متون دینی انسان را به «خودشناسی» و «خودآگاهی» فراخوانده و بر پیوند ژرف میان «خودشناسی» و «خداشناسی» تاکید ورزیده اند. افضل الدین کاشانی (از حکمای قرن هفتم) و ملاصدرا (پایه گذار «حکمت متعالیه»)، هر کدام بر اساس مبانی خویش، تبیینی ویژه از «معرفت شهودی نفس» به دست داده اند.
در بخش ابتدایی این مقاله، نخست، پیش فرض های دیدگاه صدرالمتالهین پیرامون «معرفت نفس» بازکاوی شده، و سپس تبیینی سازواره ای از نظریه «معرفت نفس» ارایه گردیده است. در نهایت، مراحل «معرفت نفس»، که اهل معرفت با گام نهادن در راه سیر و سلوک عملی به آنها دست می یابند، تبیین شده است.
در بخش بعدی، دیدگاه افضل الدین کاشانی درباره «معرفت نفس» تبیین گردیده و راهکارهای عملی و سلوکی دست یابی به معرفت نفس از نظرگاه وی بیان شده است. در پایان، به بررسی تطبیقی آن دو، در سه ساحت «پیش فرض ها»، «اصل نظریه» و «لوازم و پیامدها» پرداخته شده است.
احمد مصطفی مراغی یکی از تفسیر نویسان برجسته اهل سنت به شمار میآید. او در جای جای تفسیر گرانسنگ خویش از هدفمندی سورهها می گوید و در این راستا آیات سوره را به یکدیگر پیوند می دهد. مراغی در ارتباط میان آیاتِ یک سوره، گاه میان صدر یک سوره و پایان آن ارتباط برقرار می کند و گاه میان آیات هم سیاق.
در ارتباط میان آیات هم سیاق، انواع گوناگونی از ارتباط در تفسیر مراغی دیده می-شود: ارتباط میان دو مجموعه در کنار هم، ارتباط میان یک مجموعه با آخرین آیه مجموعه قبل، ارتباط میان یک مجموعه با بخش میانی مجموعه قبل، ارتباط میان دو مجموعه از یگدیگر جدا، ارتباط میان یک مجموعه با چند مجموعه پیشین و ...
ارتباط واژگانی، سبب و مسبب، اجمال و تفصیل، دلیل و مدلول، توصیفی، غرضی، مفهومیو تبیینی برخی از روش شناسی مراغی در ارتباط میان آیات است.
در کشف غرض سوره، مرحوم مراغی از اسامی سورهها و مکی و مدنی بودن آنها بهره می برد.
هم ایشان شناخت سورههای مکی و مدنی و فهم بهینه آیات را از نتایج بحث هدفمندی سورهها می بیند و ترتیب آیات و تدریجی بودن نزول قرآن را از مبانی بحث می خواند.
یکی از نشانه های روشن اعتقاد مراغی به هدفمندی سورههای قرآن، اعتقاد ایشان به هدفمندی قرآن و آیات و بهره گیری از روش هایی تقریباً مشابه برای رسیدن به هدف است.
نویسنده در مقدمه، در پی کشف راز شهادت شهید اول است، در این رابطه شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی زمان شهید را میشکافد و از اختناق ضد شیعی در حکومت ممالیک پرده برمیدارد، در نهایت تعصّب مذهبی و اتهام سیاسی را در شهادت شهید مؤثر میشناسد. در بخش اصلی مقاله، از عمل سیاسی و تئوری پردازی شهید سخن گفته و مؤلفههای اصلی تفکر سیاسی شهید را برمیشمارد که عبارت است از مبنای شایستهتر گزینی، که خود شایسته سالاری را در سطوح مختلف حکومت، در پی دارد. و در میان شایستگیها عدالت در نگاه شهید مهم مینماید، در بخش دوّم و پایانی نوشته دیدگاه شهید را در باب مشارکت سیاسی توضیح میدهد که به چهارگونه: حراستی، حمایتی، نیابتی و شرکت ولایی در نظامهای طاغوتی، تقسیمپذیر است.
