کمیت گرایی و مشغول شدن به ظاهر، یکی از آسیب های جدی در پرداختن به تعالیم اسلامی محسوب می شود؛ مقوله ای که از دیدگاه قرآن و سنت بارها مورد نقد قرار گرفته است. یکی از این تعالیم، قرائت قرآن کریم است. قرآن کریم، سنت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بر قرائت قرآن تأکید فراوان دارند. این تاکیدها موجب شده است مسلمانان در این مقوله به تألیف و تحقیق گسترده ای بپردازند. مسئله ای که در اینجا وجود دارد، میزان اهمیت دادن به اصل قرائت و در کنار آن پرداختن به سایر موضوعات مکمل قرائت قرآن است.
یکی از دانشمندان علوم قرآنی که به این مساله به صورت جدی پرداخته، سیوطی است. در این مقاله تلاش بر این است نوع رویکرد سیوطی به قرائت بر اساس بررسی سندی و معیارهای موجود در مکتب اهل بیت(ع) مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. از اشکالات اساسی بر این نوع رویکرد، تکثر روایات مقطوع، مرفوع و منقطع، نقل مطالب فراوان از صحابه، تابعین و قراء به نحوی که شبهه روایت بودن را دارد، و تاکید بیش از اندازه بر ظواهر قرائت و غفلت از مساله اصلی آن یعنی تدبر است. تدبر و میزان اهمیت آن در قرآن کریم و مکتب اهل بیت(ع) نیز در انتهای هر بخش مورد تبیین قرار می گیرد.
افزون بر دلایل فطری و عقلی، بر اساس آیات قرآن، انسان در کارهای خود اختیار دارد که یکی از مهم ترین کارهای او برقراری عدالت اجتماعی است. این مبنا آثار گوناگونی دارد که از مهم ترین آنها می توان به لزوم تلاش برای عدالت اجتماعی و ضرورت کوشش برای رهایی از ظلم اجتماعی اشاره کرد.
این نوشتار، که با روش توصیفی تحلیلی نگارش یافته، اختیاری بودن عدالت اجتماعی را در آیات قرآن کریم را مورد بررسی قرار داده است. چنین آثار مهم آن را با شواهد قرآنی بیان کرده و دیدگاه اشاعره را که به جبر در افعال و عدالت اجتماعی به عنوان یکی از مصادیق مهم آن عقیده دارند، مورد نقد قرار داده است.
این مقال به بررسی امکان معرفت خدا می پردازد. در آموزه های دینی، سفارش هایی درباره لزوم شناخت خدا از طریق راه های انفسی و آفاقی مطرح شده است. با این حال، همواره افراط و تفریط هایی در این زمینه صورت گرفته است. واقعیت امر این است که شناخت خدای متعال با دو علم حضوری و حصولی امکان دارد. به تصریح برخی متکلمان و فلاسفه، کنه ذات خدا را نمی توان با علم حصولی شناخت، اما در اینکه علم حضوری انسان به کنه ذات و صفات الهی تعلق می گیرد باید گفت: هرچند با استفاده از آیات و روایات ثابت می شود که انسان ها می توانند علم حضوری به خدا داشته باشند، با این حال هیچ کس حتی اشرف مخلوقات یعنی پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله نیز نمی توانند عالم به کنه ذات و صفات خدا باشند؛ زیرا لازمه علم به کنه ذات، احاطه وجودی بر خداوند است و احاطه موجود محدود بر موجود نامحدود و نامتناهی محال است.