رجعت از اعتقادات اختصاصی شیعه امامیه است. در این بازگشت اولیای بزرگ الهی همانند پیامبر اسلام(ص)، امیرالمومنین(ع) و سیدالشهدا(ع) حضور دارند. آیاتی از قرآن و روایات شریف به عنوان مستندات این نظریه مطرح شده است که به بررسی آنها در مقاله پیش رو پرداخته شده است و نظرات دانشمندان فرق اسلامی مورد استشهاد و نقد قرار گرفته است. اصل رجعت مورد قبول اکثر علمای شیعه است ولی در جزئیات آن اختلاف نظر وجود دارد و تاویلهایی نیز برای انصراف از معنای متبادر مطرح شده که در متن مقاله واکاوی شده است. فرضیه معهود مشیر به بازگشت عده ای از وفات یافتگان صالح و طالح است و دارای خدشه دلالتی است و نظریه تاویلی مبنی بر بازگشت دولت و گفتمان اهل بیت(ع) در حکومت حضرت حجت(عج) با ظواهر و مفاد روایتهای انبوه ناسازگار است. یافته های این پژوهش نظریه معهود رجعت را به عنوان اخبار غیبی و ملاحم بدون دلایل توجیهی، تایید می کند.
واژگان و ادواتی در قرآن کریم وجود دارند که تنوّع نحوی آن ها ، در فرایند برگردانشان به زبان فارسی ، مستلزم توجّه شایانی به نحو یا دستور زبان عربی است . گاه عدم تشخیص نوع این ادوات و ترجم ه صحیح آن ها با توجّه به مقتضیات زبان مقصد، مترجمان را دچار لغزش کرده است. در این میان، ادوات استیناف از جایگاه خاصّی برخوردار است . جستار حاضر می کوشد تا بازگردان برخی از ادوات استیناف (واو، فاء، حتّی، لکن و بل) را در ترجمه های آیتی، انصاریان، رضایی، فولادوند و مجتبوی- که درشمار ترجمه های برترند و از مقبولیّت بیشتری برخوردار هستند- مورد مداقّه و امعان نظر قرار دهد. باشد که با مقایس ه این ترجمه ها و شناسایی موارد اختلاف و نقاط قوّت و ضعف آنها، گامی هر چند کوتاه در جهت تصحیح و تنقیح ترجم ه کتاب الهی برداشته شود و ترجمه ای بهتر و نزدیکتر به مدلول کلام خدا در اختیار قرآن پژوهان قرار گیرد.
بی تردید نظریه «ارزش»، مهم ترین عنصر در هر نظام اخلاقی است. از سوی دیگر، نظام اخلاقی مبتنی بر منابع دینی در جهان کنونی، در مقام ارائه نظام اخلاقی کامل عیار برآمده است. قرآن کریم و عهد جدید، به عنوان دو منبع معتبر در اسلام و مسیحیت نیز در این راستا آموزه های فراوانی ارائه کرده اند. این دو منبع اصیل دینی، رویکردی غایت گرایانه و کمال گرا، نسبت به نظریه ارزش اتخاذ نموده اند؛ به این بیان که هر دو برای رهایی و رستگاری انسان تلاش می کنند؛ با این تفاوت که عهد جدید، رهایی از گناه اصلی و بازگشت انسان به جایگاه اول خود را مدنظر قرار داده است و قرآن کریم رهایی از دنیا و تقرّب به خدا و راه یافتن به جایگاهی بالاتر را. همچنین، عهد جدید مواهب دنیوی و در نهایت، ملکوت آسمان ها را در نظر گرفته است و قرآن کریم بهره مندی های دنیوی و اخروی را.
