علامه محمدجواد بلاغی از عالمان برجسته قرن سیزدهم قمری است که تألیفات متعددی در دفاع از اسلام و تشیع دارد. از جمله آثار پربار ایشان، که با سبکی نو در قالب گفت وگوهای نمایشنامه ای نوشته شده، کتاب «الرحله المدرسیّه» است که تا کنون جز دو ترجمه ناقص و ضعیف، کار جدی بر روی آن صورت نگرفته است. مطالعه روش شناسانه این اثر، تبحر علامه را در فنون گوناگون روشن می سازد. در این نوشتار، روش علامه در جزء نخست این کتاب که با موضوع بحث هایی درباره تورات و انجیل است، در قالب سه روش «تأمل انتقادی در عهدین»، «مقایسه میان عهدین و قرآن» و «استفاده از شیوه های گفتمان قرآنی» بررسی شده است. برخی از این مباحث عبارت اند از: نقد منبعی و محتوایی عهدین؛ اختلاف و اضطراب ترجمه ها و نسخه های آن؛ و احکام نادرست عهدین و اشتباهات فراوان تاریخی و جغرافیایی آن. در زمینه روش مقایسه میان عهدین و قرآن نیز می توان به محورهای اصلی توحید، نبوت و معاد در مقابل تعالیم فراوان ناسازگار با منطقِ عقل و وحی عهدین در این حوزه ها که متأثر از وحیانی نبودن آن است اشاره کرد. مهم ترین روش شکلی کتاب نیز استفاده از روش های گفتمان قرآن (برهان حِکمی، موعظه حسنه و جدل احسن) در گفتمان با مخاطب است که در این نوشتار، واکاوی شده است.
وجود یک شهر آرمانی یا مدینه فاضله برای هر جامعه ای ضروری و بدیهی است، تا افراد با حرکت در مسیر آرمان های آن مدینه فاضله در نیل به سعادت تلاش نمایند. در اغلب جوامع غربی و شرقی گذشته و معاصر، اندیشمندان، فلاسفه و بزرگان علمی و مذهبی و ادبی، جامعه آرمانی را با اصول، معیارها و ویژگی هایی مشخص ارائه نموده اند. در جامعه اسلامی، آرمانشهر علوی که قرابت و انطباقی بسیار با آرمانهشر نبوی و قرآنی دارد، با محوریت غدیر می تواند، تبیین شود. هدف این پژوهش، بازشناسی و تبیین آرمانشهر علوی به عنوان الگویی برای زندگی سعادتمندانه انسان هاست. این تحقیق با روش پژوهش تحلیلی و میان رشته ای و با رویکرد کیفی تحقیقی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و پژوهش های بین حوزه ای انجام شده است. آرمانشهر علوی، ریشه در اندیشه ها و روش های جامع و اصیل امام علی(ع) در حکومت، عدالت، عبادت، زندگی فردی و جمعی دارد. راهبردهای آرمانشهر علوی عبارتند از: حق جویی و مبارزه با باطل، عدالت، مهرورزی و مردم مداری، یاری فقرا و مظلومان،وحدت یافتگی و یکپارچگی جسم و روح شهر، رعایت عدالت، احترام به طبیعت و محیط زیست به عنوان مخلوقات خداوند، کمک به فقرا و محرومان، وحدت شهر، رعایت تعادل در شهر، ایمنی و امنیت، منش و روش علوی در سبک زندگی، امام علی(ع) به عنوان شهر علم، رعایت حرام و حلال و واجبات و محرمات و دوری از تبعیض
مصرف تمام یا اکثر اموال در امور خیریه که توسط بعضی از افراد انجام می شود، یکی از موضوعاتی است که به دلیل غیر متعارف بودن این کار، در خصوص الحاق آن به موضوع سفاهت عارضی، نظرات مختلفی وجود دارد. بعضی از فقها به استناد اطلاق آیات و روایات زیادی که در آن ها امر به انفاق شده است، این کار را یک عمل سفیهانه نمی دانند؛ ولی بعضی دیگر با استناد به آیات و روایاتی که در آن ها به صورت مطلق از اسراف نهی شده است، ولو در امور خیریه، این کار را اسراف و تبذیر دانسته و قائل به سفاهت عامل آن می باشند و بعضی دیگر در جمع بین این دو نظریه، بحث را به سوی شخص انفاق کننده برده و ملاک در صدق و عدم صدق سفاهت بر این عمل را مقدار شناخت و توکل شخص به خداوند دانسته اند که در صورت عدم وجود این صفت، کار او را یک عمل سفیهانه می دانند. در این تحقیق ضمن ارائه بیان جامعی از هر نظریه، به تحلیل و بررسی ادله اقوال پرداخته شده و در نهایت با پذیرفتن نقش عرف در این مسئله و بررسی صورت های مختلف این عمل و سفیهانه دانستن بعضی از حالات و عدم آن، می توان گفت که اگر عنصر تکرار در این کار نباشد، نمی توان کاشفیت این عمل را از سفاهت شخص انفاق کننده ادعا کرد.
