حاکمان مشهد، از عهد شاهرخ تیموری به بعد، سازوکار منظّمی برای اداره مجموعه آستان رضوی ایجاد کردند که این را، جز از وقف نامه مفصّل مسجد گوهرشاد، از اسناد دیگری که هر از چندی یافت می شود، می توان برداشت کرد. در یک مجموعه خطی ارزنده و بررسی نشده، که پیش تر متعلّق به کتابخانه استاد همایی بوده، رونوشتی از یک منشور اذن دریافت نذورات و هدایا برای آستان قدس، به قلم سیمی نیشابوری، منشی و خوشنویس برجسته سده نهم، وجود دارد که در این مقاله بررسی و بازخوانی می شود. در این سند یکی از حاکمان تیموری، به فردی موسوم به «سیّد احمد بن سیّد هندو بن سیّد حسام الدین الحسینی المشهدی» اجازه می دهد که با سفر به مناطق مختلف، هدایا و نذورات افرادی که را نمی توانند شخصاً در حرم رضوی حاضر شوند دریافت و به آستان امام منتقل نماید. این سند، از منابع کهن متعلّق به یکی از ادوار مهمّ توسعه شهر مشهد و حرم رضوی، یعنی نیمه نخست سده نهم هجری است که در آن به شهر مشهد و آستان قدس به طور خاص توجّه نشان داده شده است.
از اثر جغرافیایی مقدسی که به نام احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم شناخته می شود دو نسخه در دست است. یکی نسخه برلین که تاریخ تألیف آن ۳۷۵ ق. است و دیگری نسخه استانبول که تاریخ تألیف آن مشخص نیست. می دانیم که کتاب مقدسی نسخه های مختلفی داشت که خود مؤلف تهیه کرده بود و ممکن است این نسخه ها از نظر تقدم و تأخر و تفصیل با هم متفاوت باشد. همین طور می دانیم که این نسخه ها نام های مختلفی داشت. دخویه در تصحیح خود که تنها تصحیح کتاب است نسخه برلین را اساس قرار داد؛ اما تاریخ گذاری نسخه استانبول می تواند سبب تجدید نظر در این تصمیم شود. بیشتر محققانی که پیش از این درباره تاریخ گذاری نسخه استانبول اظهار نظر کرده اند معتقد بودند که تاریخ تألیف نسخه استانبول پیش از نسخه برلین است. نسخه استانبول ۲۳۲ برگ است و به خط نسخ نوشته شده است و به شماره «۲۹۷۱ مکرر» در مجموعه ایاصوفیه کتابخانه سلیمانیه استانبول نگهداری می شود. نام این نسخه الاقالیم یا المسافات و الولایات است و به شخصی به نام ابوالحسن علی بن حسن که از بزرگان دستگاه سامانیان بود تقدیم شده است. شواهد تاریخی موجود در نسخه استانبول نشان می دهد که این نسخه بین ربیع الثانی تا ذیحجه سال ۳۷۸ ق. تألیف شد و شاید با نسخه ای باشد که به خط مقدسی در دست یاقوت حموی بود، مرتبط باشد؛ چرا که تنها کسی که به تاریخ ۳۷۸ ق. به عنوان سال تألیف کتاب مقدسی اشاره کرده است یاقوت حموی است.
با نگاهی گذرا به تفاسیر عرفانی در می یابیم که مهم ترین عنصر شالوده این تفاسیر، استنباط مفسر می باشد. از این حیث می توان تفسیرهایی متفاوت و در عین حال مشابه را مشاهده نمود. در میان تفاسیر موجود، تفسیر ابن عربی یک تفسیر عرفانی است که بیشتر صبغه فلسفی دارد. این مسأله از آن رو است که عارف در مرحله سیر دریافت های درونی خود، شیفته درک حقایق عالم ملک و ملکوت است و نیازی به اثبات حقانیت مطالب، دریافت ها و داشته های خود ندارد؛ لکن بعد از دریافت های قلبی باید با استعانت از اصول فلسفه به اثبات عقلانی گفته های خویش برای مخاطب بپردازد. از این رو تفسیر ابن عربی بیشتر گرایش به تأویل آیات بر اساس ذوق شخصی دارد که این امر می تواند از مصادیق تفسیر به رأی تلقی گردد. اما تفسیر خواجه عبدالله انصاری سعی دارد با شیوه درون بینشی و با ریاضت و مجاهدت، مطابق با سبک عرفان عملی به درک حقایق هستی بپردازد و از این رو کوشیده است با دوری از عقل و استدلال و با استعانت از جلا دادن قلب که محل دریافت های باطنی است، به فهم معانی قرآن دست یابد.
