فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۵۴۱ تا ۲۷٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های فرزند پروری و باورهای معرفت شناختی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام شد. جامعه پژوهشی شامل کلیه دانش آموزان دختر سال سوم متوسطه دبیرستانهای شهر تبریز به تعداد 21251 در سال تحصیلی 1387-88 بود که از میان آنها 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش تحقیق با توجه به هدف پژوهش، توصیفی (غیرآزمایشی) از نوع همبستگی است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (1990)، پرسشنامه سبک های فرزند پروری بامریند (1967) و برای پیشرفت تحصیلی از معدل کتبی سال سوم دانش آموزان در خرداد ماه استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین باورهای معرفت شناختی «دانش ساده / قطعی» و «یادگیری سریع / ثابت» و پیشرفت تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد.رابطه بین سبک مقتدرانه با دانش ساده / قطعی مثبت و معنی دار ولی با باورهای معرفت شناختی یادگیری سریع / ثابت منفی و معنی دار بود. رابطه سبک مستبدانه با دانش ساده / قطعی و یادگیری سریع / ثابت مثبت و معنی دار بود. رابطه سبک سهل گیرانه با یادگیری سریع / ثابت مثبت و معنی دار بود. رابطه سبک های فرزند پروری با پیشرفت تحصیلی معنی دار نبود. از بین مولفه های باورهای معرفت شناختی و سبک های فرزند پروری، متغیرهای یادگیری سریع / ثابت و دانش ساده / قطعی بیشترین سهم را در پیش بینی پیشرفت تحصیلی داشتند.
پیش بینی پایگاه های هویتی دانش آموزان دبیرستانی دختر و پسر مرتبط با غیر همجنس بر اساس پاره ای از ویژگی های دموگرافیک و روان شناختی آن ها در شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کسب هویت منسجم در زمینه های مختلف زندگی مؤثر است و عوامل متعددی نیز در آن دخیل هستند. به این دلیل بررسی عوامل مؤثر بر پایگاه های هویتی در دانش آموزان، ضروری به نظر می رسد و هدف این پژوهش پیش بینی پایگاه های هویتی دانش آموزان دبیرستانی دختر و پسر مرتبط با غیر همجنس بر اساس پاره ای از ویژگی های دموگرافیک و روان شناختی آن ها بود.
مواد و روش ها: طرح تحقیق از نوع مقطعی و با روش همبستگی بود که در جامعه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی مشغول به تحصیل در سال 1385 در شهر تهران که با غیر همجنس خود ارتباط داشتند، انجام شد. نمونه این پژوهش شامل 200 دانش آموز دبیرستانی (101 دانش آموز پسر و 99 دانش آموز دختر) بود که از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. اطلاعات با استفاده از دومین پرسش نامه گسترش یافته سنجش عینی منزلت هویت من و پرسش نامه مقیاس عشق اشترنبرگ به دست آمد و با روش های آماری توصیفی و استنباطی (تحلیل رگرسیون چند متغیری) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد هیچ یک از متغیرهای تحقیق با پایگاه هویت یافته، رابطه معنی دار نداشت. متغیر جنسیت با پایگاه در حال هویت یابی (857/13 =F ، 01/0 > P)، متغیرهای ترتیب تولد، هیجان، صمیمیت و جنسیت با پایگاه هویت زودرس (595/4 =F ، 01/0(P < و متغیرهای صمیمیت و هیجان با پایگاه هویت سردرگم رابطه معنی داری داشتند (648/16 = F، 01/0 P <).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، می توان گفت که رشد هیجانی مطلوب فرد با تشکیل هویت وی مرتبط است. پس توجه به تمام ابعاد رشد از جمله رشد اجتماعی– هیجانی در کنار رشد عقلی و جسمانی می تواند هدف مربیان تعلیم و تربیت قرار گیرد.
عملکرد حافظه سرگذشتی در بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مقایسه عملکرد حافظه رویدادی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با گروه غیر بیمار بوده است.
روش: در یک مطالعه پس رویدادی مقطعی، 15 بیمار زن با تشخیص اختلال شخصیت مرزی پس از اجرای پرسشنامه تشخیصی SCID-II با 15 نفر از افراد غیربیمار با آزمون بازیابی حافظه سرگذشتی مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون t نمونه های مستقل و آزمون همبستگی استفاده شد.
