In the Anti-Narcotics Law approved in 2016, the legislator has made punishment as the governing criminal policy for drug crimes by determining heavy punishments such as death. The text of the anti-narcotics law has considered "corruption in the world" and "quantitativeness" as criteria for criminalization. In this regard, the question that is raised is: On what basis are the rules of "corruption in the land" and "quantitativeness" established in the anti-narcotics law? By considering the verses and traditions, it can be understood that even if drug crimes are considered as an example of corruption in the world, in order to establish the crime of corruption, qualitative criteria such as the extent of the committed act, major damage to individuals and society, and the continuation of it, are The basic elements are introduced. While the legislator is trying to interpret and clear the ambiguity of the mentioned qualitative criteria by placing the quantity of discovered drugs as the basis. In this writing, using the descriptive-analytical method and relying on reliable Islamic sources, the conclusion has been reached that in order to determine the crime of corruption, qualitative criteria and the extent of the impact that corruption has on individuals and society are considered. Quantitative approach has no Sharia and Quranic basis and contradicts the philosophy of independent criminalization of corruption on earth, which is to eliminate the root of corruption and corruption in society and maintain social order.
اعتقاد به ظهور منجی در آخر الزمان اعتقادی اصیل و عمیق است که در تمامی ادیان آسمانی، مطرح شده است. موعود باوری یا اعتقاد به سررسید وعده ای در آینده دور یا نزدیک که در آن اوضاع آرمانی ادیان یا اقوام برآورده خواهد شد؛ اندیشه ای فراگیر و جهان شمول است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ایمان و باور قلبی به فلسفه ظهور و غیبت بر فرهنگ انتظار دانشجویان دانشگاه تهران است. در این مطالعه از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. تعداد 421 پرسشنامه سالم برای آزمون های استنباطی (آزمون تی و فریدمن) فرضیه های تحقیق میان دانشجویان دانشگاه تهران توزیع گردید. داده های خام با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت بنابراین از تحلیل عاملی تائیدی، ساختار کلی پرسشنامه های تحقیق مورد روائی سنجی سازه محتوائی قرار گرفته است. برای تحلیل عاملی تائیدی بارعاملی استاندارد محاسبه شده است. نتایج حاکی از آن است که ایمان و باور قلبی، فلسفه ظهور و غیبت بر فرهنگ انتظار تأثیر مثبت و معناداری دارد.
امروزه مدارا علاوه بر یک الگوی اخلاقی، از مسائل مهم اجتماعی و سیاسی است. بسیاری از فیلسوفان در کنار تاکید بر مناسبات فردی بهضرورت مدارای اجتماعی تأکیددارند. توصیه به این نوع از مدارا مولود کثرتگرایی مبتنی بر دیدگاه هایی چند در معرفتشناختی است. تمایز معرفتشناسی کانت میان نومن و فنومن از آن جمله است ،نظریه ای که توسط جان هیک تعمیم ودر کنار مفاهیم و مبانی دیگر در حالی که آن را منتسب به عارفان مسلمان می دانست، به عرصه معرفت دینی و مسئله نجات کشاند تا درنهایت دلیلی برای توصیه به مدارای اجتماعی-سیاسی باشد. پژوهش پیش رو می کوشد پس از نقل و نقد نظریه و انتساب هیک ، مبنایی جایگزین برای کثرتگرایی معرفی کند. بر اساس این مدل پیشنهادی برگرفته از عرفان با تأکید بر نظرات امام خمینی «انسان» بهعنوان برترین مظهر ، خاستگاه«مدارا» است و مدارا نه محصول کثرتگرایی بلکه مولود انسانشناسی متعالی است. برآیند این مدل تمایز میان عقاید و باورها از یکسو و صاحبان آن از سوی دیگر است و میتوان در همان حال که شخص را نسبت به باورها و رویه ها منتقد باقی گذارد، در برابر دارندگان یا عاملان آن روادار نگاه داشت و به نتایج غیرمنطقی کثرتگرایان و یا تعصب خام انحصارگرایان نیز تن نداد.
