ابن غضائری رجال شناس بزرگ قرن پنجم که معاصر با رجال شناسان بزرگی همچون نجاشی و شیخ طوسی بوده و علاوه بر هم درسی با ایشان در مجلس درس پدر، سمت استادی بر نجاشی را نیز داشته است، به واسطه تألیف کتاب الضعفا و جرح برخی از رجال مشهور به وثاقت، غالباً نامش قرین با جرح شتابزده و به دور از انصاف شده است. منتقدان وی دیدگاه خاص وی در موضوع غلو را در اتهام راویان به غلو و جعل حدیث دخیل دانسته اند. این مقاله سعی دارد با واکاوی اندیشه ابن غضائری در موضوع غلو و تتبع در گزارش های مربوط به کتاب الثقات و الممدوحین وی، همچنین از رهگذر رجالی که از سوی ابن غضائری توثیق شده اند، افزون بر کشف ملاک های وی در توثیق، به تصحیح چنین نگاهی به او بپردازد.
ملاصدرا در قبال مساله امکان تحصیل معرفت اطلاقی و نفس الامری برای نفس دو رویکرد کاملا متفاوت دارد. وی در نگرش عام، بنابر بر مشرب قوم، توانایی نفس انسان در شناخت حقایق اشیاء را مورد تردید قرار می دهد. صدرالمتالهین در نگرش خاص به جهت تاکید بر ماهیت وچودی و کمالی ادراکات نفس و وحدت آنها با نفس در حین ادراک، به ارائه تبیین در این خصوص می پردازد. از دیدگاه صدرا توقف نفس در ادراک ظواهر و اعراض اشیاء ناشی از حدوث جسمانی و خساست وجودی آن است. وی تعالی و اشتداد نفس را مرهون فرایند وحدت آن با ادراکات وجودی اش می داند. ملاصدرا معتقد است به هر میزان که نفس در فرایند وحدت با ادراکاتش گسترش بیشتری یابد؛ به همان میزان از شواغل و حجاب های معرفتی تعالی یافته و در نتیجه خواهد توانست از ظواهر اشیاء عبور کرده ادراکاتی ماخوذ از کنه و ملکوت اشیاء را تحصیل نماید.
پیشرفت در حوزه فناوری های مالی در دهه های اخیر به تغییر شئون مختلف زندگی مردم و دولت ها منجر شده و تحولات شگرفی در نظام پولی کشورها ایجاد کرده است. یکی از این فناوری ها، ارزهای رمزنگاری شده است؛ با توجه به سرعت همه گیری آن در جوامع اسلامی، لازم است تا ماهیت این پدیده نوظهور و تنظیم گری آن توسط فقه انجام شود. بنابراین لازم است دستگاه فقه ماهیت و کارکرد های اقتصادی این پدیده را با دقت شناسایی کند تا زمینه برای استنباط حکم شرعی به کارگیری آن را در روابط اقتصادی روشن کند. لذا به دلیل نوظهور بودن این مسئله، ابتدا با مراجعه به منابع کتابخانه ای، محتوای تحت وب و همچنین ترجمه مقالات بین المللی دیگر به موضوع شناسی پرداخته شده است و سپس ابعاد فقهی آن، با مراجعه به مبانی غنی فقه شیعه در دو سطح معامله و معدن کاوی تبیین شده است. در آخر نیز چالش های مطرح شده توسط خبرگان مالی اسلامی و مراجع عظام تقلید احصا شده است. براین اساس وجود شبهاتی مانند «لاضرر»، «نفی سبیل»، «وجود هک و سایبری» و بسیاری از چالش های دیگر که می تواند رادعی در مشروعیت آن محسوب شود، مورد بررسی قرار گرفته است.
