شیوه ادبی "تهکم"، شگردی بر پایه وارون گویی و با بسامد بالا در قرآن است. این پژوهش با بازخوانی انتقادی تاریخچه این شیوه زبانی در دانش بلاغت و نمایان سازی ناهمسانی آن با استعاره و سایر مجازها، افزون بر جایگاه شناسی شیوه زبانی تهکم در دانش بدیع، از فرآیند و رمز و راز کارایی و گیرایی این فن ادبی پرده برداری می کند. از آنجا که برخی قرآن پژوهان، شناخت دانش بدیع را تنها در زیبایی شناسی قرآن کارا دیده و آن را در فهم و تفسیر سودمند ندیده اند، این جستار با بازتعریف کاربردی از شگرد تهکّم و با نوخوانی آیات، به شیوه توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ بدین پرسش برآمده که شناخت این آرایه، چه کارکردهای فراگیری در فهم و تفسیر قرآن دارد؟ نتیجه پژوهش آن است که پرده برداری از معنایِ معنا و تحلیل ناسازواری درون متنی یا برون متنی آیات، آشکارسازی انگیزه گزینش واژگان در محور جانشینی، پیش آوری برداشتی پویا و اثرگذار با فعلیت بخشی و بازسازیِ نشانه های متن، و پیشگیری از حمل واژگان بر معانی و مصادیق غیرظاهر، از کارکردهای شناخت این شیوه زبانی در فرآیند برداشت معنای متن قرآن است.
سبک تعامل همسران در خانواده از مسائل مهمی است که در اسلام بدان بسیار پرداخته شده است. از آنجاکه در سبک زندگی اسلامی، مردان مسئولیت قوامیّت و سکانداری حرکت خانواده به سوی کمال را بر عهده دارند، چنین پرسش می شود که آیا برای آنان، استفاده از روش تنبیه بدنی برای همسر، مجاز شمرده شده است یا نه؟ بخصوص که تبلیغات برای اسلام هراسی، با بزرگ نمایی مسئله خشونت در خانواده از سوی مردان، همراه شده و گروهی سعی کرده اند که با تکیه بر یک فهم خاصّ آیه ای از قرآن (نساء: 34) رفتار نادرست و ناعادلانه در مورد زن و تنبیه بدنی وی توسط همسر را جایز شمارند. این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است، برآن است تا با گردآوری و نقد دیدگاه های گوناگون مفسّران در مفاد آیه با بررسی معناشناختی واژه ی ضرب و توجّه به انصراف شارع از معنای مشهور به تبیین جدیدی در این زمینه دست یابد؛ لذا با توجه به دانش معناشناسی و سیره معصومین، قراین متعددی، برای انصراف شارع از معنای مشهور «ضرب» و توجه مخاطب به معانی دیگر آن ارائه شده که نشانگر تَطوُّر دلالت لفظ ضرب است. قرآن تنبیه قصاص بدنی را به ضرب هیچ عن قصاص وان تجویز ننموده و فقط در سه مورد (قصاص، جهاد، حدود و تعزیرات) با رعایت شرایط جایز می داند.
ملامحمدصادق اردستانی حکیم عصر صفوی است که تاکنون آثار و آرای او به خوبی شناخته نشده است. در این مقاله آثار وی را بر پایه کتاب ها و تذکره های منتشرشده در ایران از منظر نسخه شناسی و محتوایی بررسی می کنیم. در این منابع چهارده اثر به حکیم اردستانی منسوب شده است که پس از گردآوری نسخه های خطی آثار وی و ارزیابیِ آن ها این نتایج به دست آمد: 1. نُه عنوان از آثارِ چهارده گانه در واقع سه اثر مستقل: رساله جعلیه صادقیه، حکمت صادقیه، و مراسله حکیم اردستانی اند که هر یک با سه عنوان متفاوت نام گذاری شده اند؛ 2. از اختیارات الأیامنسخه ای یافت شد که احتمال انتسابش به وی بسیار زیاد است؛ 3. در انتسابِ کلید بهشتبه وی تردید جدی وجود دارد؛ 4. در هیچ یک از فهرست کتاب خانه ها از سه اثر باقی مانده از آثار حکیم اردستانی یعنی آیه نور، تباشیر، و حاشیه بر شفاگزارشی نشده است.