این مقاله به تحلیل و ارزیابی ادله ای پرداخته است که نظریات مطرح در باره تعدد قرائت ها از دین به آن تمسک کرده اند. با توجه به اینکه تعدد قرائت ها از دین چالش های مهمی را در حیطه قلمرو معرفت دینی پدید آورده است، ضرورت دارد که ادله مطرح شده ارزیابی شود. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی، انتقادی است. نتایج این تحقیق حکایت از این دارد که مهم ترین دلیل این نظریات، توجیه طبیعی بودن رخداد تعدد قرائت ها از طریق مبانی کثرت گرایی دینی «جان هیک» و هرمنوتیک فلسفی در نسبیت فهم است. لیکن با توجه به اینکه این مبانی، به نسبی گرایی معرفت دینی منجر می شود و این نظریات سعی کرده اند از این لوازم فرار کنند، نظریات آن ها دچار تناقض درونی شده است. استدلال به تنوع معرفتی در اجتهاد و معارف طولی دین، نیز هر چند ممکن است مواردی از تعدد قرائت را به دنبال داشته باشد، اما چنین تنوع معرفتی با مدعای اصلی که مبتنی بر مبانی ذکر شده است، تفاوت بسیار دارد.
گرایش اخباری و حدیث گرایانه، رویکردی در معرفت دینی و دانش های شیعی است که نه فقط در حوزه فقه، بلکه در تفسیر، اخلاق و جز این ها، یکی از جریان های فعال، باسابقه و تأثیرگذار ارزیابی می شود. پرسش اساسی تحقیق حاضر که به روش توصیفی، تحلیلی، نقلی و بنیادین نگارش یافته، چگونگی کنش های آرای اخباریان بر دو قاعده تفسیریِ «ضرورت استناد تفسیر به معرفت های بدیهی و احکام عقلی» و «دستاوردهای قطعی علوم تجربی» (اعم از علوم طبیعی و علوم انسانی) است؛ دستاورد مقاله عبارت است از: پذیرش حجیت ادراکات بدیهی عقلی (عقل فطری) در حوزه برون دینی؛ انکار احکام نظری عقلی؛ انکار حکم عقل در مبادی غیرحسی، قیاس اولویت، قیاس منصوص العله و تنقیح مناط قطعی عقلی؛ انکار ملازمه بین حکم عقل و شرع؛ ترجیح دلیل نقلی بر عقلی در موارد تعارض؛ توقیفی دانستن تفسیر آیات الاحکام؛ انکار منبعیت علوم تجربی قطعی در تفسیر قرآن، از منظر اخباریان شیعه.
قیام عاشورا از دیرباز در میان مکاتب مختلف شیعی، محور مباحثات علمی بوده است. آثار پدیدآمده در این زمینه، بازتاب دهنده مبانی فکری و باورهای پدیدآورندگان این آثار است. پژوهش حاضر، با هدف شناخت میزان اثرگذاری مبانی فکری انجمن حجتیه بر برداشت آنان از قیام کربلا، بر پایه کتاب رمز عاشورا اثری منتسب به این گروه صورت گرفته است. نتایج این تحقیق که به شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه نظام های تولید معرفت برآمده از مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی مورد پذیرش انجمن انجام گرفته، نشان می دهد که انجمن حجتیه شناخت و تبیین قیام عاشورا را به طور مطلق از دایره علوم عادی بشری خارج نموده و راهی جز پذیرش تعبدی این بخش از زندگی سیدالشهدا(ع) برای رسیدن به شناخت ابعاد گوناگون نهضت آن حضرت پیشنهاد نمی دهد.
