این مقاله به اختصار به پرسش «رابطة ایمان و عقل» و «رابطة دین و فلسفه» پاسخ میدهد. بحث از روش شناسی الهیات و نیز چگونگی ارتباط این دانش با «علم مدرن» و نیز رابطه بین آن و فرهنگ از دیگر مباحث این مقاله است.
الهیات دانشی هنجاری است که نیاز به تعامل با همه علوم انسانی ـ اجتماعی و حتی تجربی دارد. و مبتنی بر عقلانیت است. با بهره گیری از روش های متنوّع استدلال، به «توجیه معرفتی» گزاره های دینی میپردازد. این مقاله، ضمن شناساندن ماهیت عقلانی الهیات به منزلة یک دانش متمایز و مستقل، به کارکردها و پیوندهای آن با فرهنگ جامعه و جایگاه و ضرورت آن پرداخته تا معلوم گردد که وجود این دانش پاسخگوی چه نیازی است و چرا تقریباً در بستر همه ادیان چنین دانشی رشد یافته است. امروز نیز در متن همه سنن دینی حضور دارد.
پیشینة استشهاد به آیات قرآن کریمسابقه ای دیرینه دارد و از همان آغاز نزول قرآن، خود پیامبر (ص)، حضرت فاطمه (س)و ائمّة اطهار (ع)در سخنان خود به آیات قرآن کریماسشتهاد می کردند و در واقع، بعد از نزول قرآن کریمنیز شاعران و نویسندگان در آفرینش آثار ادبی خود، شیوه های بیانی قرآنرا الگوی کار خود قرار دادند و از الفاظ و اندیشه های قرآنی در آثار خود بهره جستند. از آنجا که بعد از پیغمبر اکرم (ص)، دیگر ائمّة اطهار (ع)مفسّر و مبیّن قرآن کریمهستند و از شاخصه های کلام ایشان، استشهاد به آیات قرآنو به کار بردن تعبیرهای قرآنی است. لذا ضرورت پژوهش برای گونه شناسی اقتباس های ائمّه از اهمیّت بیشتری برخوردار است. در این میان، خطبة فدکیّه یکی از رساترین خطبه های حضرت فاطمه (س)در باب غصب «فدک» بوده که سرشار از آیات و اشارات قرآنی است.آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، پاسخ تفصیلی به این پرسش است که گونه های استشهاد و اقتباس های قرآنی حضرت زهرا (س)در خطبه فدکیّه به چه صورت بوده است.
فقر از جمله مهم ترین معضلات جامعه بشری است که جایگاه ویژه ای در میان مسائل اقتصادی و اجتماعی جوامع بشری دارد. یکی از ضرورت های نظری پژوهش در این حوزه، شناسایی عواملی است که عدم رعایت و اهتمام بدان ها موجب ایجاد و گسترش فقر در جامعه می شود. بدیهی است که پرداختن به این عوامل به منظور پیشگیری به مراتب ضروری تر و حیاتی تر از پرداختن به عوامل نابودکننده برای مبارزه با فقر است. اگر با عوامل پیشگیری آشنا شده و آنها را در زندگی فردی و اجتماعی خود مدنظر قرار دهیم، در نتیجه با فقر و گسترش آن مواجه نشده و نیازی به مبارزه با آن نیز وجود نخواهد داشت. در دین مبین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین، آموزه های متعددی به منظور پیشگری از ایجاد و گسترش فقر بیان شده که لازم است با روشی متن محور، نظام مند و دقیق، شناسایی و تبیین شود. به همین دلیل در این مقاله تلاش شده با استفاده از روش «تحلیل مضمون» به مطالعه گسترده ایات اقتصادی قرآن کریم و نیز روایات مرتبط با موضوع در مجامع حدیثی پرداخته و از ره آورد تحلیل مضمونی و ترسیم شبکه مضامین گسترده آنها، عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش فقر در جامعه اسلامی را از منظر قرآن کریم و اهل بیت(ع) تبیین نمائیم. یافته های تحقیق نشان می دهند که در آموزه های دینی مجموعاً 30 مضمون کلیدی و مهم به عنوان عوامل مؤثر بر ایجاد فقر در جامعه اسلامی اشاره شده که در دو دسته عوامل خُرد و کلان طبقه بندی شده و هرکدام نیز به دو دسته عوامل معنوی معیشتی و عوامل اجتماعی حکومتی تقسیم می شوند.
تانزانیا یکی از کشورهای مهم قاره آفریقا میباشد. پایتخت آن دارالسلام است که از مهم ترین بنادر آفریقا نیز میباشد. حدود یک سوم از خاک این کشور را مسلمانان تشکیل میدهند. طبق آمار، بیشتر جمعیت این کشور در روستاها زندگی میکنند و به کشاورزی مشغولاند. گروههای قومی زیادی در این کشور زندگی میکنند که بزرگترین این اقوام سوکوما نام دارد که حدود 13% جمعیت کشور را تشکیل میدهد. زبان رسمی تانزانیا سواحلی است که یکی از عوامل وحدت ملی به شمار میآید. قانون اساسی در این کشور در سال 1965 به مرحله اجرا درآمد. تشکیلات اساسی قانونی این کشور شامل قوای سهگانه مقننه، مجریه و قضاییه میباشد. فرقههای مختلفی از مسلمان و مسیحی در این کشور هستند؛ از ارتدوکس و پروتستان تا مجمع مسلمانان تانگانیکا و باکوتا و بالوکتا. این کشور یکی از باسوادترین کشورهای آفریقایی است و حدود 85% مردم آن باسوادند. با توجه به روستانشین بودن بیشتر جمعیت این کشور، اقتصادش بر پایه کشاورزی است و محصولاتی مانند چای، توتون، قهوه و نارگیل را صادر میکند.
