هدف پژوهش حاضر بررسی فلسفة ابوحامد غزالی و استخراج آرای تربیتی وی است. بدین منظور سعی شده با استفاده از منابع موجود و در دسترس، افکار و روش فلسفی غزالی بررسی شده و با روشن ساختن مبانی فلسفی او بتوان جایگاه فلسفة اسلامی را در مقایسه با فلسفه یونانی وغرب شناخت و هم چنین مشخص کرد که آرای دانشمندان اسلامی دربارة تربیت و به خصوص تربیت کودکان تا چه اندازه در زمان حاضر کاربرد داشته و مورد تأیید نظریات تربیتی معاصر می باشد.
نتایج به دست آمده نشان می دهد که روش فکر و فلسفة غزالی با وجود اینکه با دیگر فیلسوفان مسلمان و فیلسوفان غرب شباهت هایی دارد، منحصر به فرد است؛ چراکه وی با شک بنیادی خود و با تکیه بر متون و اعتقادات اسلامی بسیاری از آرای فیلسوفان و حتی فیلسوفان اسلامی را مورد انتقاد قرار داده و با باریک بینی دینی و محور قرار دادن قرآن و سنت بر ضد آنها اقامة دلیل کرده است. در واقع، فلسفة غزالی بیش از آنکه جنبة سازندگی داشته باشد، جنبة انتقادی به خود گرفته است. هم چنین نظریات تربیتی او حداقل در جهان اسلام تحول عظیمی ایجاد کرد و امروزه نیز بسیاری از روش ها و اصول تربیتی وی راهنمای کار دست اندرکاران تعلیم و تربیت کودکان است.
در این تحقیق اهمیت حجاب از دیدگاه اسلام و نیز سازوکارهایی که اسلام برای عینیت بخشیدن به آن منظور کرده است موردتحلیل واقع شده و عوامل مؤثر بر بدحجابی دانشجویان دختر دانشگاه شهید باهنر کرمان مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای دوقسمتی شامل 64 سؤال بود که این پرسشنامه به تعداد 400 دانشجو داده شد که 200 تای آنها دانشجویان دختر بدحجاب و 200 تای دیگر دانشجویان دختر با حجاب بودند و با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند.
در تحقیق حاضر از روش تحقیق علی - مقایسه ای استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آمار توصیفی شامل نمودار ستونی، میانه، میانگین، نما، .... و آمار استنباطی شامل آزمون T، کای دو، من ویتنی استفاده گردیده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که:
وضعیت دینی دانشجویان در بدحجابی آنان مؤثر است.
وضعیت روانی دانشجویان در بدحجابی آنان مؤثر نیست.
خصوصیات شخصی شامل رشته تحصیلی، تعداد واحد گذرانده، سن، معدل دیپلم و... تأثیری در بدحجابی دانشجویان ندارند، به جز متغیرهای علاقه مندی به رشته، اهمیت دادن به مدگرایی و میزان در تضاد دیدن پوشش زن با تلاش های اجتماعی، که این سه متغیر در بدحجابی تأثیر دارند.
نگرش های سیاسی در بدحجابی تأثیرگذارند.
وضعیت جسمانی در بدحجابی مؤثر نیست.
وضعیت اقتصادی و خانوادگی شامل متغیرهای متفاوتی بوده که بعضی از آنها ازجمله تعداد کل افراد خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده بر بدحجابی دانشجویان تأثیر ندارند و متغیرهای اختلاف بین والدین، مدرک تحصیلی پدر و مادر، وضعیت اعتقادی والدین در بدحجابی دانشجویان مؤثر می باشد.
خصوصیات دوستان در بدحجابی دانشجویان مؤثر نمی باشد.
مطالعات موردی بر روی زنان ومردانی که در زندگی مشترک دچار تنش شده اند، نشان داده است که نگرش های غیرواقع بینانه به زندگی زناشویی، ضعف اخلاق، نبودن مهارت های ارتباطی وکمبود آگاهی از مسائل جنسی در بروز و افزایش تنش در زندگی آنان مؤثر بوده است. همچنین تحقیقات نشان می دهد که آموزش های صحیح و همه جانبه در باره هدف زندگی، نگرش ها و باورها، مهارت های اخلاقی و ارتباطی و آشنایی با مسائل جنسی، تأثیرات تربیتی روانی خوبی بر همسران داشته و در کاهش تنش و بهبود روابط آنها مؤثر بوده است.
هدف این مقاله بررسی نتایج آموزش های حدیثی در زمینه های یاد شده بر بیست همسر (ده زوج) مراجعه کننده به مرکز مشاوره مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در قم است که آموزش های فوق را دیده اند. روش در این تحقیق آن بوده است که پس از مصاحبة تشخیصی وپیش آزمون هر یک از همسران در شش جلسه به صورت گروهی و یا انفرادی ( درصورت عدم حضور یکی ازهمسران) آموزش می دیدند و پس از پایان آموزش، از آن ها پس آزمون گرفته می شد. اولین پس آزمون دوهفته پس ازپایان آموزش وپس آزمون دوم پنج ماه پس ازآن. سپس یافته های پس آزمون نخست و پیش آزمون مقایسه می گردید. پس آزمون دوم نیز با پس آزمون اول مقایسه می شد. مقایسه یافته ها نشان داد که آموزش های روانشناختی دربهبود روابط همسران و کاهش تنش بین آن ها مؤثر افتاده است. همچنین این بررسی نشان داد که آموزش به یکی از دو همسر ، نیز، در کاهش تنش در زندگی آنان تأثیر داشته است. همچنین به دست آمد که آموزش ها تأثیرات طولانی مدتی در کاهش تنش بین همسران داشته است.
این مقاله شیوه های تدریس خلاقیت آفرین را مورد بررسی قرار می دهد. در این مقاله خلاقیت و یادگیری تعریف و تشریح شده است. همچنین ضرورت پرورش خلاقیت در دانش آموزان، عوامل آموزشگاهی مؤثردرخلاقیت، موانع خلاقیت وویژگی های دانش آموز خلاق بیان شده و درپایان روش های تدریسی که موجب پرورش خلاقیت می شوند موردبررسی قرارگرفته است.
یافته های این مقاله نشان می دهد که پژوهش، بستری مناسب برای تقویت و گسترش روحیة ابتکار، نوآوری وخلاقیت است. معلم به عنوان ایجادکنندة شرایط و تسهیل کنندة یادگیری دانش آموزان می تواند از طریق نوگرایی، انعطاف پذیری، عدم اجبار دانش آموزان به حفظ و انباشت ذهنی، شوخ طبعی، پرهیز از راهبردها و روش های قالبی آموزش، زمینه سازی برای ابراز وجود شاگردان و افزایش اعتماد به نفس در آنان، تحریک حس کنجکاوی فراگیران و بالاخره توأم ساختن آموزش با پژوهش به آموزش خلاق و پرورش خلاقیت در کودکان و نوجوانان بپردازد.