فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۷۲۱ تا ۵۴٬۷۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
شروط تقاص در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره سیزدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
365 - 387
حوزههای تخصصی:
بر اساس مبانی فقهی یکی از طرق وصول حقوق مالی تقاص است. نهاد تقاص پس از انقلاب از سوی قانونگذار مورد توجه قرار نگرفت، این در حالی بود که رویّه قضایی به پیروی از فقه در بسیاری از موارد تقاص را عاملی موجهه تلقی کرده است. دلیل بی توجهی قانونگذار، نگرانی برخی از حقوقدانان ناشی از ایجاد هرج و مرج به واسطه این تأسیس است، لیکن با مروری بر شرایط تقاص خواهیم دید که قلمرو این نهاد وسیع و بی ضابطه نیست و به تحقق شرایطی منوط است که با توجه به مقتضیات جامعه و نظم عمومی ایجاد شده اند و به همین دلیل است که منع ارتکاب جرم در تقاص شرط محسوب می شود و لذا تقاص اضراری پذیرفته نیست.این مقاله به روش تحلیلی - توصیفی به نقد و بررسی شروط تقاص در فقه می پردازد.
علوم طبیعی و ریاضی
رفتار حمایتی و شیوه های آن از نگاه قرآن و روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم آبان ۱۳۹۹ شماره ۲۷۵
67-78
حوزههای تخصصی:
رفتار حمایتی رفتاری است که به قصد کمک کردن به دیگران صرفاً به خاطر نوع دوستی و خیرخواهی و نه به منظور رسیدن به منفعت خاصی انجام می شود. پژوهش حاضر به هدف شناسایی رفتار حمایتی و شیوه های آن از نگاه قرآن و روان شناسی تدوین شده است. روش پژوهش در این تحقیق تحلیل محتواست و با مراجعه به منابع روان شناسی و اسلامی به مفهوم شناسی و شناسایی شیوه های آن براساس اسناد موجود در این منابع پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد که رفتار حمایتی به سه شکل مالی، عاطفی و رفتاری صورت می گیرد؛ همچنین نتایج تحقیق نشان داد که از نگاه منابع اسلامی تنها هنگامی از رفتار حمایتی نهی می شود که اولاً، سبب تقویت دشمنان و دشمنی آنها با اسلام بشود؛ ثانیاً، به تقویت صفات منفی مانند تنبلی و احساس ذلت بیانجامد؛ همچنین شیوه های رفتار حمایتی عبارتند از: شیوه های شناختی رفتار حمایتی؛ شیوه های عاطفی رفتار حمایتی؛ شیوه های رفتاری رفتار حمایتی. در یک تقسیم بندی دیگر می توان شیوه های رفتار حمایتی از نگاه قرآن را به شیوه های عملی و کلامی تقسیم کرد.
بررسی ملاک های صحت و سقم مکاشفات از منظر دو مکتب ابن عربی و صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان می تواند با پرورش و هدایت قوای ظاهری و باطنی خویش با عوالم هستی ارتباط حضوری برقرار کند و به مکاشفه حقایق آن عوالم بپردازد. اما گاهی تأثیر نامناسب قوای انسانی بر یکدیگر از یک سو و دخالت شیطان و هواهای نفسانی از سوی دیگر این امکان را به وجود می آورد که سالک از مسیر حق منحرف می گردد و امور ذهنی و خیالی را حقیقت بپندارد. البته در حضور و شهود خطا راه ندارد، اما اگر عارف از شهود خارج شود و بخواهد در مقام علم حصولی به تبیین، بازبینی و بازگویی علم حضوری خود بپرداز امکان انحراف و اشتباه برای عارف وجود دارد. بنابراین پرسش این است که آیا بر اساس دو مکتب ابن عربی و حکمت متعالیه برای اهل کشف معیاری وجود دارد تا بتواند به سنجش اعتبار مشاهدات خویش بپردازد؟ به نظر می رسد در این دو مکتب معیارهای مطمئنی برای ارزیابی مشاهدات عرفانی پیشنهاد شده است.