بحث و پژوهش در ابعاد مختلف لفظی و معنایی قرآن و بخصوص جنبه ها ی نحوی و بلاغی، حیرت و شگفتی قرآن پژوهان هر عصری را برانگیخته است. از جمله این مسائل نحوی بلاغی، بحث تنوین و مقاصد و اغراض پنهان در آن است. این پدیده منحصر به فرد زبان عربی که کاربرد گسترده ای در قرآن کریم دارد، علاوه بر معنای ظاهری و اصلی (نشانه نکره بودن)، معانی ثانوی دیگری هم دارد که به طور پراکنده در کتب نحو و بلاغت به آن ها اشاره شده است. با دقت و تأمل در آیات قرآنی چنین برمی آید که تنوین، دارای اغراض و دلالت های دیگری چون تفخیم، تقلیل، تکثیر، تنویع، تحقیر، تعمیم و... است . بررسی میدانی ترجمه های فارسی قرآن نشان می دهد که بیشتر مترجمان، توجه عمیقی نسبت به تنوین و دیگر دلالت های معنایی آن نداشته و به طور غالب معنای تنکیری آن را استنباط کرده اند. در این پژوهش، سعی شده است جنبه های دلالی تنوین در برخی از آیات قرآن با روش توصیفی و تحلیلِ انتقادی در ترجمه معاصر عبدالرحمن پیرانی و همکاران به عنوان یکی از جدیدترین ترجمه ها ی فارسی قرآن کریم به بوته نقد و تحلیل گذاشته شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به ابعاد معنایی و دلالی تنوین، می تواند گامی مؤثر در راستای ارتقای سطوح معناشناختی عبارات قرآنی و کشف لایه های بلاغی- معنایی این کتاب آسمانی باشد. اما با توجه به این که ترجمه مذکور ، حاصل کار یک تیم تخصصی است، در کنار ویژگی های ایجابی بسیاری که دارد، در حد انتظار به معانی ثانوی تنوین توجه نداشته، که این امر سبب شده است تا این ترجمه، از برخی معانی و مفاهیم والای نهفته در مفردات قرآنی، فاصله بگیرد.
اختلافات فرقه ای بین مذاهب اسلامی، همیشه عواقب دردناکی به همراه داشته است؛ در حالی که از آرزوهای بزرگان و دلسوزان امت اسلامی، وحدت امت اسلامی است. در این مقاله درصدد اشاره به برهه ای از تاریخ اسلام هستیم که در آن مدت، این آرزو تا حد بسیار زیادی تحقق یافته است و آثار بسیار شیرینی نیز به همراه داشته است.
نخستین بار دعای صباح مشهور در مفاتیح الجنان را علی بن الحسین بن حسان بن الباقی قرشی الحلّی، زنده به سال 653 یا 655ق، در اختیار المصباح روایت کرد. یحیی بن قاسم العلوی در 734ق به آن دست یافت. علی بن عبدالعالی کرکی نیز به درویش محمد اصفهانی، به سال 935 یا 939ق اجازه نقل دعا را داد. بررسی سند و تحلیل نسخه شناختی ، هدف نوشتار حاضر است تا انتساب آن به علی R را محک زند و معنای اصطلاح مشهور درباره دعا را دریابد . اصطلاح مشهور ظاهراً از باب عمل به احادیث من بلغ و قاعده تسامح در ادله سنن و شهرت عملیه بوده است. از جمله قراین انتساب دعا به علی R ، علوّ مضمون ذکر شده که صرفاً سبب «استحکام» و «احتمال» صدور است نه منتسب کردن دعا به امیر R . ثبت نشدن دعا در عصر غلبه نگارش ها در ادعیه ، فاصله حیات نخستین راوی با عصر امام R ، طریق «وِجاده»، فترت نقل، ثبت نشدن دعا در ادعیه معاصر ابن الباقی، مقارنه نگارش دعا در زمان خلافت عثمان و رونق کتابت دعا در زمان صفویه و استفاده از عنصرهای لفظی ناکاربرد در متون قرن نخست هجری در دعای صباح از جمله دلایل تردید این انتساب از دوازده دلیل برشمرده این نوشتار است.