این پژوهش پاسخی است به مجموعه ای از سؤال های بیرونی در باب چیستی و چگونگی قواعد التفسیر. در بحث چیستی پس از تعریف قواعد التفسیر به «مجموعه ای از بایسته های تفسیری مبتنی بر مبانی»، از موضوع آن «زبان قرآن» سخن به میان آمده و نسبت آن با تفسیر نیز «استنباطی» دانسته شده است. در باب چگونگی نیز در ریخت شناسی و کالبدشناسی، قواعد التفسیر را قواعد دستوری معرفت بخش تلقّی نموده و موضوع گزاره ها عناصر زبانی و محمول آن ها «ضرورت» دانسته شده است. سپس با بررسی اقسام این گزاره ها، در بحث سرشت شناسی، موضوع این گزاره ها را مفاهیم فلسفی و محمول آن ها را اعتباری با منشأ تکوینی خوانده ایم. در بحث معیار اتّصاف به صدق، پس از آنکه قاعده تفسیری را در سازه معرفتی خود شرطی (نه حملی) دانسته ایم، صدق آن به معنای انطباق نسبت شرطیه با نفس الأمر قاعده تلقّی شده و با ترسیم سه وضعیت متوقّع یک گزاره، حالت های صدق و کذب آن بیان شده است.
منبع شناسی تاریخ اسلام و تشیع یکی از موضوعات مورد توجه مستشرقان است. با این حال برخی از مستشرقان با بی توجهی به این کار، با استناد و بزرگ نمایی گزارش های دروغ پردازانی چون سیف بن عمر، تصویری ساختگی و غیر واقعی از تشیع ارائه کرده اند. سؤال اصلی پژوهش این است که گزارش های سیف بن عمر تمیمی در شیعه شناسی غربی ها چه جایگاهی دارد؟ در این نوشتار برخی از تحقیقات مسشترقان و ارجاعات آنها به سیف بن عمر استخراج و مورد ارزیابی قرار گرفته و نشان داده شد که این تحقیقات در استفاده از گزارش های سیف و بررسی عوامل اثرگذار در جهت گیری های تاریخی او دچار تعارض هستند. مستشرقان در استفاده از اخبار سیف یکسان عمل نکرده اند. آنها گاهی دچارتردید، انکار و گاه تأیید اخبار سیف شده اند. با این حال اغلب آنها گزارش های سیف درباره پیدایش تشیع را معتبر دانسته و بر این اساس تشیع را عامل تفرقه و فتنه امت اسلامی دانسته و آن را نتیجه دگراندیشی دینی و متأثر از عوامل محیطی و فرهنگی عراق معرفی کرده اند.
زمینه و هدف: توسعه اقتصادی و نظام سیاسی دارای آثار متقابلی بر یکدیگر هستند. پژوهش حاضر درصدد بررسی نقش توسعه اقتصادی در حفظ نظام اسلامی از منظر فقهی و حقوقی است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کیفی و نظری است. روش استفاده شده نیز توصیفی-تحلیلی و مراجعه به منابع اسنادی از جمله منابع فقهی است. یافته ها: توسعه اقتصادی در اسلام در صورتیکه با ابتناء بر احیای موات و گسترش فرهنگ کار، بهره گیری از انفاق و نفی ربا، ترویج وقف و اعتدال و دوری از تجمل گرایی بنا شود، نتایج حقوقی مهمی از جمله رفع محرومیت، فقرزدایی، ایجاد روابط مسالمت آمیز میان مردم، نفی وابستگی به بیگانگان، قدرتمند شدن نظام اسلامی و برقراری عدالت را در پی خواهد داشت. ملاحظات اخلاقی: در پژوهش حاضر، امانت داری در استفاده از منابع و ارجاع دهی دقیق رعایت شده است. نتیجه گیری: الگوی توسعه اقتصادی اسلامی که در سایه امنیت اقتصادی قابل حصول است، در عمل باید رفع محرومیت ها، ایجاد رضایت میان مردم، ارائه خدمات و ترویج الگوی اقتصادی اسلام بر مبنای تعامل امور مادی و معنوی را اجرایی نماید. در این صورت رضایت مردم از نظام سیاسی حاصل می شود و نظام سیاسی در برابر تهدیدات داخلی و خارجی مصون می ماند.
