فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۵۸۱ تا ۴۰٬۶۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
برخی از آثار مُسکرات از دیدگاه قرآن و سنّت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات قرآنی (فدک سبزواران) سال اول زمستان ۱۳۸۹ شماره ۴
191 - 210
حوزههای تخصصی:
اعتیاد به مواد مخدر(مُسکرات) یکی از پیچیده ترین آسیب های اجتماعی است. آثار و پیامدهای نوشابه های الکلی را می توان در جنبه های مختلف اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، افتصادی، بهداشتی، سیاسی و ... بررسی کرد. دین اسلام در بسیاری از آیات قرآن پیروان خویش را از پیامدهای خوردن چیزهای حرام از جمله شراب، گوشت خوک و... مطلع می کند و به این نکنه نیز اشاره می کند که خوردن آنها تأثیر منفی بر روح و روان فرد دارد. نگارنده در این نوشتار سعی دارد با بهره گیری از آیات قرآن و روایات معصومین (ع) و سخن بزرگان، آثار سوء مصرف مسکرات را در برخی از حوزه ها بیان کند. به امید آنکه بتواند گامی مؤثر در جهت سلامت بشریت بردارد.
ایمان گرایی در مسیحیت و اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات قرآنی (فدک سبزواران) سال اول پاییز ۱۳۸۹ شماره ۳
69 - 88
حوزههای تخصصی:
ایمان از مفاهیم محوری در مفاهیم دینی است که نمی توان بدون آن دینداری را تصور کرد، چرا که مرز بین دینداری و بی دینی است. گفت و گو درباره ایمان، گشودن راهی است برای تجربه آنان که محروم اند و تعالی دادن تجربه ایمانی کسانی که واجد آن اند. در شماره پیش، مبحث ایمان گرایی در مسیحیت و نقد آن را طرح کردیم. در این شماره ایمان گرایی در جهان اسلام را بررسی می کنیم و به محورهایی چون ویژگی های ایمان، نقد و بررسی ایمان گرایی در برخی فرقه های اسلامی از جمله اهل حدیث و اخباریان، نقد و بررسی مخالفان ایمان گرایی در قالب عقل گرایی افراطی و مقایسه نهایی ایمان گرایی در مسیحیت و اسلام می پردازیم.
متکلمین و نظریه پردازی پیشرفت
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۹ شماره ۲۷۹
حوزههای تخصصی:
علائم وقف سجاوندی
حوزههای تخصصی:
آکوئیناس «مدافع» ارسطو در نیاز فضایل عقلی به جهت دهی فضایل اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترنس اروین استدلال می کند که آکوئیناس به پرسشی که ارسطو طرح کرده بود ولی پاسخ نداده بود، پاسخ داد. پرسش این است که آیا بین فضایل عقلی و فضایل اخلاقی ارتباطی وجود دارد؟ پاسخ این است که بله، فضایل اخلاقی به فضایل عقلی برای رسیدن به غایت نهایی جهت می دهند. فضایل اخلاقی می گویند که در زمینه چه اموری باید اندیشید، چقدر به امور دیگر باید پرداخت و چقدر باید برای امور عقلی زمان گذاشت. آکوئیناس علاوه بر فضایل اخلاقی به فضایل موهبتی قائل است و به آنها به ویژه به محبت، در جهت دهی مذکور، نقش محوری می دهد. نگارنده استدلال می کند که اولاً ارسطو هم به این پرسش پاسخ داده بود. ثانیاً بین فضایل عقلی و فضایل اخلاقی تفاوت نوعی وجود ندارد. ثالثاً یک فضیلت است که هم در امور عقلی عمل می کند و هم در امور اخلاقی. رابعاً ریشه اشکالات در طبیعت-گرایی اخلاقی آکوئیناس، به تبع ارسطوست.