بحث درباره آیه شریفه «بسم الله الرحمن الرحیم» همواره میان فقیهان و مفسران مطرح بوده است، زیرا غیر از قرائت قرآن کریم، صحت نماز به آن وابسته است. اختلاف درباره آن نیز عجیب است تا جایی که برخی آن را براساس جزء قرآن نمی دانند و برخی جزء تمام سوره ها می دانند. در همین زمینه، روایات بسیاری وارد شده است؛ البته برخی از آنها عظمت آیه و فضائل بسمله را بیان می کند. با توجه به روایات و دیدگاه فقیهان و مفسران بی شک که این آیه جزء سوره ی حمد است. بسیاری از اهل سنت نیز بر این باورند؛ اما در مورد جزئیت آن نسبت به تمامی سوره ها (غیر از سوره توبه) میان شیعه و اهل سنت اختلاف است. معروف و مشهور میان علمای شیعه این است که بسم الله جزء تمام سوره هاست. در میان علمای شیعه ابن جنید نیز معتقد است بسم الله تنها جزء سوره حمد است. اخیراً برخی فقهای شیعه نیز شبیه ابن جنید فتوا داده اند و آن را جزء تمام سوره ها نمی دانند. با توجه به تاثیر آشکار این مسئله در احکام نماز و برخی عبادات دیگر که تا حدی به صورت دوران میان محذورین بوده و قابل احتیاط نیست، در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای این مدعا مجدد بررسی شد و معلوم گردید که برخلاف ادعای تواتر روایی و ادعای اجماع از سوی برخی فقها، دلیل قاطعی برای جزئیت این آیه کریمه درباره تمام سوره ها وجود ندارد.
موضوع مقاله حاضر بررسی میزان اعتبار عهدنامه مالک اشتر از نظر آیت الله خامنه ای است که با روش تحلیلی - توصیفی و کاربست علم رجال، فقه، شروح و تحقیقات ویژه نهج البلاغه به بررسی سندی - محتوایی نامه 54 نهج البلاغه با نام عهدنامه مالک اشتر می پردازد. ابتدا به بررسی شخصیت «مالک» که از اصحاب امیرمؤمنان است پرداخته شد، زیرا ایشان مخاطب مستقیم نامه می باشد. سپس معروفیّت این نامه نزد علما و فقهای گذشته و بررسی سند نامه در نهج البلاغه و کتب دیگر توجه شد و اعتبار کافی جهت اعتبارنامه به دست آمد. از دیدگاه آیت الله خامنه ای عهدنامه در حدّ حدیث صحیح نیست و در بررسی سندی این نتیجه به دست آمد که «اصبغ بن نباته» موثق و از اصحاب خاص امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد و از بین راویان، «سعد بن ظریف» توسط غضائری تضعیف شده است ولی بقیه رجالیان او را تأیید کرده اند و تضعیف غضائری در برابر توثیق شیخ و توثیقات عام اساتید کتاب کامل الزیارات مقاومت و اعتباری ندارد. بنابراین وی صحیح الحدیث می باشد و اهتمام علما در طی قرون متمادی به اعتبار نامه افزوده است. آیت الله خامنه ای عهدنامه را مورد استفاده علمای علوم مختلف دانسته و به نظر می رسد شهرت عهدنامه مالک اشتر و متن محکم و قابل استفاده آن، سبب شده تا عهدنامه چنین اعتباری نزد علما داشته باشد.