بررسی ویژگی های افعال تکرار شده در اشعار رمانتیک و رئالیست عبدالوهاب بیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکرار بعنوان آرایه ای ادبی از اهمیت بسزایی در شعر معاصر عرب برخوردار است. بطوری که این آرایه به علت نقش زیباشناختی و وظیفه بیانی خود بسیار مورد توجه شاعران و ناقدان قرارگرفته و تبدیل به یکی از عناصر اصلی قصاید آنها شده است. از سوی دیگر بسیاری از این شاعران تحت تاثیر جریانهای سیاسی و اجتماعی عصر خود رو به جریانهای ادبی چون رمانتیسم و رئالیسم آورده و با تاثیرپذیری از آنها به سرودن قصاید خود در موضوعات مختلف و مضامینی متناسب با خصوصیات این مکاتب مبادرت ورزیده اند. به همین دلیل برای فهم قصاید بسیاری از آنها لازم می آید ابتدا به بررسی ویژگیها، میزان و چگونگی تأثیر این مکاتب بر عناصر تشکیل دهنده قصاید آنها بپردازیم. از جمله این شاعران عبدالوهاب بیاتی شاعر عراقی می باشد. که رو به این مکاتب نهاده و بسیاری از قصاید خود را با تأثیر پذیری از آنها سروده است. بدین ترتیب بر آن شدیم تا با شیوه ای توصیفی - تحلیلی و همچنین شیوه ی آماری با بررسی افعال تکرار شده در این سروده ها بعنوان یکی از عناصر شاخص جنبه های لفظی و معنایی ضمن تحلیل و بیان چگونگی تأثیر این مکاتب بر شاعر و مضمون قصاید او چگونگی تأثیر آنها بر جنبه لفظی این قصاید را نیز نمایان سازیم.
نسبت سنجی بین قانون فقهی اهم و مهم و نظریه ماکیاولیزم
حوزههای تخصصی:
نیکولی ماکیاولی با تفکیک اخلاق از سیاست و ارائه نظریه «هدف وسیله را توجیه می کند» حکمرانی را وارد فضایی جدید کرد. اندیشمندان جهان اسلام با استناد به منابع اسلامی، این دیدگاه ماکیاولی را باطل می دانند. از سوی دیگر در دانش فقه قاعده پرکاربردی با عنوان «تقدیم اهم بر مهم» وجود دارد که دست کم در برخی از موارد با نظریه ماکیاول شباهت پیدا می کند. شباهت این قانون با دیدگاه ماکیاول اعتبار و عمومیت این قانون را به تردید و چالش می کشاند. مقاله حاضر با طرح این فرضیه که قانون «تقدیم اهم بر مهم» -که مورد تأیید ادله ی اربعه است- با نظریه ماکیاولی تفاوت بنیادی دارد، تلاش می کند این تردید و چالش فوق الذکر را حل نماید. لذا تلاش می کند، با استفاده از منابع فقهی و اصولی و با نگاهی به جایگاه قانون تقدیم اهم بر مهم در فقه فریقین، ابتدا به بازتبیین روشنی از ماهیت این قانون و ادله اعتبار آن دست یافته و در فرجام امر اثبات نماید که قانون تقدیم اهم بر مهم با نظریه ماکیاول دست کم «چهار تفاوت» روشن دارد.
