یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی در جوامع انسانی جریان نفاق است. هر چند این پدیده به طور معمول در جوامع انسانی وجود دارد اما در شرایط تحولات عمیق فکری، سیاسی و اجتماعی به طور گسترده ای فعال می شود. نفاق در تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (ص)-پس از بعثت- از مهمترین جریان های اجتماعی است.
از آنجا که ظهور اسلام، انقلابی تمام عیار در صحنه مناسبات اجتماعی به وجود آورد؛بیشترین نفاق هم با مشخصات و مختصات کامل در عصر پیامبر (ص) چهره نمود. لذا شناسایی نفاق زمان پیامبر (ص)، می تواند محقق را به درک دقیق تری از جریان های اجتماعی مشابه در دیگر اعصار حیات بشری رهنمون شود.
جان هاسپرز، فیلسوف معاصر آمریکایی، از ناقدان بارز براهین اثبات وجود خدا، به ویژه برهان نظم است. وی بر آن است که نظریه فرگشتی داروین رقیب و بدیلی نیرومند برای خداباوری به حساب می آید و با وجود آن دیگر نیازی به فرضیه آفرینش و سامانگری الهی نیست. تحقیق پیش رو بر آن است تا دیدگاه او در این زمینه را به روش عقلی تحلیلی بررسی کرده و در بوته سنجش گذارد. نتیجه تحقیق این است که نظریه فرگشتی با اشکالاتی، به ویژه از منظر فلسفه علم روبه رو است. افزون بر آن نظریه مزبور بر فرض صحت، کاملا با برهان های خداشناختی از جمله برهان نظم و غایتمندی تلائم و سازگاری داشته، تبیینی طبیعی و فروپایه از زیستمندان است و در طول تبیین فراپایه و توحیدی قرار دارد، نه در عرض آن.
برخی بر سعدی شیرازی خرده گرفته اند که چرا مرثیه سرای خلافت بنیعباس بوده است و چرا بر زوال ملک عباسیان و فروپاشی خلافت بغداد متأثر گشته و به تازی و پارسی در رثای واپسین خلیفه عباسی شعر سروده است. نویسنده، تحلیل و تبیین موضوع مذکور را محور نوشتار پیش رو قرار داده است. به زعم وی، ایرانیان عصر سعدی، خلافت عباسی را چونان یک عنصر حکومتگر بیگانه نمی نگریستند. بعلاوه، در سده های نخستین خلافت و در زمان ظهور برخی از جنبش ها و خیزشهای خلافت ستیز، توده های ایرانی با آن جنبش ها همدلی و همراهی نداشته اند. بلکه عقیده شایع در میان توده ها، مشروعیت دستگاه خلافت بویژه خلافت بنی عباس بوده است.
فقیهان امامیه وقف را به «تحبیس اصل و تسبیل منفعت» تعریف کرده و اغلب یکی از شرایط موقوفه را عین بودن آن دانسته اند. به گمان برخی این پیش فرض، تعلق وقف به غیر اعیان را ناممکن ساخته، دایره موقوفات را محدود می نماید. در این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش هستیم که آیا وقفِ ملک فکری و معنوی، مشروع است یا خیر؟ آنچه تصدیق گزاره مورد بحث را کمی دشوار می سازد، اولاً پیش فرض فقیهان مبنی بر لزوم عینی بودن متعلق وقف، و ثانیاً مشکوک بودن مالیت امور معنوی و به طور خاص محصولات فکری و در پی آن پیچیدگی اثبات مشروعیت در مالکیت فکری به عنوان یک حکم وضعی است. پس از ردّ یا توجیه مبدأ نخست و اثبات مبدأ دوم، پیوند میان وقف به عنوان یک عمل حقوقی و مملوک معنوی به عنوان موضوع آن، دشوار نخواهد بود. در مقاله پیش رو ابتدا تلاشی در جهت توسعه متعلق وقف به غیر اعیان داشته، آنگاه به اثبات مالیت محصولات فکری و مشروعیت مالکیت معنوی خواهیم پرداخت و در نهایت به این نتیجه نائل می شویم که وقف در مملوکات معنوی همچون اموال عینی امکان پذیر است.
دسته بندی ساختاری دانش ها بر اصطلاحات علوم و درک متناسب از آنها استوار است. این مقاله در صدد است از منظر اصطلاح شناخت که در نظام سازی علوم نقش کلیدی دارد، به دغدغه دسته بندی در علوم قرآنی پاسخ دهد. واکاوی بحث چند کانون محوری دارد. اول: اهمیت اصطلاح شناخت در تاریخ علم، دوم: پیشینه اصطلاح شناسی در علوم قرآنی، سوم: گستره علوم قرآنی و ضرورت دسته بندی آن در فرم اصطلاح شناسی، و چهارم (نتیجه بحث): بازشناخت دسته بندی ساختاری در علوم قرآنی.
الهیات محیط زیست یک معرفت میان رشته ای است که سعی دارد با استفاده از متون دینی راه حل های معرفتی و بنیادین را در زمینه بحران های زیست محیطی ارائه کند. در این مقاله سعی شده است تا با جریان شناسی الهیات بوم شناختی مسیحی، مدل های مختلف موجود در مورد نسبت خداوند و طبیعت نقد و بررسی شود. جریان های انجیلی بر این نکته تأکید دارند که با رصد دقیق کتاب مقدس می توان خداباوری مسیحی را نه عاملی برای تخریب محیط زیست بلکه حافظ آن معرفی نمود. بازخوانی آموزه آفرینش و مبرا دانستن طبیعت از شر ذاتی و هم چنین توجه به آموزه ملکوت و فرجام نیکوی عالم، مهم ترین مدل های مسیحی الهیات محیط زیست به شمار می روند که بر اساس آموزه های اساسی این دین ارائه شده اند.