فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۲۰۱ تا ۲۸٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
چگونه روی خشم کودکان کار کنیم!
حوزههای تخصصی:
راهبردهای ارتقای سلامت مشاوران: راهبردهای شناختی (2): شناخت اجتماعی و درک دیدگاه
حوزههای تخصصی:
رابطه بین هوش اجتماعی مدیران با رضایت شغلی معلمان مدارس
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه بین هوش اجتماعی مدیران با رضایت شغلی معلمان شهرستانهای شمال استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 89-88 بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران و معلمان شهرستان های شمال استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 89-88 تشکیل می دادند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 120 مدیر و 360 معلم به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های هوش اجتماعی ترومسو و رضایت شغلی فیلد و روث استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که: (1) بین هوش اجتماعی مدیران و رضایت شغلی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. (2) از بین سه مولفه هوش اجتماعی، مولفه مهارت های اجتماعی و پردازش اطلاعات اجتماعی بهترین پیش بین برای رضایت شغلی می باشند.
مقایسه میزان اضطراب امتحان در دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی میزان اضطراب عمومی امتحان در دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب می باشد. لذا در این مسیر از «10244» نفر جامعه آماری بر طبق جدول مورگان، «380» نفر نمونه، به تفکیک ورزشکار و غیرورزشکار بودن و جنسیت، به روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه اضطراب امتحان پاسخ دادند.اطلاعات جمع آوری شده بر اساس آزمونهای همبستگی، T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان داد که اضطراب امتحان در دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی داری با هم دارند. این تفاوت در دختران ورزشکار و غیرورزشکار و همچنین در پسران ورزشکار و غیرورزشکار نیز دیده شده، پسران و دختران در اضطراب امتحان نسبت به هم تفاوت معنی داری را نشان می دهند، و میانگین اضطراب امتحان در دختران بیشتر است.
بررسی اعتبار، روایی و استاندارد سازی نگرش سنج معلمان مینه سوتا بر روی دبیران آموزش و پرورش شهر تهران
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت نقش معلمان به عنوان عوامل موثر و کارآمد در تربیت نسل آینده، یافتن راهکارهایی که با کمک آن ها بتوان این مهم را به بهترین نحو انجام داد ضروری می نمود. پرسشنامه نگرش سنج معلمان مینه سوتا از جمله ابزار برای تحقق این هدف است. جامعه آماری این پژوهش را معلمان زن و مرد دوره دبیرستان شهر تهران تشکیل می دهند. 415 معلم زن و مرد مقطع دبیرستان استان تهران با هدف هنجاریابی این پرسشنامه، به روش تصادفی خوشه ای از بین مناطق 22 گانه آموزش و پرورش، به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. تفاوت نگرش معلمان زن و مرد با در نظر گرفتن وضعیت تاهل، گروه سنی و سابقه تدریس، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصله با استفاده از بسته های رایانه ای spss به این شرح است: اعتبار محاسبه شده به وسیله آلفای کرنباخ 89؛ برآورد شد که نشانگر بالا بودن اعتبار آزمون است. روایی محتوایی آزمون نیز با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از اجرای این آزمون روی نمونه فوق نشان داد که آزمون از 2 عامل اشباع شده است. این 2 عامل عبارتند از: -1 نگرش معلمان به دانش آموزان، -2 نگرش معلمان حرفه معلمی. با متغیرهای مورد پژوهش، پس از اجرای بررسی های آماری و استفاده ار روشManova ، تفاوت نمرات عامل های 1 و 2 در سطح اطمینان 0.05 بین زنان و مردان معلم معنا دار بود. ولی بین نگرش معلمان مجرد و متاهل تفاوت معنا داری مشاهده نشد. سابقه تدریس معلمان و تفاوت سنی آنان نیز تاثیر معنا داری بر نگرش آنان نداشت.
