هدف: بررسی اثرات موسیمول (آگونیست گیرنده GABAA) و بیکوکولین (آنتاگونیست گیرنده GABAA) بر حساس سازی حرکتی ناشی از مورفین در موش آزمایشگاهی هدف این پژوهش بود.
روش: 400 موش سوری به کمک دستگاه استرئوتاکسی کانول گذاری و آماده تزریق شد. این مطالعه در یک برنامه نُه روزه و در سه مرحله انجام شد. ابتدا به مدت سه روز حساسیت زایی توسط دارو اجرا گردید و سپس به مدت پنج روز دارو قطع و در نهایت آزمون انجام شد. سپس حیوان به مدت 20 دقیقه برای ثبت فعالیت حرکتی در دستگاه حرکت سنج قرار گرفت. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس و پس آزمون توکی تحلیل شد.
یافته ها: تزریق زیرجلدی مورفین (10، 20، 30 و 40 mg/kg) به صورت وابسته به غلظت، فعالیت حرکتی حیوانات را به طور معنی داری افزایش داد. افزایش فعالیت حرکتی موش های سوری پیش تیمارشده با مورفین (5/7، 15 و 30 mg/kg) نشان دهنده توسعه حساسیت بود. تزریق داخل مغزی موسیمول (025/0، 05/0، 1/0 و 25/0 μg/mouse) در حضور یا در غیاب مورفین mg/kg) 5) به طور معنی داری فعالیت حرکتی القاشده به وسیله مورفین mg/kg) 5) را کاهش داد. از طرف دیگر القای فعالیت حرکتی توسط مورفین mg/kg) 5) در حیواناتی که قبلاً با بیکوکولین (25/0، 5/0 و 1 μg/mouse) در حضور یا در غیاب مورفین mg/kg) 15) پیش درمان شده بودند، به طور معنی داری کاهش می یافت. تجویز هم زمان داخل مغزی غلظت های بیکوکولین (25/0، 5/0 و 1 μg/mouse) و موسیمول (μg/mouse 1/0) فعالیت حرکتی القاشده توسط مورفین mg/kg) 5) را در حیواناتی که قبلاً با سالین یا مورفین mg/kg) 15) پیش تیمار شده بودند، کاهش می داد.
نتیجه گیری: گیرنده های GABAA می توانند در اکتساب و بیان حساس سازی حرکتی ناشی از مورفین دخالت داشته باشند.
"هدف از این پژوهش، شناخت عوامل موثر بر آگاهی و نگرش معتادان زندانی نسبت به ایدز و راه های پیشگیری از آن است. جامعه آماری در این پژوهش معتادان محبوس در اردوگاه معتادان شهر شیراز می باشد. این تحقیق به شیوه پیمایشی انجام شده است و به دلیل محدود بودن جامعه آماری، نمونه مورد مطالعه همان جامعه آماری به شمار می آید، که با 16.3 درصد کاهش به 281 نفر رسیده است. نظریه های مورد استفاده شامل نظریات پیرامون تبیین مساله اجتماعی هستند که عبارتند از: نظریه کارکردگرایی انسان شناسی، نظریه کارکردگرایی جامعه شناختی و نظریه انتقادی. علاوه بر آنها، نظریه روان شناسان اجتماعی نظیر لوین، روزن اشتیل، کرچ، کراچفیلد و بالاچی نیز در تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند که پیرامون شناخت عوامل موثر بر نگرش اجتماعی افراد می باشد. در این پژوهش متغیر میزان آگاهی از ایدز و راه های پیشگیری از آن به عنوان متغیر واسطه ای در نظر گرفته شد. بنابراین، دو دسته فرضیه در تحقیق وجود دارد. در نتیجه رابطه متغیرهای مستقل یک بار با متغیر واسطه یعنی آگاهی از ایدز و راه های پیشگیری از آن در نظر گرفته شده است و بار دیگر، رابطه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته یعنی نگرش نسبت به ایدز مورد توجه قرار گرفته است. و نهایتا، با استفاده از تحلیل مسیر، مدل نهایی به دست آمده برای متغیر وابسته ترسیم شده است. نتایج نهایی رابطه متغیرهای مستقل با متغیر واسطه و وابسته نشان می دهد که میزان آگاهی از ایدز و راه های پیشگیری از آن با متغیرهای میزان تحصیلات، میزان درآمد، جنسیت و طول مدت محکومیت رابطه معنی دار دارد و نگرش نسبت به ایدز با متغیرهای میزان آگاهی از ایدز و راه های پیشگیری از آن و میزان تحصیلات رابطه ای معنی دار دارد.
