فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶٬۴۸۱ تا ۵۶٬۵۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۱۶ مورد.
نحو قرآنی، دیدگاه ها و نقد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
علم نحو از علوم نقش آفرین در تفسیر قرآن است. برخی از نحو پژوهان بر این باورند که علم نحو متعارف، از نظر محتوا و روش، از نحوی که در قرآن به کار رفته و نیز هدف مورد نظرش یعنی کاربست آن در فهم و تفسیر قرآن، منحرف شده است. ازاین رو از اصطلاح جدیدی با عنوان «النحو القرآنی» سخن گفته اند. در این مقاله دیدگاه ها درباره این اصطلاح و کارکردهای متمایز نحو قرآنی، ذیل عناوین «نحو علمی قرآنی»، «نحو تعلیمی قرآنی» و «نحو نص قرآنی» با روش تحلیلی توصیفی بررسی و نقد شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که اولاً بین قواعد نحوی به کاررفته در نحو جمله قرآنی و نحو نص قرآنی با قواعد علم نحو متعارف تفاوتی وجود ندارد؛ ثانیاً در تفسیر قرآن باید از نحو نص قرآنی استفاده کرد؛ یعنی در مقامِ تفسیر هر آیه ای باید قواعد نحوی به کاررفته در آن آیه بر اساس معنای آن آیه تعیین گردد تا از تطبیق و تحمیل قواعد نحو تعلیمی بر آیات جلوگیری شود.
اصول و چالش های اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات علمی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
5 - 26
حوزههای تخصصی:
«اخلاق پژوهش» به اصول و قواعد اخلاقی اشاره دارد که باید در فرایند انجام، تدوین و انتشار پژوهش های علمی رعایت شوند. این اصول شامل دانش کافی در حوزه تحقیقاتی، استفاده صحیح از منابع، رعایت استنادها و قدردانی از مشارکت کنندگان در پژوهش است. با این حال، محقّقان همواره با چالش های اخلاقی متعددی از جمله سرقت ادبی، سوء استفاده از داده ها، حفظ حریم خصوصی و نیاز به شفافیت و پاسخ گویی مواجه هستند. این چالش ها نیازمند راهکارهای اخلاقی دقیق برای حفظ کیفیت و نوآوری در تحقیقات و جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی است. ورود فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی به حوزه پژوهش، این چالش ها را پیچیده تر کرده است. با توجه به توانایی هوش مصنوعی در پردازش کلان داده ها، رعایت چارچوب های اخلاقی در پژوهش های علمی اهمیت بالایی دارد. این مقاله به بررسی چالش های اخلاقی استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در پژوهش های علمی می پردازد. هوش مصنوعی به رغم تأثیرات مثبت آن، چالش های اخلاقی و مشکلاتی مانند عدم صداقت، نقض حریم خصوصی و افزایش سرقت علمی و ادبی ایجاد کرده و از همین رو، افزایش آگاهی پژوهشگران و توسعه ابزارهای هوش مصنوعی برای شناسایی اصالت متون، ضروری است.
بررسی تطبیقی دیدگاه مفسران فریقین دربارة فراز«صَدَّقَ بِهِ» (زمر/33)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آیاتی که اهل سنت دربارة فضایل ابوبکر مطرح نموده اند، آیة P وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِO (الزمر/33) می باشد. ایشان با استناد به روایات وتحلیل هایی که از این آیه نموده اند، فراز «صَدَّقَ بِهِ» را به «ابوبکر» نسبت داده اند. مهم ترین دلیل روایی آنان، روایتی منسوب به امام علی (ع)است که بر اساس آن، مصداق این فراز از آیه، ابوبکر می باشد. از سوی دیگر، با مطرح نمودن سبقت ابوبکر بر دیگران در تصدیق پیامبر اکرم (ص)، شهرت ابوبکر به این آیه و تعمیم لفظ آیه برای اثبات همین ادعا تلاش نموده اند. در این نوشتار، مستندات و دلایل مفسران فریقین در یک بررسی تطبیقی ارزیابی خواهد شد و با توجه به دلایل متعدد درون متنی و برون متنی، به این نتیجه خواهد رسید که روشن ترین مصداق این آیه، «حضرت علی (ع)» است و روایت منسوب به آن حضرت (ع)و دیگر دلایل اهل سنت بر مبنای منابع مورد اعتماد خودشان پذیرفتنی نیست.
