از میان متالهان مسیحی، «پل تیلیخ» تعریف منحصر به فردی از ایمان ارایه کرده است. به نظر او، ایمان حالت دلبستگی نهایی شخص است که می تواند به امور متناهی یا نامتناهی تعلق یابد و سعادت یا شقاوت او را رقم بزند. متعلق دلبستگی نهایی انسان نیز شی مادی یا امری معنوی است و مومن حاضر است تمام دارایی خود را نثار آن نماید. به نظر او، ایمان با هیچ یک از عقل و اراده، تعارض و تضادی ندارد. در ایمان مورد نظر «پل تیلیخ» شجاعت نیز نقش مهمی دارد و باعث می شود انسان به شک ها و ترس های احتمالی پیش رو غلبه کند
پس از اینکه با حیله عمرو بن عاص و به فرمان معاویه، قرآن ها در جنگ صفین بر سر نیزه ها رفت و سپاه عراق به حکمیت قرآن فرا خوانده شدند، اختلاف میان سپاه علی(ع) آشکار گردید. کسانی که با طرح شعار «لا حکم الالله» به مخالفت با طرح حکمیت برخاستند به سرعت به جریانی سیاسی ـ فکری به نام خوارج تبدیل شدند. هر چند در جنگ نهروان قریب به اتفاق آنان کشته شدند اما اصل جریان از میان نرفت و پس از شهادت علی(ع) رشد و گسترش بیشتری یافت و موجد رخدادهای بیشتری طی سه قرن نخست هجری گردید. در این مقاله زمینه های شکل گیری و بر آمدن خوارج از سپاه عراق و نه شام و نیز درون مایه های سیاسی، فکری و نیز ماهیت اجتماعی آن مورد بررسی قرار می گیرد.
به تصریح بسیاری از آیات قرآن و یافته های جامعه شناسی، دینداری در برابر انحرافات اجتماعی مصونیت ایجاد می کند و زمینه کاهش آنها را فراهم می آورد؛ اما پرسش این است که با این ویژگی دینداری، چرا بخشی از دینداران، اهل کج رفتاری نیز هستند؟ چرا بعضی مواقع دینداری نه تنها مصونیت ایجاد نمی کند که به گسترش انحرافات و مسائل اجتماعی با اشکالی جدید می انجامد؟ بنابراین، هدف، تبیین این مسئله با مراجعه به آیات قرآن و تفاسیر است. این هدف با اتخاذ رویکردی تفسیری و پدیدارشناسانه و استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، میسر شده است. نتایج نشان می دهد راز مسئله تحقیق در سیالیت و مدرج بودن دینداری نهفته است. از آنجا که دینداری با نگاهی تقلیل گرایانه، دارای هفت مرتبه قابل سنجش تجربی است، در اولین مراتب به دلیل ضعف و سستی ایمان، احتمال بروز انحراف اجتماعی بسیار است و با عبور از مراتب اولیه و حرکت به مراتب بالاتر، دینداری تقویت می شود.
قرآن کریم استوارترین سند برجای مانده از رسالت پیامبر اسلام است. از این رو هم بداهت عقل و هم صراحت نقل آن را مهم ترین معیار و مرجع در نقد سایر گزاره های دینی می داند. در این نوشتار سعی شده است با جستجوی شواهد قرآنی روایات «باب شکر» کافی شریف میزان سازگاری این روایات با آیات قرآن سنجیده شود. این پژوهش ضمن آنکه نشان می دهد که تمامی 30 روایت این باب با آیات کتاب خدا همساز هستند و از این طریق نمونه هایی ملموس و عینی از موافقت حدیث با قرآن را عرضه می دارد، شیوه ای جدید در عرضه روایات بر قرآن را نشان می دهد که با کنار هم نهادن آیات و ایجاد ملازمه میان آن ها انطباق روایات با آیات به دست می آید و این انطباق گاه تا حد جزئیات روایات پیش می رود.