جهاد کبیر به معنای اطاعت نکردن از کفار و مشرکان، دستوری الهی بر پیامبر اکرم (ص) است که در فضای مکه برای مقابله با مشرکان صادر شده است؛ در حقیقت خدا با این فرمان، خواسته که جامعه اسلامی در عرصه های مختلف زندگی در برابر خواسته دشمنان خود تسلیم نشوند و مطابق میل آن ها رفتار نکنند. مؤمنان باید نهایت تلاش خود را در جهت اقتدار جامعه اسلامی به کار گیرند تا دشمن نتواند با اقدامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود به تسلط بر جامعه دست یابد و نتواند آن ها را به تبعیت از خود وادار کند. در این پژوهش، نگارنده به منظور بررسی دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی ایران پیرامون جهاد کبیر با روشی توصیفی- تحلیلی به ساماندهی پژوهش پرداخته است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رهبر انقلاب اسلامی، سه رکن اصلی؛ حساسیت در مقابل دشمن و نقشه او، عدم تبعیّت از دشمن و مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمن را در مفهوم جهاد کبیر مورد توجه و تأکید خویش قرار دادند. همچنین محورهای اساسی دیدگاه آیت الله خامنه ای پیرامون جهاد کبیر را می توان ذیل پنج محور؛ مفهوم شناسی، الزامات، نقش آفرینان، عرصه ها و پیامد و آثار جهاد کبیر، سازماندهی کرد.
مطالعه حاضر با هدف بررسی و تحلیل میزان توجه به مؤلفه های هویت انقلابی در محتوای کتاب های درسی دوره متوسطه دوم انجام شده است. روش مطالعه، توصیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری شامل تمام کتاب های درسی دوره متوسطه دوم می باشد که در سال 1399 چاپ شده است. شش عنوان کتاب «آمادگی دفاعی»، «جامعه شناسی»، «دین و زندگی»، «تاریخ»، «تحلیل فرهنگی» و «هویت اجتماعی» با 16 جلد کتاب به صورت هدفمند در نمونه قرار گرفت. یافته های این پژوهش بیانگر این است که در کتاب های درسی دوره متوسطه دوم در رشته علوم انسانی، به مؤلفه «ایثار و شهادت» با 500 فراوانی (2/29 درصد) بیشترین توجه و به مؤلفه های «مبارزه با تحجر و التقاط» با 28 فراوانی (6/1 درصد) و «حمایت از مستضعفین» و «آگاهی نسبت به قانون اساسی» هر کدام با 12 فراوانی (7/0 درصد)، کمترین توجه را شده است، و در رشته های تجربی و ریاضی هم، به مؤلفه های «ایثار و شهادت» با 454 فراوانی (26 درصد)، بیشترین توجه و به مؤلفه «حمایت از مستضعفین» با 10 فراوانی (57/0 درصد) کمترین توجه شده است. فراوانی مؤلفه های «اعتقاد به امام خمینی (ره)»، «روحانیت»، «آگاهی به وقایع و تاریخ انقلاب اسلامی» و «مبارزه با تحجر و التقاط» در محتوای کتاب های درسی رشته های علوم تجربی و ریاضی به صورت معناداری بیشتر از کتاب های درسی رشته علوم انسانی می باشد.
«حدیث تردد» که از نقل های مشهور و چه بسا متواتر فریقین است, از روایات مشکلی به شمار می رود که کثرت نقل, اعتبار منابع و عرضه حدیث به منظور فهم بهتر مراد, از اهمیت آن نشان دارد. مشکل این دسته روایات, نسبت دادن شک و تردید به خداوند متعال است که به باور شیعی و تحلیل عقلی و نیز باور عمده اندیشوران اهل سنت, جایز نیست. از این رو, نیاز است تبیین شود که چگونه «تردد» که از صفات مخلوقاتی است که مبتلا به زوال و تغیراند و نوعی نقص برخاسته از جهل و یا عجز در دستیابی به هدف به شمار می رود، می تواند به خداوند سبحان نسبت داده شود؟ تعارض میان این دسته از روایات با دیگر متون روایی که به «علاقه مومن به مرگ» اشاره دارند, از دیگر چالش هایی است که این محتوای روایی با آن مواجهه است. پژوهش حاضر به شیوه استنتاجی تحلیلی و نیز تحلیل اسناد و کشف خلط و تصحیف، التفات به خاستگاه صدوری, واکاوی و گزینش رهیافت های اندیشوران فریقین و ارائه راهکارهای حلّی در رفع تعارض اخبار, به مفهوم شناسی این روایات پرداخته است. به نظر می رسد توجه به ارتباط معنایی این روایات با مسئله طول عمر, خود نقطه عطفی در کشف مفهوم دقیق این روایات باشد و موجب گردد معنای تانی و تراخی در قبض روح مومن, از میان سایر وجوه معانی, قوی تر بنماید که به تبع آن, این احادیث با بحث بداء, مرتبط خواهد بود و دیگر مفسر صفات ذات نیست بلکه به صفات فعل الهی ناظر است.