اوراق سلف به عنوان یکی از صکوک (اوراق بهادار طراحی شده بر پایه عقود اسلامی)، در تأمین مالی شرکت ها بسیار کارگشا است. مهم ترین بحث فقهی این اوراق میان اقتصاددانان اسلامی، ممنوعیت فروش آن ها پیش از سررسید بوده است زیرا این اوراق، سند حاکی از مالکیت مقدار معینی کالا برای دارنده آن ها، بر عهده انتشار دهنده است که در این صورت فروش آن ها پیش از سررسید چیزی جز فروش مبیع سلف پیش از سررسید نمی باشد و مشهور فقها این فروش را جایز نمی دانند. چالشی که این حکم در عمل برای اوراق سلف به وجود می آورد این است که بازار ثانویه آن ها را با محدودیت شرعی مواجه می سازد. اقتصاددانان اسلامی با نقد دلایل مشهور، درصدد اثبات جواز این فروش بوده اند زیرا در صورت جواز، اوراق سلف با سهولت بیشتری فروخته می شوند و دیگر نیازی به ارائه مدل های عملیاتی مانند سلف موازی نمی باشد.با وجود مباحث فقهی ارزشمند پیرامون این موضوع، هنوز این اوراق از این جهت، مورد تحقیق مستقل و مفصلِ فقهی قرار نگرفته است و کمیته فقهی بورس در مصوبه خود، این موضوع را هنوز محل بحث و گفتگوی فقهی می داند لذا بررسی مفصل این چالش، هدف تحقیق پیش رو می باشد. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارد که فروش مبیع سلف پیش از سررسید جایز نیست و حق با مشهور می باشد.
هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت تولیدات علمی کشورهای اسلامی در حوزه جنسیت، زنان و خانواده در پایگاه وب آو ساینس و تعیین جایگاه ایران به منظور برنامه ریزی جهت ارتقای جایگاه و تعیین اولویت های پژوهشی کشور در این حوزه است. پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن، علم سنجی است. جامعه پژوهش شامل 1852 پیشینه از برون دادها و تولیدات علمی پژوهشگران حوزه جنسیت، زنان و خانواده در کشورهای اسلامی در پایگاه وب آو ساینس است. تاریخ انجام جستجو 5/9/1398 تحت پوشش این پایگاه بوده است. کشورهای اسلامی مورد مطالعه در پژوهش 57 کشور اسلامی بودند که در سازمان کنفرانس اسلامی، عضویت دارند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سال 2010 بیشترین تولید علمی در کشورهای اسلامی صورت گرفته است. کشور ترکیه، نیجریه و ایران دارای رتبه اول تا سوم در بین کشورهای اسلامی و قالب مقاله بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. دانشگاه univ Nigeria سهم نخست در تولیدات علمی و دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز پیشتاز در تولید علمی در حوزه زنان بوده اند. مجله JOURNAL OF HOME ECONOMICS RESEARCH و Anyakoha بیشترین تولید را به خود اختصاص داده اند. حیطه های موضوعی زنان، جنسیت، شیوع، بهداشت و سلامت و خشونت خانگی نیز دارای بیشترین تولیدات علمی هستند.
الحوالی از شخصیتهای معاصر نوسلفیان است که با فعالیتهای خود در محیطهای علمی و انتشار کتب و مقالاتش باعث تبلیغ عقاید وهابیت و جنبشهای تکفیری شده است. عمده این عقاید در زمینه توحید است. بنابراین، لازم است که مبانی فکری-عقیدتی این فرد در زمینه توحید با روش توصیفی-تحلیلی نقد و بررسی شود. در این نوشتار مبانی فکری الحوالی در سه حیطه هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی بررسی میشود. الحوالی در هستیشناسی معتقد است که امور غیبی وجود دارد و ایمان به آن واجب است. در معرفتشناسی معتقد است که منابع استنباط علوم دینی، قرآن، سنت و اجماع سلف است. در روششناسی قائل به ظاهرگرایی و نفی تأویل و حجیت فهم سلف است. در نهایت این نتیجه به دست میآید که اینها همه ریشه در جایگاه عقل نزد سلفیه دارد. در زمینه عقاید دینی، الحوالی دیدگاه وهابیت را دارد و توحید را به سه نوع تقسیم میکند: توحید در صفات، توحید در ربوبیت و توحید در الوهیت. در قسم اول برای خداوند صفاتی را اثبات کرده است. در قسم دوم آن را توحید در خالقیت معرفی میکند و اینکه تمام انسانها حتی مشرکان به طور فطری آن را قبول دارند. قسم سوم را توحید عبادی میداند و اینکه رسولان به خاطر همین قسم مبعوث شدهاند و آمدهاند تا انسانها را متعبد کنند و آنها را از پرستش خدایان دروغین برحذر دارند. از نظر الحوالی مهمترین نوع توحید، توحید عبادی است و یک مسلمان واقعی باید مواظبت کند که در زمینه عبادت دچار شرک نشود. طبق نظر وهابیت از نتایج توحید عبادی است که توسل، شفاعت، زیارت و بسیاری از اعمال دیگر مسلمانان از مصادیق شرک شمرده میشود.