"بصیرت" در قرآن کریم و تفاوت آن با "بصر"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال پنجم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
9 - 26
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال نعمت بینایی را به انسان عطا نمود و مبصرات بسیاری در مسیر زندگی وی قرار داد تا به وسیله درک آن ها هدایت یابد. از منظر قرآن، انسان فقط از آن جهت که صاحب چشم است بصیر خوانده نمی شود، بلکه تفاوت عمیقی بین بصر با بصیرت وجود دارد. در واقع بصیرت نوعی درک عمیق از مبصرات است که همگان صاحب آن نمی گردند مگر آنان که از نشانه ها عبرت گرفته و اهل تذکر، ایمان و یقین باشند. مقاله حاضر به منظور شناخت بصیرت و منابع و راهکارهایی که آیات قرآن برای کسب بصیرت معرفی می کند، به تحلیل توصیفی موارد و مصادیق مذکور با عنایت به تفاوت آن با بصر و مراتب بصیرت در دنیا و صاحبان بصیرت، در آموزه های قرآن پرداخته است.
تعهدات اخلاقی طرفین در قراردادهای نفتی بای بک (بیع متقابل) در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو سعی در بررسی پیرامون اصول قراردادی حاکم بر قراردادهای بای- بک در ایران دارد که به کرات توسط شرکت ملی نفت ایران که در مقام نمایندگی وزارت نفت ایران انجام وظیفه می کند مورد استفاده قرار می گیرند. کشور ایران با دارا بودن مقادیر قابل توجهی از ذخایر نفت و گاز طبیعی به عنوان دومین تولید کننده و صادر کننده نفت در جهان و همچنین دومین کشور بزرگ دارنده ذخایر گازی در جهان رتبه بندی می شود در خصوص دو حوزه ی بسیار مطلوب جهت سرمایه گذاری شدن توسط سرمایه گذاران (خارجی) ر ایران می توان به توسعه ی منابع نفتی و نیز گاز طبیعی اشاره کرد که همچنان نیاز به یک سرمایه گذاری خیره کننده را می طلبد. اختیاری کردن قراردادهای خدماتی بای- بک توسط شرکت نفت ایران به عنوان یک نیروی محرکه در جذب سرمایه خارجی و همچنین دانش عملی و مهارت لازم جهت توسعه صنعت نفت ایران که ستون فقرات اقتصاد ایران به شمار می رود از اهمیت خاصی برخوردار است. این مقاله در نظر دارد علاوه بر شناسایی قراردادهای بای بک به بررسی حقوق و تعهدات تمهید شده در این دسته از قراردادهای نفتی برای طرفین متعاقدین( پیمانکار و کارفرما ) پرداخته که طی مباحث پیش رو به ترتیب اولویت مورد بحث واقع خواهند شد.
از سخنان رسول اکرم (ص)
حوزههای تخصصی:
حکم فقهی بی هوشی و بی حسی محکوم به قصاص، حد و تعزیرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
361 - 377
حوزههای تخصصی:
امروزه در زمینه موضوع بی هوشی و بی حسی فرد محکوم به قصاص، حد و تعزیرات، دیدگاههای متنوع و مختلفی وجود دارد؛ از همین رو این نوشته با نگاهی فقهی، با تمسک به آیات قرآن کریم و روایات در پی پاسخ دادن به این مساله مهم و کاربردی نوظهور می باشد که، آیا بی هوشی یا بی حسی افراد محکوم به قصاص، حد و تعزیرات پیش از اجرا حکم، جایز می باشد یا خیر؟ در جواب به این سوال در مقاله، ابتدا به دلایل قائلان به عدم جواز بی هوشی و بی حسی در قصاص، حد و تعزیرات پرداخته و نقد شده است و سپس ادله قائلان به جواز بی هوشی و بی حسی در افراد محکوم به قصاص، حد و تعزیرات تبیین شده است. در ادامه در مرحله سوم، درباره دلایل قائلان به جواز بی هوشی یا بی حسی افراد محکوم به قصاص یا حد و تعزیرات، بحث و تبادل نظر شده است. در پایان پس از استناد به آیات، روایات و بیان نظرات گرانبهای فقها در این باب، این نتیجه برآمده که، بی هوش کردن و یا بی حس کردن فرد محکوم به قصاص جایز می باشد اما درباره افراد محکوم به حدود و تعزیرات باید بیان نموده که، بی حس کردن و یا بی هوش کردن آنان درست نمی باشد.
