قاعده روایی ""لِلْمُصِیبِ أَجْرَانِ وَ لِلْمُخْطِئِ أَجْرٌ وَاحِدٌ"" که در این پژوهش از آن به «نظریه معذوریت» تعبیر شده، تلخیص روایتی منقول از عمرو بن عاص و ابو هُریره، در کتب حدیثی اهل سنت می باشد، که بیشتر در جواز اجتهاد و اثبات عقیده مخطئه به آن استناد شده و شیعه آن را تلقی به قبول نموده است.
در این مقاله برای تبیین علل ردّ یا قبول یا شهرت این روایت در بین علمای شیعه از زمان حضور تا عصر حاضر، به بررسی سیر تلقی به قبول آن پرداخته شده است. به این منظور پیش از پرداختن به آراء شیعه در این باب، ابتدا صحت روایت بنابر معیارهای اهل سنت اثبات شده، و سپس به اجمال چگونگی بهره گیری از آن توسط علمای اهل سنت ذکر شده است، تا تصویری از فضای جامعه اسلامی در قرون مختلف ترسیم گردد.
بررسی ها نشان می دهد که معذوریت مخطئ در شیعه در قرن هفتم، به دنبال جدایی کامل معنای اجتهاد و قیاس در بین امت اسلامی، توسط محقق حلی رسماً پذیرفته و برای آن ادله ای عقلی بیان شد که فقهاء و اصولیون قرون بعد در تکمیل و تقویت آن کوشیدند؛ تا در قرن13 به خاطر هماهنگی اصول مأخوذ از روایت توسط اهل سنت با اصولی که شیعه بر اساس کتاب و سنت و عقل پذیرفته، بر تلقی به قبول روایت اذعان شد.
روش کارکردی از روش هایی است که دین پژوهان مختلف از آن استفاده میکنند. مسئله این نوشتار، فهم پذیر کردن تفاوت روش کارکردی عالمان دین و جامعه شناسان است؛ زیرا هر دو گروه از این روش استفاده کرده اند؛ اما نتیجة آن کاملاً متفاوت، بلکه در مقابل همدیگر قرار دارد. نتیجة روش کارکردی جامعه شناسان، سکولار شدن دین از طریق بیکارکرد شدن دین و یا عصری شدن آن است؛ اما نتیجة منطق کارکردی عالمان، ثبات و بقای دین است. آنچه سبب این اختلاف شده، تلقی محدود کارکردگرایان از مفهوم کارکرد است؛ آنها کارکردهای دین را از منظر خود آن تفسیر و به کارکردهای خاص دنیوی و سیال، محدود کرده اند. در نتیجه، به دلیل تأمین شدن این کارکردها از راه دیگر، مدعی شده اند دیگر به دین نیازی نیست. در مقابل، در نگاه عالمان دین، قلمرو کارکرد بسیار گسترده است؛ خاستگاه این تفسیر تا حدی در خود آموزه های دین است. اساساً از نظر عالمان دین، کارکرد اصلی دین، تأمین نیازهایی است که انسان قدرت تأمین آنها را از راه دیگر ندارد. کارکردهای سیال و بدیل پذیر مورد نظر جامعه شناسان، مقصود بالعرض دین است، نه مقصود اصلی آن. در نتیجه، دین از جهت کارکردی همواره حضور خواهد داشت.
این مقاله شرحی است بر کلام امیرمؤمنان علیه السلام بر صفات شیعیان واقعی. خشوع قلب در برابر خداوند و مداومت بر ذکر الهی از دیگر ویژگی های شیعیان واقعی است؛ «خَاشِعاً قَلْبُهُ ذَاکِراً رَبَّهُ». هر مؤمنی هنگام یاد خدا و شنیدن آیات الهی قرآن، باید خاشع باشد. خاصیت یاد خدا، ایجاد خشوع و انعطاف در دل است و لازمة نرمش دل و تأثیر سخن خدا بر دل، کرنش و خشوع انسان در برابر عظمت الهی است که تجلی آن سجده بر اوست. شیعیان واقعی همواره به یاد خدا و در برابر کلام خدا و عظمت الهی، خاشع هستند. ایشان به انجام اعمال صالح و عبادت خو گرفته اند و با علاقه و اشتیاق و عشق آن اعمال را انجام می دهند و ترک آنها برایشان دشوار است. خداوند برای کسانی که درصدد انجام کار خیر هستند، هم اسباب و وسایل آن را برایشان فراهم ساخته است. ما باید بستر لازم را برای یاد خدا و خشوع و نرمی دل خویش نسبت به آیات الهی و کلام خدا فراهم سازیم تا همواره به سوی خوبی ها گرایش یافته و جذب آنها شویم و از پلیدی ها دوری کنیم.