"
هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه هوش بهر غیر کلامی کودکان عادی و ناشنوا در دوره ابتدایی بود. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان عادی و ناشنوای مدارس ابتدایی عادی و استثنایی شهر اصفهان بودند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، آزمون بندر گشتالت بود. نمونه مورد مطالعه در این تحقیق80 نفر از دانش آموزان دختر و پسر (40 نفر عادی و 40 نفر ناشنوا) بودند که به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه، نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین هوش بهر غیر کلامی دانش آموزان عادی و ناشنوا وجود دارد. به عبارت دیگر، میانگین هوش بهر غیر کلامی دانش آموزان ناشنوا به طور معناداری کمتر از هوش بهر غیر کلامی دانش آموزان عادی بود. همچنین نتایج این پژوهش تفاوت معناداری را بین هوش بهر غیر کلامی پسران و دختران نشان نداد. بنابراین، کودکان ناشنوا به سبب نقص شنوایی و نقص کلامی، قادر به درک گفتار و فهم صحیح دستورالعمل ها نمی شوند.
"
مقدمه : پرخاشگری دوران خردسالی پیش بینی کنندة رفتار های پرخطر بعدی است. تحقیقات نشان می دهند کودکان پرخاشگر به علت نداشتن روابط اجتماعی سالم و شیوه های حل تعارض فردی و گروهی دست به اعمال تند و خشن می زنند. به این ترتیب باید در روند کاهش این امر پژوهش های تجربی انجام گیرد تا رفتار های بعدی کودکان دچار ناهنجاری نشود. بر این مبنا، پژوهشی که مقاله حاضر بر اساس آن تدوین شده است، اثربخشی سه حیطه آموزش کفایت اجتماعی: (1) مهارت ها و توانائی های شناختی، (2) مهارت های رفتاری، (3) کفایت های هیجانی را بر 6 کودک پسر شش ساله مورد بررسی قرار داده است. روش کار: آزمودنی ها شش کودک پسر پیش دبستانی دارای اختلال پرخاشگری بودند که به روش تصادفی از مهد های کودک شهر ارومیه انتخاب شدند. مواد آموزشی در برگیرندة 7 مهارت بود. این مهارت ها شامل مهارت های خودآگاهی، همدلی، ارتباطات بین فردی، ارتباط برقرار کردن، مقابله با هیجانات، تصمیم گیری و حل مسئله اجتماعی بودند. این مهارت ها به مدت 13 هفته در دو مرحله اجرا گردید و هفته ای یک بار مهارت های مذکور آموزش داده شد.یافته ها : نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان رفتارهای پرخاشگرانه کودکان بعد از شرکت در دوره های آموزشی به شدت کاهش و مهارت های کسب شده از طریق این کودکان به طور کامل به موقعیت های خانه و مهد کودک تعمیم یافته است. همچنین مشاهده گردید عملکرد تمامی آزمودنی ها در پیگیری های بعدی (بعد از دو هفته و یک ماه) حفظ شده اند.
"
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه سبک های شناختی (شیوه های یادگیری) با عوامل شخصیتی دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز اجرا شده است. در این پژوهش 377 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی در چهار گروه تحصیلی علوم پایه، علوم انسانی، فنی ـ مهندسی، کشاورزی به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شده و پرسشنامه سبک شناختی کلب و پرسشنامه عوامل شخصیتی NEO-FFI را تکمیل نموده اند. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بین سبک های شناختی با توجه به عوامل شخصیتی تفاوت وجود دارد. بین شیوه های یادگیری با توجه به جنسیت و گروههای تحصیلی تفاوت وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد برونگرایی همبستگی مثبت با شیوه های یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال و همبستگی منفی با شیوه های یادگیری مشاهده تاملی و مفهوم سازی انتزاعی دارد. ابعاد دلپذیری و باوجدان بودن با شیوه یادگیری آزمایشگری فعال رابطه مثبت و با تجربه عینی و مشاهده تاملی رابطه منفی دارند. ابعاد روان رنجورخویی و انعطاف پذیری با هیچکدام از شیوه های یادگیری ارتباط معنی داری ندارند. در ضمن یافته های این تحقیق نشان می دهد در گروه فنی ـ مهندسی بین سبک های شناختی در ابعاد برونگرایی، باوجدان بودن، و دلپذیر بودن تفاوت معنی داری وجود دارد. در گروه علوم انسانی بین سبک های شناختی در هیچکدام از ابعاد شخصیت تفاوتی مشاهده نشده است. در گروه علوم پایه تنها بین سبک های شناختی در بعد روان رنجورخویی تفاوت معنی داری وجود دارد. در گروه کشاورزی بین سبک های شناختی در بعد برونگرایی تفاوت معنی دار است.
