این درس شرحی است بر مناجات محبین امام سجاد علیه السلام. «محبت» به مفهوم خواستنی و دوست داشتنی به کار می رود و از آثار آن دلدادگی، شیفتگی، دلبستگی و شیدایی است. محبت همواره با لذت در محبوب و تقریب و نزدیکی به او همراه است. یعنی دوستی و محبت زمانی محقق می شود که لذتی از جانب محبوب به محب برسد. بالاترین لذت ها در محبت به خداست. اگر کسی شیرینی محبت خداوند را چشید و از لذت محبت او سرشار گردید، هرگز سراغ جایگزینی برای وی نمی رود؛ یعنی اگر کسی به قرب الهی بار یافت، لحظه ای از قرب الهی خارج نمی شود. راه رسیدن به محبت خدا، یاد او و یاد نعمت های بی منت اوست. همچنین با افزایش معرفت انسان به خدا، محبتش نیز به او زیاد می شود.
عقل از جمله مدارک تفسیر قران است و کاربرد آن در تفسیر به طور مطلق مورد انکار مفسران فریقین نمی باشد عقل در سه معنای ادارک بدیهیات بعنوان قرینه برون نصی قوی تشکیل دهند ه قیاس های منطقی برای تحصیل نتایج و تبیین ملازمه ها و قوه استنباط از آیات با استفاده از داده های درون نصی و برون نصی مورد قبول همه مفسران است عقل به معنای قوه ی مستقل در ادارک حسن و قبح افعال و تشریح حکم و نیز قوی تاویل بخشی به ظواره آیات اختصاص به تفسیر شعیه و متعزله دارد هر چند منشا احکام عقلی و نتایج آن در ین آنان متفاوت می باشد بر خلاف پندار برخی شعیه در این کاربرد عقل در تفسیر از معتزله متاثر نیست بلکه بر کلام و تفسیر معتزله تاثیر گذاشته است عقل به معنای ادارک حد وقفو ها به حوزه تفسیر روایی شیعه اختصاص دارد
ادبیات هر جامعه ای عامل موثری در بازتاب واقعیت های اجتماعی و اصلاح ضعف ها و کاستی های آن جامعه است. رمان و به ویژه رمان های اجتماعی واقع گرا، به عنوان بخشی از ادبیات، بهتر می تواند مخاطبان خود را در بدست آوردن تصویری شبیه به واقعیت یاری رساند. «ساقه ی» بامبو رمانی اجتماعی است که به شیوه ی واقع گرایانه به توصیف جامعه کویت می پردازد، لذا این پژوهش کوشیده است تا با روش توصیفی تحلیلی مهمترین درون مایه های اجتماعی مطرح شده در آن اعم از: رفاه زدگی، تش طبقاتی، اهمیت نژاد، تفاخر طبقاتی، کنترل اجتماعی، آداب و رسوم و وضعیت کارگران آسیایی را استخراج و بررسی کند. رمان نمایانگر جامعه ای چند وجهی است که برخی از وجوه آن با برخی دیگر در تناقض است. جامعه ای مسلمان با ارزش هایی که اسلام آن را نمی پذیرد، آداب و رسوم و سنتهای این جامعه به صورت جمعی معنا می یابد اما درون آن تنش طبقاتی زیادی وجود دارد. در نهایت نویسنده می کوشد با توصیف واقعیت ها از نگاه دیگری (شخصی خارج از جامعه) مخاطبان را بر آن دارد به مسائل موجود متفاوت بنگرند و با آشنایی زدایی از مسلم ترین اصول اسلامی و تاکید بر اصل تسامح راه حلی برای بهبود این وضعیت ارائه کند.
یکی از راه های درک گزاره های تاریخی شناخت دقیق گفتمانی است که این گزاره ها در آن تولید شده اند؛ به تعبیر بهتر، فهم گزاره ها در افق تاریخی آن ها.از مشهورترین گزاره های تاریخی ای که همواره معنای آن ها محل مناقشه بوده است، حدیث ها درباره ی تفسیر به رأی است. این مقاله، در ابتداف دیدگاه علامه طباطبایی را درباره ی تفسیر به رأی بررسی می کند، سپس با خوانشی تاریخی از مفهوم تفسیر به رأی، که با واکاوی گفتمان مسلمانان سده های نخست هجری انجام شده است، برای فهم معنای رأی تفسیری در افق تاریخی آن تلاش می کند.پس از آن، نویسنده این خوانش تاریخی را با دیدگاه علامه طباطبایی درباره ی تفسیر به رأی مقایسه می کند و نشان می دهد که دیدگاه ایشان با خوانش تاریخی از تفسیر به رأی چندان سنخیت ندارد.به نظر می رسد دیدگاه ایشان درباره ی مقوله ی رأی تفسیری بیشتر از اندیشه ی محوری ایشان درباره ی تفسیر قرآن به قرآن متأثر است. برای دستیابی به هدف مقاله گزارش ها درباره ی تفسیر به رأی در منابع اسلامی، اعم از شیعه و سنی، و همچنین دیدگاه علامه طباطبایی بر اساس آثار وی بررسی شده است.