وجود انحرافات فرهنگی و بدعت های دینی در عصر امویان لزوم بازنگری در فرهنگ اسلامی، بویژه فرهنگ مذهب تشیع را فزونی بخشیده بود. مناسب ترین شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مختص عصر امامینصادقین است که فرصتی مناسب را برای انجام فعالیت های فرهنگی فراهم آورد. امام صادق(ع) از بسترها و زمینه های موجود عصر خویش بهره جست و توانست با انجام فعالیت های فرهنگی گسترده، نظام فرهنگی جامعه شیعه را طراحی و مدیریت نماید. از محورهای مهم فعالیت آن حضرت، طراحی نظام آموزشی منسجم است که مولفه های ویژه ای را به خود اختصاص داده است. نظام آموزشی امام صادق(ع) می تواند الگوی مناسبی برای ساماندهی نظام آموزشی جامعه اسلامی باشد. از این رو شناخت و معرفی ویژگی ها و شاخصه های نظام آموزشی امام صادق(ع) ضروری به نظر می رسد. هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که: مهم ترین ویژگی ها و شاخصه های نظام آموزشی امام صادق(ع) چه بود؟ با بررسی منابع و گردآوری اطلاعات لازم و پردازش آنها به شیوه توصیفی- تحلیلی نتایج ذیل:
خدامحوری، عقلانیت، فرامذهبی، پژوهش محوری، تخصص گرایی و تنوع در آموزش به دست آمده است.
این اثر به ظن قوی جامع ترین تحقیقی است که تاکنون درباره قاضی صاعد اندلسی فراهم شده است. در این تحقیق افزون بر شرح کامل احوال و بررسی آثار قاضی صاعد و معرفی جایگاه والای او در تاریخ تمدن اسلامی و نیز مطالعه فرهنگ و تمدن اسلام در اندلس ، مهمترین اثر علمی وی یعنی کتاب التعریف بطبقات الامم که بر اساس هفده نسخه خطی و چاپی مقابله و تصحیح شده ، همراه با ترجمه دقیق آن به فارسی آمده است. این اثر را نخستین کتاب در تاریخ علم شمرده اند و گفته اند که ابن خلدون از آن بهره گرفته است.
این مقاله در پی بیان اوصاف بدترین بندگان در نگاه امیرمؤمنان در نهجالبلاغه است. از نگاه آن حضرت، خشم و غضب خدای متعال از مبغوضترین افراد از آنروست که گناهان این افراد به دیگران نیز سرایت میکند. این افراد از موقعیت و شهرت و علم برخوردارند و از موقعیت خویش برای تأسیس مکاتب انحرافی بهره گرفته و موجبات انحراف بسیاری از افراد سادهلوح را فراهم میسازند. از مدار هستی و حق غافل و بر هوا و هوس خویش پافشاری میکنند. عالمان و کارشناسان دین شناخته شده در میان مردم، مسئولیت سنگینی در این زمینه بر عهده دارند و باید ترفندهای آنان را به مردم معرفی کنند. همواره باید مراقب بود؛ چراکه شهرتطلبی، ثروتاندوزی و برتریطلبی از عواملی است که موجب گمراهی و انحرافات اجتماعی است.
تصریح برخی از روایات مشهور میان عرف خاص و عام آن است که امام زمان می کند؛ اما روایاتی دیگری نیز هست که صراحت در ظهور آن حضرت در روز شنبه دارد. پرسش این است که کدام یک از این دو دسته از روایات معتبر است؟ بررسی های انجام شده در این مقاله نشان می دهد که علی رغم شهرت روز جمعه، براساس اسناد، امکان تحقق ظهور در روز شنبه بیشتر است، در عین حال که می توان میان این دو دسته از روایات را به نوعی جمع کرد . ای ن مقاله با روش تحلیلی توصیفی و تتبع در همه روایات بیانگر روز ظهور و اعتبارسنجی سندی و متنی آن ها توانسته میان این دو دسته از روایات را جمع کند، به گونه ای که می توان ادعا کرد روز جمعه روز ظهور برای خواص و روز شنبه روز ظهور برای عموم مردم است.
تحقیق در مورد نهضت هایی چون قرامطه کاری دشوار است؛ به این دلیل که اولاً جنبش قرمطیان برای مصون ماندن از اذیت و آزار دستگاه حکومت، جنبشی به غایت سری بود، ثانیاً چون این نهضت برخلاف اهداف حکومتهای وقت حرکت می کردند، مورخان و نویسندگانی که از دیدگاه هیأت حاکم بدانان می نگریستند و آنان را ارزیابی می نمودند، گاهی درباره آنان سخنانی به دور از حقیقت و قضاوتهایی مغرضانه مطرح می کردند. این مقاله با تکیه بر منابع جدید سعی می کند حتی المقدور به تبیین این قیام بپردازد.
پیوند بین وحدت (وجودی) و کثرت (اعیانی)، از مهم ترین مشکلاتی است که فراروی عارفان قرار دارد. طرح وجود یگانه و نفی وجود از دیگر موجودات، این پندار را به وجود می آورد که در عرفان، وجودات خارجی، چیزی جز هیچ و پوچ بودن، به دست نمی دهند.