بررسی و تحلیل زبان عرفانی در آثار عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش تصوف و عرفان و ورود معانی، تجربه ها و آموزه های عرفانی به حوزه زبان منجر به شکلگیری زبانی خاص با نام زبان عرفانی شد. این زبان به دو قسم زبان عبارت و زبان اشارت تقسیم می شود. عارف در جریان سیر و سلوک خود به اندیشه ها، حقایق و تجربه هایی دست می یابد که چگونگی بیان آن در قالب الفاظ، به دلیل ماهیت این گونه معارف، به سادگی امکان پذیر نیست. اما عرفا با به کارگیری همه ظرفیت های زبان، دریافت های عرفانی خود را در قالب محدود لفظ و کلام به دیگران منتقل کرده اند. عین القضات همدانی، عارف بزرگ قرن ششم هجری، به عنوان یکی از پیشروان تصوف اسلامی در آثار ارزشمند خود، اندیشه ها و مواجید عرفانی را با تعابیر و تفسیرهای بدیعی ارائه می کند. در این پژوهش می کوشیم دیدگاه های وی را درباره زبان و نحوه بیان بررسی کرده و آثار او را از لحاظ زبانی تحلیل و تبیین کنیم. حاصل بررسی ها نشان می دهد، قاضی همدانی از همه ظرفیت های زبان- زبان اشارت و زبان عبارت- برای تبیین آراء و عقاید و بیان تجارب عرفانی خود سود جسته است.
زیبایی شناسی فلسفی و تحلیل نظریه اصالت زیبایی در حکمت مطهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تامل در زیبایی و جمال، همچون دیگر مقوله های فلسفه و علوم انسانی، بیش از دو هزار سال قدمـت دارد، چنان که یونانیان باستان، آن گونه که از رسالات هیپاس بزرگ افلاطون و بوطیقای ارسطو برمی آید، سهم عمده ای در تکوین آن داشته اند. البته اطلاق لفظ زیبایی-شناسی به این نوشته ها، خالی از تسامح نیست. اما نمی توان آثار و تاملات متفکران بشر را در مقوله زیبایی، انکار کرد و دیدگاه ها و نظریه-های متنوع و ژرف ایشان را نادیده گرفت.
در این نوشتار، سعی بر این است که از جنبه های گوناگون به بررسی این مقوله پرداخته شود . برای این منظور، ابتدا با رویکردی فلسفی– عرفانی به تعریف و تبیین زیبایی و تلازم معرفتی آن با عشق پرداخته شده و در پی آن مکتب « اصالت زیبایی» مورد تحلیل قرار گرفته است. دیدگاه حکمت متعالیه صدرایی پیرامون نقش زیبایی در عشق آفرینی، مساله ای دیگر است که در این نوشتار مورد پژوهش واقع می شود. زیبایی شناسی در پرتو عقل، که بیانگر موضوعیت و مرجعیت عقل در مقوله زیبایی شناسی اخلاقی و فلسفی است، یکی از موضوعات محوری بحث حاضر به حساب می آید. این پژوهش، در نهایت، مدعی نقش زیبایی در ایجاد محبت و آفرینش عشق با رویکردی تجربی – عرفانی شد و با استناد به برخی آراء و نظریه ها به اثبات این ادعا پرداخته است .
رابطه بین دین و مدرنیته، تعارض یا سازگاری؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته فرایند و پروسه تحول فکری، فلسفی، علمی، صنعتی، سیاسی و اجتماعی است که بعد از رنسانس در غرب رخ داد. این پدیده دارای مولفههای خاصی است. پرسش اصلی این است که چه نسبتی بین این پدیده خا ص دنیای غرب و دین وجود دارد؟ آیا دین اسلام در تعارض با مدرنیته است، یا با آن سازگار است؟ آیا چالشهای بین دین و مدرنیته حلشدنی است؟ هدف این نوشتار بررسی فرایند مدرنیته و مولفههای آن و تعیین نسبت آن با دین است. در این مقاله نظریات مختلف درباره نسبت بین دین و مدرنیته بررسی خواهد شد. گروهی معتقد به سازگاری بوده، بر این باورند که برای پیشرفت و توسعه کشور باید از مدرنیته غربی الگوبرداری کامل نمود. در مقابل، گروهی قائل به تعارض جدی بین دین و مدرنیته هستند. اما گروه دیگری نیز هستند که قائل به ناسازگاری دین با م درنیته بوده، معتقدند چالشهایی بین آنها وجود دارد، اما براین باورند که این چالشها قابلحل است که در ارائه راه حل برای رفع چالشهای موجود به چند دسته تقسیم میشوند. در این مقاله، از این نظریه دفاع خواهد شد که نه تنها بین دین و مدرنیته تعارض ذاتی وجود ندارد، بلکه امروزه حتی در بسیاری از کلان شهرهای مدرن دنیا هنوز دین از پویایی و رونق قابل توجهی برخوردار است.
