تفسیر علمی یکی از گرایش های تفسیری، در جهت کشف و تبیین اعجاز علمی قرآن کریم است. مفسران در میزان کارایی این تفسیر به سه گروه تقسیم می شوند: برخی در بهره مندی از آن، راه افراط را پیموده اند، برخی دیگر، تفریط گونه، قرآن را کتاب هدایتی صرف می دانند و از ورود در تفسیر علمی آیات پرهیز دارند. عده ای دیگر از جمله آیه الله مکارم شیرازی، راه میانه را برگزیده اند. از نظر ایشان، قرآن کتاب هدایت است و بیان برخی اسرار نیز، در راستای هدف تربیتى آن بوده است. با این وجود می توان از آیات طبیعی، حقایقی را کشف کرد. این مقاله با مطالعه ای توصیفی- تحلیلی در آثار ایشان، به دنبال تبیین دیدگاه وی در خصوص گستره تفسیر علمی و تعیین معیارهای مخصوص آن است. براین اساس، تفسیر علمی با تکیه بر بهره مندی از علوم طبیعی قطعى و عدم تکلّف در تفسیر آیه و پرهیز از تحمیل نظریات متغیر بر قرآن، مورد تأیید ایشان است.
شناخت دقیق آرای خاورشناسان درباره معارف قرآنی و نقد علمی دیدگاه های آنان، ضرورتی انکارناپذیر برای ما مسلمانان است. در پژوهش حاضر تلاش شده است دیدگاه های فایرستون درباره آیاتِ جهاد، نقل، تحلیل و نقد شود. تحقیقات فایرستون درباره این موضوع، از پژوهش بسیار او در منابع اسلامی حکایت دارد. نکته محوری دیدگاه او درباره آیات جهاد، توجه دادن به تناقض این آیات با یکدیگر، در جواز و منع جنگ و چندگانگی روش پیشنهادی قرآن در برخورد با دشمنان اسلام است. بی توجهی به سیاق آیات، دخالت ندادن زمینه های نزول آیه و استفاده نکردن از کلام معصومان سبب شده است فایرستون در میان آیات جهاد به تناقض قائل شود
در این نوشتة مختصر، مقصود نشان دادن لزوم لحاظ دو معنای وَلایت (با فتح واو) و وِلایت (با کسر واو) در نسبت با هم به عنوان بطون و ظهور یکدیگر و نه جدای از هم است. زیرا چنانکه خواهد آمد منشأ بسیاری از کج فهمی ها در این باب به همین جدایی میان این دو معنا و مشترک لفظی گرفتن کلمه ولیّ باز می گردد و اگر این دو معنا را مرتبط با هم لحاظ کنیم چنانکه در حکمت و فلسفه چنین اعتبار کرده اند مطلب به گونه ای دیگر خواهد شد و در فهم معنای آیات (از جمله سوره نساء آیه 59 و سوره مائده آیه 55) و روایات در این باره گشایشی پدید خواهد آمد که در غیر اینصورت منتفی خواهد بود. از طرفی این بحث نشان خواهد داد که قول مشهور فخر رازی در باب علم که از مقوله اضافه است نمی تواند به صفت ذات اضافه در نفس عالم تلقی گردد و تصور وی ظاهراً به اضافه محض باز می گردد که این امر خود البته در آثار فلسفی و کلامی وی قابل رسیدگی است.
القصیدة فی الأدب العربی منذ العصر الجاهلی لها بنیتها الخاصة وجعل الشعراء والنقاد هذه البنیة المحددة قوام أعمالهم. والقصیدة العربیة تتشکل من عدة أقسام وکل قسم مقدمة للقسم التالی؛ فالبیت الأول فی القصیدة یسمى المطلع وفی معظم الأحیان یأتی بعد المطلع التشبیب (ذکر أیام الشباب) أو النسیب والتخلص (انتقال الشاعر من الغزل الى الغرض الرئیس للقصیدة) ثم الغرض الرئیس (المدح، والفخر، والرثاء، و..) والمقطع (الدعاء، وطلب الخلود للشخص الذی نظم الشعر من أجله). وهذه الأقسام غالبا ما التزم بها الشعراء الأقدمون وألزم النقاد بها الشعراء المتأخرین، علی أن یعدلوا بینها ولا یخرجوا علیها. یعتبر جارالله الزمخشری واحدا منهم. إن هذه الدراسة تعالج حیاة الزمخشری وأغراضه الشعریة کما تتطرق إلی بنیة القصائد والأسالیب التی یستخدمها هذا الشاعر فی افتتاح قصائده للوصول إلی الغرض المنشود وتحقیق ما کان یأمله ویرجوه فی قصیدته، والربط بین ذلک الافتتاح والغرض الذی یهدف إلی تحقیقه وحسن ختامه وأخیرا یدرس المقال القصائد ذوات الموضوع الواحد أو الموضوعات المتعددة مرکزا علی اتباع الشاعر بنیة القصیدة العربیة الجاهلیة ومحافظته علیها.
در پژوهش حاضر، برای دستیابی به الگوی شخصیتی و رفتاری «معلمان الهام بخش» در حوزه تربیت اسلامی، براساس چهار مؤلفه اولیه یعنی «وجهه علمی، شخصیت اخلاقی، نفوذ کلام و شاگردپروری»، جستجویی در احوالات شماری از مربیان حوزوی ایران در عصر معاصر صورت پذیرفت که درنهایت محمدحسین نایینی، محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری، به جهت شواهدی که حکایت از وجود مؤلفه های فوق در ایشان داشت، مورد گزینش نهایی قرار گرفتند. در ادامه، منابع مکتوب درباره شخصیت این معلمان مطالعه شد و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، 68 خرده مضمون بازیابی شد. در گام بعدی، خرده مضمون ها در قالب دوازده مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر «سلوک فردی، سلوک اجتماعی و سلوک تعلیمی» دسته بندی شد. یافته های این پژوهش شامل خصوصیات و ویژگی های ارائه شده در قالب شبکه مضامین، الگویی از سلوک و منش «معلم الهام بخش» ارائه کرده است.