هدف: درشهرستان بم مصرف تریاک که تا قبل از وقوع زلزله (دیماه 1382 ) بسیار شایع بوده است، پس از زلزله مشکلاتی برای بازماندگان این حادثه ایجاد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت اعتیاد و نگرش وابستگان به مواد افیونی و خانواده آنان به تاثیر اعتیاد بر تحمل صدمات ناشی از زلزله در این شهرستان میباشد.
روش: این مطالعه کیفی در شهر بم، یکی از روستاهای اطراف آن و هشت بیمارستان شهرهای کرمان و تهران، که زلزله زدگان را پذیرفته بودند، اجرا گردید. با 159 نفر مصاحبه شد که از این میان، 61 نفر وابستگان به مواد افیونی و بقیه از خانواده وابستگان به مواد افیونی، مردم بم، پزشکان، پرستاران و امدادگران ستادی و استانی درمان بودند. روش پرسشگری مصاحبه انفرادی بود. کار میدانی 15 روز پس از وقوع زلزله شروع شد و دو هفته طول کشید.
یافته ها: الگوی غالب مصرف مواد در اکثر آنان تریاک و به صورت تدخینی بوده است. به نظر بیش از نیمی از مصاحبه شوندگان وابسته به مواد افیونی، اعتیادشان باعث کاهش صدمات ناشی از زلزله شده بود و حدود یک سوم آنان اعتیاد را عامل افزایش دهنده صدمات میدانستند. در حالی که به نظر نیمی از اعضای خانواده، اعتیاد نقشی در میزان آسیبها و صدمات نداشته و از نظر نیمی دیگر، اعتیاد باعث افزایش آسیبها و صدمات شده است.
نتیجه گیری: از آنجا که در حال حاضر در بم به دلایل گوناگون، خطر تشدید وضعیت اعتیاد وجود دارد و نگرش مثبت و یا حتی خنثی به استفاده از مواد افیونی، پیش بینی کننده شروع و ادامه مصرف مواد میباشد، لذا به منظور پیشگیری و کنترل آن، پیش بینی مداخلاتی که بتواند بر نگرش افراد تاثیر بگذارد، الزامی به نظر میرسد.
هدف از مطالعه حاضر، مقایسه ارزشیابى رفتار دانشآموزان از نظر خودشان، معلمان و والدین آنها است.بدین منظور از یک مطالعه بزرگ که 1784 دانشآموز(در مقطع ابتدایى و راهنمایى)در شهر شیراز را شامل مىشود، تعداد 220 دانشآموز که مقیاسهاى درجهبندى رفتار به وسیله خود دانشآموز، معلم و والدین آنها تکمیل شده بود، مورد بررسى قرار گرفتند.جهت کسب اطلاعات، از نیمرخ درجهبندى رفتار براون و هامیل(1978)یعنى سه مقیاس ارزشیابى رفتار به وسیله خود دانش آموز، معلم و والدین، استفاده شد.پایایى و روایى مقیاسهاى مورد استفاده در تحقیق حاضر مورد تأیید قرار گرفت.نتایج به دست آمده نشان داد که مابین زیرمقیاسهاى نمونه پرسشنامه دانشآموز (خانه، مدرسه و همسالان)همبستگى مثبت و معنى دارى(001/0 P) وجود دارد و حاکى از اعتبار سازهاى نمونه دانشآموز مىباشد.به علاوه مابین ارزشیابى رفتار خود دانشآموز با ارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز همبستگى مثبت و معنىدارى(01/0 P به دست آمد، در حالى که مابین ارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز، رابطه معنىدارى به دست نیامد.جهت بررسى تفاوت میانگینهاى ارزشیابى رفتار از نظر خود دانشآموز، معلم و والدین آنها، از تحلیل واریانس چند متغیره طرحهاى تکرارى (AVONAM) استفاده شد و تفاوت مابین کلیه میانگینها معنىدار بود.همچنین تفاوتهاى فوق در دو گروه دانشآموزان پسر و دختر بهطور جداگانه مورد بررسى قرار گرفت و یافتهها نشان داد که بین(خود-ارزشیابى)رفتار دانشآموز باارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز همبستگى وجود دارد.به عبارت دیگر، ارزشیابى والدین و معلم با خود ارزشیابى دانشآموز همسویى دارد.به منظور بررسى تفاوت نظرات سه گروه(دانشآموز، والدین و معلم)بررسى میانگین نمرات ارزشیابى رفتار نشان داد که معلمان رفتار دانشآموزان را مطلوبتر از دو گروه دیگر ارزیابى مىکنند و برعکس، والدین ارزیابى پایینترى از رفتار فرزندانشان نسبت به معلمان و خود فرزندانشان دارند.در پایان نتایج مورد بحث و بررسى قرار گرفت و پیشنهادهاى لازم ارایه گردید.