دوران مجردی، بخش جدایی ناپذیر زندگی هر جوانی است که بیشتر با ازدواج پایان می یابد و وارد مرحله جدیدی می گردد. پاک زیستی مهم ترین وظیفه اخلاقی در دوران تجرد است و نقشی اساسی در سیر معنوی یک جوان به سوی خدا دارد. تبیین پاک زیستی و چیستی و چرایی و ویژگی های اخلاقی آن از دیدگاه فرهنگ دینی هدف مقاله حاضر است. از دیدگاه دینی، پاک زیستی با بار معنایی ویژه، صفات اخلاقی بسیاری را به همراه دارد و از سوی دیگر رذائل اخلاقی زیادی را برنمی تابد. اهمیت پاک زیستی تا آن جاست که بدون آن حرکت در مسیر کمال و سعادت انسانی امکان پذیر نیست. تبیین ویژگی های اخلاقی پاک زیستی، معلوم می سازد بسیاری از روابط جنسی و عاطفی میان دختران و پسران، که در جامعه فعلی ما وجود دارد، با چالش مواجه است. این مقاله در سه بخش، مفهوم شناسی پاک زیستی، ارزشمندی معنوی و اخلاقی پاک زیستی و ویژگی های اخلاقی پاک زیستی، به تبیین مسئله می پردازد.
مسلک عشق و محبت، مفسر رابطه بین انسان و خدا و ارتباط میان انسان با انسان است.هم چنین منشاء حرکت فردی و اجتماعی گسترده ای است که با آموزه های قرآنی و ادعیه ی مأثور و آموزه های اهل بیت (ع) به ویژه امام هشتم (ع) هم سویی دارد. از مهم ترین آموزه های امام رضا (ع) در زمان حضور خود در خراسان، ترویج محبت نسبت به خدا، هم نوع، هم کیش و همه ی موجودات زنده است. گرایش امام به مهرورزی، از توجه تام ایشان به خدا نشأت می یافت. سجایای اخلاقی و نوع رفتار و سیره ی امام رضا (ع) در افزایش محبت ایرانیان به ایشان تأثیر بسیاری داشت. سیره ی امام رضا (ع) در سیر تاریخی خود، با تلاش عرفا، حکما، متکلمین، اهل سیاست و نیز ادبا و هنرمندان اقوام و ملتهای گوناگون، در بخش قابل توجهی از جهان اسلام، نشر یافت و کوشیده شد تا احکام و قواعد آن طی قرن های گذشته تبیین گردد. براساس این قواعد، محبت و عشق ورزی از هر تقیدی به دور است و می تواند انسان را از ظلمت آباد جهان کنونی به سمت افق های روشن جهان معانی انتقال دهد. در سده ی هفتم خواجه نصیرالدین طوسی توانست جایگاه بلامنازع محبت را در تمدن سازی تبیین کند و در قرن یازدهم فانی کشمیری در اخلاق عملی خود نشان داد که بهره گیری از اکسیر محبت در امور اجتماعی و سیاسی چه آثار حیات بخشی را می تواند در قوام یک جامعه به همراه داشته باشد. در عصر کنونی عنصر محبت را می توان دستاورد جهانی انسان دانست که می تواند زمینه ی هم گرایی همه ی فرهنگها و تمدنها و نژادها و ادیان را رقم بزند
«ذاتگرایی» بمعنای استقلال اشیاء خارجی از علایق و ادراک انسانهاست. در سنت فلسفه اسلامی، عموماً با نگرشی ایجابی، اشیاء مجموعه یی از صفات ذاتی و عرضی دانسته شده که از اندیشه انسانها مستقل هستند. این مسئله در تفکر ملاصدرا نیز دو وجه عمده می یابد. او در رویکرد عام خویش، بنابر مشرب قوم و بویژه ابن سینا، اشیاء خارجی را مستقل از ادراک بشری و متشکل از مجموعه صفات ذاتی و عرضی میداند. صدرالمتألهین در رویکردی خاص، ضمن تأکید بر استقلال وجودی اشیاء خارجی، بر اساس مبانی وجودی و معرفتی تفکر خود، ذات اشیاء خارجی را در حقیقتِ واحد و فارد وجود منحصر کرده و با نفی هرگونه تأصلِ خارجیِ اجزاءِ ذاتی و عرضی و همچنین کلیه لواحق ماهوی، ترکیب احتمالی موجودات از دوگانه های ماده و صورت یا جنس و فصل را مربوط به عالم ذهن و ذیل قدرت خلاقیت نفس قلمداد میکند.