محیط زیست، موهبتی خدایی و دارای تأثیرات بسیار مثبت در زندگی انسان است؛ اما دغذغه حفظ محیط زیست تا آنجاست که به تدوین یک نظام حقوقی موسوم به «حقوق محیط زیست» منجرّ شده است که خود ضرورت تحقیق درباره این موضوع حیاتی را ثابت می کند. از سوی دیگر، قواعد و مبانی و عناصر و اهداف این نظام حقوقی نه تنها اثری نامطلوب در باورها و برداشت های فرهنگی و عقیدتی جوامع بشری ندارد، بلکه به سادگی و روشنی می توان قواعد و مبانی و عناصر و اهداف چنین نظامی را از بطن ادیان و عقاید و فرهنگ های الهی و بشری به ویژه دین جامع و جهان شمول اسلام باز جست. با استمداد از مجموع آیات، احادیث و قواعد و مبانی فقهی اسلام می توان به طرح این فرضیّه پرداخت که در این آئین آسمانی، محیط زیست از جمله ارزش ها یا مصالح معتبر و قابل حمایت محسوب می شود و هرگونه اقدام علیه آن مادام که مقتضای مصلحتی برتر نباشد، محکوم به ردّ است. این تحقیق که به روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته به این نتیجه دست یافته است که از نظرگاه فقه اسلامی، می توان برای اثبات لزوم حفظ محیط زیست از نظر فقهی، علاوه بر آیات، روایات متعدد در خصوص حفظ برخی از مؤلّفه های زیست محیطی نظیر آب، خاک، هوا، حیوانات و نباتات و نیز دلیل عقل، به قواعد فقهیّه متعددی از قبیل قاعده لاضرر، احترام، اتلاف، عدالت، و ضمان ید استناد جست که بر وجوب حفظ و صیانت از محیط زیست دلالت دارد. این تحقیق تلاش دارد تا کیفیّت دلالت این قواعد بر مدّعای اصلی را بازشناسی نماید.
زمینه و هدف : یکی از موضوعاتی که در ارتباط میان عقود اصلی و تبعی مطرح می شود، اثر انحلال عقد اصلی بر عقد تبعی است که به لحاظ فقدان قواعد عمومی صریح و شفاف در قوانین پایه، گاهی منتج به نقض اخلاق قراردادی می شود. هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی مصادیق اجرای عقود تبعی به استخراج و تبیین قواعد عمومی حاکم بر اثر انحلال عقود اصلی بر تبعی در حقوق ایران و مصر است. مواد و روش ها : مقاله حاضر توصیفی-تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی : در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها : در صورت انحلال عقد اصلی به جهات دیگر نیز با توجه به بنای طرفین و تبعیت عقد تبعی از عقد اصلی در موضوع تعهد، با انحلال عقد اصلی به لحاظ اقاله، انفساخ یا فسخ، عقد تبعی نیز منحل می شود؛ مگر در مواردی که موضوع عقد تبعی متعلق حق ثالث قرار گیرد که به لحاظ تعارض با حقوق ثالث و ممنوعیت توافق به ضرر ثالث توسط متعهدان اصلی، عقد تبعی با انحلال عقد اصلی معتبر بوده است و طرفین تعهد اصلی بابت ثمن و مثمن به یکدیگر مراجعه می کنند. نتیجه گیری : هم در حقوق ایران و هم در حقوق مصر، در مرحله انعقاد عقد، صرفاً عقد تبعی از عقد اصلی پیروی می کند؛ اما پس از انعقاد عقد تبعی، آثار و انحلال هر یک از آن ها در دیگری مؤثر است، در غیر از موارد بطلان عقد اصلی که به لحاظ فقدان علت، عقد تبعی نیز باطل می شود.