"هدف: با توجه به اینکه دانش آموزان کم شنوا از کنش ها و توانش های کاربردی کمتری برخوردارند، لذا پژوهش حاضر به مقایسه این جنبه های کاربردشناسی زبان در دانش آموزان مدارس باغچه بان با دانش آموزان شنوای مدارس شهر تهران می پردازد.
روش بررسی: تعداد 70 دانش آموز کم شنوای دختر و پسر با افت شنوایی شدید (90-70 دسی بل) با میانگین معدل تحصیلی 18-15 در پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس این دانش آموزان، با 70 دانش آموز شنوای همگن از نظر جنس، پایه تحصیلی، نوع رشته تحصیلی و محله زندگی که براساس جور کردن انتخاب شده بودند مقایسه شدند. روش پژوهش مقایسه ای از نوع مقطعی بوده است. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه و آزمون کنش ها و توانش های کاربردی (شامل: درک و بیان استعاره– درک و بیان ضرب المثل– درک کنش گفتارهای غیر مستقیم– درک استنباط معنی– انتخاب بهترین عنوان و درک جملات طنرآمیز). جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کروسکال والیس، من ویتنی یو، آزمون تی و تی زوجی استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در دو گروه کم شنوا و شنوا تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0.05). همچنین بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در گروه کم شنوا بین پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0.05). در صورتی که بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در گروه شنوا بین پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی تفاوت معنی دار نیست (P<0.05).
نتیجه گیری: دانش آموزان کم شنوا نسبت به دانش آموزان شنوا توانش های کاربردی زبان را کمتر درک می کنند. همچنین در بافت ها و موقعیت های مختلف قادر به استفاده مناسب از آن ها نیستند.
"
این تحقیق به دو نگرش اصلی نیروی انسانی یعنی رضایت شغلی و تعهد سازمانی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطهی بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی میباشد. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش زمینهیابی-همبستگی میباشد، جامعه آماری آن، معلمان مدارس راهنمایی بخش گالیکش و روش نمونه گیری آن، تصادفی منظم طبقه ای میباشد. برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامهی شاخص توصیفی شغل (JDI)، پرسشنامه تعهد سازمانی (OCQ) و همینطورپنج سؤال راجع به مشخصات فردی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، جداول توزیع فراوانی، ....) و آمار استنباطی (محاسبات همبستگی پیرسون، آمار تحلیل واریانس یکطرفه، محاسبات رگرسیون و ...) استفاده گردیده است. در پایان تحقیق نشان میدهد که: 1- میانگین رضایت شغلی در کل نمونه تحت بررسی 62/3 (رضایت شغلی بالا) میباشد. 2- بین رضایت شغلی معلمان با تعهد سازمانی آنان رابطه وجود دارد. 3- بین جنبه های مختلف رضایت شغلی معلمان با تعهد سازمانی آنها رابطه وجود دارد. 4- بین میزان رضایت شغلی و جنسیت رابطه معناداری وجود دارد. 5- بین میزان تعهد سازمانی و جنسیت رابطه معناداری وجود ندارد. 6- بین میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی با وضعیت تأهل، وضعیت استخدامی و سابقهی خدمت رابطه معناداری وجود ندارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی با کیفیت دوستی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان 16-15 ساله دبیرستانی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 83-1382 می باشد. از میان این افراد 200 نفر (103 نفر پسر، 97 نفر دختر) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش سبک های دلبستگی از پرسشنامه سبک های های دلبستگی کولینز و رید (1990) استفاده شد و کیفیت دوستی با استفاده از پرسشنامه دوستی و عدم دوستی ریسمن و بیلنگهام (1989) اندازه گیری شد.
نتایج نشان داد بین سبک دلبستگی ایمن و کیفیت دوستی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و کیفیت دوستی رابطه منفی وجود دارد. همچنین بین سبک دلبستگی اضطرابی - دوسوگرا با مولفه های دوستی ارتباط منفی به دست آمد.
بر اساس یافته های این پژوهش جنسیت آزمودنی ها نقشی در نوع سبک دلبستگی آنها ندارد. اما تفاوت معناداری در میانگین سه سبک دلبستگی (بدون توجه به جنسیت) به دست آمد که آزمون تعقیبی شفه نشان داد بیشترین سهم را سبک دلبستگی ایمن به خود اختصاص داد و سبک ناایمن اضطرابی - دوسوگرا در مرحله بعد و کمترین میانگین مربوط به سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی بود.
در میزان کیفیت دوستی دو جنس تفاوت معناداری به دست آمد که این تفاوت به نفع پسران است. همچنین سبک دلبستگی ایمن، مقدار 8.6% از واریانس کیفیت دوستی را تبیین می کند.