کشف طومارهای بحرالمیت به قدری در شناخت قوم یهود و متون مقدس آن مهم و اساسی بود که فروغ نوینی را برای شناخت و ساختن یک مفهوم دیگر از کتاب مقدس ارائه می دهند. عرفان در طومارها به نوعی رفتار مذهبی اطلاق می شود که فرد با روش هایی که اختصاصاً برای دستیابی به قلمرو و عرش الهی همراه با جذبه طراحی شده، انجام می دهد. افزون بر این، پیوستگی خاصی بین رؤیاهای مکاشفه ای ملکوت خدا و برخی طومارها مانند سپاس، نیایش فرشتگان، جنگ و قانون مسیحایی وجود دارد. اگرچه هنوز به روشنی آشکار نیست که این سنت عرفانی از بازمانده عرفان مکاشفه ای یهودیت معبد دوم ریشه ستانده یا از یک رشته عرفان کاهنانه فرقه گرایی قمران یا هردوان به وجود آمده باشد. اما این روشن است که سنت عرفانی به جامانده از قمران توسط یهودیان و مسیحیان در قرون بعد، بسط و توسعه یافته است. این پژوهش می کوشد تا با روش توصیف و تحلیل در بازخوانی مفاهیم و عناصر عرفانی طومارها به هدف بیان نوع و زبان مفاهیم عرفانی دست یابد.
مسئله ایمان و سعادت حاصل از آن، که یکی از پراهمیت ترین مسائل الهیاتی است، فروعات متعددی را به دنبال دارد. یکی از مباحثی که ذیل مسئله ایمان می توان مطرح کرد، بررسی گستره نجات بر اساس وسعت دایره رحمت الهی و یکی از بهترین مصادیق قابل تأمل در این باب، مسئله «ایمان و سعادت فرعون» است. ابن عربی، عارف بزرگ مسلمان بر این باور است که فرعون در آخرین لحظات عمرش، ایمان خود را آشکار کرد و سرانجام رستگار شد. دیدگاه او دراین باره که مستلزم نوعی کثرت گرایی در نجات است، واکنش های مختلفی را به دنبال داشته است. برخی شارحان وی، از باور ابن عربی دفاع کرده، برخی او را نقد کرده و برخی دیگر تلاش کرده اند با استمداد و استناد به عبارات کوتاهی از فتوحات اثبات کنند شیخ، فرعون را مستحق بهشت نمی داند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد انتقادی نگاشته شده، می کوشد بدین پرسش پاسخ دهد که آیا ادله و نیز مبنای نظری ابن عربی، ایمان فرعون را ثابت می کند؟ نتیجه تحقیق نشان می دهد که اگرچه بیشتر انتقاداتی که بر ادله ابن عربی وارد شده ناتمام است، بر اساس مبانی ابن عربی نمی توان فرعون را از اهل سعادت دانست، زیرا او به رغم شناخت حق، در مقابل پروردگار استکبار ورزید.
زبان شناسان شناختی از دو ابزار «طرح واره تصویری» و «استعاره مفهومی» جهت تبیین فرایند شناخت در انسان بهره می برند. طرح واره تصویری ساختاری ذهنی است که حاصل مواجهه انسان با پدیده های تکرارشونده حسی است. استعاره مفهومی نیز این طرح واره تصویری را به صورت نظام مند به مفاهیم انتزاعی و غیر محسوس تعمیم می دهد. مواجهه روزمره انسان با ظرف های فیزیکی همانند بدن انسانی، خانه و وسایل نقلیه، طرح واره جهتی داخل – خارج (ظرف) را در ذهن انسان ایجاد می کند و انسان با توسل به استعاره های مفهومی از این طرح واره جهت فهم مفاهیم انتزاعی به مثابه ظرف بهره می برد. ملاصدرا جهت توصیف مفاهیم متافیزیکی وجود، ماهیت و عدم از الفاظی همانند «ظرف»، «وعاء»، «دار»، «بقعه» بهره می برد. او همچنین از ورود و خروج به ظرف وجود یا عدم سخن به میان می آورد. از وجود خارجی در تقابل با وجود ذهنی استفاده می کند. این شواهد در چارچوب طرح واره تصویری ظرف و استعاره های مفهومی مبتنی بر این طرح واره قابل فهم است.
در بحث از مواد ثلاث وجوب، امکان و امتناع یکی از سؤالهای مطرح شده اینست که آیا میان ممکن و ممتنع اعم از بالذات یا بالغیر تلازم وجود دارد یا خیر؟ میان حکما، هم در جهت نفی و هم در جهت اثبات این مسئله، مدافعانی دیده میشود. برخی با این بیان که استلزام آنها منجر به تحقق ملزوم بدون لازم خواهد شد، به رد تلازم مبادرت کرده اند. برخی دیگر با ایراد موارد نقضی از جمله تلازم امکان عدم صادر نخست با امتناع عدم ذات حق، تلازم را منتفی ندانسته اند. در این صورت اعتبار قیاس خلفی به چالش می افتد زیرا در آنجا از بطلان تالی به امتناع مقدم و اثبات مطلوب پی برده میشود. در این نوشتار عقیده بر این است که با تکیه بر اصول حکمت متعالیه و تحلیل صحیح آن، میتوان به حل و رفع این نزاع دست یافت.