با توجه به مبانی مسلم عارفان در هستی شناسی عارفانه و با تکیه بر منابع اصیل عرفانی، به دست می آید که پندار یادشده، با واقعیت همگونی ندارد. در اثبات این مدعا، پس از نگاه اجمالی به دیدگاه های ذات گرایانه برخی مکاتب دیگر، در آغاز، تبیین وجود محض (حق تعالی) مطابق دیدگاه هستی شناسی عرفانی، ضروری می نماید. سپس در مرتبه نازل تر، حیثیات و شؤون آن وجود، یعنی اسماء الاهی، حلقه واسطه میان وجود صرف و ذوات و ماهیات (اعیان ثابته) معرفی می شوند؛ و در نهایت، پیوند و رابطه ذوات و ماهیات با وجود مطلق، تبیین می گردد.
در نتیجه، به دست می آید که عارفان مسلمان با مبانی خاص خود، ذات گرایی را در تفسیر منحصربه فرد می پذیرند؛ که این ذات گرایی، هم با وجود محض بودن حق تعالی (وحدت شخصی وجود) سازگار و هم با لوازم دیدگاه عرفانی، همسو است. عارفان با تبیین دقیق هستی، برای ذوات، نفس الأمر قائل می شوند و آن ها را هیچ و پوچ نمی دانند.
قرآن کریم تحریف در اسناد دینی و متون مقدس را از جهت اخلاقی نکوهش کرده و پیامدها و عواقب ناگوار آن در سرنوشت انسان و جوامع بشری را گوشزد کرده است.آیات قرآن بر این حقیقت گواهی میدهد که برخی از اهل کتاب، به ویژه دانشمندان یهود، تورات و انجیل را به گونة لفظی و معنوی تحریف کرده اند. اکثر مفسران برجستة قرآن و پژوهشگران کتاب مقدس، این آیات را ناظر به تورات و انجیل کنونی و تحریف را اعم از تحریف لفظی و معنوی دانسته اند؛ هرچند برخی تحریف لفظی را منکر شده و عده ای تحریف کتاب مقدس کنونی را منحصر در تحریف معنوی دانسته اند. چنانکه شماری از معاصران، آیات تحریف را ناظر به تحریف معنوی نسخة اصلی به حساب آورده و کتاب مقدس کنونی را ترجمة ناقص و تحریفیافته ای از آن دانسته اند، دسته ای دیگر نیز با این تبیین که تورات و انجیل کنونی کلاً ساخته و پرداختة دست بشر است، آن آیات را ناظر به تحریف شفاهی کتاب مقدس ـ نه تورات و انجیل کنونی ـ شمرده اند.
آ ن چه مسلم است این که ابن عربی با عرفانی پیش رو و بسیار متعالی، عصاره ی ماترک تعالیم اولیای پیشینِ متصوفه را با برخوردی نظری و فلسفی و نبوغی عدیم المثل، چنان خلاقانه به بازتولیدی نو تبدیل کرد که هنوز، تا عصر حاضر، خودْ میراث گذار و پدر فکری اکثر عرفای متأله و متفکر به شمار میآید. سلطه ی اندیشه ی او از زمان حیاتش تا ظهور عرفای شیعی و نظریه پردازان و نقادان صفوی و قاجار و متأخرین معاصر، خود، گواه عظمت روح و فکر وی است.
یکی از مهم ترین آموزه های فکری ابن عربی در عرفان نظری، در باب ولایت است. مبحث ولایت را می توان به دو دوره ی قبل و بعد از ابن عربی تقسیم کرد. آن چه از این مفهوم و مصادیق ظهوری آن در اندیشه ی شیخ محمود شبستری در گلشن راز برمی آید، ادامه ی تعالیم سنت اکبری و شارحین معاصر وی، چون قیصری و کاشانی است. در این مقاله سعی شده است آن چه از تعالیم محیی الدین ابن عربی در اندیشه ی شیخ شبستری دربارهی ولایت و انسان کامل رسوخ کرده است با تکیه بر منظومه ی گلشن راز، بررسی و تحلیل شود.
این مقاله ماحصل تحلیل مقایسه گونه ای بین آرای ابن عربی و شبستری، برای نشان دادن نقطه های تأثر عارف شبستر از آثار شیخ اکبر است. بنابراین در خلال مطالب، به فراخور موضوع، از قیاسات و اشارات سایر شراح آثار ابن عربی و عرفای مقدم بر وی نیز استفاده گردیده است.