خسارت معنوی از موضوعات بحث برانگیزی است که تحولات مختلفی را در نظام های حقوقی پشت سر گذاشته و بر اساس روابط حقوقی مردم، مرکز توجه قرار گرفته است. خسارت معنوی ناظر به خسارت غیر مادی از جمله هتک یا کسر حیثیت و شرافت و آبرو و آسیب های روحی و عاطفی است. محل نزاع در خسارت معنوی از جهت تعریف، امکان مطالبه خسارت و روش محاسبه آن است که تحقیق پیش رو به دسته بندی و تحلیل عناصر یادشده از منظر فقهی و حقوقی می پردازد.عموم حقوق دانان جبران خسارت معنوی را پذیرفته و قواعد فقهی و اصولی را مستند خود قرار داده اند. در مقابل، بیش تر فقیهان علاوه بر نفی امکان محاسبه، اصل جبران آن را انکار کرده اند. ماده 14 و دو تبصره آن در قانون آیین دادرسی کیفری جدید به موضوع جبران خسارت معنوی پرداخته است و جبران مالی آن تصویب شده است. از منظر رویه قضایی تا پیش از تصویب قانون آیین دادرسی کیفری 1392، برخی به ناممکن بودن جبران خسارت معنوی، برخی دیگر به جبران غیر مادی و عده ای به جبران مادی خسارت معنوی باور داشتند.
افراط گرایی سلفی ازجمله مهم ترین پویایی های جهان اسلام بوده است که متأثر از مؤلفه های هویت بنیاد درونی و هم چنین فشار ساختاری بیرونی، نضج پیدا کرده است. به گونه ای که تروریسم سلفی به اصلی ترین عامل آشوب منطقه ای و تهدید امنیت بین المللی تبدیل شده است. اما در کنار تبیین چرایی، چگونگی شکل گیری تروریسم سلفی، آنچه ضرورت دارد آیندهِ تداوم و تغییر در وضعیت جریان سلفی در گستره جهان اسلام است. بر این اساس پرسش اصلی این پژوهش آن است که: «مؤلفه های پیش برنده مؤثر بر روند آتی افراط گرایی سلفی در جهان اسلام کدامند؟» در پاسخ به این پرسش با توجه به چارچوب نظری سازه انگاری، می توان فرضیه اصلی پژوهش را این گونه ارائه نمود که؛ «قوام متقابل ساختار نظام بین الملل و افراط گرایی سلفی با تشدید خشونت های دوجانبه نقطه محوری در روند چهار دهه افراط گرایی سلفی در جهان اسلام بوده است و بر همین اساس می توان مؤلفه های امکانی متعددی را در سه سطح داخلی(نظیر؛ استبداد سیاسی، دغدغه های هویتی)، منطقه ای(نظیر؛ وجود دولت های فرقه گرا، رقابت هویتی، عدم موازنه قدرت، خلأهای امنیتی و ...) و بین المللی (ساختار هژمونیک، فشارهای یکسان سازی فرهنگی، ایجاد امت مجازی و ...) برای روند تداوم افراط گرایی در چشم انداز آتی مدنظر داشت. البته افراط گرایی سلفی با مؤلفه هایی چون؛ تغییر در جغرافیای عملیات، تحول کنش تروریستی، باز تعریف دعوت سلفی و ... به انطباق پذیری با تحولات نوین دست خواهد زد.»
یکی از پرحجم ترین محورهای موجود در دعاهای مأثور، «درخواستِ حاجت» و «پناه بردن» است. آن چه مورد درخواست معصومان قرار گرفته، ذیل علم، عصمت و امامت ایشان قرار داشته و از این رو، نشان دهنده راه کمال است. در برابر، چیزی که ایشان از آن به خداوند پناه برده اند، مانع وصول به کمال بوده و پناهگاه هایی که بدان ها پناه برده شده، قابلیت اعتماد و اتّکا برای مصونیت از خطرات را دارد. شناخت این موضوعات، راه درست و نادرست را به ره جویان می نمایاند. ساختار فهرست گونه این نوشته دریافت معارف یادشده از دعاها را سرعت و آسانی می بخشد. تاکنون دیده نشده که با این نگاه و روش، دعاهای معصومان تحلیل و ارائه شود. مقاله کنونی در بخش نخست «خواستنی ها» و در بخش دوم «پناه بردنی ها» را بر اساس دعاهای کتاب عدّه الدّاعی ابن فهد حلّی فهرست کرده است.