نظریه همروی در حوزه اندیشه سیاسی اسلامی
حوزههای تخصصی:
در حوزه اندیشه سیاسی اسلام، همروی فلسفه سیاسی و فقه سیاسی قابلیت طرح دارد؛ و در نظریه همروی، تأکید اصلی بر نسبت فلسفه سیاسی و فقه سیاسی است. سه سطحی که، در این جا، تأکید کمتری بر آن وجود دارد، سطح روش شناختی، معرفت شناختی و نسبت سنت و تجدد است. مدعا در سطح معرفتی، این است که عقل، نقل، تجربه، شهود و تاریخ با هم تضاد ندارند، و نهایتاً یک هدف را دنبال می کنند. در این مقاله سعی می شود همروی به عنوان یک «نظریه» در حوزه اندیشه سیاسی اسلام مطرح شود. «نظریه» مجموعه سازماندهی شده مفاهیم و گزاره هایی است که اجزاء آن در راستای تبیین امور با هم یگانگی پیدا کرده اند، و مدعای واحدی را اثبات می کنند. در این صورت، نظریه عبارت هایی منظم درباره واقعیت های اجتماعی مبتنی بر سیستم های منطقی است که در یک علم یا یک مکتب وجود دارد. آندرو سایر نظریه را شیوه ای از نظم بخشی به رابطه بین مشاهداتی (یا داده هایی) می داند که معنای آن ها قطعی است. بر اساس نظریه همروی، در این جا، این مدعا قابلیت طرح خواهد داشت که «هرچند فلسفه سیاسی، طبق تعریف، مستقل از وحی است، اما برای بررسی مسائل سیاسی از دیدگاه اسلام، هم به پاسخ فلسفی نیاز داریم، هم به پاسخ فقهی». به بیان دیگر، نه تنها فلسفه سیاسی و فقه سیاسی می توانند به شکل جداگانه پاسخگوی مسائل سیاست باشند، بلکه پاسخ های آن دو قابل مقایسه نیز خواهند بود. در واقع، مدعا این است که برای حل مسائل سیاسی از دیدگاه اسلام هم به پاسخ فلسفی نیاز داریم، هم به پاسخ فقهی، هم به مقایسه آن دو. البته، اعتبار فقه سیاسی با محدودیت هایی خاص روبرو است. نظریه همروی از واقع و امری موقعیت مند خبر می دهد؛ به این معنا که ارتباط دو دانش فلسفه سیاسی و فقه سیاسی را برمی رسد. این امر منافاتی با وجود ابعاد هنجاری و تجویزی در این نظریه ندارد. به طور مثال، می توان بر اساس این نظریه گفت محقق علوم سیاسی در درجه اول «باید» هر مسئله ای را در این دو حوزه طرح نماید؛ و سپس «لازم است» به ارتباط نتایج به دست آمده در این دو حوزه بپردازد. نگارنده این کار را در خصوص توزیع قدرت در اندیشه سیاسی شیعه انجام داده است.
معناداری یا بی معنایی گزاره های قرآن
حوزههای تخصصی:
معنا داری و یا بی معنایی گزاره های دینی یکی از اصول و مبانی مهم در تفسیر متون مقدس به حساب می آید؛ زیرا اگر چنین گزاره هایی بی معنا بوده و فقط در سطح گزاره هایی برای بیان احساسات دینداران و مانند آن باشد، نمی توان با تکیه بر آنها به فهم دقیق و کاملتر آیات الهی دست یافت ولی در صورت معنادار دانستن متون دینی می توان به این هدف رسید. این موضوع که عمدتاً درباره عهد قدیم وجدید مطرح بوده است؛ توسط برخی نویسندگان معاصر به متن قرآن نیزکشانده شده است. در نظریه کاربردی معنا، هر لفظی در حوزه استعمالی خودش معنادار تلقی می شود، بر این اساس گزاره های دینی در حوزه استعمالی خود معنادار خواهند بود. تحقیق دراین نوشتار به روش کتابخانه ای و با استفاده از تحلیل داده ها و نظریات مختلف در زمینه ماهیت معناداری گزاره های قرآنی صورت گرفته است. در اثبات وتبیین معناداری عبارات قرآنی از شواهد و دلایل مختلفی مدد گرفته شده است که در دو دسته کلی شواهد درون متنی(قرآن - روایات) وشواهد برون متنی (عقلی – کلامی) مطرح شده است. بنابراینگزاره های قرآنی، معنادار و ناظر به واقع هستند.