این مقاله بر آن است تا موقعیت جغرافیایی، جمعیت، تاریخ سیاسی، قانون اساسی، تقسیمات کشوری، ادیان و مذاهب،وضعیت فرهنگی و اقتصادی و سیاست خارجی تانزانیا را بررسی نماید
مفسران شیعه آیه 55 مائده مشهور به آیه ولایت را همواره برای إثبات ولایت حضرت علی × مطرح کرده اند. برخی از مفسران أهل سنت بر این رویکرد تفسیری إشکال هایی را وارد نموده اند. آلوسی از مفسران أهل سنت بیان می کند که: لازمه تفسیر شیعه از آیه 55 مائده، نفی إمامت إمامان دیگر شیعه است. مفسران شیعه به إشکال مذکور پاسخ هایی داده اند که به گمان نگارنده پاسخ های ارائه شده روشمند نبوده است. آخرین پاسخ مکتوب به شبهه آلوسی از زاویه «لُبّی بودن مفهوم مخالف آیه ولایت و عدم قابلیت تخصیص»، «مسلّم پنداشتن أمور غیر مسلّم» و ... دارای نقص و چالش است. با کوششی که انجام شد، مشخص گردید پاسخ شبهه مذکور در گرو توجه به نقش «إنَّما» در آیه مذکور است. گفتنی است شبهه آلوسی و پاسخ إرائه شده بر دلالت «إنَّما» بر حصر حقیقی مبتنی است در صورتی که دقت در کاربردهای «إِنَّما» گویای حصر اضافی است. درنتیجه منطوق و مفهوم آیه با نفی إمامت إمامان ^ هیچ ارتباطی ندارد.
واژه قرآنی «حَصور» تنها یک بار در آیه 39 سوره آل عمران و در توصیف یحیی نبی(ع)، آمده است. با این حال ریشه آن، «ح-ص-ر»، شش بار در قرآن کریم به کار رفته است. عموم مفسران و مترجمان، این واژه را با عدم تمایل یحیی(ع) به ازدواج و عفت وی نسبت به زنان مرتبط دانسته اند. این مفهوم خود خاستگاه بعضی اختلافات فقهی در باب استحباب نکاح و نیز برخی مسائل کلامی درباره انبیاء(ع) شده است. بر این اساس، در پژوهش حاضر به مطالعه و بررسی واژه «حَصور» در ادبیات کهن عربی، مشتمل بر اشعار جاهلی و مخضرمین پرداخته ایم و آن را در زبان های سامی ریشه یابی کرده ایم. این مطالعه نشان می دهد که مفهوم بنیادین ریشه «ح-ص-ر» در زبان های سامی عبارت است از: تنگ گرفتن، احاطه کردن، دیوار کشیدن(دورِ مکانی)، زندان، زمین زراعی محصور و مانند آن. افزون بر این با تبیین ارتباط معنایی واژه قرآنی «حَصور» با مفهوم بنیادین پیش گفته، این نتیجه حاصل شد که واژه بر پرهیزکاری سخت گیرانه، خویشتن داری یا کفّ نفس یحیی(ع) دلالت دارد. این معنا با آیاتی از قرآن و کتاب مقدس تأیید می شود. با این همه، برای تأیید معنای جاافتاده و فراگیر در تفاسیر و ترجمه های قرآن هیچ شاهدی به دست نیامد.
فوائد شناخت زمان و مکان نزول آیات و عدم وجود نصی نبوی سبب شد قرآن پژوهان از آغاز به تبیین راه های کشف مکی و مدنی بپردازند. این راه ها عبارتند از نقلی، قیاسی و اجتهادی.
مقاله پیش رو به ترتیب تاریخی به بررسی این راه ها، جزئیات، مصادر و نمونه های هر یک پرداخته است تا دستیابی به نوع آیات و سور به شکلی دقیق تر صورت گیرد.
از جمله راه هاى شناخت خداى سبحان شناخت شخصى یا شهودى اوست. قرآن کریم در برخى از آیات به این نوع شناخت اشاره کرده است. عالمان مسلمان، از جمله مفسران، مباحث فراوانى در باب مفاد آیات مربوط به این موضوع مطرح کرده اند. پژوهش حاضر با روش توصیف و تحلیل در پى بررسى مهم ترین این دیدگاه ها با تأکید بر دیدگاه تفسیرى آیت اللّه مصباح، از دو آیه 172 و 173 سوره «اعراف» است و به نتایج زیر دست یافته است: آیات سوره «اعراف» بر اصل مواجهه و شناخت حضورى بنى آدم نسبت به خدا دلالت داشته، ولى کیفیت و زمان و مکان آن بر ما معلوم نیست و در آیه بیان نشده است. در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر شخصى بودن شناخت یادشده در این آیات تأکید شده است. میزان شناخت شخصى بشر نسبت به خدا به اندازه ظرفیت وجودى محدود انسان است و او هرگز احاطه بر ذات خدا نخواهد یافت. افزون بر ذات خدا، شناخت حضورى اوصافى نظیر خالقیت، ربوبیت و رازقیت او نیز براى آدمى وجود دارد.