دیدگاه جان مکی در فرااخلاق به نظریه خطاانگاری در باب اخلاق نامور است. این دیدگاه، به طور کلی، گفتار اخلاقی را دست خوش خطا می داند. مکی در تلاش برای اثبات دیدگاه خود از دو استدلال که یکی مبتنی بر نسبیت است و دیگری مبتنی بر غرابت، یاری گرفته است. در اولی به تنوع قوانین و آداب در جوامع مختلف متمسک می شود و در دومی که خود آن را مهم تر و دارای کاربردی عمومی تر می داند و متشکل از دو بخش متافیزیکی و معرفت شناختی است، چنین استدلال کرده است که چنان چه واقعیات اخلاقی در جهان عینیت داشته باشند، مستلزم آن خواهد بود که با پدیده هایی عجیب و غریب مواجه باشیم. او نتیجه می گیرد اظهار اینکه ارزش های عینی در عالم وجود دارد، گفتن امری بی معنا نیست؛ ولی به طور کلی خطا و کاذب است. در این مقاله، ضمن توصیف نظریه مذکور با نگاهی تحلیلی-انتقادی، به نقد و بررسی آان پرداخته شده است که بر اساس آن به نظر می رسد دیدگاه جان مکی در فرااخلاق راه حل معارضه میان واقع گرایی و ضد آن نیست.
آثار بلوغ یکی از مباحثی است که کمتر بدان توجه شده است در حالی که بررسی آثار متفاوت آن موجب می گردد احکام مکلف و مخاطبان مکلف تبیین گردد به گونه ای که گاهی میان احکام بالغ با احکام سایرین نسبت به بالغ خلط می گردد و یکسان درنظر گرفته می شود. این تحقیق مبتنی بر روش کتابخانه ای، جمع آوری اطلاعات، مقارنه آرا و تحلیل آن در پی آن است که اقسام آثار شرعی بلوغ را تبیین کند تا احکام بالغ از احکام سایرین نسبت به بلوغ متمایز گردد و آثار هر یک به تفکیک مورد بررسی قرار گیرد و به تبع آن الزاماتی که برای مکلف، افراد جامعه و حکومت پدید می آورد تبیین گردد. این تحقیق مبتنی بر سه فصل است که در ابتدا اصطلاح بلوغ و پس از آن اقسام بلوغ تبیین می گردد و در گام بعدی آثار شرعی بلوغ در دو بخش احکام بالغ و احکام سایرین نسبت به بلوغ مطرح می گردد. از جمله نتایج تحقیق آنکه: 1- آثار شرعی بلوغ به احکام بالغ و احکام سایرین نسبت به بلوغ و شق دوم خود به دو قسم احکام تربیتی و قانونی منقسم می گردد که بایستی از یکدیگر تفکیک شوند چرا که الزاماتی که هر یک به دنبال می آورند و مخاطبان آن متفاوت از یکدیگر است . 2- اگرچه اقسام گوناگونی برای بلوغ نام برده شده اما تمام اقسام را می توان در ذیل بلوغ سنی و بلوغ جنسی درج نمود.3- اگر بلوغ امر تکوینی باشد رشد جسمی و جنسی ملاک بلوغ خواهد بود و سن تنها طریقیت خواهد داشت اما اگر بلوغ امری اعتباری باشد چنانکه نگاه متداول فقهی نیز اینچنین است سن می تواند در جهت تحقق بلوغ موضوعیت داشته باشد. 4- از جمله احکام سایرین نسبت به بلوغ، وجوب امر به معروف و نهی از منکر، امکان اجرای احکام جزایی، نفوذ تصرفات مالی بالغ و حرمت نظر به مو و وجه دختر بالغ است. 5- احکام تربیتی سایرین نسبت به بلوغ نیز از سویی برای پدر به عنوان ولی شرعی و از سوی دیگر برای حاکم شرع مطرح می گردد که گاه وظایفی یکسان و گاه وظایفی متفاوت برای آن دو پدید می آورد.