همخوانی آموزه های قرآن با عوامل پیشرفت و توسعه اقتصادی در جامعه بشری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تبیین کارکرد اسلام در امر توسعه جامعه انسانی خصوصا توسعه اقتصادی و رابطه میان آموزه های قرآن با این بعد از توسعه از جمله مسائل مهم دین پزوهی معاصر است .توسعه نایافتگی اکثر کشورهای اسلامی در عصر حاضر و پیشرفت های شگفت جوامع غربی در همه ابعاد توسعه خصوصا بعد توسعه اقتصادی ،عده ای را به طرح دیدگاهی کشانده که توسعه نایافتگی ملل اسلامی را به آموزه های دینی آنان پیوند دهند و قرآن را عامل این ایستایی و عدم پویایی بدانند .پزوهش حاضر نه تنها درصدد بطلان چنین دیدگاهی است ،بلکه برآن است تا با استفاده از آیات قرآن این کتاب آسمانی را محرک و مشوق توسعه اقتصادی معرفی کند . ضمن آنکه این پزوهش به دنبال ارائه مدل و سیستم توسعه اقتصادی از بطن قرآن نیست و چنین امری را رسالت علم و تجربه بشری می داند و هدف اصلی در این اثر اثبات همخوانی و همسویی آیات قرآن با عوامل توسعه اقتصادی است . در این تحقیق ضمن معرفی مولفه های مهم توسعه اقتصادی از منظر اندیشمندان این حوزه ،با گزینش مهمترین آنها و عرضه بر قرآن ، آیاتی را که بر این شاخص ها دلالت روشن دارند استخراج گردیده و همخوانی آموزه های قرآن با این مولفه ها نمایانده شده است. با این توضیح مهم ترین مولفه های توسعه اقتصادی که مورد واکاوی قرار گرفته اند عبارتند از: عمران و آبادانی زمین ، نقش انسان در تسخیر طبیعت ،کار و سخت کوشی ،تکثر زدایی و مبارزه با فقر گرایی ، نهی از معاملات اقتصادی باطل و نفی وابستگی اقتصادی
تجربه ای فراموش ناشدنی
روش شناسی و اعتبارسنجی برداشت مبتنی بر دلالت اشاره از قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار حاضر می کوشد مفهومی عالمانه از چیستی دلالت اشاره، جایگاه، ارکان و شرایط و ضوابط تحقق، اعتبار و حجیت آن را بررسی و تبیین نماید و از روش استناد، استدلال، توصیف و تحلیل بهره گرفته است. بررسی ها در باب دلالت اشاره نشان می دهد که این نوع دلالت نه از سنخ لفظ بلکه امری فراتر از آن است و از نوع غیر صریح و دلالت التزامی است؛ از نظر عرف، مقصود مستقیم گوینده کلام نمی باشد، اما این تعبیر با تسامح درباره خداوند و کلام الهی به کار می رود؛ زیرا خداوند عالم مطلق به تمام امور است. این دلالت دارای مراتبی است که طبق تعریف ها به جلی و خفی تقسیم می شود. این دلالت با دقت عقلی به دست می آید و از دلالت های بیّن اما بالمعنی الاعم می باشد. جایگاه دلالت اشاره در مرتبه بعد از دلالت اقتضاء و دلالت تنبیه است. حجیت دلالت اشاره از باب حجیت ظواهر الفاظ، محل تردید است؛ زیرا نه از نظر کاربرد و نه از نظر سیاق، مقصود اصلی گوینده نیست و تبعاً و ارتکازاً اراده شده است، اما می توان این دلالت را از دلالت های تبعی شمرد و آن را از باب ملازمات عقلی، حجت دانست. دلالت اشاره در پی بردن به اعجاز بیانی قرآن کریم و جهان شمولی احکام و معارف قرآنی کارایی دارد و با آن می توان احکام شرعی، احکام سیاسی، امور اعتقادی و مانند آن ها را از قرآن استخراج کرد.