وجوب سابق، از قواعد مهم و پرکاربرد فلسفه اسلامی است که به رغم اهمیتی که دارد، هنوز ساختار درونی آن با ابهام هایی مواجه است؛ از جمله اینکه این قاعده که اصالتاً ساختاری ماهوی دارد، چگونه می تواند در معلول های وجودی جاری گردد و در مباحث وجودی حکمت متعالیه به کار گرفته شود؟ مقاله حاضر پس از تبیین مفردات قاعده، سه راه حل برای جریان قاعده وجوب سابق در معلول های وجودی ارایه کرده است. این راه حل ها عبارت اند از: جریان قاعده در «معنای وجود امکانی»، استفاده از «معنای جامع بین امکان ماهوی و امکان وجودی»، و استفاده از «لاضرورت» در معلول های وجودی. نتیجه ای که از بررسی این راه حل ها به دست آمده، این است که قاعده وجوب سابق مختص به معلول های ماهوی است و در معلول های وجودی جاری نیست. وجوب مقارن، قسمی دیگر از وجوب بالغیر است که در معلول های وجودی می توان از آن به عنوان جایگزین وجوب سابق استفاده کرد
این مقاله از چشم انداز علامه محمدباقر مجلسی، نگاهی به فلسفه اسلامی و مکتب تفکیک دارد. درحقیقت تلاش شده است از منظر مجلسی دوم، صاحب کتاب مرآهالعقول فی شرح اخبار آل رسول، محاکمه ای بین فلسفه اسلامی و مکتب تفکیک به عمل آید. میدان پژوهش، بیشتر کتاب العقل و الجهل و کتاب التوحید اصول کافی و شرح و تفسیر علامه مجلسی بر این دو کتاب است. شیوه عقلانی و نیز اصول و مبانی وجودشناسی مدنظر علامه برای استخراج و استنباط مراد امام معصوم، بررسی و با مرام مکتب، تفکیک و ادعاهای آنها مقایسه و تحلیل شده اند. علامه مجلسی در شرح کتاب عقل و جهل عقل شناسی را قبول کرده که در فلسفه اسلامی پذیرفته شده است. همچنین در شرح کتاب توحید از قواعد و براهینی استفاده کرده که کاملاً مغایر و متعارض با مبانی است که بعدها در اندیشه های تفکیکی مطرح شدند و الهیات خود را بر آنها استوار کردند و با توجه به آنها معارف دینی را می فهمیدند و تفسیر می کردند.
یکی از ملاک هایی که در کتب تفسیری سده های نخست با نام مرجِّح خوانشی بر سایر خوانش ها ذکر شده، «قرائت عامّه» یا «قراءة الناس» است. برخی از قرآن پژوهان معاصر با اجتهادی خواندنِ قرائات مشهور، تنها روایت حفص از قرائت عاصم را معرِّف و منطبق بر قرائت عامّه می دانند. در این مقاله با پی جویی این اصطلاحات در کتب تفسیر سده های نخست و نیز بررسی قرائات گزارش شده در کتاب مَجاز القرآن ابوعبیده مَعْمَر بن مُثَنَّی که مهم ترین بازتاب فضای قرآن پژوهیِ قرن دوم است، به این نتیجه رسیده شد که اوّلاً مراد از «قرائت عامّه»، خوانشی است که عموم مردم و نه لزوماً ائمّة قرائات بدان می خواندند و ثانیاً این قرائت در برخی نمونه ها منطبق بر روایت حفص از قرائت عاصم نیست و ازاین لحاظ این قرائت مزیّتی بر سایر قرائات مشهور ندارد. ضمن آنکه می باید این مرجِّح (قرائت عامّه) را همچون مرجِّحات دیگر در هر حرفی از حروف اختلافِ برانگیز قرآن به صورت جداگانه بررسی کرد.
اصول فقه و تفسیر قرآن مباحث مشترکی دارند که از تطبیق آنها می توان به معارف تازهای دست یافت. از آنجا که دانش اصول فقه نسبت به تفسیر نقش ابزاری و مقدماتی دارد، بررسی مباحث مشترک آنها می تواند در پویایی تفسیر قرآن اثرگذار باشد. یکی از بخش های دانش اصول، مبحث «حجیت» است که به بررسی اعتبار «ادله» می پردازد. هدف از این نوشتار که با روش توصیفی - تحلیلی و با رویکردی تطبیقی نگارش یافته، جستجو از نقش مباحث «حجیت» در تفسیر قرآن است، در این خصوص می توان گفت مباحث حجیت اصول فقه، در مبانی، روش ها، منابع و قواعد تفسیر نقش دارد و موجب اعتبار بخشی تفاسیر می شود. از جمله مباحثی که ذکر کاربردهای آن در این زمینه حائز اهمیت است، بحث در خصوص «حجیت ظواهر قرآن»، «حجیت سنت»، «حجیت قول لغوی»، «اجماع» و «عقل» است که به کنکاش تطبیقی در این خصوص خواهیم پرداخت.