کلید انسان شناسی یکی از مباحث مهم هر مکتب و از جمله اسلام است. انسان شناسیِ مصطلح در غرب، با شناخت انسان در فرهنگ دینی متفاوت است. انسان شناسی در متون دینی به معنای خود شناسی است. انسان شناسی از جهت روش شناخت، چهار نوع است: تجربی، شهودی، فلسفی و دینی. مقاله حاضر برای شناخت انسان، روش دینی را برگزیده و با روش توصیفی - تحلیلی و از نوع کتابخانه ای به این سؤال پاسخ می دهد که انسان شناسی در آیینه قرآن چگونه است؟ یکی از ویژگی های اساسی روش دینی، جامعیت شناخت انسان است. همه ابعاد و ویژگی های انسان را در یک مقاله نمی توان معرفی کرد و این نوشتار به بررسی مهم ترین ارکان انسان شناسی از منظر قرآن پرداخته است. دستاوردهای نگارش کنونی این است که انسان، دو بُعدی آفریده شده و بُعد روحانی او از بُعد جسمانی اش مهم تر است و محدود کردن انسان به نیازهای مادی، ظلم به انسان است. مقام خلافت الهی، بارزترین مقام انسان است و جانشینی انسان از سوی خدا منحصر به حضرت آدم نیست. ستایش های خدا از انسان، ناظر به فطرت گرایی انسان و نکوهش های الهی درباره انسان و ناظر به طبیعت گرایی انسان است. کرامت انسان مربوط به خصوصیات ذاتی اوست. حق حیات از مهم ترین حقوق انسان است که دارای دو نوع مادی و معنوی است. نهایتاً زندگی انسان به دنیا محدود نمی شود و آخرت بازتاب زندگی دنیایی انسان است.
اعتقاد به شخصی بودنِ حقوق وابسته به شخصیت، حق تمتع را خاص خود شخص و انتقال این حق را ناممکن می داند. این در حالی است که اهمیت پاسداشت حرمت میّت در دانش فقه چنان است که در بسیاری از این حقوق مانند حق مقذوف، چه در حال حیات انسان و چه پس از مرگ، این حقّ معنوی با توجه به رابطه آن با شخصیت آدمی، قابلیت انتقال را داراست و به ارث می رسد. این تحقیق به تبیین و بررسی حقوق معنوی انسان پس از فوت با تأکید بر حقّ قذف میّت می پردازد. حکم مجازات قذف میّت مسلمان از ادلّه اربعه و نیز از طریق عموم ادلّه لزوم پاسداشت حرمت انسان، قابل اثبات است و در صورت تحقّق شرایط، حدّ آن یعنی هشتاد تازیانه اجرا می شود. براساس منابع فقه امامیه نه تنها مرگ، سبب زوال حقوق معنوی انسان نیست بلکه در مواردی همانند انسان زنده و گاهی شدیدتر است. همچنین دیدگاه فقهایی که معتقدند اهلیت انسان با مرگ به طورکامل از بین نمی رود و مرده می تواند طرف برخی از حقوق قرار گیرد نیز ثابت می شود.