« جبر و اختیار » یکی از موضوعات مهم و غامض علوم اسلامی اعم از کلام، فلسفه و عرفان می باشد که دانشمندان هر یک از علوم مذکور برای حل این مسئله، دیدگاه های متفاوتی را برگزیده اند. در این میان ایزوتسو، اسلام شناس و قرآن پژوه معاصر در تحلیل آیات ناظر بر جبر و اختیار در قرآن با بن بست مواجه گردیده و اساسا اندیشه ی قرآنی را متفاوت از منطق عقل بشری دانسته است. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی - تحلیلی گردآوری شده ، تلاش بر آنست که منشا این نگرش ایزوتسو را جست و جو نموده و پس از یافتن مواضع او در باب جبر و اختیار طی آثار مختلف او ، تحلیل و نقدی نسبت به آن ها ارائه گردد . نتایج حاکی از آنست که اگر چه ایزوتسو در تحلیل قرآنی مسئله ی جبر و اختیار راه خطا را پیموده است اما با توجه به همگرایی و تاسی او از مبانی عرفان ابن عربی در بسیاری از موضوعات از جمله جبر و اختیار ، به نظر می رسد وی پیرو همان آموزه «امر بین الامرین» می باشد که از فحوا و نه نص سخنان ابن عربی نیز می توان همین حکم را استنباط نمود.
مفهوم وضعیت نخستین از نظر روش شناختی، مهم ترین بخش نظریه رالز درباره عدالت به شمار می آید. از سوی دیگر، مناقشه برانگیزترین بخش مفهوم وضعیت نخستین مفهوم توافق فرضی است. این مقاله می کوشد با تبیین جایگاه توافق فرضی در وضعیت نخستین نشان دهد که می توان از الزام آور بودن توافق فرضی در مقابل برخی انتقادها دفاع کرد. یکی از راه های دفاع از الزام آور بودن توافق فرضی در مقابل انتقاد «استدلال شباهت» این است که الزام آور بودن توافق فرضی از طریق استناد به دلائل مستقل دیگری که برای دو طرف توافق پذیرفتنی هستند توضیح داده شود. این شیوه دفاع به تمایز میان پرده بی خبری ضخیم و پرده بی خبری نازک نیز مربوط می شود و می توان آن را به عنوان دلیلی برای ترجیح اولی به دومی در نظر گرفت. در این مقاله پس از تبیین مفهوم وضعیت نخستین و توافق فرضی، نخست با اشاره به تمایز پرده بی خبری ضخیم و نازک، دلائل رالز را برای انتخاب پرده بی خبری ضخیم توضیح داده ام. سپس به این پرسش پرداخته ام که آیا توافق فرضی به خودی خود الزام آور است یا نه و آن گاه با ارائه استدلال شباهت، از پاسخ منفی به این پرسش دفاع کرده ام. در ادامه پس از شرح انتقاد دوُرکین به الزام آور بودن توافق فرضی نشان داده ام که در مواردی می توان توافق فرضی را به لحاظ شهودی الزام آور دانست. هسته اصلی تبیین فوق وجود دلائلی است که برای دوطرف توافق فرضی پذیرفتنی هستند.
