هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که با وجود میل فطری بشر به دانستن، و نیز توجه و بیداری، رویگردانی، نفرت، بیرغبتی یا حتی بیاعتنایی برخی انسان ها چگونه قابل توجیه است. این مبحث، از منظرهای گوناگون از حیطه روان شناسی، جامعه شناسی و فلسفی درخور بررسی است، اما در این پژوهش، بیش از هر چیز، دریافت پاسخ از آموزه های دینی درکانون توجه بوده است. تکیه بر منطق تفکر، استفاده از آیات و روایات و راه بردهای توصیفی و تحلیلی، شاکلة اصلی روش پژوهش یا دستیابی به داده هاست. یافته های تحقیق نشان میدهد که اموری از قبیل: روش تربیتی افراد، برداشت ناصواب از سود و زیان علوم، اکتفا به گمان، محبت یا نفرت افراطی نسبت به موضوع علمی خاص، خودفریبی، تعصب کور، ظاهربینی و تکبر به عنوان علل احتمالی فرار از دانایی و ترجیح غفلت زدگی به حساب میآید.
در سلوک عرفانى سخن از مراحل و منازل تکامل نفس انسانى در سفر الى اللّه است. در عرفان عملى از طبقه بندى هاى گوناگونى براى بیان مراحل و ارکان سلوک سخن به میان آمده است. بعضى از این طبقه بندى ها مراحل طولى حرکت الى اللّه را بیان مى کنند که یکى پس از دیگرى باید طى شود. برخى از تقسیم بندى ها اجزا و ارکان اصلى سلوک را متعرض مى شوند، که ممکن است ترتب زمانى بر یکدیگر نداشته باشند، هرچند ترتب منطقى و ذاتى بر یکدیگر دارند. در این مقاله، معرفت، محبت و اطاعت به عنوان ارکان اصلى عرفان اسلامى معرفى مى شوند که به طور منطقى مترتب بر یکدیگر هستند. ارگان سه گانه عرفان متناظر با ابعاد سه گانه انسان، یعنى عقل، دل و جوارح و کارکردهاى آنها یعنى ادراک، احساس و عمل، مى باشند. پس از بیان این طبقه بندى، برخى از طبقه بندى هاى معروف دیگر در عرفان اسلامى طرح و نسبت آنها با این طبقه بندى بیان مى شود.
خلق پول به طور طبیعی یکی از آثار و لوازم نظام بانکی متعارف است. شنیدن این واقعیت که عمده پول در اقتصاد مخلوق سیستم بانکی و نه دولت (بانک مرکزی) است، احتمالاً برای عموم مردم شوکه کننده و شاید باورناپذیر است. مسئله اصلی در این موضوع آن است که آیا خلق پول توسط نظام بانکی اسلامی در اقتصاد اسلامی مشروعیت دارد یا خیر؟ برای پاسخ به این سؤال، در ابتدا ماهیت خلق پول تبیین شده و انواع آن شامل خلق پول توسط بانک مرکزی، بانک های تجاری و مردم بیان می شود. سپس پیامدها و آثار بالقوه مثبت و منفی اقتصادی ناشی از آن ذکر می شود. بررسی خلق پول از منظر اسلامی، با مرور نظر اندیشمندان اسلامی پیرامون این موضوع آغاز شده و سپس این موضوع تحت عنوان غصب و قاعده های لا ضرر، اکل مال به باطل، احترام مال مسلم، اتلاف و اقدام بررسی فقهی می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد نفس خلق پول طبیعی در نظام بانکی، غصب نیست و بر اساس قواعد عمومی بی اشکال به نظر می رسد؛ هرچند مانند تیغی دو لبه می تواند آثار مثبت داشته باشد و اگر با شرایط، ساختار، تنظیم گری و نظارت نامناسب همراه شود، باعث ضرر خواهد بود. لذا خلق پول باید با سیاست گذاری، تنظیم گری و نظارت صحیح همراه باشد. خطوط راهنمای اقتصاد اسلامی شامل معیار حق، قوام، عمران و آبادانی و ممنوعیت کنز، ضوابطی برای جواز خلق پول ترسیم می کنند.
هدف اصلی این تحقیق دستیابی به نظام آموزشی پژوهش محور متناسب با نظام تعلیم و تربیت سپاه در تحصیلات عالی و تکمیلی (دانشگاه جامع امام حسین(ع)) است. نوع تحقیق از لحاظ هدف، توسعه ای و از لحاظ روش توصیفی ـ اکتشافی است که با استفاده از بررسی اسنادی، کتابخانه ای وتحقیق میدانی انجام گرفته است. برای جمع آوری اطلاعات و آزمون سوالات از پرسشنامه محقق ساخته شامل چهار عامل اصلی استفاده شده است. پس از به دست آوردن روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی و اطمینان از اعتبار آن (0.902)، داده ها از نمونه مورد مطالعه «120» نفر که شامل کارشناسان، مربیان و استادان دانشگاه جامع امام حسین (ع) بودند، جمع آوری شد. در پایان با استفاده از تحلیل عاملی (با نرم افزار لیزرل) الگوی مورد نظر در چهار عنصر پژوهشی، اداری ـ پشتیبانی، آموزشی و اخلاقی ـ فرهنگی تجلی یافت که هر یک عوامل فرعی مهمی دارد. رهبری علمی و تحول گرا، مدیریت کیفیت، سازمان مشارکتی، توانمندسازی، مسئله محوری، کار گروهی، مدیریت دانش، مشتری محوری، ارزیابی مشارکتی، شایسته سالاری و آزاد اندیشی از مهمترین عوامل این الگو است.
یکی از عقود بانکداری بدون ربا در بخش تخصیص منابع عقد اجاره به شرط تملیک است که از این طریق جایگزین اعطای تسهیلات به شیوه مرسوم در بانک های ربوی می شود. این عقد با کاربرد وسیعی که دارد می تواند قسمت عمده ای از نیازهای موجود در واحدهای مختلف اقتصادی را مرتفع نماید؛ و از طرف دیگر برای مشتری نیز مفید می باشد زیرا وی با اطمینان بیشتری اقساط مال الاجاره را پرداخت نموده و در پایان مدت مالک عین مورد اجاره می شود. مسئله این مقاله، چالش های فقهی ماهیت قرارداد اجاره به شرط تملیک در بانکداری بدون ربا است؛ بر اساس این نوشتار، ماهیت قرارداد اجاره به شرط تملیک، با چالش هایی همچون نقض قاعده العقود تابعه للقصود و صوری شدن، ابهام نوع شرط مندرج در قرارداد اجاره به شرط تملیک و مبهم بودن نوع شرط فعل تملیک، روبه رو است. در این تحقیق، این موارد مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته و در نهایت راهکار فقهی مناسب پیشنهاد و ارائه می شود.