تأثیر اراده نهاد قدرت بر شدت و ضعف گفتمان کثرت گرایی دینی در اندیشه های صوفیه مسأله ای است که این مقاله می کوشد میزان و چگونگی آن را در سیر تاریخی تصوف ایرانی تا پایان قرن هفتم (با تاکید بر عصر مغول) نشان دهد. بررسی ها نشان داد که ثبات و سلطه گفتمان انحصارگرایی دینی در مناسبات فرهنگی جامعه ایرانی تا قرن هفتم، برآیند پیوند متشرعه با نهادهای قدرت بوده و خلع ید متشرعه از قدرت سیاسی موجب به حاشیه رفتن گفتمان فقه و رشد جریان تصوف، و در نتیجه اعتلای گفتمان کثرت گرایی دینی در آراء صوفیان شده است. نمونه تاریخی صحت این مدعا حکومت (غیر دینی و سپس دینی) مغولان در ایران است که تا زمانی که مسلمان نگشته و متشرعان را در مناسبات قدرت سهیم نکرده بودند، کثرت گرایی دینی در متون صوفیه گفتمان غالب بوده است؛ اما با مسلمان شدن مغولان پیوند مجدد متشرعه با قدرت مانع بسط گفتمان کثرت گرایی دینی در آثار صوفیه می شود.
مساله اصلی پژوهش حاضر درنگی در فضیلت اخلاقی وفاداری و تحلیل معناشناختی و بیان اقسام آن است و کوشش شده مصادیق آن در زندگی همسر پیامبر خاتم، حضرت خدیجه کبری ارزیابی شود و دلایل شاخص بودن ایشان بدین وصف واکاوی گردد. روش تحقیق این نوشتار تحلیلی _ کتابخانه ای است . نتایج و یافته های پژوهش که با تامل در میان منابع تاریخی ، روایی و اخلاقی بدست آمده است، حکایت از دو کاربرد و معنای کلان وفاداری دارد؛ یکی ماهیتی حقوقی و اجتماعی داشته و آن تعهد و سرسپردگی نسبت به پیمان، عهد و میثاق است. معنای دوم ثبات در محبت و ارادت و اتمام مودت و شفقت نسبت به محبوب است و البته اطلاق دوم از نتایج و توابع اطلاق اول است و هر دو معنا فضیلتی اخلاقی هستند . شخصیت حضرت خدیجه کبری، نمونه عالی وفاداری است در تمام معانی و مختصات آن ، از تقدیم سرمایه و گذشتن از مناسبات طایفه ای گرفته تا پشتیبانی و همراهی جسمی و روحی خالصانه و فروتنانه ، نسبت به دین و رسول خدا را در بر می گیرد.
بدون شک یکی از ضرورت های عصر حاضر، مسئله گفت وگوی ادیان با یکدیگر است؛ چراکه تعامل و تفاهم ادیان نقش سازنده و تعیین کننده ای در کاهش مخاصمات و منازعات دارد. دنیای پرتنش امروزی در کشورهای جهان اسلام که ناشی از مداخلات کشورهای بیگانه و ایجاد تفرقه بر اثر انگیزه های دینی است، ضرورت بیش از پیش همگرایی در جهان اسلام بر اساس فرهنگ گفت وگو را نمایان می سازد. هدف از این مقاله، گفت وگو و نقش آن در جوامع دینی و ضرورت های آن در اندیشه رضوی است.از این رو سوال اصلی مقاله دست یابی به چگونگی امکان پذیری نهادینه سازی فرهنگ گفت وگو با تکیه بر سیره رضوی است.یافته های تحقیق نشان می دهد که سیره رضوی به عنوان آینه تمام نما این واقعیت را برای ما آشکار می کند که در برخورد با ادیان و مذاهب دیگر می توان با حفظ خونسردی و ایجاد جوی آرام با مخالفان عقیدتی خود بهترین گفت وگو را برگزار کرد. بنابراین، دوران امامت امام رضاg، به عنوان دوره طلایی گفت وگو و مناظره و اثبات برتری آموزه های قرآنی اسلامی می تواند به منزله الگویی برای ضرورت تجدیدگفت وگو میان مذاهب اسلامی، آداب گفت وگو و همزیستی مسالمت آمیز میان مسلمانان مورد توجه قرار گیرد.