امام هادی، رهبر تشکیلات علوی
فی المنهج النقدی عند ابن الأثیر فی کتابه (المثل السائر فی أدب الکاتب والشاعر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعدّ کتاب (المثل السائر فی أدب الکاتب والشاعر) من أبرز الکتب النقدیة فی العصر الأیوبی، ولاسیّما أنّ ضیاء الدین ابن الأثیر من أشهر الکتّاب والنقاد فی ذلک العصر، وقد جمع فی هذا الکتاب فنون البلاغة فی الأدب. ولاقى هذا الکتاب قبولاً فی الوسط النقدی منذ ذلک الحین، لکنّه فی الوقت نفسه لاقى هجوماً من أطراف أخرى، وقد کان ذلک ردّ فعلٍ على ابن الأثیر الذی حاول أن یکون مبدعاً أکثر منه متّبعاً، لکنّ نشاطه النقدی بقی فی دائرة التراث النقدی عموماً، وإنّ سمات التفرد أو تحقیق الإضافة لم تکن إلّا فی نطاق الذوق الفردی الذی لا یرقى إلى إنتاج مفهومات نظریة حادثة. ومن ثَمَّ فإنّ جهوده لم تتکشّف عن طابع منهجی منظّم، ومن هنا نجد اختلاط المستویات بین الاتّباع والابتداع، وهذا یترجم عن رؤیة نظریة غیر متماسکة، تفتقر إلى الاتّساق الداخلی، وتبدو قاصرة عن النهوض ببناء منظور متکامل ورؤیة منظمة.
فلسفه
انسجام اصول فلسفی معاد شناختی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثبات معاد جسمانی بعنوان یکی از مسائل فلسفی، همواره در بین فیلسوفان اسلامی مورد توجه بوده است. ملاصدرا در نظام فلسفی خود با بکار گرفتن اصول معادشناختی، به اثبات جسمانیت معاد و نیز تبیین حالات بعد از معاد پرداخته است. کشف انسجام بین اصول معادشناختی و همچنین انسجام بین نتایج آنها، به تبیین بهتر نظریه معاد جسمانی ملاصدرا می انجامد. این پژوهش، با تمرکز بر اصول معادشناختی و استخراج مبانی آنها، به بررسی انسجام درونی و بیرونی این اصول و نتایج آنها پرداخته و اثبات میکند که اصول معادشناختی با یکدیگر و نیز برخی از نتایج نسبت به هم، انسجامی قوی (رابطه ایجادی) دارند، گرچه برخی دیگر از نتایج نسبت به یکدیگر دارای انسجامی ضعیفند. همچنین برخی از مبانی که در مسیر اثبات معاد جسمانی نقشی بنیادین دارند مانند اتحاد عاقل و معقول، جسمانیهالحدوث و روحانیه البقا بودن نفس و بساطت وجود بصراحت جزو اصول اثباتی معاد ذکر نشده اند. عدم تفکیک اصول هستی شناختی و انسان شناختی و عدم رعایت تقدم و تأخر در چینش اصول نیز میتواند از کاستیهای مسیر اثباتی این نظریه مهم فلسفی، از سوی ملاصدرا بشمار آید.
کیفیّت تحقّق «علم» در گزاره های شرعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۲۰
153-172
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل اصول فقه که متکفّل تحصیل ابزار مناسب به منظور کشف احکام شرعی محسوب می گردد، «حجّیت قطع» است. مشهور اصولیان برآنند که قطع اصولی دارای حجّیت ذاتی است و به همین لحاظ آن را مبنای شناخت در فقه و اصول دانسته و به اشتباه بر آن اطلاق «علم» می کنند. اما بسیاری از اصولیان متأخر، منکر حجّیت قطع اصولی شده و مبنای حجّیت را وصول به حکم واقعی دانسته اند، نه صرف حالت نفسانی مکلّف. از همین رو، لازم است مبنای شناخت را در فقه و اصول، قطع به شرط مطابقت با واقع یا همان قطع منطقی قرار داد که این، همان معنای دقیق و اصطلاحی «علم» است. امّا مسئله مهم تر آن است که چگونه می توان به گزاره های شرعی، قطع منطقی یا همان علم پیدا کرد؟ به نظر می رسد تنها راه مطمئن برای علم به معارف دستوری دین، استماع از شارع مقدّس یا مخبر صادق باشد.