پرسشنامه شخصیت نوجوانان آیزنگ (JEPQ) با اضافه کردن 9 سوال و تغییر و جایگزینی 12 سوال روی 1171 نفر از دانش آموزان دختر و 1019 نفر از دانش آموزان پسر تهرانی اجرا شد. هدف پژوهش حاضر بررسی قابلیت اعتماد. اعتبار عاملی. شناسایی سوال های مناسب و نامناسب هر مقیاس و ارائه هنجار مناسب با دانش آموزان تهرانی در مقیاس های شخصیت است. پس از انجام تغییرات لازم در سوال ها و اضافه کردن 4 سوال به مقیاس برونگرایی و 5 سوال به مقیاس روان گسسته خوبی پرسشنامه 90 سوالی JEPQ برای گروه تهرانی آماده اجرا شد. قابلیت اعتماد مقیاس های شخصیت بر حسب ضریب آلفای کرونباخ و آزمون مجدد در سطح قابل قبولی بدست آمد. همچنین برای حذف سوال های نامناسب. براساس ضریب همبستگی غیر معنی دار هر سوال با کل مقیاس مربوط بار عاملی کمتر از 0/30 باری هر سوال در تحلیل عاملی بر اساس روش کایزر - گاتمن (با ملاک ارزش ویژه بالاتر از 1) و تحلیل 4 عاملی اقدام شد. پس از حذف سوال های نامناسب درمقیاس های برونگرایی (4 سال) روان گسسته خویی (6 سوال) میانگین و انحراف معیار 4 مقیاس پرسشنامه مورد اشاره محاسبه گردید.
"سبک رفتاری خانواده و نحوه ارتباط پدر و مادر با فرزندان، عامل موثری در وضعیت روانی و نگرشهای آنان به زندگی و مناسبات اجتماعی و، از جمله، چگونگی نگرش به روابط انسانی در مدرسه است. این تحقیق، که روی یک نمونه 1522 نفری از دانش آموزان دوره راهنمایی و متوسط عمومی و پیش دانشگاهی استان تهران انجام شده، با مطالعه پنج سبک رفتاری خانواده (یعنی خانواده منسجم و صمیمی، خانواده پاسخگو، خانواده بی تفاوت، خانواده مستبد، و خانواده آشفته) در پی پاسخگویی به این سوال بوده است که هر یک از انواع خانواده های مذکور چه تاثیری بر وضیعت روانی و بر نگرش نوجوانان و جوانان مدارس راهنمایی و دبیرستانی نسبت به نوع رفتار اولیای مدارس با دانش آموزان دارند.
برای سنجش عامل روانی، وضعیت متعادل فرد از لحاظ فاقد بودن پنج ویژگی اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، نگرشهای ضد اجتماعی، و روحیه خلافکاری، معیار قضاوت قرار گرفته است. همچنین، پنج متغیر سن، جنس، سطح تحصیلی، وضعیت اقتصادی، و وضعیت فرهنگی دانش آموزان نیز به عنوان متغیرهای زمینه ای بررسی شده است. روشهای آماری به کار رفته در این تحقیق، جدا از آمارهای توصیفی، شامل مقایسه میانگینها و تحلیل رگرسیون چند متغیره برای پیش بینی عوامل موثر بر وضعیت روانی دانش آموزان و نگرش آنان در مورد روابط انسانی در مدرسه بوده است.
نتایج تحقیق حاکی از تاثیر مثبت سبک رفتاری خانواده های منسجم و صمیمی و خانواده های پاسخگو، و تاثیر منفی سبک رفتاری خانواده های بی تفاوت و مستبد و آشفته بر سلامت روانی دانش آموزان و نگرش آنان به روابط انسانی در مدرسه است.
"