فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۹٬۹۲۱ تا ۴۹٬۹۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
«عرفان و عصمت حضرت سلیمان (ع)»
حوزههای تخصصی:
در عهد عتیق، نسبت دادن کارهای گناه آلود به انبیاء و مخصوصاًً حضرت سلیمان (ع) کار غریبی نیست. درآئین یهود، نه تنها عرفان و زهد و حتی عصمت شرط احراز نبوت نیست، بلکه در تورات، به حضرت سلیمان (ع) در حد افراط کارهای قبیح نسبت داده می شود و حتی فرجام کار سلیمان (ع) را فرجامی ناپسند و توام با انحراف از راه راست معرفی می کند که جای بسیار تامل است.در قرآن کریم نیز آیات 33-31 سوره مبارکه ص، متحمل تفاسیر گوناگون شده است و متاسفانه بسیاری از تفاسیر و از آن جمله کتب و تفاسیر عرفانی نیز نسبت های نادرست به حضرت سلیمان (ع) داده اند که این پژوهش کوشیده است ضمن نقد و بررسی آراء مفسران و صاحبنظران در این خصوص، به ارائه یک معنای صحیح و تفسیر درست از آیات اقدام نموده و ضمن رد هرگونه اتهام، عرفان و زهد و دیگر خصال نیکوی حضرت سلیمان (ع) در قرآن و روایات را ارائه نماید.
شناخت عوامل تفرقه و جدایی میان مسلمانان
حوزههای تخصصی:
نگاهی به دیدگاه هاکینگ در باره تجربه دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تعرض دوباره تروریستها به حریم امامان شیعه در سامرا
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
فرزندان خورشید
بررسی تطبیقی شخصیت و آثار ابنقتیبه و ابوحنیفه دینوری-2(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بلوغ و امامت
خطر انحراف فکری و رفتاری
فرد مدنی و فردگرایی فلسفی در فلسفه سیاسی مسلمانان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسى ۱۳۸۶ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
ظاهراً فارابی با نوشتن درحوزه فلسفه سیاسی، تدبیر المدینه (جامعه) را مد نظر داشته و در مقابل، ابن باجه تدبیر المتوحد (فرد) را اساس کار خود قرار داده است؛ به همین دلیل، گفته شده که فارابی، جمع گرا و ابن باجه، فردگرا است. برای فارابی، نقطه عزیمت، مدینه فاضله و برای ابن باجه، نقطه عزیمت، مدینه غیرفاضله است. فارابی و ابن باجه از این جهت که نقطه عزیمت بحث و تحلیل شان متفاوت است، جدا و بلکه در نقطه مقابل هم قرار می گیرند، اما بررسی و تحلیل محتوای آثارشان، معرف آن است که هر دو به اصالت فرد، توجه داشته و فردگرا هستند؛ و فردی که آنها در مقام فاعل شناسا به معرفی آن می پردازند، دو ویژگی مهم دارد: 1. آنها و همه فیلسوفان مسلمان با تمایزی خواسته و یا ناخواسته، میان فرد فیلسوف و دیگر افراد جامعه، نوعی فردگرایی فلسفی شدید را دنبال می-کرده اند؛ 2. این فرد، مدنی الطبع نیست. در این نوشتار، آرای این دو و تضمّنات سیاسی هر کدام مورد بحث قرار خواهد گرفت. هم چنین، به آرای ابن سینا در این خصوص نیز، اشاره خواهد شد. در واقع فلسفه ورزی اینان در خصوص فرد و رابطه آن با جامعه، حکایت از سه گزینه گریزناپذیر از موضع فرد فلسفی دارد: 1. فدا شدن جامعه برای فرد فلسفی نزد فارابی؛ 2. ابن سینا و خروج فرد فلسفی از جامعه و 3. رأی ابن باجه، مبنی بر هم زیستی فرد فلسفی با جامعه موجودِ غیرفاضله. آن چه مهم است، این که تمایز میان فرد فلسفی و مدنی، پیمودن مسیری به نام دموکراسی را با صعوبت و تأمل، مواجه می کند.
عبادت و عمل
مظلومیت تاریخی شیعه در جغرافیای عربی
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۶ شماره ۲۰۴
حوزههای تخصصی: