مقاله، به اختلافی بودن مفهوم خشونت، رابطه قدرت با قانون، حقوق با واقعیت، گریزگاههای فراقانونی در حقوق بینالملل نسبت به اعمال خشونت و جنگ، خشونتهای قانونی حاکم بر حقوق بشر، اشاره کرده و سپس نمونههای متعددی از اختیارات فراقانونی برای اعمال خشونت در جهت مصلحت نظام و ضرورتهای اجتماعی را در قوانین مدنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک و سوئیس نشان میدهد.
استاد مصباح یزدی، نزدیک بهش نیم قرن است که در کار تفکر در فلسفه، منطق، کلام، فلسفة دین، فلسفة سیاست و حقوق و اخلاق و نیز تفسیرند و نظریات ایشان، غالباً مورد توجه صاحبنظران داخلی و بینالمللی قرار میگیرد. آنچه ملاحظه میکنید گزیدهای از سخنرانی ایشان در جلسة هماندیشیاساتیددانشگاههای تهراناستکه دراردیبهشت ماه سال جاری در «مسجد نور» برگزار شد:
مقاله، «خشونت» و «مدارا» را دارای ارزشی نسبی و منوط به مبدأ، هدف و روش آنها دانسته و حسن و قبح هر یک از این دو را بسته به عنوانی میداند که در هر موقعیت بر آن صدق میکند. خشونتورزی و صدمهزدن به دیگران، محتاج جواز عقلی و شرعی است و به همین علت، اصل در اسلام، بر «مدارا» و «عدم خشونت» است و مقاله، آیات و روایات بسیاری را که دلالت بر «اصالت مدارا» دارند ذکر نموده و سپس به اسناد شرعی بنفع ضرورت قاطعیت و اعمال خشونت مشروع و عادلانه علیه مواردی که با مدارا قابل حل نیست میپردازد و توضیح میدهد که حقوق و احکام جزائی را نمیتوان به تعارف با مکاتب مادی و تسامح با مجرمان برگزار کرد.