کاربرد «مهدی» بازتاب اندیشه مهدویت و برگرفته از روایات نبوی است. در نوشتار حاضر، بر پایه روش تحلیل تاریخی، در پاسخگویی به این مسئله که: «روایات نبوی در کاربرد مهدی در عصر حضور ائمه؟عهم؟، چه نقشی داشت»، دانسته شد: در روایات نبوی، مهدی در دو مفهوم انعکاس یافت: «هدایت شده»(لغوی) و «مُنجی»(اصطلاحی). این دو مفهوم، خاستگاهی برای کاربردهای دوگانه و متمایز مهدی در عصر حضور شد. در این میان، کاربرد لغوی، کمتر واکنش برانگیز بود. این کاربرد، گاهی به مفهوم اصطلاحی می آمیخت و به عدل گستری منجی، یادشده در روایات، اشاره داشت. همچنین دقیق نبودن شناخت کاربران از روایات، سبب می شد تا گاهی کاربرد مهدی صرفاً از سرِ امید _ و نه، اعتقاد _ باشد. روایات نبوی، بسترساز کاربرد مهدی در قیام های شیعی بود. این کاربرد درباره محمدبن حنفیه در قیام مختار، لغوی بود و پس از وفات ابن حنفیه، به اصطلاحی تطور یافت. در قیام محمدبن عبدالله حسنی، هم مدعیان و هم منکران مهدویت وی، به روایات توجه داشتند. کاربرد مهدی درباره خلفا، ابزاری برای قداست و توأم با تحریف روایات بود. کاربرد مهدی درباره امام دوازدهم، در عصر حضور، با روایات نبوی و شرایط نقل آنها ارتباط تنگاتنگ داشت و پس از آن، به پایاترین کاربرد اصطلاحی و اعتقادی منجر شد.
در ارغنون ، نام مغالطه مصادره به مطلوب برای اولین بار در فصل پنجم تبکیت های مغالطی آورده می شود و در آنجا ارسطو بیان می کند این مغالطه تنها زمانی سبب فریب می شود که نتوان امور مشابه را از امور متفاوت تشخیص داد. این تعریف، مصادره به مطلوب را به شکل استدلالی دوری نشان می دهد که نتیجه دقیقاً یکی از مقدمات باشد. چنین برداشتی در آثار منطق دانان اسلامی هم دیده می شود و اکثر مثال ها شامل مواردی است که نتیجه و مقدمات تنها در ظاهر با هم تفاوت دارند. اما در منطق کلاسیک تکرار مقدمات در نتیجه سبب عدم اعتبار استدلال نمی شود. در پژوهش حاضر که با روش تحلیلی_قیاسی انجام گرفته است، پیشنهاد ما برای ساختار این مغالطه چنین است که در اینجا با یک دور ساده و قرار گرفتن نتیجه در جایگاه مقدمه استدلال روبه رو نیستیم، بلکه با این ادعا مواجه هستیم که رفت و برگشت دوری بین مقدمات و نتیجه، معیار صدق گزاره معینی می شود. در واقع ساختار صوری این مغالطه این گونه است (P→P)├ P. این پیشنهاد ما می تواند با توجه به درستی یا نادرستی یک گزاره در ذهن مخاطب توضیح دهد که چرا برخی دورها از نظر معرفتی برای مخاطب گمراه کننده هستند و برخی نیستند و همچنین نه به صورت نحوی و نه به صورت معنایی استدلال "اگر الف پس الف" را نامعتبر حساب نمی کند.