چگونگی نجس شدن آب قلیل و کر، تأثیر فراوانی در زندگی روزمره انسان دارد. در این باره روایت های مختلف و متعارضی وجود دارد. برای حل تعارض میان روایت ها و مشخص شدن حکم نهایی در این زمینه دو روش مطرح شده است. مطابق شیوه مشهور که سنجش دو به دوی دلیل های متعارض است، پنج حکم مختلف و گاه متعارض درباره مسئله یادشده به دست آمده و تعارض حکم های استخراج شده، مشکل روش این دسته از فقیهان است؛ اما مطابق نظریه انقلاب نسبت نیز بالغ بر ده نوع احتمالِ سنجش متفاوت بین دلیل ها وجود دارد که هر یک به نتیجه های متفاوتی منتهی می شود؛ بنابراین مشکل این روش ترجیح بلامرجح بودن تقدم هر یک از نسبت سنجی هاست. اما می توان با ضابطه های استخراج شده برای چگونگی ترجیح نسبت سنجی هایِ مختلف، این مشکل را برطرف کرد و ثمره پذیرش نظریه انقلاب نسبت را در فرع فقهی بیان شده به خوبی نشان داد؛ از این رو در پژوهش حاضر با تحلیل و تطبیق سه مدل مطرح شده در یکی از فروع فقهی تحت عنوان نجس شدن آب کر و قلیل، تفاوت روش های یاد شده را نشان داده و برای نخستین بار آن را به صورتی ضابطه مند با نظریه انقلاب نسبت تطبیق داده ایم و نتایج شگفت این نوع سنجش بین دلیل های متعارض را به نمایش گذاشته ایم. نجاست آب قلیل در صورت تغییر یکی از وصف های سه گانه و عدم نجاست آب کر، جز در صورت تغییر عنوان آب از جمله نتایج این روش است.
"Ishfāq" is among the highest frequency words belonging to the semantic field of "fear" in the holy Quran. Nevertheless, a study of lexicographical and exegetical sources indicates that there is not enough knowledge concerning the semantic components of this term, and its differences with such words as Khawf and Khashiyyah considered close in meaning with the former. The present research is an attempt to trace the oldest history of the root "sh-f-q" in Semitic languages, making use of historical semantics methodology. Studying the semantic changes of this root towards the Quranic Arabic, this study seeks to reexamine its semantic components in the holy Quran. Although some Muslim lexicographers hold that there is a polysemy between the words "shafaq" meaning the redness of the horizon after sunset, and "Ishfāq", meaning fear, considering both from the same etymon, this study concludes that there is no etymological relation between the above-mentioned words, each having its own distinctive historical origin. "Ishfāq" involves two significant semantic components, i.e. fear and scarcity. It thus signifies a kind of fear emanating from scarcity of water, food, money, etc.
نهج المسترشدین فی اصول الدّین یکی از رساله های کلامی پر ارج علّمه حلّی است که بر آن شروح متعدّدی نگاشته شده است. از میان آن شروح، شرح متکلّم و منطقدان برجسته حلّی، نصیرالدّین کاشانی )قاشی( حلّی )د: 755 ه . ق.( زیر عنوان موصل الطالبین إلی شرح نهج المسترشدین اثری ارزشمند و بسیار حائز اهمّیّت است. تا کنون تنها سه نسخه از این کتاب شناخته شده بود؛ امّا به تازگی راقم این سطور به نسخه ای دیگر از اثر دست یافت. در نوشتار حاضر، دس تنوشتِ تاز هیاب یادشده که ا کنون در یکی از کتابخان ههای ترکیه نگهداری می شود معرّفی م یگردد.