فقه شیعه تا قبل از سده اخیر به رغم ژرف نگری در حوزه های مختلف، در مقایسه با فقه عامه همواره به دور از مناصب اجتماعی بوده و در حاشیه زندگی سیاسی و اجتماعی جامعه رشد کرده است. این امر در صورتی که از حیث تأثیرات جامعه شناختی در ماهیت علوم مورد دقت قرار گیرد، مبین این واقعیت است که فقه شیعه ماهیتی اساساً فردی و جزءنگر دارد. علاوه بر جنبه های بیرونی موجِّه این نکته، دانش فقه در جنبه های درونی خود، مرحله شناخت حکم و موضوع و سپس تطبیق احکام بر موضوعات مبتنی بر منطق جزءنگری را شامل می شود که حاصل ریشه های اصولی و فلسفی این دانش مطابق منطق ارسطویی است. نگارندگان در این مقاله ضمن تبیین فردی انگاری فقهی مورد ادعا، معتقدند نظریه خطابات قانونی به هیچ یک از اشکالات وارده بر نظریه انحلالی خطابات گرفتار نیست و از این رهگذر می تواند مبنایی برای ارائه یک نظام فقهی در حوزه فقه اجتماعی باشد.
زمینه و هدف: امروزه با پیشرفت تکنولوژی و به منظور رعایت دو اصل سرعت و سهولت، در قراردادهای داخلی و بین الملل، بسیاری از شروط و لوازم قرارداد و معاملات اقتصادی در متن عقد ذکر نمی شود با این حال تردیدی در ملتزم بودن طرفین به رعایت این شروط وجود ندارد از این رو، اثبات اعتبار شرط تبانی و ضمانت اجرای آن مبتنی بر ثبوت خیار فسخ در صورت تخلف یا تعذر شرط، هدف این پژوهش می باشد. مواد و روش ها: روش بکارگرفته شده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی می باشد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که اگرچه در میزان تأثیرگذاری شروط تبانی اختلاف نظر وجود دارد اما منشأ اختلاف در زمینه اعتبار و عدم اعتبار این شروط به تبادر ناشی از معنای لغوی شرط و برخی روایات، بازمی گردد. ملاحظات اخلاقی: حفظ اصالت متون و امانت داری در نقل گفتار، از ملاحظات اخلاقی، این پژوهش است. نتیجه گیری: اولاً: روایات استنادی مبنی بر عدم اعتبار شرط تبانی با اصول و قواعد فقهی مخالفت داشته و بر فرض صحت سند و دلالت باید تفسیر مضیق شود. ثانیاً: اجماعی که ادعا شده اجماع منقول است و فاقد حجیت است. ثالثاً: باوجود پیشرفت تکنولوژی و فناوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای مکاتباتی و امکان ضبط مکالمات و مکاتبات تقریباً بحث دشواری اثبات شرط تبانی، منتفی است.
گابریل ساوما در سال 2006 میلادی کتاب «قرآن، تفسیر اشتباه، ترجمه ی اشتباه و خوانش اشتباه، زبان آرامی قرآن» را نوشت. وی در این کتاب ادعا می کند که زبان قرآن، آرامی سریانی است و با این ادعا در صدد اثبات اقتباس قرآن از منابع یهودی - مسیحی است. او بررسی سوره های قرآن، واژگان فراوانی را به عنوان شاهد ذکر نموده و به تحلیل آنها پرداخته است. نویسنده در بررسی اولین سوره ی قرآن با واژه ی فاتحه شروع می کند و معتقد است سایه ی اقتباس حتی بر سر اسم اولین سوره ی قرآن نیز افتاده است و شواهدی از عهدین، زبان عبری و سریانی ذکر می کند که این واژه عربی نبوده بلکه از زبان آرامی _ سریانی اقتباس شده است. در این مقاله ضمن ارائه دیدگاه گابریل ساوما به نقد و بررسی آن از جنبه زبان شناسی تاریخی تطبیقی در سه زبان عبری، سریانی و عربی می پردازیم. وجود شواهدی از مشتقات این واژه در اشعار جاهلی و شباهت های ساختاری و معنایی آن در سه زبان عبری ، سریانی و عربی حاکی از آن است که این واژه اصلی سامی دارد و بررسی های انجام شده خلاف ادعای ساوما را اثبات می کند.
