هدف این مقاله، طراحی الگوی ارزشیابی اثربخشی دوره های تربیتی و آموزشی سپاه است. این پژوهش ازنظر هدف درزمره پژوهش های توسعه ای و روش پژوهش آن از نوع ترکیبی و طرح اکتشافی است. جامعه آماری این پژوهش در مرحله کیفی شامل خُبرگان علمی، فرماندهان و مدیران نظام تربیت و آموزش سپاه و در مرحله کمی شامل فرماندهان و مدیران تربیت و آموزش سپاه و اساتید و مربیان دانشگاه ها و مراکز تربیتی و آموزشی سپاه بودند. برای تحلیل داده ها در مرحله کیفی از روش تحلیل محتوا و در مرحله کمی برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های مرحله کیفی که با روش تکوین استقرایی احصا شد، نشان داد که الگوی ارزشیابی اثربخشی دوره های تربیتی و آموزشی، دارای چهار مقوله اصلی و 24 مقوله فرعی بود. یافته های پژوهش در مرحله کمی حاکی از این بود که همه ضرایب الگو با سطح اطمینان 99/0 معنی دار بودند. مجموع یافته ها و نتایج تحلیل نشان داد که الگوی طراحی شده از استحکام بالایی برای ارزشیابی اثربخشی دوره های تربیتی و آموزشی برخوردار است. الگوی ارائه شده شامل چهار بُعد: ارزشیابی درون داد، فرایندها، نتایج و پیامدها به ترتیب با ضرایب مسیر 77/0، 787/0، 82/0 و 84/0 بود. در بین ابعاد مذکور بُعد نتایج با ضریب وزنی 326/0 دارای بیشترین اهمیت و بُعد درون داد با ضریب وزنی 273/0 دارای کم ترین اهمیت بود. این الگو، همسو با مبانی نظری، پیشینه پژوهشی موضوع و با درنظرگرفتن دکترین کلان، طرح رشد و همچنین طرح تحول و تعالی سازمان، بومی شده و برای اجرا در زیرنظام ارزشیابی آموزشی نظام تربیت و آموزش سازمان، مناسب است.
هدف پژوهش حاضر، تببین و تشریح دیدگاه های حضرت علی7درباره مسئله تبعیض نژادی به عنوان یکی از مهم ترین چالش های فراروی بشر است. بدین منظور از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. نمونه موردبررسی، متن کامل نهج البلاغه، اسناد و منابع معتبر علمی- دینی از طریق روش کتابخانه ای و الکترونیکی است. براساس یافته ها می توان اذعان داشت که حضرت علی7ملاک برتری بین افراد بشری را تقوی می دانند. برای رفع معضل تبعیض نژادی، چه در حوزه نظری و چه در حوزه عملی، راهکارهایی از جمله اتحاد و همبستگی همه جانبه، تشریک مساعی مبتنی بر تقوا، ترویج فرهنگ مشورت و... به دست آمد. بر اساس فرمایش های حضرت علی7هر جایی که ردپایی از روحیه غرور و استکبار باشد، حق افراد مظلوم و ستمدیده پایمال می شود. باوجود آنکه نژادپرستان ارزش هایی مثل رنگ، پوست، زبان، نژاد، استعداد، قومیت و ملیت را عامل برتری می دانند، در دین اسلام معیار برتری انسان ها، پرهیزکاری و تقوی است.
پرسش درباره مفهوم و مصداق سعادت ریشه در سرشت آدمی دارد. مقایسه اندیشه های دو اندیشمند صاحب نظر در این زمینه، یکی از یونان باستان و دیگری از حکمای اسلامی هم روزگار با ابن سینا، برای شناخت نوآوری متفکران اسلامی در برابر ره آورد یونانیان در ساحت های گوناگون فلسفی بسیار اهمیت دارد. این جستار کوتاه به روش تحلیلی تطبیقی است و پس از تأملی چند درباره مبانی فلسفی و اخلاقی هریک از این متفکران، شباهت ها و تفاوت های آن ها را درباره سعادت کاویده است. اگرچه ارسطو باتوجه کامل به مؤلفه های عقل و لذت و دوستی، نظریه فضیلت و سعادت را حول محور اعتدال تعریف می کند، به دلیل نگاه غیرتوحیدی اش به خدا و جهان و بی توجهی اش به معاد، قادر نیست مدل موفقی از مفهوم و مصداق سعادت ارائه کند. برخلاف او ابن مسکویه با جهان بینی توحیدی می کوشد، همین معانی را برپایه شناخت نفس و عقل و شرع تبیین کند. ابن مسکویه سعادت را به دو قسم دنیایی و آخرتی تقسیم و مصداق واقعی سعادت را قرب الهی معرفی می کند. هر دو متفکر بر تعریف سعادت به خیر متعالی (خیر اعلی) تأکید می ورزند؛ اما ازآنجاکه مبانی اندیشه اخلاقیِ آن ها با یکدیگر متفاوت است، لوازم اندیشه آنان نیز با یکدیگر متفاوت خواهد بود.
وجود نقاط مشترک در جهاد نظامی مسلمین، دفاع از مرز و بوم میهن اسلامی-حضور در جبهه های جنگ علیه باطل و دفاع مقدس- با فریضه الهی نماز(نماز جماعت) ، حضور در پیشگاه معبود، زمزمه دسته جمعی تشهد، خضوع یکپارچه، بندگی تام در محضر باری تعالی و نیز تاثیر این اتحاد در همه زمینه های جامعه از قبیل تعالی فردی و اجتماعی، پیشرفت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که امروز به قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی تبدیل شده است از اهم مواردی است که در این مقاله به تبیین آن پرداخته می شود. یکی از دلایل موفقیت رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل و اینکه امروز پس از قریب به سه دهه هنوز استقلال کشور را مدیون آنها هستیم خصوصاً در جوانان امروز در قالب مدافعان حرم، وجود یک فرهنگ غنی است که به شهادت منجر گردیده که از هر تعلیم و تربیت دوران زندگی ایشان پررنگ تر بود و آن عشق به نماز و نماز جماعت است. چون ایشان درک کرده بودند که بعد از هر حرکت در نماز باید تفاوتی با قبل داشته باشند و عمل به تفسیر نماز آنها را از طریق شهادت جاودانه نمود.بطور مثال اگر در جبهه رزمنده ای مجروح می گردید رزمنده دیگری مثل کبوتری سبک بال بی درنگ جای خالی او را پر می کرد. همانند نماز جماعت، همه نظم و ترتیب و انجام دادن حرکت را با نظر فرمانده انجام می دادند، درست مثل پیروی از امام جماعت. حال چه شد که نماز آنها را با شهادت جاودان نمود ولی برخی نمازها امروز بدون اثر شده است؟ جوانان ما چه نمازی بخوانند تا فرهنگ شهادت محفوظ بماند؟