بررسی رابطه بین ویژگیهای شخصیتی با انواع هویت در دانش آموزان دختر سوم راهنمایی شهر تبریز سال تحصیلی 89-1388
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی با انواع هویت دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع راهنمایی تبریز با استفاده از روش تحقیق توصیفی - همبستگی انجام گرفت، حجم نمونه مورد مطالعه 370 نفر بود که از طریق نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه هویت بنیون و آدامز(OMEIS-2) ، پرسشنامه شخصیتی نئو فرم کوتاه (NEO-FFI) بود.تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفت. نتایج نشان داد بین نوروزگرایی با هویت آشفته، بین نوروزگرایی با هویت تعویق افتاده، بین انعطاف پذیری با هویت زود هنگام، بین برون گرایی با هویت پیشرفته، بین وجدان گرایی با هویت پیشرفته، رابطه مثبت و معنی دار دیده شد. اما بین دلپذیری با هویت زود هنگام رابطه معنی دار دیده نشد. به نظر می رسد توجه به شخصیت دانش آموزان دختر می تواند در شکل گیری هویت آنها مفید باشد.
نظریه ذهن : تحول و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی یک مدل پیشنهادی برای پیشایندها و پیامدهای گذشت در ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاش باورهای معرفت شناختی ، سبک های تفکر و راهبردهای یادگیری در عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاثیر برنامه آموزشی ارتقای مهارت های قاطعیت در تغییر نگرش دانشجویان دانشگاه های علامه طباطبایی و تهران نسبت به سوء مصرف مواد
حوزههای تخصصی:
طرح مساله: درتحقیق حاضر بررسی تاثیر برنامه آموزشی ارتقاء مهارتهای قاطعیت در تغییر نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف موادمورد بررسی قرار گرفته است.
روش: تعداد حجم نمونه 76 نفر از دانشجویان دو دانشگاه تهران وعلامه طباطبایی بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای و بطور تصادفی انتخاب شدند. از بین دانشجویان مورد مطالعه 39نفر از دانشجویان دانشگاه تهران برنامه آموزشی را دریافت کردند و 37نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در گروه کنترل قرار گرفتند. از دو گروه دانشجویان گروه آزمایش و کنترل پیش آزمون بعمل آمد. پس از پیش آزمون گروه آزمایش درجریان آموزش «ارتقاء مهارتهای قاطعیت»طی 8جلسه قرار گرفتند و به گروه کنترل (دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی)هیچگونه آموزشی ارائه نگردید.سرانجام پس آزمون از گروه آزمایش و گروه کنترل گرفته شد. پس از شش هفته از تاریخ اجرای پس آزمون، آزمون پیگیری بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق با استفاده ازآزمون تحلیل کوواریانس وآزمونt مستقل ووابسته وآزمون fمورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند.
یافته ها: نتایج نشان دادکه آموزش مهارتهای قاطعیت در تقویت نگرش منفی دانشجویان نسبت به سوءمصرف موثربوده است ونگرش منفی نسبت به سوءمصرف در مولفه های شناختی، عاطفی، رفتاری و کلی نگرش در دانشجویان راتقویت کرده است.آزمون پیگیری درگروه آزمایش نشان دادکه بجز مولفه شناختی،درمولفه کلی نگرش،مولفه رفتاری، مولفه عاطفی و نمره کل پرسشنامه، نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد بطور معنی دار منفی تر شده است.
نتیجه گیری: تحلیل آماری نشان داد که آموزش مهارتهای قاطعیت بر نگرش دانشجویان نسبت به سوئ مصرف مواد موثر بوده است.
اثربخشی درمان گروهی فعال سازی رفتاری در کاهش شدت علائم افسردگی و افزایش سلامت عمومی و کیفیت زندگی مددجویان مرکز اجتماع درمان مدار
حوزههای تخصصی:
طرح مساله: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی همایند با اختلالات سوء مصرف مواد است. افسردگی علاوه بر اینکه یکی از علل گرایش افراد به سوء مصرف مواد است یکی از عواملی است که باعث عود مجدد پس از درمان می شود. با توجه به ضرورت انجام درمان های روانشناختی در درمان و پیشگیری از عود بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد، هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان گروهی فعال سازی رفتاری در کاهش شدت علایم افسردگی، و افزایش سلامت روانی و کیفیت زندگی مددجویان مرکز اجتماع درمان مدار بود.
روش: 21 مددجو که دچار علایم افسردگی بودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) وکنترل (11 نفر) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه درمان گروهی فعال سازی رفتاری شرکت کردند. علایم افسردگی، سلامت روانی و کیفیت زندگی مددجویان قبل و پس از درمان اندازه گیری شدند.