انگیزه تأسیس حکومت و دولت دینی از منظر علی(ع) برگرداندن آثار دین خدا و اصلاح و ایجاد آسایش در شهرهاست. بی شک انقلاب شکوهمند اسلامی به ارمغان آوردنده چنین حکومت و دولتی بوده است. لذا این مقاله جستاری است در بررسی بایسته های اخلاقی دولت دینی و معرفی حکومت علوی و بررسی ویژگی های یک دولت دینی از منظر مولا علی(ع). آنچه به عنوان سؤال مطرح است این است که مبانی، اصول و بایدهای یک حکومت دینی چیست و با توجه به الهام گرفتن از الگو در موفقیت امور، از چه الگویی می توان تبعیت کرد؟ هدف از این نوشتار رسیدن به پاسخ همین مسئله است. روشی که در تدوین این مقاله به کاربرده شده است روش مطالعه کتابخانه ای بوده است. ساختار مقاله به این صورت است که راقم سطور پس از بیان مقدمه و ضرورت وبیان انگیزه ی تأسیس دولت دینی به بیان بایسته های چنین دولتی پرداخته و در پایان نیز پس از جمع بندی مطالب به راهکارهایی ارائه شده است. به صورت مختصر، آنچه از این مقاله دریافت می شود این است که حضرت علی(ع) به عنوان کامل ترین الگو در تأسیس دولت دینی محسوب شده و برخی از ویژگی های بایدهای دولت دینی از منظر ایشان بدین شرح است: عنایت به بیت المال، احتراز از اندوختن مال نزد متصدیان حکومت، زهد و ساده زیستی گردانندگان امور حکومتی، امربه معروف و نهی از منکر، توجه به حال فقرا و دردمندان، عدالت محوری، شفاف سازی، ندادن فرصت به فرصت طلبان، عنایت خاص به قوای نظامی و... پس اگر دولتی می خواهد ادعای دینی بودن داشته باشد، موفق نخواهد شد مگر با مزین شدن به این صفات و این مقدور نخواهد بود مگر با الگو گرفتن از حکومت علی(ع).
الغزو الفکری والثقافی أو ما یعرف بالاستعمار الحدیث یمکن الغرب من إذابه ملامح هویات الشعوب دون الحاجه إلی العنف العسکری. وقد تنعکس تأثیراته علی هویات المستعمَرین بظهور أعراض مشابهه لأعراض مَرضی الفصام/الشیزوفرینیا، حیث یعیشون حاله من الانفصام والاغتراب الذاتی والابتعاد عن الواقع والسیر فی عالم الأوهام والخیالات. وقد تطرّقَ الأدب ما بعد الکولونیالی، خاصه الروائی منه، لقضیه الهویه والصراع النفسی بشکل واسع. إذ تُعدّ إشکالیه الهویه وقضایاها الشائکه کجدلیه الأنا والآخر المتمثله ب (الشرق/الغرب)، من أهم مفاهیم النقد ما بعد الکولونیالی. وقد تناول الکاتب العربی لقاء الشرق بالغرب فی نتاجه الأدبی بکثره لرصد تبعاته وتأثیراته علی الهویات فی حقبه ما بعد الاستعمار. وفی هذا الصدد عالجت روایه "العطر الفرنسی" للأدیب السودانی أمیر تاج السر، تأزم هویات الشخصیات الروائیه مستخدمه جدلیه الأنا الشرقی والآخر الغربی فی إطار علاقه الرجل بالمرأه، لکن بمعادله مغایره لما جاء فی الروایات السابقه؛ المرأه الغربیه -بالأحری طیفها- هی التی تقصد الشرق، وتحدیدا السودان، وتغزو الشرقی فی عقر داره وتؤدی إلی تأزمه. کما کشفت عن تبعات هذا اللقاء الوهمی مما یحذر من استعمار غربی جدید یتمّ فی الشرق بآلیات حدیثه. یرصد هذا البحث وفقا لمفاهیم النقد ما بعد الکولونیالی والمنهج التحلیلی –الوصفی توظیف الروایه الخاص لثنائیه الرجوله/الأنوثه ودلالتها علی تأثیر الغرب علی البعد الهویاتی للشعوب فی حقبه ما بعد الاستعمار. ووجدنا أن الروایه بدءا بعنوانها تدلّ علی الغیاب الکبیر للشعور بالقهر الاستعماری عند المستعمَر وأشکال الضغینه التی کانت تمیز علاقات المستعمَر والمستعمِر السابقین، وأن فصام هویه البطل وعجزه عن امتلاک محبوبته رمز دالّ علی عجز الشرق عن امتلاک الغرب وإصابته بما یشبه أعراض مَرضی الفصام.