"سیاق" از مهم ترین قرائن عقلائی فهم کلام و دستیابی به مراد گوینده محسوب می شود. در روش تفسیر قرآن به قرآن نیز توجه به "سیاق" آیه/آیات در کنار "بهره گیری از سایر آیات مرتبط با آیه مورد بحث" به عنوان قرینه ای برای تعیین مراد وحی مورد استناد قرار می گیرد. در عصر حاضر، کتاب "أضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن" تألیف محمدالأمین الشنقیطی از جمله تفاسیر مهم اهل سنت است که با روش تفسیری قرآن به قرآن نگاشته شده است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی درصدد دستیابی به فهم جایگاه "سیاق" در این تفسیر و در نزد مؤلف آن برآمده است که در نتیجه مطالعه پنج جزء قرآن کریم مشخص شد هر چند "سیاق" نقش نسبتا مؤثری را در مواردی از جمله بیان معنا و مراد از مفردات آیه، تبیین معنای کلی آیه، ارزیابی اقوال مفسران، بیان تقدیر و محذوف و... در این تفسیر ایفا کرده است؛ اما در مواردی نیز "سیاق" به عنوان قرینه ای نزدیک و درونی در ترجیح معنا نادیده انگاشته شده است. در این موارد مفسر ابتداء معانی ای را که عمدتا برگرفته از آیات هم مضمون در سوره های دیگر است، مورد توجه قرار می دهد و گاهی نیز معنای سیاقی آیه را جزء یکی از وجوه معانی ذکر می کند. این مطلب می رساند که از میان دو قرینه مؤثر فوق الذکر در کشف معنای آیه در روش تفسیر قرآن به قرآن، "استناد به سایر آیات"، نسبت به قرینه "سیاق" در این تفسیر اولویت داشته و ارجح است
الإختلاف والإتفاق والتحاور والجدل والدعایه والحقیقه وغیرها من المفاهیم لیست ظواهر ومفاهیم عابره بل هی نتاجات لصراع امم وقوى دینیه وسیاسیه مؤثره فی بناء مجتمعات وإقامه علاقات بعضها تحمل مصالح لفئه ما واخرى ناشئه من معاناه امه لواقع تعیشه ولظروف قاهره تمر بها ومن هنا بین الحین والآخر تظهر الحرکات حامله الفکر والسلاح فی آن واحد داعیه لنشر ما تحمله مبادئ وقیم وقد سجل التاریخ على طوله جانب من هذه الظواهر وظهرت حرکات مناهضه لواقعها داعیه إلى أن تتحرر مما تمر به هذا من جهه، ومن جهه اخرى ترى ان التاریخ یصور لنا طروحات فلسفیه واخرى متطرفه تحمل إنحرافا فکری خطر وثالثه تحمل أفکارا ثقافیه إباحیه بحجه کونها ترف فنی تحمل تلاقح فکری بین حضارات وتنوع وأدیان مختلفه على مستوى الإنصهار الإجتماعی والدعوه على التوحید والتحرر من العبودیه والتخلص من الظلم وتطور الأمر فی عالمنا الیومی لنرى من هذا التلاقح والتحاور الفکری ظهر واسعا بتقنیاته الإتصالیه المتنوعه وهی تنقل لنا قسما من العلاقات بین الأمم تحمل أفکارا مختلفه ومتنوعه وبالأخص ما ظهر فی صراع الحضارات بین قطبی المسیحیه والإسلامیه مما نشأ من هذه العلاقات التأثر والتأثیر والقبول والتقبل والریادیه والتخلید والبحث عن الهویه (الذات) والنصره لها والدعوه الیها. ولذا سیحاول الباحث من خلال عنوانه ان یبین طبیعه الحوار ومواضیعه التی صدرت على الفضاء الإلکترونی من خلال مفردات الجدل والبرهان والإستدلال والحوار مع هذه الأدیان وما تحمله من حضارات مبینا فی ذلک المتناقضات والمتقاطعات والتنظیرات فی ظل هذا الحوار. وتبنى الباحث بیان دور الفضاء الإلکترونی من خلال تمهید مبحثین تناول فی التمهید التعریف فی الفضاء الإلکترونی ومصادیقه اولا وبیان معنى الحوار کمفهوم وعلاقته مع مفاهیم اخرى مقاربه له وأما فی المبحث الأول فقد ذکر الباحث جذور ومنابع الحوار فی القرآن الکریم ومصادیقه فی المدونه النصیه التی جاء بها القرآن الکریم بمطلبین.