گزاره ماهوی نزد ابن سینا و جهت سور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا با آن که به تمایز میان «جهت حمل» و «جهت سور» تصریح کرده است، در عمل، تنها به جهت حمل و تقسیمات آن پرداخته و از جهت سور و اهمیت آن در فلسفه اسلامی غافل مانده است. یکی از کاربردهای جهت سور، حمل نوع بر جنس است. به نظر ابن سینا، در گزاره «حیوان انسان است» اگر نظر به افراد حیوان باشد، جهت گزاره جهت ضرورت یا امتناع خواهد بود، اما اگر نظر به حقیقت و ماهیت حیوان باشد، جهت آن امکان است. گزاره دال بر امکان حمل نوع بر جنس (مانند «حیوان انسان است به امکان») گزاره ای است که در منطق قدیم نامی برای آن وضع نشده است و از این رو، آن را «گزاره ماهوی» می نامیم. گزاره ماهوی در قالب هیچ یک از تقسیم بندی های رایج منطق قدیم نمی گنجد؛ زیرا این گزاره نه شخصیه است، نه طبیعیه، نه مهمله و نه محصوره، چنان که نه حمل اولی است و نه حمل شایع. راز بیرون ماندن گزاره ماهوی از تقسیم بندی های رایج این است که این تقسیم بندی ها تنها برای گزاره های مطلقه و گزاره های موجهه به «جهت حمل» هستند در حالی که گزاره ماهوی را اصولا نمی توان جهت حمل دانست، بلکه باید آن را «جهت سور» به شمار آورد.
محمدحسین نظیری نیشابوری، شاعر شیعه مذهب ایران
حوزههای تخصصی:
نقد و تحلیل مبانی اخلاق اشعری با رویکرد قرآنی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اشاعره در تبیین مسألهی خیر و شر، عقل را ناکارآمد میدانند و بر خلاف معتزله و امامیه، حُسن و قبح عقلی افعال اخلاقی را انکار مینمایند. انکار حُسن و قبح عقلی، ریشه در جبرگرایی این فرقه ی کلامیدارد؛ چرا که با اعتقاد به جبر، پای عقل در میدان تمیز خیر و شر، بسته خواهد شد. از طرف دیگر، این نگاه جبرگرایانه، ریشه در استنباط نادرست اشاعره از برخی آیات کلام الله مجید دارد. آنان این آیات را مستمسک خویش قرار داده و از طریق آن به طرح این موضوع پرداخته اند که انسان در افعال خویش، واجد اراده و اختیار نیست.
جبرگرایان با استفاده از این آیات، بر این اعتقاد رفته اندکه خدا خالق افعال انسان است، اوست که آدمیرا هدایت یا گمراه میکند، و افعال انسانی، جز حاصل ارادهی او نیست. از طرفی، علم خداوند، ازلی و ابدی است؛ بنابراین، اگر انسان دارای اختیار باشد و بتواند چیزی را انتخاب کند که علم ازلی خداوند به آن تعلّق نگرفته است، علم الهی مبدّل به جهل میگردد.
در این مقاله، ضمن اشاره به مبحث حُسن و قبح عقلی اخلاق و مسألهی جبر و اختیار، شماری از این آیات کریمه، مطرح گردیده و به اختصار، بررسی و تدقیق فلسفی شده است تا در حد امکان، بطلان سخن اهل جبر در فهم این آیات، آشکار گردد.
تداخل معنایی واژگان مترادف در ادبیات جاهلی و واژگان قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترادف یک پدیده مشترک میان زبانهای مختلف است. زبان شناسان دنیا نظرات گوناگونی درباره ی آن داشته اند. از این رو، این بحث ابتدا در میان زبان شناسان عربی بررسی و سپس درباره ی گستره ی آن در قرآن کریم بحث می شود. پدیده ترادف موافقان و مخالفانی دارد که هرکدام دلایل خاص خود را دارند و سبب پیدایش این اختلاف، نبودن تعریفی جامع و مانع از ترادف بوده است. از طرف دیگر واژگان عربی در قرآن به واسطه بافت و سیاق آیات، تحولات معنایی گسترده ای پیدا کرده است.
این نوشتار با پژوهش در معانی برخی از واژه های مترادف در قرآن، درصدد است تداخل معنایی واژه های مربوطه را به جای ترادف کامل مطرح نماید که همین امر موجب تولید و تکثیر معنایی شده است. به عنوان مثال خوف و خشیت تداخل معنایی دارند ولی به سبب تغایر مفهومی نمی توانند کاملاً عین هم باشند اما در انسانهایی نظیر انبیای الهی که مظهر تجلی صفات پروردگارند، خوف و خشیت مصداقاً در آنان به وحدت می رسد.از دستاوردهای تداخل معنایی، پیدایش شبکه های معنایی واژگان در قرآن است که مجموعه های سازمان دار با در هم پیوستگی بسیار از آن حاصل می آید. این شبکه های معنایی معارف نهفته در آیات را روشن کرده و اندیشه نظام دار بودن آن معارف را تقویت می کند.