یافته ها: میزان بهبود علایم افسردگی و سلامت روانی در گروه آزمایش به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود. اما دو گروه از نظر تغییر در کیفیت زندگی تفاوت معنی داری با هم نداشتند.
نتیجه گیری: اثربخشی یک درمان گروهی، مختصر و محض رفتاری در کاهش شدت علایم افسردگی و افزایش سلامت روانی بیماران مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد، تلویحات نظری و عملی زیادی در پی دارد. کاربرد روش های رفتاری محض در کمک به درمان و توانبخشی بیماران مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد حائز اهمیت فراوان است.
بررسی ساختار و محتوای اخبار و مطالب اعتیاد محور روزنامه های کیهان، اطلاعات، اعتماد ملی و اعتماد در سال 86-1385
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله: این مقاله به بررسی ساختار و محتوای اخبار و مطالب مربوط به اعتیاد در روزنامه های کیهان، اطلاعات، اعتماد و اعتماد ملی در سال 1386- 1385 می پردازد. چهارچوب نظری تحقیق حاضر بر مبنای نظریه برجسته سازی و دیدگاه دروازه بانی استوار است و عوامل مؤثر بر ساختار و محتوای مطالب اعتیادمحور روزنامه های مذکور بر اساس این چهارچوب مورد بررسی قرار می گیرند.
روش: ساختار و محتوای اخبار و مطالب مربوط به اعتیاد، متغیر وابسته و سبک مطلب، محتوای مطلب و نوع ماده مخدر ذکر شده در تیتر و لید به عنوان متغیرهای مستقل در این بررسی ارزیابی شده اند. تحقیق پیش رو، با روش تحلیل محتوا و از طریق یک دستورالعمل کدگذاری به کدگذاری همه 1462 مطلب اعتیادمحور چهار روزنامه مذکور پرداخته است که از پنجم تیر 1385 (روز جهانی مبارزه با موادمخدر) تا همین تاریخ در سال 1386 منتشر شده اند. پس از ورود داده ها به محیطspss ، نتایج در قالب جداول دو بُعدی ارائه شد و از تکنیک آمار استنباطی و آزمون کای اسکوئر برای سنجش رابطه میان متغیرها استفاده گردید.
یافته ها: آزمون کای اسکوئر نشان داد تفاوت معناداری بین روزنامه های مورد بررسی از نظر متغیرهای مورد بررسی وجود دارد.
الف). اکثر مطبوعات مورد بررسی از سبک خبری برای پوشش مطالب اعتیادمحور استفاده کرده اند و تنها «اعتماد» بیش از دیگران، سبکهای تحلیلی را به کار برده است. ب). محتوای اکثر مطبوعات موردبرسی به امور قضائی و جرائم اختصاص یافته و «اعتماد» بیشتر به امور اجتماعی و پزشکی پرداخته است.پ). اکثر موادمخدر برجسته شده در تیتر و لید را موادمخدر غیرمجاز تشکیل داده اند.
نتیجه گیری: برخلاف مبارزات صورت گرفته با موادمخدر در کشور ما، اعتیاد به عنوان تهدیدی جدی برای سلامت جامعه باقیمانده است. بنابراین ما باید روشهایمان را برای از بین بردن این معضل تغییر دهیم و رسانه ها، به ویژه مطبوعات، یکی از مکانیسمهای مهم در رسیدن به این هدف هستند. اما یافته های این تحقیق نشان می دهد که مطبوعات به تنهایی قادر به انجام مسئولیتهایشان پیرامون جامعه در حوزه ی اعتیاد نیستند . تقویت ارتباط مطبوعات با کارشناسان، متخصصان حوزه های پژوهشی، بهداشتی و نهادهای غیردولتی برای تصحیح عملکرد آنها ضروری است.
مقایسه شیوه های حل مساله و سبک های تفکر در افراد مصرف کننده مواد و افراد غیرمعتاد
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه اعتیاد به مواد مخدر و سوءمصرف مواد به صورت یک معضل اجتماعی ـ روانی درآمده است که کشورهای مختلف و جوامع انسانی را به شدت تهدید می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه های حل مساله و سبک های تفکر در افراد مصرف کننده مواد و مقایسه آن با افراد عادی بود.