مى توان ساختار تعالیم قرآن را در سه رهیافت کلى: ساختار دلالى، صنفى و معنایى (جزءنگر و کل نگر) دسته بندى کرد. هر چند این سه نوع رویکرد به معناى انفصال قطعى هر کدام از یکدیگر ـ بدون آنکه نقطه مشترکى داشته باشند ـ نیست.
این مقاله به بررسى این سه رهیافت به ویژه رویکرد معنایى (در شکل کل نگر) مى پردازد تا انسجام درون متنى از تعالیم وحى را بر مدار «توحید» بنمایاند، راهکارى براى فهم معارف قرآن فراهم آورد و نسخه اى به مربیان براى اصلاح فرد و جامعه، ارایه کند
هدف از این تحقیق، جستجوی ماهیت عرفانی و علل اجتماعی در این قضیه است که شیخ علاءالدوله سمنانی، در کنار حجم غالبی از مضامین عرفان عملی و معرفت الهی، تفاسیر نظری خود را به صورت اشارات پراکنده در مورد مسائل مختلف جامعه ایران در دوره حکومت ایلخانی (7و8ق) مطرح می سازد، چنان که نقش عواملی محیطی و خارجی را در تحولات اسلام و تصوف، مهم ارزیابی کرده و به امکان تأثیر بخشی گسترده مشایخ بر تعلیم و تربیت انسانها، تأکید دارد. سابقه او در ارتباط با حکّام مغول و مناظره با کافر کیشان بودایی، تلاش او را در راه حفظ دین اسلام نشان می دهد و نیز دعوت او از همه علمای مکاتب و مذاهب در رفع آسیبهای کلّی افراط، تفریط، تفرقه پراکنی و تعصّب جاهلانه، ضرورت وحدت اسلامی را در نگاه او اثبات می کند. از سوی دیگر، با انتقاد از بی عدالتی، کفر و فساد در سیاست بیگانه، توده های مردم را به التزام عملی و نظری بر محور قرآن و سنت پیامبر(ص)، گرایش به اعتدال، اخوّت، نوع دوستی و تسامح فرامی خواند و همگام با تبلیغ ارزشهای اجتماعی، طبقه صوفیه را به سلوک در شریعت، اخلاص، ورع، فقر و توکل سوق می دهد، تا این اعتبار را از آفتهای بدعت، اباحه، ریاکاری، خودبینی نفس، جاه و حبّ دنیا مبرا نموده و با تعریفی جمعی و عامه پسند از کمالات انسانی، اصول عرفانی را در جوامع توسعه بخشد.
پژوهش در اخلاق کاربردی به جایی رسیده است که از همه ظرفیت های علوم طبیعی، انسانی و اجتماعی بهره می برد. دراین میان، دین و اندیشه دینی یکی از ظرفیت های مهم برای پژوهشگران این عرصه بوده است؛ تاجایی که می توان پرسید اخلاق کاربردی اساساً سکولار است یا دینی. پژوهشگران باتوجه به حضور اندیشمندان دینی در مراحل شکل گیری این رشته و مزایا و رهاوردهای اندیشه دینی برای اخلاق کاربردی، در اطلاق عنوان سکولار (به ویژه معانی افراطی اش) بر مباحثه ها و مطالعه های این رشته تردید کرده اند. در این مقاله ضمن شناسایی و تعریف اخلاق کاربردی اسلامی با تمرکز بر مزایایی که پژوهشگران دینی اخلاق کاربردی برای رویکرد دینی به آن برشمرده اند، با رویکردی اسلامی که از اندیشه استادجوادی آملی گرفته ایم، این مزایا را ارزیابی و با مزایای رویکرد اسلامی مقایسه کرده ایم. نگرشی اصیل و الهام بخش به حضور واقعی دین در زندگی انسان ها، رهیافتی تازه به بی طرفی اخلاقی و سازگاری آن با آزادی دینی، جمع اعتقاد به خدا و استحکام الزامات اخلاقی و رویکردی ممتاز به سلامت فاعل اخلاقی، از دستاوردهای رویکرد اسلامی به اخلاق کاربردی است که نتیجه این مقاله است.