زمینه و هدف: توجه بشر به رفاه مادی و پیشرفت اقتصادی خود، مسائل و جبران خسارت زیست محیطی را به یکی از مهم ترین دغدغه های بشری تبدیل کرده است. در این مقاله تلاش شده به بررسی جبران خسارت قربانیان زیست محیطی از منظر فقه و حقوق بین الملل پرداخته شود. مواد و روش ها: مقاله پیش رو توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد در فقه نیز مانند اسناد بین المللی، جبران خسارت قربانیان زیست محیطی جایگاه ویژه ای دارد. در فقه از قواعدی کلی چون قاعده اتلاف، قاعده تسبیب و قاعده لاضرر، ضرورت جبران خسارت قربانیان زیست محیطی قابل استنباط است. در حقوق بین الملل نیز اصل جبران خسارت قربانیان زیست محیطی بر پایه نظریاتی چون تقصیر و خطا، در اسناد مختلف پذیرفته شده و اعاده به وضعیت سابق، پرداخت غرامت، رضایت زیاندیده و تعهد به پیشگیری از مهمترین روش های جیران خسارت قربانیان خسارت زیست محیطی است. ملاحظات اخلاقی: در مراحل مختلف نگارش مقاله، اصول اخلاقی و علمی از جمله بهره گیری علمی و دقیق از منابع علمی رعایت شده است. نتیجه گیری: عدم امکان تعیین دقیق میزان خسارت و گاها عدم امکان جبران خسارت به صورت اعاده به وضعیت سابق از چالش های فرارو در زمینه جبران خسارت قربانیان زیست محیطی در حقوق بین الملل است. جبران خسارت زیست محیطی بر اساس قواعد موجود مسئولیت مدنی مانند تقصیر، پاسخگو نبوده و لازم است هم در حقوق داخلی و هم در اسناد بین المللی به مسئولیت مطلق توجه شود.
هرچند اسلام هراسی از اصطلاحات تازه ای است که به طور خاص، در زمینه رابطه اسلام و تفکر غرب، تداوم یافته است و به پدیده پیش داوری یا تبعیض علیه اسلام و مسلمانان گفته می شود، ولی مسأله جدیدی نیست؛ چراکه ظهور اسلام با این پدیده توأمان بوده است. در صدر اسلام همواره مخالفان و معاندانی وجود داشتند که به علت به خطر افتادن منافعشان به ستیز با اسلام برمی خاستند و با جدیت و شدت به گونه ای عمل می کردند که ماهیت این دین مبین و مقاصدش را به گونه ای معرفی نمایند که رغبت ها را بزداید و عقول را از توجه به احکام آن منصرف نماید. تاریخ همواره شاهد چنین رفتارهایی در جهت نشان دادن اسلامی ناکارآمد و غیرمنطقی بوده است. سابقه این اصطلاح به دهه ۱۹۸۰ بازمی گردد، اما پس از حملات ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ گستره و عمق آن بیش تر شده است. با نگاهی دقیق تر به رابطه اسلام و تفکر غرب می توان پیشینه تاریخی این مفهوم را در ستیزه های مداوم این دو تمدن فرهنگی یافت، هرچند در تکامل این دو تمدن نقاطی از تعامل نیز وجود داشته اما قسمت غالب تعاملات بر اساس تعارض و بر پایه بی اعتمادی طرفین بوده است. در این پژوهش سعی بر این است که ابتدا تعریفی جامع از اسلام هراسی ارائه شود و پس از آن زمینه ها و عوامل رشد اسلام هراسی در دوران معاصر بررسی و در انتها راهکارهای قرآنی جهت مقابله با این پدیده و تخفیف آثار آن بیان شود.