یکی از راههای ضمانت اجرای عقود معاوضی، اعمال حق حبس است، بدین معنی که مادامیکه یکی از متعاقدین اقدام به اجرای تعهد خود ننموده است، طرف مقابل نیز حق دارد از اجرای مفاد قرارداد خود امتناع کند. این حق در عقودی مانند بیع و اجاره، در همه نظامهای حقوقی اجرا می شود ولی در قوانین جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای فقه امامیه است، این حق به عقد نکاح نیز سرایت نموده است به این معنی که زن تا وقتی که مهریه را دریافت ننموده میتواند از انجام وظایف زناشویی امتناع کند و این امتناع وی موجب نشوز او نمیشود. در این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و نقد مستندات فقهی حق حبس در نکاح و آثار و پیامدهای آن با توجه به فرهنگ کنونی جامعه مبنی بر قرار دادن مهریه های سنگین، پرداخته می شود و احکام پیرامون آن مورد تحلیل و بررسی قرار می-گیرد. نتیجه آنکه مستندات فقهی حق حبس مخدوش است و همچنین نکاح عقد معاوضی صرف نیست که حق امتناع به آن سرایت نماید. لاجرم پذیرش این حق در نکاح ازمبنای مستحکمی برخوردار نیست
از دیرباز، اختلاف بین صوفیان و فقیهان، بسیار عمیق و گاه خونین بوده است. صوفیان همواره داعیه بیان و عمل به حقیقت دین را داشته اند و در مقابل، فقیهان ایشان را به دوری از مبانی و سخنان پیامبر و بزرگان دین متهم کرده اند. در این مقاله سعی شده است به قسمتی از این میدان که از طرف کسانی چون ابن جوزی، ابن تیمیه و پیروانشان رهبری می شود، پرداخته و دلایل و چرایی این نزاع در دو قالب کلی بررسی شود: 1. زمینه های اصولی و بنیادین اختلاف از قبیل تضعیف عقل و منزوی کردن آن، جهان بینی تک قطبی، رویکرد روایت محور، تفسیر ظاهرگرایانه و مقید به زمان و مکان، تضعیف و ترهیب فرق دیگر، خوف محوری، منطق حفظ قدرت؛ 2. دلایل مصداقی در برخی اعمال و اندیشه های صوفیانه چون وجود شطحیات، بدعت ها، ریا، جهل، شرک و... همچنین در میان بیان نقد های ایشان گاهی به نحو مختصر به دیدگاه عرفا اشاره خواهد شد تا مطالب کاملاً یک سویه پیش نرود. در نهایت با عنایت به تفاوت های این دو مشرب، مشاهده می شود که گاهی مرز میان این دو طیف، کم رنگ شده و افرادی را نمی توان به راحتی در میان یکی از این دو مکتب دسته بندی کرد. ولی فهم دلایل این اختلاف چه از منظر تحلیلی در بیان زمینه های اصولی و چه از حیث توصیفی در نقدهای مصداقی در بستر رویکرد امثال ابن جوزی، معیار تقریبی برای فهم تمایزها و شناخت دقیق تر از هریک از این دو نگرش به دست خواهد داد.
نهج البلاغه دومین منبع معرفتی در اندیشه اسلامی است. این اثر کهن و فاخر علاوه بر کارکرد ایدئولوژیک که به درون مایه های آن مربوط می شود، به دلیل ارزش بلاغی و زیبائی شناختی، کارکرد ادبی نیز دارد. ویژگی اخیر دستاورد مؤلفه هایی چند از جمله کابرد افعال مزید جهت افاده ی معانی سازگار با مقتضای حال است که با وجود بسامد فراوان آن در خطبه ها، نامه ها و پاره گفتارهای امام علی (ع) تاکنون از نظر پژوهشی مغفول مانده و تأثیر آن در ساختار سخن مورد بررسی قرار نگرفته است. مقاله پیشارو با عنوان « بررسی معانی کاربردی افعال مزید (باب های افعال، تفعیل و مفاعله) در نهج البلاغه » پژوهشی نظری است که به روش تحلیلی – توصیفی نمونه هایی از افعال مزید را با بهره گیری از منابع لغوی و شرح های نهج البلاغه از نظر معانی کاربردی مورد بررسی قرار داده است. داده های پژوهش نشان دهنده ی آن است که باب های افعال و تفعیل نسبت به دیگر ابواب بیشترین کاربرد را در نهج البلاغه داشته و کاربست افعال مزید در هر یک از بابها از جمله بابهای افعال، تفعیل و مفاعله کاملاً منطبق با مقتضای حال و اهداف خطبه ها، نامه ها و پاره گفتارها بوده است.
این مقاله، در راستای بررسی نقش محبت امام زمان (عج) در رسیدن به کمال نوشته شده و هدف آن، بررسی نقش امام زمان (عج) در رسیدن به کمال است. این موضوع از نظر زمانی مربوط به دوران ائمه (عج) به بعد بوده است. دامنه این موضوع با علمهای کلام و اخلاق مرتبط است. ابزار گردآوری و جمعآوری مطالب این تحقیق به صورت کتابخانهای و به صورت توصیفی-تحلیلی است. در این مقاله، نتیجه گرفته شد که انسان برای اینکه به کمال معنوی برسد، به واسطههایی مانند ائمه اطهار (ع) و محبت ایشان نیاز دارد که مصداق بارز آن در عصر حاضر، امام زمان (عج) است. این محبت نیز باید هم به صورت قلبی، هم زبانی و هم عملی باشد.