غایت گرایی اخلاقی یکی از نظریه های اخلاق هنجاری است که طرفداران بسیاری دارد و شاید بتوان گفت امروزه سودگرایی اخلاقی که از زیر شاخه های آن به شمار می آید نظریه غالب در فلسفه اخلاق غرب است. گرچه اخلاق فضیلت نظریه ای است که تا عصر حاضر در میان متفکران مسلمان رواج داشته است اما با آشنایی آنها با نظریه های جدید در باره اخلاق از جمله غایت گرایی و سودگرایی برخی کوشیده اند براین اساس نظریه اخلاق اسلامی را تبیین کرده و سازگاری آن را با قرآن و روایات نشان دهند. از این رو، منصور نصیری با توجه به اهمیت سودگرایی اخلاقی و جاذبه های آن تقریری از این نظریه مطرح کرده است که نه تنها اشکالات سودگرایی رایج بر آن وارد نباشد بلکه با آموزه های اسلامی نیز سازگار باشد و آن را برین سودگرایی نامیده است. در این مقاله به شیوه توصیفی، تحلیلی و نقدی، علاوه بر گزارشی از این تقریر و نقد آن، ناسازگاری آن با آموزه های دینی نیز نشان داده می شود.
در کتب اخلاقی تأکید شده است که اخلاق مطلوب آن است که موافق حکم عقل و اخلاق نامطلوب مطابق حکم نفس باشد. از این گونه تعابیر، این شبهه به وجود می آید که گویا دو نیروی متضاد در درون آدمی وجود دارد. درحالی که چنین نیست؛ این امر ناشی از اشتراک لفظی و کاربردهای متفاوت واژه اخلاق است که گاهی لفظ در معنای حقیقی و گاهی در معنای مجازی به کار می رود. ازاین رو، ضروری است که واژگان و اصطلاحات خاص آنها مورد توجه قرار گیرد. براساس آیات نورانی قرآن، در درون هر انسانی، بالقوه دو نوع گرایش وجود دارد: گرایش به اموری که انجام آن گناه و کارهای بد، و گرایش به اموری که موجب کمال و سعادت آدمی است. بنابراین، در هر انسانی، هم گرایش به خیر و هم گرایش به شر وجود دارد. انسان قادر است با استفاده از عقل، میل خود را کنترل و تکامل یابد و یا با تبعیت از نفس سقوط کند.
مقولات تمدنی با رویکرد قرآنی و الهیاتی، برخلاف آنچه که پیشرفت را منوط به تمدن سکولاری می پندارند؛ از مؤلفه و توصیفات تمدنی متعددی برخوردار است. پیاده سازی تمدن نوین اسلامی ، ضرورت تبیین و ارائه آن مولفه ها را دو چندان می نماید. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی، هرمنوتیک مولف محور ، به بررسی عامل تمدنی جغرافیا پرداخته و درصدد تبیین کارکردهای تمدنی آن در نگاه اسلام با تاکید بر آیات سوره سبأ است. از جمله نتایج حاصل آمده آن است که خداوند در قالب داستان، توجه به جغرافیا در دو بخش انسانی و طبیعی است که نوع و شیوه تعامل با آن متاثر از نگرش اعتقادی چون ایمان و توحید ، شکرگزاری و عمل صالح است. لذا اسلام جغرافیا را به عنوان یکی از مولفه ها ی موثر در تمدن سازی اسلامی جامعه معرفی نموده و به تبیین راهکار و شیوه های بهره وری از آن پرداخته است.
در میان روایات، احادیثی منسوب به پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) با مضامین اعتقادی، فلسفی، عرفانی بیان شده که با الفاظ مختلف در کتب فقهی، روایی، تفسیری، عرفانی، فلسفی، کلامی و اخلاقی مورد استناد قرار گرفته است. از جمله این احادیث، روایت «أبیتُ عند ربی یُطعِمُنی ویَسقینی» است. سؤال تحقیق این است که منظور از مقام «عندیت» و بیتوته نزد ربّ و متعلق خوردن و آشامیدن در حدیث چیست؟ این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی سندی و دلالی و تحلیل محتوایی حدیث مذکور، روشن می سازد که این حدیث با توجه به قرائن و شواهد عقلی و نقلی از روایات معتبر، مبتنی بر اصول عقلی و حکمی و بنای عقلا است، بی آن که نیاز به تأویل یا توقف باشد. اگرچه با برداشت های متفاوت فقهی و غیره، اقوال مختلفی مطرح شده است، اما بر اساس قاعده روح معنا و وضع الفاظ بر معانی عام، می توان نتیجه گرفت که حدیث مذکور با مضمون بلندش، بر این معنای حِکمی و عرفانی دلالت دارد که طعام و شراب دارای مراتب مختلف مادی و معنوی است و هرگاه انسان در مسیر سیر و سلوک از تعلقات دنیوی رهایی یابد و به مقام قرب الهی و عندیت ربّ برسد، طعام و شرابش در آن مقام نور و معرفت است و از طعام و شراب دنیوی بی نیاز خواهد بود.