گذر از ساختار گرایی و ورود به مرحله نشانه - معنایی بیانگر این مطلب است که معنا امری متکثر و تعدد پذیر، از پیش تعیین نشده و حصار نا پذیراست که فرصت خوانش های متعدد و پویا را در گفتمان ها فراهم می سازد. همچنین، به دلیل اینکه نشانه - معناشناسی، منحصراً از طریق تبیین وجوه نشانه ای موجود درون متن صورت می گیرد، می تواند ابزاری مناسب برای مطالعه گفتمان های دینی باشد. ازاین رو در این پژوهش، یکی از گفتمان های چالشی در قرآن کریم، تحت عنوان سوره منافقون انتخاب گردید، تا ساختارهای شکل گیری، تولید و دریافت معنا، شگرد ها، ابزارهایی که منافقان سعی در پنهان کردن چهره حقیقی شان دارند و استراتژی های قرآن کریم برای آشکار-ساختن حقیقت آنان، بررسی گردد. روش تحقیق، روش توصیفی - تحلیلی با اتکا بر ابزار نشانه - معناشناسی است. نتایج بررسی روابط بین نشانه های سوره منافقون نشان می دهد که منافقان برای کنش نفاق، استراتژی و شگردهای مختلفی را پایه ریزی می کردند که مهم ترین آن عاطفی سازی فضای گفتمان است. از دیگر نتایج تحقیق، اشاره به استراتژی قرآن کریم است که همواره، در مقابل نشانه های منافقان، نشانه های چالشی ، تناقضی، تقابلی، دگرسویی را انتخاب می کند تا جریان عاطفی را که به راه انداخته اند به سمت شناخت و شناساندن چهره حقیقی آنان، هدایت کند.
در قرآن کریم «موعظه» به مثابه روشی مؤثر در تربیت اخلاقی مطرح است. گرچه سؤالات متعددی درباره کاربرد این روش در «تربیت اخلاقی» به نظر می رسد، اما اینکه «موعظه» از چه کارکردهایی در «تربیت اخلاقی» برخوردار است و در قالب چه شیوه هایی تحقق می یابد، سؤالاتی هستند که کمتر به آنها پرداخته شده است و پاسخ به آنها موضوع این پژوهش را تشکیل می دهد. نتایج تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر اندیشه های علامه مصباح یزدی انجام شده، حاکی از آن است که این روش علاوه بر پیشگیری از بروز انحرافات و درمان آسیب های اخلاقی، در رشد و تعالی اخلاقی نیز مؤثر است. اندیشیدن، تجربه کردن، یادآوری، مَثَل آوردن، شعر سرودن، قصه گفتن، گردش کردن، بشارت دادن، بیم دادن، بازداشتن، توبیخ کردن و کیفر دادن، از شیوه های «موعظه» در «تربیت اخلاقی» محسوب می شوند و دست اندرکاران تربیت می توانند با به کارگیری آنها روش «موعظه» را عملیاتی سازند.
از واژه های پرکاربرد، به ویژه در متون نقلی کهن، واژه «مجوس» است. این واژه در منابع روایی اسلام سهم قابل توجه از احادیث را به خود اختصاص داده است. آنچه حائز اهمیت و مبنای این نوشتار بوده، تعیین مصداق مجوس در متون اسلامی است. دو دیدگاه کلی درباره مصداق مجوس مطرح است. برخی نویسندگان دایره مصادیق مجوس را گسترده دانسته و برای آن فرقه های متعددی نام برده اند که در تعداد و اسامی این فرقه ها با یکدیگر اختلاف دارند. نوشتار پیش رو پس از ذکر موافقان این دیدگاه و نقد دیدگاه آنان، به سرگذشت پیروان ادیان ایران باستان پرداخته و تنها دین زنده ایران باستان را آیین زرتشت دانسته است که پیروان فعالی دارند و تنها زرتشتیان اند که می توانند مصداق مجوس باشند؛ سپس با تحلیل و تطبیق مجوس در روایات اسلامی، این دیدگاه را برگزیده است که تنها مصداق مجوس در متون دینی اسلام، زرتشتیان هستند.