هنجارگریزی نحوی در گفتمان قرآنی بر پایه فرآیند جایگزینی اسم به جای فعل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن، ساختاری زبانی است که از الگوها و قواعد دستوری خاصی پیروی می کند که از آن با نام زبان معیار/ خودکار یاد می شود. گاهی ادیب برای بزرگ نمایی مفهوم مورد نظر خود، با وجود امکان رعایت قواعد زبانی، از هنجار زبان سر می پیچد تا توجه مخاطب را به یک معنای خاص جلب و در حقیقت مفهوم را برجسته سازی کند. هنجارگریزی یکی از شیوه های برجسته سازی معناست که در هشت سطح قابل بحث است. این نوشتار با بررسی هنجارگریزی نحوی در سطح جانشینی اسم به جای فعل در گفتمان قرآنی که از بسامد بالایی برخوردار است ، به این نتیجه دست یافت که انحراف از استخدام فعل در قرآن، در سه سطحِ جایگزینی ابتدایی اسم به جای فعل، جایگزینی اسم هم ریشه به جای فعل و جایگزینی اسم متضاد به جای فعل و به قصد برجسته سازی اغراضی چون تناسب زمان، عدم تعلق غرض به فاعل، تأکید بر وقوع رخداد و یا ثبات آن، صورت گرفته است.
مجموعه گفتگوهای فقه، حقوق و جامعه در نگاهی گذرا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه زمستان ۱۳۸۶ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
نقش رزق طیب در شکل گیری حیات طیبه
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در 46 آیه و 50 بار از واژه طیّب استفاده کرده است. در این آیات واژه طیّب در موضوعات مختلف و گاهی به صورت مشتقات مختلفی بکار رفته است. به نظر می رسد که این تعداد فراوانی از یک واژه نمی تواند بدون ارتباط با یکدیگر باشند. بیشترین موضوعی که واژه طیّب در آن دیده می شود موضوع رزق است. رزق در فرهنگ قرآن و روایات به معنای تأمین کننده حیات است و بسته به نوع حیات جنس رزق نیز متفاوت است. به عبارت دیگر حیات از جانب خداوند به همه موجودات داده شده است بنابراین در تداوم آن نیازمند اسبابی هستند. مطلق اسبابی که موجودند و به تبع آن انسان، برای ادامه حیات به آنها محتاج است به نام رزق شناخته می شوند.حیات طیّبه نیز از عبارات مهم و کلیدی قرآن است که در این زمینه مفسران و عالمان بسیاری به بحث و تحقیق پرداخته اند. در این مقاله سعی شده است تا به نقش رزق طیّب در به تحقق پیوستن حیات طیّبه تأکید کند و رزق طیّب را به عنوان یکی از عوامل مؤثر در شکل گیری حیات طیّبه قلمداد نماید.
تحلیل انتقادی مبانی تفسیری سلفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلفیه تکفیری در حوزه تفسیر قرآن با استناد به ظواهر آیات، روایات و سیره پیامبر و اصحابش، به آنچه از قدیم مانده سخت پایبندند و عقاید صحیح اسلامی را منحصر به «ظواهر» قرآن و سنت می دانند و از هرگونه تفسیر، ژرف نگری و بهره گیری از عقل، علم و فلسفه در تعالیم دین و تطبیق آن با مقتضیات زمان اجتناب می ورزند. ورود مجاز در قرآن را انکار کرده و با تفسیر گزینشی آیات، به دنبال تفسیر آیات قرآن نبوده، بلکه به دنبال پیدا کردن عقاید خویش در قرآن و رد دیدگاه های مخالفان هستند؛ اما ظاهرگرایی علاوه بر عدم کفایت در تفسیر قرآن، مخالف با آیات قرآن است. تأکید افراطی بر نقل و روایت موجب راهیابی احادیث ضعیف به منابع و دوری از عقل گرایی در تفسیر شده و با پیش داوری های گرایشی، آیات به شیوه نادرست بر روایات تطبیق داده می شوند.