.
قرآن پژوهان درباره معناشناسی امامت حضرت ابراهیم در آیه 124 سوره بقره اختلاف نظر دارند. در این میان علامه طباطبائی نظریه بدیعی را ارایه کرده، امامت را به «هدایت به امر» معنا میکند چون در برخی از آیات (مانند السجده، 24؛ الانبیا، 72) هدایت به امر وصف امام قرار گرفته چنانکه گویی در صدد بیان معنای آن است. هدایت به امر از نظر علامه همان هدایت باطنى تکوینی است که در آیات دیگر قرآن از آن یاد شده است (مانند آیه 81 سوره یس). اساس این نظریه بر ادعای اشتراک معنایی در کلمه «امر» در دو دسته از آیات قرآن است. لیکن دلیلی این اشتراک را تایید نمیکند بلکه می توان بر نفی آن ادله ای را اقامه کرد.
در عصر جاهلی، بر اساس سنت شفاهی نقل روایات، راویان، به گزارش ایام العرب یا جنگ های آن عصر می پرداختند و در آن، از شیوه ها و عناصر خاصی چون؛ شواهد شعری، قصص و اسطوره، حماسه و ملحمه، مبالغه و تفاخر و... بهره می گرفتند. پس از ظهور اسلام، وقوع درگیری ها و نبردهایی در این دوره، بسیاری از راویان و گزارش گران را واداشت تا این جنگ ها را با عنوان جدید مغازی و فتوح نگاری، گزارش نمایند. با توجه به نزدیکی این دو دوره به یکدیگر، تشابهات و تمایزات شیوه های این دو نوع گزارش و میزان استقلال یا اثرپذیری مغازی نگاری و فتوح نویسی از شیوه های گزارش الایام در عصر جاهلی، سؤالات اصلی این پژوهشند. بررسی گزارش های باقی مانده ی ایام العرب، ویژگی ها، عناصر و ساختار آن ها و مقایسه شان با شیوه ها و عناصر روایت مغازی و فتوح در عصر اسلامی، نشان می دهد که عناصر مشابه وهمگونی های فراوانی از جمله؛ استفاده از شواهد شعری، حماسه و رجز و ملحمه، قصص و اسطوره، تفاخر و مبالغه، میان این دو نوع گزارش وجود دارد. حضور برخی ازشعرا و راویان ایام العرب در مغازی و فتوح عصر اسلامی و گزارش این جنگ ها توسط آنان با همان سبک و سیاق عصر خویش- البته صرف نظر از محتوای دگرگون شده ی آن- و نیز بهره گیری و استناد فراوان مغازی و فتوح نگاران از روایات و یا اشعار عصر جاهلی، از یک طرف؛ استمرار روش ایام العرب در عصر اسلامی و از طرف دیگر؛ اثر گذاری شیوه ی ایام العرب را برروایات مغازی و فتوح نشان می دهد.
آبادانی و پیشرفت، یکی از آرمانهای والای جوامع بشری است. ارائه الگوی مطلوب برای تحقق ایده فوق از ضرورت های اجتنای ناپذیری است که در تمامی مکتب های بشری و الهی بالاخص دین مقدس اسلام به آن پرداخته شده است. پرداختن به این موضوع، از نگاه دین، بالاخص قرآن کریم و حدیث معصومین (ع) وظیفه اندیشمندانِ مشفقی است که از منظر دین به پدیده های سیاسی و اجتماعی می پردازند، لذا این مقاله در پی آن است که با ارائه تعریف الگوی مصرف، مبانی نظری اصلاح الگوی مصرف را به عنوان پیش درآمدِ ارائه الگوی آرمانی مصرف صحیح، به رشته تحریر در آورد و با بررسی آیات قرآن کریم و احادیث معصومین (ع)، مهمترین علل و عوامل بازدارنده این اقدام سترگ را تحلیل و در پایان آثار پر برکت و اثربخش اصلاح الگوی مصرف را به خواننده عرضه کند.
شیخ صدوق، با توجه به صبغه روایی اغلب آثار وی، در زمره محدثان قرار گرفته. یکی از ابتکارهای مهم وی ایجاد پیوند بین قرآن کریم و احادیث معصومان: است. یکی از مصادیق این پیوند، دیدگاه وی در باره نزول دفعی قرآن کریم مبتنی بر روایتی از امام صادق7 است. این دیدگاه از ناحیه بزرگانی همچون شیخ مفید، سید مرتضی و ابن شهرآشوب به شدت مورد نقد قرار گرفته است. بررسی ادله و شواهد این دانشمندان و پاسخ به آنها _ که هدف عمده این نوشتار است _ نشان می دهد که آن ادله تنها دلالت بر اثبات نزول تدریجی قرآن داشته و هیچ گونه دلالتی بر نفی نزول دفعی آن ندارد. از سوی دیگر، در برابر اشکال اصولی مخالفان، مبنی بر عدم حجیت خبر واحد، بزرگان دیگری همچون شیخ طوسی، علامه حلی، سید بن طاوس و علامه مجلسی بر حجیت خبر واحد ادعای اجماع کرده اند که شواهد و قراین بسیاری صحت این اجماع را تأیید می کند. علاوه بر آنچه گفته شد، بررسی سندی و دلالی روایت مورد استناد شیخ صدوق و بررسی احتمال تقیه در صدور آن بیانگر صحت استدلال روایی شیخ صدوق در باب نزول دفعی قرآن کریم است.