در پاره ای از دعاوی مربوط به حقوق بین الملل خصوصی، قاضی باید براساس سیستم حقوقی خارجی رسیدگی کند، اما گاه سیستم خارجی مزبور، قانون خود را برای حکومت بر موضوع آن دعوا صالح نمی داند و به قانون دیگری ارجاع می دهد و مسئله «احاله» را پدید می آورد. کتاب ها و مقاله هایی که احاله را مورد بحث قرار داده اند، بیشتر با شرح مواد قانونی مربوط به احاله، و احیاناً با نقل و نقد دیدگاه های مختلف در خصوص پذیرش یا رد احاله در فضای حقوق موضوعه، به پرسش مذکور پاسخ گفته اند، اما این پرسش هم وجود دارد که آیا در فقه و حقوق اسلامی مسئله احاله مطرح شده و با فرض مطرح بودن، آیا به صورت مطلق یا نسبی پذیرفته یا رد شده است؟ با توجه به اینکه بررسی پیشینه موضوع نشان می دهد که مقاله و کتابی به زبان فارسی و عربی در این خصوص وجود ندارد، ضرورت و اهمیت پرداختن به این بحث، آشکار می شود. این مقال در تلاش برای در یافت پاسخ صحیح این پرسش، با تحلیل منطقی احاله (کیفیت و منشأ صلاحیت قانون خارجی) در حقوق عرفی و عرضه و تطبیق آن با فقه و حقوق اسلامی، در نهایت، به این دیدگاه تفصیلی می رسد که در فقه و حقوق اسلامی، اگر اجرای قانون خارجی (غیراسلامی) موضوعیت نداشته باشد، احاله پذیرفتنی است و اگر موضوعیت داشته باشد، پذیرفتنی نخواهد بود.
مسئله ای که در این اثر به آن می پردازیم، زبان قرآن از منظر علامه طباطبائی است. این مسئله از مسائل مهمی است که نقش اساسی در فهم قرآن ایفا می کند. با توجه به مبانی اندیشه علامه، زبان قرآن به زبان ظاهر است. زبان ظاهر قرآن به این معناست که با توجه به ساختار آیات قرآن که ناظر به یکدیگرند، مجاز عرفی در واژگان مطرح نیست. از مهم ترین یافته های این پژوهش امکان جمع میان نظریه ظاهر و ورود مجاز در فهم قران است با توجه به این نکته که مجاز در بستر تفسیر قرآن به قرآن معنا دارد. روش مقاله تحلیلی و هدف استنباط اندیشه علامه طباطبائی در خصوص زبان قرآن و توجه به اقوال موجود و نقد آنهاست.
لطالما اهتم علماء البلاغه بتقصی الدقّه الدلالیه فی القرآن الکریم مستفیدین من مکتسبات العلوم اللغویه الجدیده. إنّ الآیات المتشابهات فی القرآن الکریم التی یرى علماء البیان أنّها تتضمّن المدى الدلالی، هی من جمله أدلّه المعارضین للإعجاز الأدبی. تناول هذه المقالهُ مستخدمهً المنهج الوصفی التحلیلی، دراسهَ وجهه نظر فاضل صالح السامرائی ونهجه فی بیان الإعجاز، معتمدا على قصص القرآن الکریم. لقد استفاد هذا الأدیب العراقی فی شرح آرائه من علمَی النحو والبلاغه بصوره تطبیقیه وقام بتأویل الآیات المتشابهات. من خلال دراسه قصّه موسى ( A ) فی کتابَیه التعبیر القرآنی ولمسات بیانیه ، یتّضح أنّ وجهه نظره مبنیّهٌ على أساس التقسیمات والترتیب نفسه الذی طُرح قدیما حول الآیات المتشابهات. فمن أجل تحلیلها، قد جمعَ الآیاتِ المتشابهات إلى جانب بعضها کی یتمکّن من شرحها وفقا لقاعده السیاق والتکرار والتناسب فی تبیین المقاصد القرآنیه والبلاغه والإعجاز الأدبی فی القرآن، لا سیّما فی رسم الصوره الفنیه؛ لذلک رفض الترادف فی القرآن الکریم.