«صحبت» و آداب آن به عنوان یکی از موضوعات مهم و مؤکد، در سیر و سلوک عرفانی جایگاه ویژه ای دارد. بخش قابل توجهی از آداب این مبحث مهم، در متون نثر عرفانی بازتاب یافته است. در این مقاله به بررسی و مقایسه جایگاه «صحبت» در دو اثر مهم نثر عرفانی، کشف المحجوب هجویری و عوارف المعارف سهروردی پرداخته شده است. مبحث صحبت در این دو اثر از ابعاد و جهات متعدد، مانند آداب و انواع صحبت، بررسی شده است. از آنجا که نویسندگان دو اثر نام برده، هر دو از پیروان مکتب بغداد و اهل صحو ند، در بسیاری از مسائل و موضوعات کلی صحبت، اتفاق، نظر و در موارد اندکی نیز اختلاف نظر دارند. موضوع ابتدا به صورت تفصیلی و به تفکیک کتاب ها بررسی شده و در قسمت پایانی مقاله به اجمال به تفاوتها و شباهتهای دو اثر مذکور اشاره شده است.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، یکی از مهم ترین شروح و منابع تفسیری نهج البلاغه به شمار می رود. نویسنده در نوشتار حاضر کوشیده است تمامی منابع مورد استفاده ابن ابی الحدید در نگارش کتاب خود را مورد بررسی قرار دهد. از این رو، ابتدا منابع روایی، حدیثی، و سپس منابع تاریخی وی را برمی شمارد. در ادامه، از منابع لغوی، و منابع فلسفی، کلامی و عرفانی یاد می کند. نویسنده در نهایت، با بیان منابع متفرقه ابن ابی الحدید در موارد فقهی، نجومی و ...، نوشتار خود را به پایان می رساند.
گزارش نخستین سفر پیامبر(ص) به همراه عمویشان حضرت ابوطالب به شام و ملاقات آنها با بحیرای راهب، از جمله اخبار مشکوک و قصه گونه ای است که مورد بهره برداری دشمنان پیامبر(ص) قرار گرفته است. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کهن تاریخی درصدد بررسی این مسئله است که سفر اول پیامبر(ص) به همراه ابوطالب به شام به رغم شهرت تا چه اندازه با رویکرد و مبانی تاریخ نگاری مانند اصالت سند، انطباق با دیگر گزارش های تاریخی و سنجش عقلی قابل پذیرش است؟ یافته های مقاله نشان می دهد که به رغم شهرت و تکرار بسیار منابع متقدم درباره گزارش سفر اول پیامبر(ص) به شام، روایت این گزارش از نظر سندی و محتوای آن از نظر عقلی تأیید نمی شود. به نظر می رسد که منابع متقدم هر کدام بنا به اغراض مذهبی خاص خود به این گزارش توجه کرده و آن را نقل کرده اند.
یکی از مباحثی که در تفسیر تاریخی قرآن مطرح می شود، شناخت مخاطبان این کتاب آسمانی است. در این زمینه، قرآن پژوهان غربی به مخاطبان مسیحی قرآن بیشتر پرداخته اند: آیا قرآن با فرقه یا گروه خاصی از مسیحیان گفتگو می کند؟ اگر چنین است، کدام فرقه؟ در مقاله حاضر، دیدگاه های تعدادی از قرآن پژوهان غربی در سه محور بررسی و بر دیدگاه سیدنی گریفیت تأکید شده است. وی معتقد است که مخاطبان مسیحی قرآن باید همان فرقه های آشنا در منابع اسلامی یعنی «نستوریان»، «یعقوبیان» یا «ملکانیان» باشند؛ نه گروه های یهودی-مسیحی که برخی دیگر از پژوهشگران غربی مطرح کرده اند. از دیدگاه گریفیت، قرآن دیدگاه های مسیحیان را که اغلب به صورت شفاهی در محیط آن رواج داشته است طرح می کند و موضع انتقادی به آنها می گیرد. بنابراین، نمی توان گفت قرآن از آنها اثر پذیرفته یا وام گرفته است. به نظر می رسد که دیدگاه گریفیت به ویژه از این جهت – که مبتنی بر فرضیه اثرپذیری قرآن از منابع پیشین نیست – و نیز بدین سبب که مخاطبان قرآن را گروه هایی شناخته شده و معاصر با ظهور اسلام می داند، نسبت به دیدگاه های کسانی که فرقه های یهودی-مسیحی پدیدآمده در مسیحیت متقدم را مخاطب قرآن می دانند، و نیز باورمندان به سه خدایی فیلوپونی در نجران که از سوی سی. جان بلوک مطرح شده، به نظرات مسلمانان نزدیک تر است.