بررسی رابطه روش های تربیتی مادران با مسئولیت پذیری پسران (با تاکید بر آموزه های تربیت اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه روش های تربیتی مبتنی بر آموزه های تربیت اسلامی مادران با مسئولیت پذیری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی انجام گرفت. طرح تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان بروجرد (94-1393) بوده است. از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 300 نفر از دانش آموزان پسر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات 1-پرسش نامه تجدید نظر شده روش های تربیتی مادران مبتنی بر آموزه های تربیت اسلامی(اسفندیاری، 1374) و 2-پرسشنامه مسئولیت پذیری(نعمتی، 1388) بود. در این مطالعه روایی هر دو پرسش نامه به صورت محتوایی و پایایی آن ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 77/0 و 92/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین روش تربیتی اقتدار منطقی مادران و مسئولیت پذیری پسران رابطه مثبت و بین روش تربیتی سهل گیرانه و سخت گیرانه مادران با مسئولیت پذیری پسران رابطه منفی معنادار وجود دارد. همچنین بین روش تربیتی اقتدار منطقی با خودمدیریتی، قانونمندی، امانت داری، وظیفه شناسی و سازمان یافتگی همبستگی مثبت معنا داری مشاهده شده است. علاوه بر این نتایج نشان داد که روش تربیتی سخت گیرانه نمی تواند به تنهایی مسئولیت پذیری دانش آموزان را پیش بینی کند. بنابراین دانش آموزانی که با روش اقتدار منطقی پرورش یافته اند از مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به دانش آموزانی که با دو روش سهل گیر و سختگیرانه پرورش می یابند برخوردار بودند.
بررسی شبهات مربوط به تفسیر آیات 31 تا 35 سوره ص با تأکید بر تبارشناسی و دیرینه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۱۱۴-۹۳
حوزههای تخصصی:
شبهات مربوط به تفسیر قضای نماز، آزمایش، حرص و بخل در حکومت درباره حضرت سلیمان× در تفسیر آیات 31 تا 35 سوره ص و روایت تفسیری مربوط به آنها، با توجّه به مبانی عامّ و خاصّ به ترتیب مربوط به تمام پیامبران و مختصّ سلیمان× مانند: عصمت، نبوّت و حکمت به روش گردآوری کتابخانه ای داده ها و شیوه تحلیلی توصیفی پردازش آنها قابل پاسخ است. از سوی دیگر تبارشناسی به معنای منشأیابی شبهات و دیرینه شناسی به عنوان بررسی تاریخی یک دانش یا مسئله با نگاه غیر پیوسته نسبت به جریان خطّی تاریخ و تأکید بر نگاه اجتماعی و جامعه شناختی، مشخص می سازد که پیجویی منشأ این شبهات به سبب ویژگی هایی چون: دنیاطلبی و اصالت دادن به حسّ و تجربه و انعکاس آن در تمایل به بت پرستی، وجود جریان های انحرافی عقیدتی و نیز انگیزه سیاسی ناشی از درگیری های پس از حضرت سلیمان× به یهود می رسد. علل استمرار شبهات مذکور در روایات تفسیری از لحاظ دیرینه شناختی، وجود یهودیان مخفی در صدر اسلام، تمایل قدرت حاکم پس از پیامبر| به رسمیت بخشیدن به اهل کتاب تازه مسلمان به عنوان منبع شناخت اسلام است.
تاریخ اسلام
حوزههای تخصصی:
ماهیت احکام امضایی با تاکید بر نقد نظر برخی از معاصران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
7 - 25
حوزههای تخصصی:
بخشی از آموزه های اسلام در غیر حوزه عبادیات را امضائیات تشکیل می دهند؛ یعنی آن دسته از آموزه هایی که شارع دین نای جدیدی در آنها تأسیس نکرده و مطابق مشی عقلا رفتار کرده است. مقاله حاضر پس از تعریف حکم امضائی به طرح مباحثی در پیرامون ماهیت حکم امضائی در سه بخش پرداخته است؛ یکم تفاوت امضائیات با اوامر و نواهی ارشادی که در کلمات برخی از معاصرین به اشتباه یکی دانسته شده؛ دوم این که آیا امضائیات هم قسمی از احکام شرعی حساب می شوند یا صرفاً اموری عقلائی اند که نسبتی به شارع بماهوشارع ندارند؛ اثار هریک از دو قول کدام است؛ در این قسمت ضمن بررسی آثار دو دیدگاه نظر برخی دیگر از معاصران که احکام امضائی را صرفا امور عرفی عقلائی می دانند مورد نقد قرار گرفته است و سوم مسئله تقسیم امضائیات در دامنه شریعت به مطلوب و تحمیلی که از سوی برخی از محققین حقوقدان معاصر ادعا شده است؛ این دیدگاه نیز مورد مداقه و نقد قرار گرفته است. بطور خلاصه دستاورد این پژوهش نقد سه دیدگاه معاصر مرتبط با احکام امضائی است که دو مورد آن مسبوق به سابقه نبوده است.
چالش رسانه های جدید و ارزش های خانوادگی؛ به سوی رهیافتی همگرایانه و مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۵, Issue ۱۶, Winter ۲۰۱۹
179 - 130
حوزههای تخصصی: