مبنا بودن فطرت برای تعلیم و تربیت مطمح نظر خاص بسیاری از اندیشمندان بزرگ اسلامى است. در این تحقیق، کاربرد فطرت به مثابه مبنای تعلیم و تربیت انسان از منظر علامه مصباح یزدی و با تأکید بر آیات و روایات بررسی شده است. روش تحقیق «توصیفی تحلیلی» است. نتایج این تحقیق عبارت است از: 1. فطرت انسان مزین به ویژگی های درخشنده ای از حقیقت جویی و علم به خوبی ها و بدی ها و گرایش های شفافی است که از درون شکفته می شود و مسیر حیات سعادتمندانه بشر را ترسیم می کند. 2. انسان حتی در امیال به ظاهر مشترکش با حیوان، دارای ویژگی های خاصی است که مخصوص انسان است و حیوان در آن اشتراک ندارد. 3. تعلیم و تربیت اسلامی تماماً هماهنگ با فطرت است. 4. فطرت کاربردهای زیادی در زندگی آدمی دارد؛ ازجمله مبنای تعلیم و تربیت است و تعیین اهداف تربیتی و کشف اصول تربیتی از آن، مسیر حرکت به سوی سعادت را ترسیم می نماید. 5. استاد مصباح ویژگی های طبیعی شناختی و گرایشی انسان را مبانی تعلیم و تربیت دانسته است که به صورت گزاره های خبری مطرح می شوند. 6. درک فطری انسان از بایدها و نباید ها ارزشی حصولی نیست، بلکه حضوری است.
نقش مقام ابراهیم در طوافِ کعبه معظمه در گزاره های به ظاهر متعارض از حضرات معصومین (ع) نقل شده است؛ منتها گستره مدلول و وجه جمع بین آنها، چندان هویدا نیست؛ زیرا تحقیق موسع و یکپارچه ای در این زمینه صورت نگرفته است! از این رو پرسش از نقش مقام ابراهیم در محدوده طواف، مسئله ای است که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخی درخور است. گزارش حلبی از جعفربن محمد با سند معتبر و دلالت مُحکمی، به طوافِ خارج از محدوده مقام ابراهیم و کعبه معظمه مشروعیت می بخشد. این تحقیق با هدف شناخت حدود و ثُغور احادیث و تبیین فقهی محدوده طواف در حج و عمره انجام گرفته و نیل به این مَقصد در سایه توصیف و تحلیل گزاره های فقهی با گردآوری داده های کتابخانه ای میسر است که نتیجه آن، تبیین فقهی گستره طواف در مسجدالحرام برای عمل عبادی حج و عمره خواهد بود.
مسئولیت کیفری انتقال بیماری های مسری در پیوند عضو، یکی از مباحث چالشی و نیازمند دقّت علمی در این زمینه است. از آنجا که در فرایند پیوند عضو و انتقال بیماری های مسری، با سه رکن اساسی کادر پزشکی، منتقل و منتقل ٌالیه یا همان مجنی ٌعلیه مواجهیم، به ناچار باید جداگانه به بررسی میزان مسئولیت کیفری هر کدام بپردازیم. نسبت به مسئولیت ارکان مذکور از منظر فقه و حقوق و رویّه محاکم، اختلاف نظر وجود دارد. فقها در هر شرایطی پزشک را مسئول می دانند، اما قانون و رویّه محاکم با شرایط مقرر در قانون (رعایت نظامات فنی یا گرفتن برائت) و رعایت آنها توسط پزشک، وی را مسئول نمی دانند. برایند دیدگاه های فقهی و حقوقی موجود آن است که با توجه به نوع بیماری منتقل شده و کشنده یا غیرکشنده بودن آن و نیز با توجه به وجود قصد مجرمانه سلب حیات یا ورود صدمه بدنی و نیز تقصیر جزایی (بی احتیاطی، بی مبالاتی و ...) مجازات، متفاوت خواهد بود. علاوه بر این با توجه به الزامات پزشکی قبل از پیوند، باید قصور کادر پزشکی به طور ویژه مورد نظر قرار گیرد.
انسان محیط پیرامون خود را رنگی می بیند و رنگ ها تأثیرات گوناگونی در روح و روان و حتی جسم انسان برجای می گذارد. که بعد روانی آن مهم تر و آشکارتر است. علم روان شناسی رنگ ها، علمی نوین و نوپاست که یکی از رسالت هایش بررسی تأثیراتی است که رنگ ها بر سلامت روان انسان ها می گذارد. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، رنگ های مطرح شده در قرآن را مورد بررسی قرار داده و کارکرد آنها را مشخص نماید. آیات کریمه و احادیث ما را از تأثیرات روان شناختی رنگ ها آگاه نموده و با احکام استحباب و کراهت، ما را به استفاده از تأثیرات مفید آن ها تشویق و از تأثیرات مخرب باز می دارد. ره آورد این پژوهش اینکه اولاً: تأثیرات شگرف رنگ ها، بر سلامت روان انسان غیرقابل انکار بوده. و مبین این واقعیت است که نه تنها هیچ اختلاف و تباینی بین آموزه های واقعی دین و علم وجود ندارد بلکه در صورتی که منابع دسترسی ما به علوم گوناگون و علوم دینی و اخلاقی درست باشد کاملاً این دو با هم سازگار ند. ثانیاً: می توان از رنگ ها برای درمان بیمارهای روانی بهره جست.
فرایند درک و تفسیر احادیث معصومین با زمینه های فکری، اجتماعی، تاریخی و فرهنگی که معصوم را احاطه کرده و سخن ایشان در آن جغرافیای خاص ایراد شده است، در ارتباط تنگاتنگ بوده و آشنایی با زمان، مکان، افراد و سایر اوضاع و شرایط، تأثیر بسزایی در کشف مراد و مقصود ایشان دارد. این مقاله به منظور فهم بهتر معارف رضوی در عرصه باور توحید بر آن است تا با معرفی مهم ترین آسیب های اعتقادی در این زمینه، به عنوان یکی از مؤلفه ها و قرائن صدور روایت های رضوی که در لایه های فرهنگی جامعه نفوذ کرده و فضایی چالشی در آن زمان ایجاد کرده بود، تأثیر غیر قابل انکار این چالش ها را در میراث احادیث رضوی گوشزد کرده و از این رهگذر زمینه درک بهتر معارف توحیدی امام علی بن موسی الرضا (ع) فراهم شود. بدین منظور با استفاده از روش توصیفی کتابخانه ای به استخراج آسیب های اعتقادی از متن روایت ها پرداخته شد. یافته های این بررسی نشان می دهد که انکار وجود صانع و ایجاد تردید در وجود او، تشبیه، تجسیم و ... ازجمله مهم ترین آسیب هایی هستند که فضای چالشی را در حوزه اعتقاد اسلامی و به خصوص معارف توحیدی به وجود آورده بود.
شهادت شهود به عنوان یکی از ادلۀ اثبات دعوا پذیرفته شده است. اما در میزان اعتبار و حجیت شهادت زنان نسبت به مردان تفاوت هایی وجود دارد که این موضوع شائبۀ تبعیض در برخی احکام اسلامی را در میان مسلمین ایجاد کرده است. باید توجه داشت در استنتاج قواعد و احکام فقهی و حقوقی، تفاوت های جنسی مورد توجه قرار می گیرد. اما عدم تبیین مناسب این تفاوت ها و فلسفه و حکمت آنها به تدریج موجب ترویج شبهات فمینیستی و نارضایتی از آموزه های دینی می شود. در این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی در پاسخگویی به شبهات، به ادلۀ مختلف تفاوت جنسی هم در متون دینی و روایی و هم مطالعات بین رشته ای پرداخته شده است. همچنین با ارائۀ ادلۀ دیدگاه مشهور و استنباط مبتنی بر کلی نگری و انصاف برای قضاوت صحیح و کامل دربارۀ حقوق زن، در پاسخ به شبهات وارد بر تفاوت جنسی در مسئلۀ شهادت به تبیین تفاوت های جسمی و ادراکی و اصل «تناسب و هماهنگی تفاوت های تکوینی با تشریعی» پرداخته شده و استنتاج شده است که تفاوت جنسی در مسئلۀ شهادت و نابرابری او با مرد در مسئلۀ شهادت در تناسب با طرح حکیمانۀ عالم تکوین بوده است و تبعیض تلقی نمی شود.
معنای متن از منظر معنی شناسی کاربردی، در پیوند با بافت شکل می گیرد و مطالعه و درک معنی وابسته به بافت درون زبانی و بافت برون زبانی است. بر این اساس وقتی متنی از بافت اولیه خود جدا (بافت زدایی) و در بافتی دیگر به کار می رود (بازبافت سازی)، روابطی تازه بین متن و عناصر بافت جدید شکل می گیرد که درمجموع به آن بافت گردانی گفته می شود. در پژوهش حاضر بافت گردانی آیات قرآن در تاریخ جهانگشای جوینی بررسی شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که جوینی در بافت زدایی آیات قرآن به لحاظ ساختار صوری بیشتر به بافت زدایی بخشی از یک آیه پرداخته و با این شیوه توانسته با حذف بافت موقعیتی آیات آنها را با هدف و منظور خود همسو کند. او در بازبافت سازی آیات ازنظر ساختار صوری آنها را غالباً در جایگاه یکی از اجزای جمله به کار برده و از حیث اغراض کاربرد به منظور توضیح و توصیف؛ توجیه شرعی؛ بیان مواضع فکری خود و... به بازبافت سازی آیات قرآن پرداخته است.
ابو صالح باذام بین رد و قبول(نمایشی از پشت پرده اتهامات او)چکیدهابوصالح باذام از راویان قرآنی و چالشی میان شیعه و اهل سنت است که در چنگ اختلاف محدثان و علمای رجال گرفتار شده است و در برابر نکویی هایش، اتهامات بسیاری بسوی او روانه شده است. این نوشتار با بررسی سه دیدگاه گوناگون نسبت به باذام، جمع بندی و نتیجه گیری را نسبت به شخصیت او و روایاتش ارائه می کند. کلیدواژه ها: ابوصالح، باذام، باذان، شیعه، تشیع، کذاب.ابوصالح باذام از راویان قرآنی و چالشی میان شیعه و اهل سنت است که در چنگ اختلاف محدثان و علمای رجال گرفتار شده است و در برابر نکویی هایش، اتهامات بسیاری بسوی او روانه شده است. این نوشتار با بررسی سه دیدگاه گوناگون نسبت به باذام، جمع بندی و نتیجه گیری را نسبت به شخصیت او و روایاتش ارائه می کند.
تحول علوم انسانی از طریق جنبش نرم افزاری و نظریه پردازی، ضرورتی است که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. لازمه این تحول، رجوع به منابع اصیل و ارزشمند قرآن و حدیث می باشد چرا که بر اساس کلام معصوم و آیات متعددی از قرآن کریم، اصول و مبانی کلیه علوم از قرآن کریم قابل برداشت است. استفاده روش مند و اصولی از قرآن کریم برای نظریه پردازی در علوم انسانی نیز مسئله مهم دیگری است که باید به آن توجه ویژه ای شود تا پژوهشگر در ورطه هولناک تفسیر به رأی و التقاط غوطه ور نشده و نظریه ای به واقع برآمده از قرآن تدوین کند. هدف این مقاله کشف مبانی اسلامی تعامل مردم و حکومت است که با رویکرد کیفی و بر اساس روش دلالت پژوهشی در تفسیر شریف المیزان و تدبر مسئله محور در آیات قرآن کریم، از دل 272 آیه و 73 مضمون برآمده از آنها، مبانی ده گانه تعامل مردم و حکومت مفهوم پردازی شد. این مفاهیم عبارتند از: توحید محوری در تعاملات، ربوبیت در امتداد حاکمیت مطلق خدا و اطاعت از فرامین خدا و ولی خدا، معادمحوری در تعاملات، باور به حضور در محضر الهی، باور به تقدم جامعه بر فرد، تلازم حق و تکلیف، حق گرایی به جای کثرت گرایی، حاکمیت عقل بر احساسات، آزادی در محدوده اصول، برادری و اصلاح.
مدل حکمی- اجتهادی یکی از مدل های ممکن در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی است، که مبتنی بر چارچوبی نظری و بر اساس روش شناسی اجتهادی، به تولید علم اسلامی اقدام می کند. در شرایطی کنونی که با سلطه علوم انسانی سکولار در فضای علمی کشور مواجهه ایم نیازمند تحقیقات گسترده در حوزه ساخت مدل روش شناسی کارآمد در تولید علوم انسانی اسلامی هستیم. این پژوهش با مفروض گرفتن ضرورت اعتقادی، اخلاقی و فرهنگی تولید علم اسلامی، کوشیده است به روش توصیفی تحلیلی به بررسی مدل حکمی- اجتهادی بپردازد. کاربردی نمودن فلسفه در قالب فلسفه های مضاف، استفاده از روش اجتهاد در ساخت مکتب و نظام، اسلامی سازی اضلاع سه گانه علوم انسانی و... از مهمترین وجوه امتیاز این دیدگاه به شمار می رود. ابهام در جمع میان پارادایم های روش شناختی، اشکال درمعیارهای طولی و سه گانه شناخت و ابهام در نحوه دستیابی به نظام و مکتب و... از مهم ترین وجوه محدویت این مدل است.
یکی از نکات اساسی در مباحث تحلیلی و ارائه نظریات، بیان آثار و ثمرات تحلیل های صورت پذیرفته است؛ البته، این نکته معمولاً مغفول واقع می شود. یکی از مباحث تحلیلی علم اصول، که دچار این نقصان است، مبحث «حقیقت حکم شرعی» است. نسبت به اینکه در تحلیل حقیقت حکم شرعی به چه نظریه ای قائل شویم، آثار متعددی در علم اصول پدید می آید. مثلاً در مسئله امر به شیء مقتضی نهی از ضد عام و براساس مسلک تلازم، سه نوع اثرگذاری را براساس مبانی مختلف درباره حقیقت حکم شرعی می توان شناسایی کرد. برخی از نظریات موجب می شود مسلک تلازم در مسئله ضد بی معنا و نادرست جلوه کند؛ اما نتیجه پذیرش برخی مبانی دیگر امکان چنین مسلکی را تصحیح می کند. باوجود این، برخی مبانی در بحث حقیقت حکم شرعی مسلک تلازم را گامی به جلوتر رانده و نه تنها امکان طرح آن را تصحیح می کند، بلکه به بسیاری از اشکالات ثبوتی و اثباتی وارد بر این نظریه پاسخ می دهد و پذیرش چنین مسلکی را در مسئله ضدْ معقول می نمایاند.
مطالعات تمدنپژوهی در قلمرو علوم انسانی کشور از رونق چندانی برخوردار نیست؛ به ویژه مسائل بسیاری وجود دارد که از زاویه رویکردهای مفهومی و روششناختی پیرامون تمدن، نیازمند پژوهش است. از جمله این دست مسائل، مفهوم تمدن نوین اسلامی است. این مقاله به نقد پژوهشی کتاب تمدن رضوی میپردازد که میتوان آن را در ذیل رویکردهای تمدن نوین اسلامی قرار داد؛ هرچند فاقد یک نگاه روششناختی و علمی به مسئله است. پس از معرفی کتاب و سایر آثار نویسنده در این زمینه، به اهمیت مسئله تمدن نوین اسلامی اشاره شده و سپس به اجمال، اصول و مبانی نقد و تحلیل کتاب را بر میشمریم که شامل نگاه روششناختی به مسئله و زاویه دید شاخصههای یک کتاب علمی پژوهشی است. تحلیل کتاب در دو قسمت نقد شکلی و نقد محتوایی با توجه به ابعاد امتیازات و کاستیها دنبال و نشان داده میشود که با وجود امتیازاتی مثل طرح بحث تمدن نوین اسلامی، توجه به نقش تمدنسازی ائمه شیعی و انفعالی ندانستن نقش ائمه(ع) در تاریخ، اما دارای کاستیهای ساختاری و روششناختی است مانند: عدم تعیّن نظام مفهومی، نبود نظم منطقی، غیر استدلالی و غیر مستند بودن، پَرِشِ روش شناختی و فقدان جنبه تحلیلی. ضرورت تحلیل شبکه مفاهیم هم خانواده تمدن، ضرورت ترسیم و تبیین فلسفه تاریخ از منظر شیعی، اهمیت نقد روشمند متون تمدنپژوهی، توجه به نقش نسبت علم دینی با تمدن نوین اسلامی، ضرورت نگاه روششناختی به مسئله تمدن و پایبندی به لوازم و اقتضائات این دست مطالعات، بخشی از نتایجی است که این پژوهش در پایان بر آن تأکید میورزد.
در سال های اخیر و با ورود برخی از شاخه های فلسفه معاصر (مثل معرفت شناسی) به علوم دینی، لزوم بکارگیری این مبانی جدید در علم و معرفت دینی بیش از پیش مورد توجه قرارگرفته است؛ اگرچه در اصول فقه نیز به عنوان یکی از علوم دینی تا حدودی به توجیه معرفتی پرداخته شده اما این موارد به صورت تفصیلی مورد ارزیابی قرار نگرفته و یا با معرفت شناسی متداول تفاوت هایی اساسی دارد. در این تحقیق پس از طرح مسأله حجیّت ذاتی قطع به عنوان باورِ واقع نما و نقش این نظریّه در علم اصول فقه، یکی از مشهورترین (و شاید کامل ترین) نظریّه های معرفتیِ اصولی در خصوص شیوه به دست آوردن باور موجّه به نام «نظریّه توالد ذاتی» شهید صدر آورده شده، و سپس مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته است. به نظر می رسد علیرغم تلاش شهید صدر برای تبیین چگونگی توجیه معرفتی در علم اصول فقه، باز هم فضای ذهنیّت گرایانه در مسأله حجیّت ذاتی قطع بر عینیّت گرایی نظریّه توالد ذاتی و مسأله استقراء غلبه دارد؛ از همین رو ضروری است بار دیگر به تبیین های عینیّت گرایانه و کاربست لوازم آن در اصول فقه توجه شده و در سازوکار واقع گرایی متافیزیکی در خصوص احکام الهی به وسیله نظریّه های اصولی تجدید نظر شود.