در مورد دیه قتیل الزحام یا کشته شده در اثر ازدحام و شلوغی جمعیت، پژوهش و تحقیق قابل توجهی صورت نگرفته و چگونگی جبران و پرداخت دیه او در فقه فریقین به درستی روشن و مشخص نیست! از این رو، دستیابی به پاسخ های شفاف به ابهامات افراد از حدود مسئولیت مسلمانان در پرداخت دیه قتیل الزحام، نیازمند کاوشی عمیق و جدّی است. سنت اهل بیت(علیهم السلام) و صحابه پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) و قصور و کوتاهی در ایجاد امنیت از سوی حکومت؛ از جمله دلایلی است که به لزوم پرداخت دیه از بیت المال مسلمانان به اولیای قتیل الزحام، در صورت عدم لوث، مشروعیت می بخشد. اکنون این پژوهش، با هدف شناخت حدود و ثُغور ادلّه و تبیین وظیفه و تکلیف در پرداخت دیه به اولیای قتیل الزحام انجام گرفته و نیل به این مَقصد در سایه توصیف و تحلیل گزاره های فقه مذاهب اسلامی، با گردآوری داده های کتابخانه میسّر است که نتیجه آن، لزوم پرداخت دیه قتیل الزحام در صورت عدم وجود لوث از بیت المال مسلمانان است.
شناخت وجود ادراکی نفس و مراتب آن و نیز نحوه استحضار اعمال برای نفس، در حیات اخروی، از منظر آیات و روایات با بهره مندی از تبیین های صدرایی، مسئله اصلی این نوشتار است. ضرورت جستار بر این مسئله با ملاحظه سفارش های مؤکد معصومین بر معرفت نفس، پرواضح است. بر اساس این نوشتار که با شیوه اسنادی تحلیلی سامان پذیرفته است؛ مشخص می شود که حقیقت نفس انسان از سنخ ادراک است و ازدیاد مدرَکات، منجر به اتساع نفس و صعود آن تا مرتبه عالی عقل می شود. در این میان توجه به کارکرد قوه خیال که از منظر صدرا امری مجرد است؛ چگونگی ظهور صور روحانی، متناسب با ملکات راسخه نفسانی هم در دنیا و هم بعد از مرگ را در پرتو قیام صدوری اعمال به نفس آشکار می سازد و در نهایت مراد تعبیر قرآن کریم: «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها» که نعم بهشتی منوط به اراده بهشتیان شده است، به وضوح روشن می شود.
این پژوهش، برای روشن شدن معنای تحریف تورات که در قرآن بدان اشارت رفته است، انجام پذیرفت. تحریف در لغت به معنای بازگشت از اصل است و به معنای تغییر و تبدیل در لفظ نیست. با توجه به معنای لغوی و کاربردهای واژه تحریف در قرآن، تعریف دانشمندان متأخر علوم قرآنی بدین صورت که هرگونه تغییری در لفظ و معنا را تحریف می دانند، با قرآن و کتب لغت منطبق نیست؛ بلکه تحریف در قرآن که در مورد تورات بکار رفته است، به معنای کتمان حقایق، و سرپیچی از حدود و احکام الاهی است و دلالتی بر تغییر در لفظ ندارد.با توجه به آیات مربوط به تحریف تورات و آیات مرتبط با آنها می توان گفت که در مورد تحریف تورات سه نظر وجود دارد با بررسی آیات قرآن، دیدگاه منتخب در این پژوهش این است که اصطلاح قرآنی «تحریف» درمورد تورات، پس از بررسی دیدگاه های مختلف، به مفهوم «کتمان مبتنی بر فرا متن» است.
زمینه و هدف:قاعده فقهی تبعیت عقد از قصد، به قاعده «العقود تابعهالقصود» شهرت دارد که مورد پذیرش همه مسلمانان است، بلکه این قاعده مورد قبول تمام عقلاست، بنابراین قاعده مذکور یک امر بدیهی است و نیاز به استدلال ندارد.مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.یافته ها:در فقه امامیه با توجه به اینکه این قاعده در تمام عقود و ایقاعات جریان دارد ولی در بعضی کتب فقهی دیده می شود که موارد نقضی بر قاعده وارد شده است از جمله: عقد مکره بعد از لحوق رضا، متعهد، فروش غاصب برای خود، معاطات و...نتیجه گیری:اهل سنت نیز استثنائاتی بر این قاعده قائل شده اند: از جمله هزل و اکراه و بیع بدون ثمن و اجاره بدون اجرت که دلایلی برای آن ها ارائه داده اند که در ضمن پژوهش آمده است. البته این نقضهای وارد شده مورد اجماع فقها نیست و با توجه به اراده ظاهری و باطنی و رویکرد مذاهب در هنگام تعارض این دو اراده با یکدیگر متفاوت میباشند.
هدف اصلی در این پژوهش طراحی الگوی نظری نظارت اجتماعی در نوجوانان براساس اهداف، مبانی، اصول و روش های منبعث از تفسیر المیزان می باشد. روش مورد استفاده در این مقاله جهت دست یابی به طراحی الگوی نظری، روش تحلیل مفهومی و روش استنتاجی است. جامعه تحلیلی آیات قرآنی و تفسیر المیزان است که از این جامعه تحلیلی بخش هایی که نظارت اجتماعی را پوشش دهد، به طور هدفمند انتخاب و به طور پیوسته مورد تجزیه و تحلیل و نهایتاً تعبیر و تفسیر قرار گرفت. یافته های حاصل حاکی از این است که: علامه طباطبایی نظارت اجتماعی را مانند اهرمی برای نگهداری و بقای جوامع می داند که اختلال در آن، موجب زوال«وحدت اجتماعی» می شود. بر این اساس مبانی نظارت اجتماعی فطری بودن ارزش های اخلاقی، گرایش به نظم، داشتن ارتباط مطلوب با خود و دیگران، ضرورت وجود قانون در جامعه است. اهداف نظارت اجتماعی احیای ارزش های اخلاقی، برقراری انضباط فردی و اجتماعی، برخورداری از سلامت در ارتباط خود با دیگران و قانون مندی اجتماعی است. با توجه به مبانی و اهداف، اصول نظارت اجتماعی عبارت است از حفظ ارزش های اخلاقی، رعایت نظم، ارتباط تؤام با حرمت نفس نسبت به خود و دیگران و اجرای قانون. نهایتاً روش های تربیتی نظارت در قلمرو فردی(غیررسمی) تزکیه، خود انضباطی، حفظ حرمت نفس در برقراری ارتباط با خود و در قلمرو اجتماعی رسمی موعظه، نظارت اقناعی و آموزش قوانین می باشد. این چارچوب حاصل توسط متخصصان اعتباریابی و مورد تأیید قرار گرفت.
برخی از عالمان دوران غیبت صغری در کنار انتقال معارف اهل بیت: در قالب بیان روایات و آثار گذشتگان، درنهاد وکالت نیز نقش آفرینی می کردند، که از آنان می توان از محمد بن همام اسکافی نام برد. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی در صدد واکاوی جایگاه و نقش محمد بن همام در نهاد وکالت است. این جستار با بررسی و کاوش در منابع حدیثی و تاریخی، اثبات می کند که محمد بن همام از اعضای نهاد وکالت در دوره وکیل دوم وسوم بوده و مدتی سرپرستی نهاد وکالت را نیز برعهده داشته است. همچنین در این نوشتار با بررسی نقش وی در نهاد وکالت، اشاره خواهد شد که وی در تثبیت وکالت محمد بن عثمان و حسین بن روح و در مقابله با مدعیان دروغین و وکیلان منحرف خصوصا شلمغانی نقش بسزایی داشته است و از راهبرد تقیه برای پنهان داشتن نام ومکان امام دوازدهم7 بهره برده است.