در این مقاله معانى لغوى کلمهء أم در قرآن کریم و در فرهنگ هاى زبان عربى مورد بررسى قرارگرفته و تلفظ این واژه به صورت تطبیقى در سایر زبان هاى سامى بیان شده است. کاربردهاى گوناگون اسمى- فعلى- اصطلاحى و دستور زبانى ام در این مقاله آمده است. در این پژوهش وجود کلمات ثنایى (دو حرفى) در زبان هاى سامى نشان داده شده است. برخى از زبانهاى سامى از جمله زبان عربى تمایل زیادى به ثلاثى کردن این گونه کلمات داشته اند. اهمیت این واژه از جنبه لغوى سبب شده تا دایرهء معنایى این واژه گسترش یافته و به شکلهاى مختلفى در صرف و نحو و لغت به کارگرفته شود. وجودکنیه هاى بسیارى که در زبان عربى با واژهء أم ساخته شده و بر موجودات و اشیاء اطلاق گشته، نیز بدین سبب است.
بعد از درگذشت پیامبر (ص)، کسانى که مسؤولیت ادارهء حکومت را برعهده داشتند، با تازه مسلمانهاى غیر عرب، رفتارى ناخوشایند و تبعیض آمیز داشتند. در تقسیم اموال، به آنها سهم کمترى مى دادند. در مسؤولیتهاى حکومت آنها را شرکت نمى دادند. از جملة این غیر عربها، ایرانیان بودندکه آنها را موالى مى گفتند و موالى از رفتار حکومت هاى نژاد پرستانهء عربى بسیار ناراضى بودند. امیرالمؤمنین على (ع) در طى حکو مت کو تاه مدت خو د، بسیار تلاش کردند تا اسلام را به جایگاه واقعى خویش برگردانند و رفتار اسلام حقیقى را به نما یش بگذارند. ایشان بین ایرانى و حبش و عرب و عجم، هیج فرقى قاثل نبودند و همه را در برابر قانون الهى یکسان مى دیدند.
لفظ تأویل در قرآن 17 مرتبه در 15 آیه به معانی علت و غرض و بیان صُوَر اصلی، نتیجه و عاقبت امر، تعبیر خواب، حمل لفظ به معنای خلاف ظاهر و کشف غوامض و متشابهات قرآن به کار رفته است. با توجه به این آیات و با دقت نظر در موارد استعمال تأویل در هر یک، معلوم میشود که لفظ تأویل معانی مختلفی دارد، گرچه مآل و بازگشت همه آنها به یک حقیقت باشد.
از میان این وجوه آنچه مورد اختلاف است تأویل متشابهات است که در آیه 7 سوره آل عمران مطرح شده است و گروهی از مفسرین «واو» در «و الراسخون فی العلم» را استیناف و گروهی عطف فرض کردهاند که در نتیجه دسته اول علم به تأویل متشابهات قرآن را مختص خدای تعالی دانسته و دسته دوم راسخون در علم را نیز در دانستن آن شریک دانستهاند.