نقل حدیث در طول تاریخ، دو شکل اصلی داشته است: حفظ در خاطر راویان و نوشتن در دفاتر و کتابها. حفظ حدیث در ذهن، مخاطراتی دارد که حدیث مکتوب از آنها ایمن است؛ لذا هرچه دوران حفظ در خاطر کوتاهتر باشد، حدیث دقیقتر نقل خواهد شد. در این نوشتار بعد از نقل و بررسی شواهد تاریخی، روشن میشود که در زمان پیامبر هر چند غلبه با حفظ روایت بود، اما کتابت حدیث پایهگذاری و آغاز شد. با روی کار آمدن خلفای سهگانه، نه تنها کتابت حدیث، بلکه نقل شفاهی حدیث هم با موانع سخت حکومتی روبهرو شد و این رویه چنان استحکامی یافت که حتی امیرالمؤمنین هم در دوران خلافتشان نتوانستند آن را اصلاح نمایند. معاویه تبعیت خلفای سهگانه را با جعل حدیث ممزوج کرد. بعد از او، هر دو گرایش حفظ و کتابت حدیث در جامعه وجود داشت؛ اما به تدریج میل به کتابت فزونی یافت تا در اوایل قرن دوم هجری، با اقدام عمربنعبدالعزیز و عالمانی چون زهری حدیث نبوی جمعآوری شد. در گام بعد، از حدود نیمۀ قرن دوم، مصنفات و جوامع حدیثی اهل سنت بر پایۀ احادیث جمعآوری شده، تدوین شدند؛ لذا مکتوب شدن حدیث نبوی را میتوان امری مستمر دانست که از قرن اول هجری شروع شده است. نوشتۀ پیشرو سیر منطقی وقایع را در بستر تاریخ با حجم قابل اعتمادی از شواهد نشان میدهد، دو نکتهای که در نوشتههای مشابه دیده نمیشود.
اندیشه تشکیل دانشگاه نخستین بار با تأسیس دارالفنون در سال 1230 عملى گردید. تأسیس این نهاد به عنوان اولین مرکز آموزش عالى فرصت خوبى را براى افرادى که طالب آشنایى با علوم جدید بودند، ایجاد کرد. با گذشت زمان این نهال نوپاى علمى به رشد و شکوفایى قابل توجهى دست یافت و امروزه دانشگاه به عنوان مهم ترین مرکز علمى کشور مورد توجه قرار دارد و به یقین مى توان ادعا کرد، اصلى ترین نهادى که در شکوفایى تمدن اسلامى و پیشرفت آینده کشور نقش بسزایى را ایفا مى کند، همین دانشگاه ها و مراکز علمى است.
غم و شادی از مهم ترین احساسات طبیعی انسان است که باید با مدیریت صحیح، بجا و به اندازه ابراز شود. ازاین رو، مدیریت احساسات و هیجانات در انسان ضروری است. باید دید که با چه شیوه ای می توان غم و شادی را به نحو اعتدال گرایانه ای مدیریت نمود؟ آیا قرآن به عنوان برنامه ای که ضامن سعادت دنیوی و اخروی انسان هاست، در این زمینه شیوه ای ارائه نکرده است؟
در این پژوهش، با روش تحلیلی توصیفی به دنبال دستیابی به شیوه قرآن در مدیریت غم و شادی هستیم. با مراجعه به آیات قرآن، تفاسیر و پژوهش های انجام شده درباره این موضوع، معلوم گردید: قرآن بستر مدیریت اعتدال گرایانه ای را در غم و شادی برای مخاطبان خود فراهم نموده است. مدیریت مزبور بر دو ساحت غیرمجزا استوار است: «نگاه توحیدی به غم و شادی» و «کنترل غم و شادی».
از نظر قرآن، انسان باید در هر حال و به ویژه در زمان تهییج احساساتی مثل غم و شادی، خدا را در نظر گرفته و در سایه این توجه، حالات روحی خود را کنترل نماید. ارمغان مدیریت قرآنی غم، «صبر و امیدواری» است، و ثمره مدیریت قرآنی شادی، «شکر و سپاس گزاری از درگاه ربوبی». از منظر قرآن، عدم مدیریت غم چیزی جز «یأس و ناامیدی»، و ترک مدیریت شادی جز به «کبر و غرور» نمی انجامد.
خدای سبحان در قرآن به اهداف نزول قرآن اشاره فرموده است. نوع هدف از نظر کلان و خُرد بودن و رابطة میان اهداف و جامعیت آنها نسبت به همة آیات قرآن به صراحت ذکر نشده است. افزون آنکه اهداف مزبور در سوره ها و آیات مکی و مدنی توزیع شده، و به تناسب شرایطی که حکمت اقتضا می کرده، به برخی از آنها اشاره شده است. همین مطلب موجب گشته تا دانشمندان تفسیر و علوم قرآن دربارة اهداف قرآن و نظام وارة حاکم بر آنها تصویرهای گوناگونی داشته باشند. این مقاله دیدگاه های قرآن پژوهان را در این باره بررسی، و نکاتی را در باب روش ترسیم دقیق این نظام واره بیان می کند. حاصل بررسی اینکه هرچند دیدگاه های یادشده عمدتاً مستند به آیات قرآن هستند، در مرحلة تحلیل اهداف کلان و جزئی و نسبت و نظام واره های میان آنها دچار کاستی هایی شده اند. عمدة این کاستی ها ناشی از کم توجهی به متغیرهایی چون اجتماع و افتراق بیان اهداف در آیات و سوره ها، مخاطبان هر یک از اهداف و نیز مقاطع بیان هر یک از اهداف در سیر نزول و نیز نظام واره ای برگرفته از هندسة معارف قرآن است.
تحلیل صدوری و متنی روایات تفسیری پیامبر اکرم 2 ، موضوعی پویا و از جهت ضرورت، از مورد نیازترین مباحث در بین مسائل علوم قرآنی و حدیث و نیز تفسیر قرآن به شمار می رود. در این تحقیق سعی شده اولاً روایات تفسیری پیامبر 2 در یک روش تطبیقی و از طرفی، از بین منابع تفسیری فریقین، اهمّ منابع تفسیری شیعی و اهل سنت مورد بررسی قرار بگیرد؛ ثانیاً در بحث نحوه برخورد مفسران با این روایات تفسیری، مسائلی چون شناسایی روش های تعامل آن ها براساس معیارهای موجود، و نیز توجه به نقاط اشتراک و افتراق آن ها، و از همه مهم تر تحلیل صدوری و متنی این روایات، مورد کاوش قرار گرفته است؛ ثالثاً توجه به اعتبار و جایگاه روایات تفسیری منقول از پیامبر 2 از دیدگاه مفسران فریقین، مسئله دیگری است که در این مقاله به آن اشاره شده است. همچنین، در بررسی و تحلیل صدوری و متنی که از برخورد مفسران فریقین با این روایات تفسیری به عمل آمد، سه گروه، قابل ملاحظه اند: گروهی که تنها به نقل روایات بسنده کرده و گروهی که افزون بر نقل، و ضمن آوردن روایات نبوی، این روایات را مورد تحلیل سندی و متنی قرار داده و با توجه به تسلط آن ها در حوزه علم الحدیث و واقف بودن ایشان به علوم حدیثی ازجمله علم رجال، طرق روایتی مختلفی را برای روایات مذکور آورده و علاوه بر نقد و بررسی و در صورت ضعیف بودن روایتی، چه از جهت متنی و چه از جهت سندی، به دلایل ضعف آن ها می پردازند. گروه سوم هم مفسرانی هستند که روایات تفسیری را به صورت تطبیقی با روایات اهل بیت g ، مورد مقایسه یا نقد قرار داده اند.
رسانه های جدید و در رأس آن ها شبکه های اجتماعی مجازی موجب نوسازی فرایندهای اجتماعی شده و نگرش ها و رفتارهای کاربران را تحت تأثیر قرار داده اند؛ ازاین رو، باید به نقش اینترنت در شکل گیری و یا تغییر اخلاق و باورها و نگرش های دینی جوانان، به عنوان اجتماعی از کاربران توجه بیشتری کرد. پژوهش حاضر تلاش می کند با استفاده از روش شناسی پدیدارشناختی به آسیب شناسی نقش اینترنت و شبکه های اجتماعی، مانند فیس بوک، لاین، [1] وایبر [2] و واتس آپ [3] در شکل گیری و یا تغییر اخلاق و باورهای دینی جوانان بپردازد. جامعهٔ این پژوهش شصت نفر استکه برای گردآوری اطلاعات از این افراد، روش مصاحبهٔ اکتشافی و نیمه ساختاریافته و همچنین نمونه گیری هدفمند و انتخابی به کار گرفته شد. برای جمع آوری اطلاعات، نخست مصاحبه ها ضبط و سپس تجزیه و تحلیل شد و نتیجه های پژوهش از درون داده ها و مصاحبه ها به دست آمد. پیامدهای منفی فضای مجازی براساس یافته های این پژوهش عبارت است از: رواج بی بندوباری و گسترش روابط نامشروع در بین جوانان در شبکه های اجتماعی، مانند فیس بوک، لاین و ...، تهدید بنیان خانواده، بلوغ زودرس در جوانان، هرزه نگاری، ضعف بینش دینی و سهل انگاری در انجام واجبات، بحران هویت در جوانان، تهاجم فرهنگی، انتشار هنجارهای غربی و دگرگونی در سبک زندگی جوانان، ترویج باورهای خرافی، ایجاد شبهات دینی، ترویج مدهای نامناسب لباس و گسترش بدحجابی.