جایگاه عقل در فلسفة سیاسی تشیع و نقش آن در نظام سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش است که جایگاه عقل در فلسفة سیاسی شیعه چیست و چه نقشی در نظام سیاسی شیعه دارد؟ نویسنده با تبیین ویژگیهای مهم و کلان عقل در فلسفة اسلامی (با رویکرد شیعی)، تأثیر آن را در تدوین نظام سیاسی شیعه نشان داده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که با توجه به اینکه در فلسفة اسلامی عقل در امتداد وحی و کاشف حکم آن است، و همچنین با توجه به بحث سلسله مراتب عقول و اینکه عقل ناب عقلی است که بر حس، وهم و شهوت غالب شده باشد و تحت تأثیر آن نباشد و اینکه عقل عملی تابع عقل نظری است و امکان دستیابی به معرفت یقینی وجود دارد و حقیقت امری نسبی نیست، نظام سیاسی شیعه نظامی است که بر محور ارتباط با عقل فعال و در امتداد ولایت الهی طراحی میشود. در این نظام سیاسی، مسائل حکومت بر اساس مصالح حقیقی مردم، که از وحی دریافت میشود و یا بر اساس فهم قدسی حکیمان و فقیهان تشخیص داده میشود، اداره میشود و نه بر اساس تمایلات شخصی افراد. از این رو، خواست مردم در این نظام جایگاه و حدود خاصی دارد.
نقش آموزههای دینی در حل بحرانهای زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند هستی را با نظمی بی نظیر و وحدتی حیرت آور خلق کرده است. بخش کوچکی از این نظام، طبیعت و انسان است. طبیعت با تمام موجودات خویش در ارتباط با بخشی دیگر از هستی یعنی انسان می باشد. به گواهی آموزه های ادیان ابراهیمی (توحیدی) کل هستی و به تبع آن طبیعت تسبیح گوی خالق خویش می باشند. این صفت حاکی از مخلوقی زنده و دارای ادراک است که نوعی حقوق و تکالیف را متوجه آن می گرداند. خداوند طبیعت و همه مواهب آن را در اختیار انسان قرار داده تا او بتواند با بهره مندی از آن به کمال نهایی که همانا قرب الهی است نائل گردد. این رابطة تعاملی، رابطة بین دو موجود زنده با یکدیگر است نه رابطه ای که بخشی از هستی (انسان) به بهره کشی از بخشی دیگر (طبیعت) بپردازد. حلقة اتصال بین انسان و طبیعت پرداختن به مسئلة بنیادین هدف غایی خلقت انسان است. در این مقاله ضمن تحلیل آموزه های موجود در ادیان توحیدی در حوزة مرتبط با موضوع این پژوهش، به این سؤال که نقش انسان در ایجاد فساد و شر اعم از طبیعی یا مابعد الطبیعی تا چه میزان است پاسخ داده شده است.
روش تحقیق در این پژوهش نگرش تحلیلی و فلسفی به پدیده های عالم با استفاده از پردازش آموزه های ادیان توحیدی می باشد.
از جمله نتایج این پژوهش می توان پرداختن به مسئله بحران زیست محیطی با نگاهی نو و دین محور و ارائه راه حل های مبنایی دینی در این خصوص و نیز وجود شر در هستی در صورت تقابل انسان با محیط زیست را نام برد.
مفهوم رشد و توسعة انسانی در دیدگاه اسلام و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرگونه معرفت بشری با زبان و کلماتی که در برگیرندة مفاهیم است، ادا می شود. محققان در هر علمی باید مفاهیم را با الفاظ و عباراتی بیان کنند که توضیح و تشریح و تعیین حدود آن آسان باشد تا بتوانند معنا را به همین صورت که در ذهن خود دارند به مخاطب منتقل سازند.
در این میان توسعه و رشد از جمله مفاهیمی است که در زمینه های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد، بدون آنکه به بار مفهومی آن در چارچوب مورد استفاده توجه واقعی شود. این امر از آن جهت اهمیت دارد که در انتقال مفهوم از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر، لحاظ کردن تفاوت های بنیادین در بومی نمودن آن مفهوم و کاربردی کردن آن، اثرگذار است.