یکی از عوامل مهم در پیدایش انقلاب اسلامی، عامل دین و مذهب و از جمله مهمترین عناصر و آموزه های آن فرهنگ عاشوراست. واقعه عاشورا به عنوان یک پدیده تاریخی به گونه های متفاوت و حتی متناقض تفسیر شده است؛ و این تفسیرانقلابی امام خمینی(ره) از عاشورا بود که در پیدایش انقلاب مؤثر گردید. اما به نظرمی رسد پس از پایان جنگ قرائت انقلابی از واقعه عاشورا رها گردیده است. از این روی در این نوشتار تلاش میشود سیر تطور تفاسیر عاشورا و نسبت آن با انقلاب مورد بررسی قرار گیرد.
مقاله حاضر پیرامون اوصاف کارگزاران نظام اسلامی از نگاه قرآن و عترت تدوینیافته و ده ویژگی آن ها را مورد بررسی قرار داده است. در بین این ده ویژگی، به دووصف اساسی صاحبان مناصب در نظام مدیریتی اسلام، یعنی تعهّد و تخصّص تأکیدبیشتری شده است. این دو، جامع اوصاف دیگر بوده و هرگاه صاحب منصبان نظام اسلامی از این دو ویژگی به مفهوم حقیقیاش برخوردار باشند، زمینه رشد همه جانبه خود و جامعه را فراهم خواهند ساخت. دیگر اوصافی که در این مقاله بدان پرداخته شده است عبارتند از: قوّام به قسط بودن، اصلح بودن از دیگران، مراقبت از خود در برابررانت خواری دیگران، دلسوزی به مردم، روحیّه انتقادپذیری، نظم کاری و پرهیز از مال حرام.
عبد الاعلی موسوی سبزواری (1328/1329ـ1414) از محدثان و عالمان برجسته عصر حاضر و دارای آثار گران سنگی در زمینه دانش های مختلف دینی است. در این میان، کتاب مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن از جایگاه ویژه ای برخوردار است زیرا اندیشه های حدیثی علامه موسوی سبزواری را می توان در این اثر به خوبی مشاهده کرد. علامه روایات را شارح قرآن می داند و به همین دلیل در بیان معانی و یا تعیین مصادیق آیات به روایات استناد می کند. برای رفع ابهام از روایات یا حل تعارض میان آن ها، شیوه هایی از قبیل توجه به دلالت الفاظ، پرداختن به معانی مجازی و کنایی و نیز تاویل احادیث در کلمات علامه قابل بررسی است. جایگاه نقد در حوزه حدیث پژوهی علامه بیانگر آن است که وی به روایات معارض قرآن، سنت و عقل اعتماد نمی کند و در بررسی روایات، صحت سند را ملاک پذیرش حدیث نمی داند و با دقت در محتوای حدیث، نظر قطعی خود را در این باره می دهد و گاه به رد حدیث و طرح آن حکم می کند.
درآیین وضو بین پیروان مذاهب گوناگون تفاوت هایی دیده می شود. قرآن کریم در مورد وضو با وضوح و صراحت سخن گفته ولی اختلاف قاریان در قرائت اعراب برخی از کلمات آی? مربوطه و تفاوت برداشت از آنها عامل تفاوت ها و اجتهادات فقهی مختلف گردیده است. اگرچه بنا بر نظر جمع کثیری از علمای اهل سنت، این آیه در هر صورت و با هر قرائتی، مفید یک معناست و قابل اختلاف نیست، اما برخی از روایات، مستند پردازش توجیهاتی شده که شکافی چشمگیر در این عرصه را سبب گردیده است. این تحقیق به بازکاوی دوبرداشت متفاوت از آی? مربوط به حکم وضو و چگونگی راهیابی اختلاف در آن می پردازد و راه را برای یافتن نقطه وفاق هموار می سازد و نتیجه می گیرد که حتی در سخن عالمان اهل سنت، برای شستن پاها و یا شستشوی معکوس دست ادله ای چندان قابل اتکاء و مبتنی به نص یا سیر? پیامبر ارائه نشده است و اگر اهل سنت بر منابع معتبر خود پای بند باشند، و بر صراحت آیه، تمرکز و تاکید ییشتری کنند اختلافات موجود در این باره برچیده می شود.