این پژوهش با روش اجتهادی تلاش دارد آموزه انتظار را از منظر فقهی مورد بررسی قرار دهد و حکم تکلیفی انتظار را بر پایه نصوص دینی بیان کند و با تحلیل دیدگاه و بیایات امام خامنه ای حکم شرعی انتظار را از منظر ایشان ذکر نماید. می توان این تحقیق را تحلیل فقهی و روایی دیدگاه امام خامنه ای در مسئله انتظار به شمار آورد. دستاورد این پژوهش اثبات وجوب انتظار ظهور با ادله عقلی و نقلی است. حکم فقهی انتظار در سه مرحله موضوع شناسی، حکم شناسی و حل تعارض بیان می شود. از نظر موضوع شناسی انتظار دو صورت دارد: حالت نفسانی و عمل. حالت نفسانی انتظار دوگونه است: انتظار قلبی و انتظار انفعالی. عمل نیز سه گونه است: انجام تکالیف شرعی عام، انجام تکالیف شرعی با رویکرد انتظار و اعمال خاص زمینه سازانه. براساس موضوع شناسی یادشده، احکام تکلیفی انتظار عبارت است از: 1. انتظار قلبی یکی از واجبات شرعی بر هر مسلمانی است؛ 2. انتظار انفعالی، انتظار منفی و حرام است؛ 3. انجام تکالیف شرعی عام درحقیقت انتظار نیست و اقتضای مسلمانی است؛ 4و5. انجام تکالیف شرعی با رویکرد انتظار و اعمال خاص زمینه سازانه، وابسته به ظرفیت افراد، نهادها و دولت است و برخی از مراتب آن واجب می باشد.
کتاب زیبایی شناسی آیات قرآن، نوشته سید حسین سیدی، پرداختی به مؤلفه های زیباشناختی آیات قرآن کریم است که در سال 1390 توسط انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به چاپ رسیده است. نویسنده در مقاله حاضر سعی در معرفی این اثر دارد. در این راستا، ابتدا به معرفی مبسوط محتوای بخش ها و فصل های آن همت گمارده و در ادامه، با بیان نکاتی در نقد کتاب مذکور، مقاله خویش را به پایان می رساند.
In this work, the objective is to analyze through an empirical research the function of the social networks used by the Mosques and Cultural Centers shi'as in Brazil for the promotion of peace and coexistence among the diferent religious groups.
Shiite Muslims in Brazil participate Shiite Muslims in Brazil actively participate in government political instances in Committees to Combat Religious Intolerance (CCIR) and use social media to convene, disseminate and strengthen the community and the Islamic speech of peace.
Two main examples will also be presented: Imam Hussein Cultural Center (CCIH) and The Shiite Human Rights Observatory (OXDIH), both in the city of Rio de Janeiro, Brazil. The discourse and actions developed also support the pretension of educating and informing the Brazilian population about the true mission of Islam to promote peace and peaceful coexistence.
انسان، همواره در پی شناخت کمال و راه های رسیدن به آن است، و هدف آفرینش انسان نیز برای رسیدن به کمال است آیات قرانی و روایات معصومین علیهم بر ادعای مذکور دلالت می کنند بنابراین برای رسیدن به مقصد، بایستی شرایط و موانع را شناسایی کند که یکی از این موانع، و سرچشمه اکثر گناهان و صفات ناپسند، شیطان است؛ شیطان سرکش، قسم یاد کرده که از هر فرصتی برای انحراف انسان، استفاده کند؛ تا اسباب گمراهی وی را فراهم نماید؛ شیطان، تنها قدرت بر وسوسه و دعوت بر گناه دارد وسوسه شیطان با آزادی و اختیار انسان منافات ندارد، و انسان با پذیرش وسوسه ها، راه نفوذ و سلطه شیطان را فراهم می کند و تسلط شیطان، پیامدهای اعتقادی و اخلاقی از قبیل کفر، شرک، نفاق، فراموشی قیامت، عجب، تکبر، رذایل روحی و سبب دوری از خدا و غفلت از محاسبه روز قیامت می-گردد و شیطان بعد از پذیرس وسو سه هایش بر انسان تسلّط و ولایت پیدا می کند.