رجعت از آموزه های اختصاصی شیعه است و در اصطلاح به معنای بازگشت جمعی از مردگان مؤمن و کافر به زندگی دنیا هنگام قیام حضرت مهدی(ع) است تا کافران مجازات دنیوی خود را ببینند و مؤمنان نیز ضمن مشارکت در قیام حضرت مهدی(ع) از مجازات کافران خوشنود گردند. در این نوشتار ادله قرآنی و روایی رجعت بررسی شده و به شبهات مطرح شده پاسخ داده شده است و در انجام چنین بیان شده است که حتی اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پاره ای روایات آمده است بپذیرد، اما چاره ای ندارد که اصل رجعت را قبول کند. ادله محکم قرآنی و روایی در این زمینه قاطع اند و نمی توان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد.
بداء یکی از اعتقادات شیعه امامیه است که در آیات و روایات اسلامی ریشه داشته، تنها در بخشی از نظام آفرینش رخ می دهد و مصادیق عینی متعددی از قرآن و احادیث آن را تایید می کنند.
مقاله حاضر بر آن است تا با روش توصیفی ـ اسنادی با شیوه بیان مصداقی، جوانب موضوع را بررسی و پس از پرداختن به معنای لغوی و اصطلاحی آن از دیدگاه فریقین، مصداق هایی از وقوع بداء در آیات و روایات را ارائه دهد؛ و سپس ضمن به تصویر کشیدن رابطه آن با علم الهی، نتیجه می گیرد که آیات و اخبار بدائی نظر شیعه را دراین باره تایید می کند.
این مقاله ثابت میکند ملاصدرا با نفی تطابق ذهن و عین و نفی نظریه تجرید صور حسی و خیالی جهت حصول به صور معقول کلی، تبیین جدیدی را پیرامون کلّیّت مفاهیم عقلی ارائه نموده و بر همین اساس فرایند جدیدی را نیز برای نحوه ادراک کلیات ارائه میکند. از نظر ملاصدرا کلیت یک مفهوم عقلی یعنی آنکه اولاً، قابل صدق بر کثیرین باشد و ثانیاً آنکه مشترک میان اذهان متعدد انسانی باشد و مباحث ناظر بر مثل و اتحاد ذهن با آنها تنها ابزاری هستند که میتوانند این امکان را فراهم نمایند. پس دو عامل مهم و اساسی در ادراک کلیات از نظر ملاصدرا مثل و عقل فعّال هستند و ذهن در این میان صرفاً نقشی انفعالی دارد. از این رهگذر در این مقاله جایگاه معرفتشناختی ایندو در دیدگاه ملاصدرا تبیین میشود و فرایند ادراک کلیات از نگاه وی نیز مشخص میگردد.
کذب و افترا بر خدا و رسول بر نگرش ما نسبت به احادیث، اثرى مهم دارد. نویسنده، ابتدا معناى کذب و افترا، سپس زشتىِ کذب وافترا بر خدا و رسول و اقسام آنها، به ویژه انکار وحیانى بودن دین را بررسى کرده و نتیجه مى گیرد که احتمال صدق حدیث مانع از ردّ حدیث مى شود.
فخر، قدمتی به درازنای عمر و زندگی بشر دارد و دلبستگی های انسان را به ابراز وجود و زیبایی-پرستی و خوددوستی نشان می دهد. شاعر در شعر فخر به تمام داشته های خود می بالد. بالیدن به باورهای دینی و دانش ویژه، یکی از محورهای فخر شاعران است. نوع ویژه ای از فخر دینی با امور معنوی و اشراقی از نوع والای آن یعنی تقرب به محبوب حقیقی و یکی شدن با او در ارتباط است. این نوع فخر، «فخر قدسی» نامیده می شود. خاستگاه این نوع فخر، قلب پاک و مطمئن و تسلیم محض بودن در برابر محبوب حقیقی است. در این پژوهش، پس از مقدمه ای درباره فخر و تبیین فخر قدسی، نمونه هایی از این نوع فخر در چهار محور فخر به ارتباط با پروردگار، فخر به ارتباط با پیامبر(ص)، فخر به حبّ مطلق، و فخر به خویشتن، در دیوان ابن عربی مورد برسی و تحلیل قرار گرفته است، و پس از بررسی، نتیجه به دست آمده نشان از آن دارد که ابن عربی به امور معنوی و اشراقی از نوع والای آن یعنی تقرّب به محبوب و یکی شدن با او نظر دارد و انگیزه فخر قدسی او، نشان دادن جایگاه انسان و ارتباط او با حقیقت مطلق است.
در این مقاله، ضمن بررسی رابطه اخلاق با رفتار، مفهوم رفتار، رفتار اخلاقی و رفتار اخلاقی با خود، هدف از رفتار اخلاقی و ابعاد آن بررسی شده است. مؤلف عقیده خود در جهت گستره تأثیر گذاری اصلاح رفتار اخلاقی انسان با خود را بیان کرده و بر این باور است که پایه رفتارهای اخلاقی انسان در تمام حوزه های رفتاری، رفتار با خود و اصلاح رفتارهای اخلاقی انسان در همه حوزه ها در گرو اصلاح رفتار اخلاقی با خود خواهد بود. اثبات این ادعا از طریق احادیث فراوانی که این معنا را به صورت ضمنی بیان کرده اند، میسر است.
این مقاله به بحث از ضرورت شکرگزاری در برابر نعمت های بیکران الهی میپردازد. انسان مؤمن بایسته است در برابر نعمت های الهی، همواره شاکر باشد. همچنانکه در برابر هدیه یا خدمتی که دیگری به ما میکند، لبخند رضایت زده و خشنود میشویم، در برابر نعمت های بیمنت و منتهای الاهی شکرگزار باشیم.
شکرگزاری از جهت زبانی، جوارحی، جوانحی، عبادت و بندگی خدا و نیز ابراز خشنودی و انجام تکلیف الاهی و... صورت گیرد. برای تقویت روحیه شکرگزاری خواندن ادعیه ماثور میتواند بسیار راهگشا باشد.