حق مداری و دوری از باطل، افزون بر شناخت حق، نیازمند زدودن موانع آن هم هست. بنا بر مطالعات کتابخانه ای، موانع اعتقادی، اجتماعی، و اخلاقی می تواند سبب شود حق از باطل تشخیص داده نشود. در این نوشتار، با تحلیل آموزه های علوی در کتاب نهج البلاغه و سیره امیرمؤمنان، پدیده ها و خصلت های اخلاقی ای که مانع فهم درست حق می شود، شناسایی و گونه بندی شده است. رذایل اخلاقی چون کبر، تعصب، لجاجت، بی تقوایی، طمع، دل بستگی به دنیا، حسادت و... ازجمله این موانع است. با توجه به تأکید فراوان امیرمؤمنان، به نظر می رسد اساسی ترین مانع اخلاقی برای تشخیص حق از باطل، دل بستگی به دنیا و بی تقوایی است. برآیند اثرگذاری موانع اخلاقی در این نوشتار به تفصیل بررسی شده است.
تأمین نیاز انسان به احترام، شایستگی و قدرت موجب اعتماد به نَفْس، خودشکوفایی و موفقیت می شود و ضربه به این نیاز نیز موجب احساس ضعف و حقارت می گردد. هدف از این تحقیق، بررسی این نیاز و بنیادین بودن آن از نگاه قرآن است. به این منظور، با شیوه داده بنیاد، کلیدواژه های مرتبط با احترام در نرم افزار مکس کیودا وارد شدند و کار کدگذاری همراه با تحلیل محتوا به شکل مقوله بندی های مختلف انجام گرفت. برای معنایابی واژگان در این تحقیق، از روش میدان معنایی ساختگرا و معناشناسی شناختی و برای موارد بینامتنی از روش تفسیر موضوعی استفاده شد. تحلیل کلیدواژگان و موارد بینامتنی، فراوانی پانصد کد مرتبط با موضوع احترام را در قرآن نشان داده است و سطوح متعددی از راهکارهای رشد یا ضربه به احترام و نیز علل شکل گیری یا مقابله با احترام را استخراج کرده است. در نتیجه، این میزان از بسامد نشانگر بنیادین بودن نیاز به احترام از نگاه قرآن است. بررسی کلیدواژه های احترام و همنشین های آن ها دو زیرمجموعه قدرت در برابر ضعف و شایستگی در برابر تحقیر را برای نیاز احترام نشان می دهند.
مراد از مثل در این پژوهش، خلاصه شده داستان در قالب تشبیه است. درحقیقت مثل، نوعی استدلال در خدمت اثبات موضوعی است که عموماً ذهنی و عقلی است. مثل، ترسیم خیال است که در وهم حالت تجسد پیدا می کند؛ به گونه ای که شنونده شخصاً در معرکه حضور دارد. حوادث را از نزدیک مشاهده می کند. بدون تردید خداوند از پنهانی های روان بشری آگاه و مطلع است؛ به همین دلیل مثل های دینی به مراتب بهتر از دیگر امثال بیان کننده حقایق پنهانی و غیرمادی است. مثل های دینی با ایجاد مشابهت و همگونی میان معانی معقول و اشیای محسوس به معانی تجسم می بخشند تا از رهگذر آن معانی دینی هرچه بیشتر به فهم و ادراک مخاطبان نزدیک تر شوند.این پژوهش از روش کتابخانه ای - اسنادی استفاده شده و با تکیه بر روش کیفی از نوع تحلیل محتوایی - استنباطی در پی آن است تا گامی هر چند اندک برای بسترسازی در زمینه گفتگوی ادیان بردارد؛ به همین دلیل در این پژوهش در وهله نخست موضوعات امثال قرآن کریم و عهد جدید بررسی شده است؛ بدین صورت که بیشترین تعداد امثال در قرآن به مسئله توحید و شرک و در عهد جدید به توصیف ملکوت خداوند اختصاص دارد و از لحاظ اقسام مثل، مثل های قرآنی تنوع بیشتری نسبت به مثل های عهد جدید دارند و به ترتیب در قرآن، رمزی، قیاسی، فردی، تاریخی و توصیفی اند؛ اما در عهد جدید به صورت رمزی، توصیفی، قیاسی و تاریخی اند. مراد قسم مثل فردی است، امثال به فردی، رمزی، قیاسی، تاریخی و ...
کانت بر اساس فلسفه نقادی خود و با تکیه بر عقل عملی، به نظامی اخلاقی دست یازید که فلسفه اخلاق او را از جهاتی از دیگر فلسفه های اخلاق متمایز می گرداند. تکیه بر عقل عملی و نادیده گرفتن عقل نظری، وظیفه گرایی، صورت گرایی، اطلاق گرایی، تفکیک میان سعادت و کمال، تأکید بر حسن فاعلی، تقدم اخلاق بر دین، برخی از و یژگی های اخلاق کانتی است. استاد شهید مطهری ضمن تبیین و تحلیل دقیق فلسفه اخلاق کانت، با استفاده از نظام اخلاقی اسلام، به بررسی و نقد آن پرداخته است. ما در این مقاله ابتدا مختصری از اصول و مسائل محوری فلسفه اخلاق کانت را تبیین کرده و سپس از منظر شهید مطهری آن را بررسی و نقد می کنیم.