روش: به این منظور 100 شرکت کننده (50 نفر افراد مصرف کننده مواد و 50 نفر افراد عادی) انتخاب شدند و به پرسشنامه های شیوه های حل مساله و سبک های تفکر به صورت انفرادی پاسخ دادند.
یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های حل مساله و سبک های تفکر افراد مصرف کننده مواد و افراد عادی با هم متفاوت است. افراد وابسته در مقایسه با افراد غیر وابسته کمتر از شیوه های حل مساله خلاقیت و تقرب بهره می جویند. همچنین افراد وابسته در مقایسه با افراد غیر وابسته از سبک های تفکر قانون گذاری، قضایی، گروه سالاری، جزئی، درونی و آزاد منشی کمتر استفاده می کنند.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از تفاوت افراد در سبک های حل مساله و تفکر است و می تواند در پیشگیری از اعتیاد مورد توجه قرار گیرد.
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان دانشگاه شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش، رابطه بین متغیرهای هوش هیجانی و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران در سال تحصیلی (85-84) بررسی شده است. تعداد (394) نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شاهد که به شیوه تصادفی انتخاب شده بودند به عنوان گروه نمونه تحقیق انتخاب شدند. اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق از آزمون های هوش هیجانی «شرینگ» (1995) و آزمون خلاقیت «گیلفورد» (1987) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آماری ضریب همبستگی به منظور مشخص کردن رابطه متغیرهای مورد نظر با پیشرفت تحصیلی و از رگرسیون گام به گام برای شناسایی سهم تبیینی هر یک از متغیرها استفاده شد. از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه نیز برای تعیین رابطه متغیرها با عوامل جمعیت شناختی همچون جنس و رشته تحصیلی دانشجویان استفاده شد.
نتایج نشان داد که پیشرفت تحصیلی دانشجویان (معدل کل آنها) با هفت متغیر پیش بینی کننده، در سطح 01/0 رابطه معناداری (با جهت مثبت) دارند، که سیالی، انعطاف پذیری، بسط، ابتکار، خودانگیزی، خودآگاهی و خود کنترلی را شامل بودند. بیشترین میزان همبستگی درخصوص پیش بینی پیشرفت تحصیلی مربوط به متغیر «سیالی» (334/0) و کمترین میزان همبستگی، مربوط به متغیر «خود کنترلی» با مقدار (105/0) بود. متغیرهای همدلی و مهارت اجتماعی با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری را نشان ندادند.
نتایج تحلیل رگرسیون به منظور تبیین سهم هر یک از متغیرهای هوش هیجانی و خلاقیت به تفکیک در پیش بینی پیشرفت تحصیلی نیز نشان داد که به ترتیب متغیرهای «سیالی»، «انعطاف پذیری»، «بسط»، «ابتکار»، «خودانگیزی»، و «خودآگاهی» بیشترین سهم را دارند. نتایج به دست آمده از آزمون t مستقل نیز نشان داد که بین هوش هیجانی و خلاقیت دانشجویان دختر و پسر در پیش بینی پیشرفت تحصیلی آنها تفاوت معناداری وجود ندارد.
"
مقایسه اثربخشی روشهای ایمن سازی روانی مایکنبام و مهارتهای مطالعه و ترکیبی از هر دو روش در افزایش خودکار آمدی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی اثر بخشی سه روش آموزشی ایمن سازی روانی ، مهارتهای مطالعه و ترکیبی از این دو روش در افزایش خودکارآمدی در چهار گروه از دانش آموزان دارای اضطراب امتحان است. نمونه آماری این تحقیق 80 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول ساکن اردبیل در سال 1385 بودند که از 450 نمونه و با توجه به پرسشنامه اسپیل برگر انتخاب شدند و روشهای آموزشی ایمن سازی روانی ، مهارتهای مطالعه و ترکیبی از این دو روش برای چهار گروه اجرا شد که سه گروه آموزشی و یک گروه گواه بودند. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که بین روشهای آموزشی ایمن سازی روانی مایکنبام و آموزش مهارتهای مطالعه و ترکیبی از دو روش با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد.
"