اسماء السور (اسامی سوره ها، نام سوره ها)، در چارچوب طبقات مفاهیم و میدانهای معنا شناختی قرآن کریم و برای نمایاندن خطوط اصلی جهت گیریهای قرآن در زمینه های مختلف پدیدار گشته اند
به گونه ای که نامهای سوره ها مبین مفاهیم عام مطرح در قرآن می باشند و میان این دو ، پیوندی ژرف و نمادین وجود دارد.
در این مقاله تنها به شماری از نام سوره ها که در طبقه عقیده و مکتب فکری می گنجیده اند، به ترتیب ذیل پرداخته ایم:
1- مقدمه : در مقدمه به جایگاه نام سوره در قرآن کریم و در سوره مورد نظر پرداخته و شمارگان ورود آن در هر دو جا یادآوری شده است.
2-طبقه بندی نام سوره بر اساس وجه تسمیه قرآنی آن ، در این بخش طبقه بندی خاصی از نام سوره ها به دست داده شده که امری نو، و بر آیند استنباط و استنتاج نگارنده است.
3-طبقه بندی مفهومی : در این بخش ، دلیل یا دلایل گنجاندن نام سوره های منتخب در میدان معنا شناختی عقیده و مکتب فکری برشمرده شد.
4-تجزیه و تحلیل مفهوم ، مفهومِ اصلی و محوری موجود در ماده ( ریشه ) نام سوره ها را در پژوهشی فقه اللغه ای (An Etymoloical search) برنمایانده ایم، و به تجزیه و تحلیل مفهوم نام سوره پرداخته ایم.
نگاه به گروههای نام سوره ها به عنوان اعضای طبقات و میادین معنی شناختی معین و تعلق
هر گروه به یک میدان معنی شناختی خاص، فلسفه نامگذاری، معانی و پیامهای موجود در این نامها را آشکار می کند و پیوند خواننده را با قرآن کریم گسترده تر و ژرف تر می سازد.
فراموش شدن وظیفه های تربیتی پدران و کمرنگ شدن نقش تربیتی آنان ‘ به ویژه در دوران حاضر‘ آثار و عواقب ناگواری را در شخصیت کودکان ‘ محیط خانواده و فضای جامعه درپی داشته است. مقاله حاضر‘جایگاه و نقش ویژه پدر در امر تربیت کودک را از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار میدهد. در اسلام‘وظیفه های تربیتی پدر در ابعاد گسترده ودر مراحل مختلف زندگی کودک‘در یک سیستم تربیتی تبیین شده است که با مراجعه به آیات ‘ روایات ومتون دینی قابل تفکیک و دسته بندی می باشند. در این نوشتار‘ اهمیت نقش تربیتی پدر ‘ زمینه های اجرای وظایف تربیتی او در دوران قبل از ازدواج و قبل از ولادت فرزند‘تفکیک و تبیین این وظیفه ها مشتمل بر تربیت عاطفی‘اجتماعی‘دینی و مذهبی و همچنین ضرورتهای موجود در این راستا برای ایفای هر چه بهتر این وظایف‘ از دیدگاه اسلام ‘ مورد بحث قرار می گیرد.
ابن هانى همچون بسیارى از شاعران بزرگ ضمن حفظ اشعار و اخبار عرب، از آیات قرآن کریم تأثیر پذیرفته و در اشعار خود بدانها، استناد نموده و حقانیت اهل البیت (ع) و مظلومیت آنان را یادآور شده است. گفتنى است او شاعرى بود دربارى و مداح خلیفه هایى چون المعزلدین الله و بسان دیگر شاعران، مدیحه بیشترین قسمت دیوان او را به خود اختصاص داده است. او از زاویه اى به مدیحه نگریسته است که شاید دیدگاه شاعران دیگر به مدیحه بدین گونه نباشد. او با توصیف جنگها و مدح ممدوحان خود، در حقیقت، مناقب و فضایل اهل البیت (ع) را به گونه اى شیوا، زیبا و دلنشین با ابیاتى پرمغز وگوش نوأز و به دور از ابهام و تعقید براى مخاطبان خود در هر عصر و زمان به تصویرکشیده است. در این مقاله سعى شده است ضمن بیان شمه اى از زندگینامه شاعر، دیدگاه ادیبان در مورد وى، اغراض شعرى او، آیات به کار رفته در اشعار او و اعتقاد قلبیش به اهل البیت (ع) به تصویرکشیده شود.
(صلاح عبدالصبور""از شاعران نامدار مصر است. در این مقاله سعى شده است زندگى، اشعار و افکار اجتماعى وى به اختصار بررسى شود. در این نوشتار آثار او را مرجع قرار داد ه ا یم و براى هرکدام از دیدگاههاى شاعر شاهدى از شعر و آثارش ارائه شده است هر چند به برخى کتب منتقدان عرب نیز نظرداشته ایم.
متنبى در رثا، موضع شخصى حکیم دارد و عقلش بر عاطفه اش مى چربد، نگاه او به مرگ، نگاه شخصى دردمند و اندیشمند است، در دردمندى بر مرگ نمى تازد بلکه بر روزگارى مى تازد که آزا گان را مى گیرد و بر حسودانى خشم مى گیرد که فضاى صاف زندگى را تیره و تار مى سازند. مرثیه هاى متنبى به حسب شخص فقید با هم اختلاف دارند، شاعرگاهى ناچار مى شودکسى را رثا گویدکه مصیبت او را غمگین نساخته است، بنابراین شعرش داراى عاطفه اى خشک و بى احساس است و لیکن گاهى حوادث سختى برایش پیش مى آیدکه او را ولو به مدتى کوتاه تسلیم عاطفه مى نماید. متنبى از یک سو به سبب داشتن روحیه اى قوى و از سوى دیگر به سبب کثرت حوادثى که در زندگى خود دیده است، شیوه نوحه سرایى را از یاد برده است، لذا مى کوشد ناتوانى خود را با آوردن حکمت هاى بلند، وصف صبر، ستایش از فقید و خاندانش بپوشاند وگاه در رثا کار را به مفاخرت و نکوهش دشمنان بکشاند. عصر متنبى، عصرى است که زن را تحقیر مى کنند و متنبى دوست ندارد ضعیف را رثاگوید لذا در رثاى زنان، آنان را به مرتبه مردى رساند. و بسا آنها را بر مردان برترى مى دهد.