Muslim exegetes have long sought to discover the wise secrets, rhetorical points, and explicit or implicit messages embedded in the expressions and structures of the Quranic text. In addition to the common methods of using lexicological approaches, Arabic morphology and syntax, ancient Arabic poetry or narrating the exegetical sayings from the prophet''s Companions to literally interpret explicit meanings of Quranic words, they sometimes appealed to intellectual methods in order to extract implicit and implied meanings hidden in some Quranic verses. In modern times, most of these technics and methods have been classified and introduced in various branches of linguistics. One of the relatively new branches of linguistics which concerns inferring implied, and intended meanings out of the utterances is pragmatics. The present study aims at conducting a comparison between the newly developed elements of pragmatics and some of the medieval Quranic commentaries which applied those elements. In this regard, three much discussed elements of presupposition, entailment and conventional implicature have been selected and then a number of old Quranic exegetes in which these three elements have been indirectly used are introduced. The study indicates that Muslim commentators of the medieval era were aware of these technics and extensively used them in their works.
استاد علی اکبر غفاری دانشمند و حدیث شناس معاصر، دغدغه وجود اغلاط و اشکالات علم الحدیثی در متن و سند منابع حدیثی را داشت. وی با توفیقات الهی و براساس مهارتش در علوم اسلامی با ابداع ملاک ها و معیار ها یی، این مشکلات را به خوبی حل نمود. با واکاوی آثار استاد، معیارهایشان در تصحیح، تحقیق، تعلیقه نویسی و نقد استخراج گردید که مهمترین آن ها در تصحیح، عرضه و مقابله متون بر نسخه های تصحیح و قرائت شده بر مشایخ و خطوط آن ها، مراجعه به مصادر و علمای متخصص بود، در تعلیقه نویسی، رعایت تقوای علمی و امانت داری بود. در نقد متن، ارجاع به قرآن و سنت بود. در نقد سند از شناسایی و اعتباریابی راویان و بررسی کیفیت سند مدد جسته است. راهکارهای استاد در تصحیح و تحقیق بر تألیفات عالمان بزرگ معاصر هم چون جامع المدارک، جلوه گر تبحر ایشان و شایسته الگو گرفتن است. پژوهشگران علوم حدیث می توانند با تأسی به سیره وی درحدیث پژوهی و بهره جستن از روش ها و معیارهایشان، به حدیث پژوهی تداوم ببخشند.
اعتقاد به وجود دوازده خلیفه به عنوان جانشینان پیامبر؟ص؟ و رهبران امّت اسلامی، پس از آن حضرت، جزء اصولی است که پیروان همه مذاهب اسلامی، اعم از شیعه و اهلسنت، بر آن اتّفاقنظر دارند. این اصل مهم اعتقادی، نشأت گرفته از روایات متواتری است که محدّثان و دیگر عالمان مذاهب اسلامی به نقل از رسول خدا؟ص؟ در منابع معتبر دینی و مذهبی خود ثبت کردهاند. دوازده امامی بودن شیعه امری است روشن، چون نام پیروان این مذهب «شیعه امامی اثناعشری» است. این اعتقاد در میان دانشمندان اهلسنّت نیز مسئلهای ریشهدار است، چنانکه عالمان اهلسنّت، اعم از عالمانی که قبل از پیدایش و رسمیت یافتن مذاهب چهارگانه فعلی میزیستهاند، و عالمانی که از یکی از مذاهب چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی پیروی میکردهاند، این روایات را با اسناد صحیح و به نشانه قبول در آثار خود ثبت کردهاند. هر چند در مقام عمل تنها مذهبی که به این روایات پایبند میباشد مذهب شیعه امامیه است، و پیروان دیگر مذاهب اسلامی در عین حال که در مقام اعتقاد و نظر، این اصل را پذیرفته، و شماری از روایات خلفای اثناعشر را دهها سال زودتر از محدّثان شیعه امامیه در آثار خود ثبت کردهاند، امّا در مقام عمل خود را به این اصل ملتزم ندانستهاند. آن دسته از عالمان اهلسنّت که روایات اثناعشر را توجیه کردهاند نیز کوشیدهاند تا مصادیقی غیر از آنچه شیعه به آن معتقد است برای روایات ارائه دهند، اما این اختلاف مصداقی، زیانی به اعتبار این اصل مشترک وارد نمیسازد. به باور ما در متن روایات اثناعشر ویژگیهایی وجود دارد که دیدگاه عالمان شیعه را تأیید و نظر دانشمندان اهلسنّت را ردّ میکند.