در این مقاله با هدف مقایسه مفهوم رشد و توسعه انسانی در چارچوب فکری رایج غربی، به بازتعریف این مفاهیم در چارچوب فکری اسلام پرداخته خواهد شد.
تأمّلی در اصول اخلاقی حکومت علوی
حوزههای تخصصی:
انسان دوستی و مفاهیم مرتبط با آن، از جمله مباحثی است که در طول تاریخ بشر، مورد توجه بوده و از اهمّیت ویژه ای در روابط انسانی برخوردار است. مفهوم انسان دوستی و مسائل مرتبط با آن، بار ها از سوی صاحب نظران و اندیشمندان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
البته این مفهوم، از گسترة معنایی وسیعی برخوردار است و بحث و بررسی تمامی مسائل مربوط به آن، از عهدة یک مقاله یا کتاب، خارج است و به کنکاش و تتبع زیاد و زمان کافی نیاز دارد. اما از جمله مباحثی که مستقیماً به مفهوم انسان دوستی مربوط است و در حقیقت زیرمجموعة آن قرار می گیرد، مسئلة نحوة تعامل حکومت با مردم و حفظ کرامت و جایگاه انسانی شهروندان جامعه توسّط دولتمردان می باشد. مقالة حاضر به بررسی این امر مهم در سیرة علوی و با تأکید بر نامة حضرت به مالک اشتر، پرداخته و تلاش می کند برخی اصول انسان دوستی را که دولتمردان، ملزم به رعایت آن در قبال مردم هستند، از دیدگاه امام علی(ع) مورد بررسی قرار دهد. مفاهیمی چون رعایت عدالت در برخورد با مردم، مشورت با مردم در امور جامعه، نقدپذیری دولتمردان، مخالفت با حاکمیّت روابط، پاسخگو بودن مسئولان به مردم، ایجاد امنیّت در جامعه و... از جمله اصول انسان دوستی است که حضرت در کلام گهربار خود به آن اشاره فرموده و در این مقاله به بررسی آن خواهیم پرداخت.
اراده آزاد؛ دیدگاه های معاصر در باب اراده آزاد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مفهوم شهود در فلسفه غرب و نسبت آن با علم حضوری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
واژه شهود در فلسفه و عرفان اسلامی، علم حضوری را تداعی می کند؛ علمی که در آن وجود معلوم ـ نه مفهوم آن ـ نزد عالم حضور دارد و احکام خاصی بر آن مترتب شده، اهمیت ویژه ای دارد؛ چندان که مبنای حل پاره ای از مهم ترین مسائل معرفت شناسی قرار گرفته است.
اما واژه «intuition» که معمولاً به شهود ترجمه می شود، در فلسفه غرب دارای معانی گوناگونی است. ریچارد رورتی در نوشته مهم خود با همین عنوان، شش معنای اولیه را برای آن بیان می نماید و چهار معنای مهم تر را بررسی تفصیلی می کند. این مقاله ضمن بیان معانی گوناگون «intuition» (شهود) در فلسفه غرب، نسبت این معانی با علم حضوری را کاویده و به این نتیجه رسیده است که معانی گوناگون شهود در فلسفه غرب بیشتر بر مفهوم بداهت منطبق است تا علم حضوری. همچنین آنجا که از آن واژه، معرفت بدون واسطه نماد یا مفهوم اراده می شود، مقصود علم حضوری با مفهوم خاص آن نزد فلاسفه مسلمان نمی باشد.
استشهاد در شرح ابن عقیل و سیوطی بر الفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارندگان ضمن مقدمه ای درباره پدیده استشهاد در نحو عربی، به طور خاص استشهاد دو شارح مشهور الفیه ابن مالک بهاءالدین عبدالله بن عقیل و جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی را به آیات قرآن، احادیث شریف، کلام ماثور عرب و اشعار قدیم عرب بررسی و مقایسه کرده اند و روش آنها را در آوردن شاهد تبیین نموده، به ارائه نتایج آماری و تطبیق آنها پرداخته اند.
از مهم ترین اهداف این مقاله، آشنایی با جایگاه استشهاد در این دو شرح و آشنایی با اهدافی است که شارحان را به استشهاد به شواهد گوناگون سوق داده است. میزان استشهاد به هر یک از انواع چهارگانه شواهد نیز گزارش شده است.