والمبحث الثانی ذکر دور الفضاء الإلکترونی فی التقریب بین الأدیان وتثبیت ارکان الحوار ومن ثم خاتمه ذکر فیها جمله من النتائج أهمها ان الحوار أصلا ثابتا فی الحضاره الإسلامیه وهو من مبادى اسس القرآن الکریم واسس الشرع الحنیف ولقد سار على هذا النهج اوصیاء النبی بعد النبى کون الحوار اسلوب من أسالیب الأنبیاء ومصادیقهم الإلهیه الى الإنسان وایضا توصل الباحث من خلال النصوص إلى ان الشریعه الإسلامیه اکدت على ضروره اقامه الحوار والتزام الموضوعیه وعدم الخروج عن الموضوع کما بین الباحث على اسلوب خاتم الأنبیاء فی حواره مع اصحابه وکذلک مع المشرکین وحمله الأدیان الأخرى.
انسان درطول زندگی خود همواره به دنبال پیشرفت و کسب موفقیت است. عوامل متعددی از جمله ضعف اعتماد به نفس، خشم، ترس و غم، بخل، سوء ظن، بزرگ شمردن مصیبت ها، ترس از شکست های گذشته و حسد مانع تفکر مثبت شده و با از بین بردن شور و نشاط و انگیزه در انسان، آرامش را از وی سلب نموده و میزان موفقیت را به شدت کاهش می دهند. انسان با غلبه بر این موانع می تواند به احساس زیبای لذت و شادی از لطف و رحمت الهی دست یافته و راه سعادت و نیک بختی را در پیش گیرد. پژوهش حاضر به بررسی این موانع و راهکارهای غلبه بر آن ها از دیدگاه قرآن کریم و سخنان اهل بیت(علیهم السلام) می پردازد.
از دیرباز اندیشه ترقی جوامع و تاریخ از یک وضعیت پست تر به سوی وضعیتی عالی تر، محل بحث دانشمندان بوده است. نوشتار حاضر به این مسئله می پردازد که آیا می توان از طریق سنت های الهی، حرکت تکاملی جامعه و تاریخ را ثابت یا تقویت کرد؟ دراین پژوهش برای کشف و استخراج سنت ها از روش نقلی- وحیانی و در گردآوری اطّلاعات از روش کتابخانه ای و در داده پردازی از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. یافته های تحقیق: نشان می دهد که هرچند برای اثبات حرکت تکاملی به مقتضای فطرت و جعل خلافت الهی (مبانی انسان شناختی)، نقش دین و انبیای الهی (مبانی دین شناختی) و حرکت جهان به سوی خدا و عکس العمل نشان دادن آن نسبت به ظلم و گناه (مبانی جهان شناختی) توجه شده است؛ اما از مقتضای سنن الهی غفلت شده است. از رهگذر تلفیق این مبانی با سنت هایی نظیر استخلاف صالحان و همچنین سنت های پیش از آن مانند سنت استیصال و ابتلاء، می توان تصویر واضحی از حرکت تکاملی جوامع و تاریخ ارائه کرد.
نماز مرکبی اعتباری و دارای اجزا و شرایط متعددی است که برخی رکن و برخی غیر رکن هستند. نیّت، رکن نماز محسوب می شود. خلل در نیّت گاهی نسبت به اصل نماز و گاهی نسبت به اجزای نماز است. این مقاله با شیوه توصیفی– تحلیلی به بررسی آرای فقها و امام خمینی پرداخته است. سؤال پژوهش این است که آیا هرگونه خللی در نیّت نماز، موجب بطلان آن می شود؟ نتیجه نشان داد که نیّت نماز عبارت است از اتیان نماز به قصد امتثال و اتیان اجزای آن به تبع اراده نماز. هرگونه اخلال در نیّتِ اصل نماز، موجب بطلان نماز می گردد؛ اما در مورد اجزای نماز، اگر مکلّف از اراده نماز به ایجاد اجزای آن منبعث شود، در این صورت آن اجزا، جزء مأموربه خواهند بود، ولی در غیر این صورت، آن ها جزء نماز نبوده و نماز باطل می شود. اگر اخلال در نیّت، نسبت به اجزای رکنی نماز باشد، موجب بطلان نماز می گردد؛ اما اخلال به نیّت در اجزای غیر رکنی، به دلیل مقتضای قاعده لاتعاد، موجب بطلان نماز نمی شود بلکه فقط همان جزء باطل می گردد که در صورت امکان تدارک آن، جبرانش واجب است والا به دلیل ورود در رکن بعدی و تجاوز از محل، با استناد به قاعده لاتعاد، نماز صحیح خواهد بود.