یافته ها: این بررسی نشان داد که بین تاخیر زمانی در بازیابی از حافظه شخصی در دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. بین اختصاصی بودن در پاسخ به محرک واژه های ارائه شده و همین طور بین تعداد کلمات به کاررفته در پاسخ به محرک واژه های ارائه شده بین گروه بیمار و کنترل تفاوت معنادار وجود دارد.
نتیجه گیری: بازیابی از حافظه به صورت بیش کلی گرا در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی احتمالاً روشی برای جلوگیری از رفتارهای خودصدمه رسان است که از طریق اجتناب از خاطرات آسیب زا صورت می گیرد و بیش کلی گرایی عملکردی انطباقی برای فرد دارد.
بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاس وسواس مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقیاس وسواس مرگ، که عبدالخالق (1998) در مصر ساخته است، اشتغالات ذهنی، تکانه ها و عقاید مقاوم مربوط به مرگ را مورد ارزیابی قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روان سنجی این ابزار در ایران است. روش: این پژوهش که در یک بررسی زمینه یابی و پس رویدادی انجام شد، از نوع توصیفی- مقطعی است. حجم نمونه این پژوهش 342 نفر (126مرد و 216 زن) بود که به روش نمونه گیری تصادفی از دانشکده های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب شدند و با مقیاس وسواس مرگ مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی، سه عامل پیشنهاد کرد که به ترتیب نشخوار مرگ، سلطه مرگ، عقاید تکراری مربوط به مرگ نام گرفتند. بین گروه مردان و زنان در مقیاس وسواس مرگ و عوامل آن تفاوت معناداری مشاهده نشد. به منظور بررسی روایی همزمان، از اجرای همزمان مقیاس اضطراب مرگ استفاده شد که حاکی از روایی همزمان مطلوب می باشد. علاوه بر این، سه نوع پایایی (بازآزمایی، تنصیفی و همسانی درونی) گزارش شد. نتیجه گیری: یافته های تحلیل عاملی، مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی، و ضرایب روایی و پایایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود. با توجه به خصوصیات روان سنجی مطلوب، ابزار پژوهش حاضر می تواند در تحقیقات مربوط به مرگ به کار رود. از آنجا که نمونه پژوهش حاضر فقط دانشجویان بودند، در تعمیم یافته های این پژوهش به سایر طبقات اجتماعی باید احتیاط کرد.
اثربخشی آموزش حل مساله شناختی- اجتماعی بر بهبود روابط بین فردی تغییر رفتارهای اجتماعی و ادراک خودکارآمدی دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تاثیر آموزش حل مساله شناختی- اجتماعی بر بهبود روابط بین فردی و ادراک خودکارآمدی کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری بود.
روش: به شیوه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پی گیری با گروه شاهد اجرا شد. نمونه پژوهش 30 دانش آموز دختر و پسر مراجعه کننده به مرکز اختلال یادگیری شهر اصفهان بودند که به وسیله مسؤولان مدارس ابتدایی که قبلاً با نشانگان ناتوانی های یادگیری آشنا شده بودند، شناسایی و سپس به مرکز ارجاع شدند. این دانش آموزان به وسیله گروهی متشکل از دو روان شناس، دو روان پزشک، دو کارشناس ناتوانی های یادگیری و یک کارشناس گفتاردرمانی، بر اساس نمره هوش در آزمون وکسلر، انحراف از میانگین کلاسی و فهرست وارسی ناتوانی های یادگیری DSM-IV-TR و آزمون های غیررسمی در سه حوزه خواندن، نوشتن و ریاضی برای شرکت در تحقیق انتخاب شدند. از این 30 نفر، 15 نفر به طور تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش با دو روش SLAM و FAST در زمینه حل تعارضات بین فردی، شناخت و تنظیم هیجانات و مقابله با احساس تنهایی، طی ده جلسه متوالی (هفته ای یک جلسه)، تحت آموزش مداخله شناختی به شیوه حل مساله اجتماعی قرار گرفت، ولی در مورد گروه شاهد مداخله ای نشد.
یافته ها: تحلیل کوواریانس نشان داد که شناخت و تنظیم هیجانات و آموزش حل مساله اجتماعی با شیوه شناختی، به طور معناداری عملکرد دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری را در زمینه افزایش حل مساله اجتماعی، کاهش رفتارهای نامطلوب پرخاشگری و کناره گیری و نیز تغییر اهداف اجتماعی بهبود می بخشد. نتایج همچنین نشانگر بهبود داوری دانش آموزان و افزایش خودکارآمدی اجتماعی آنان در زمینه سازگاری و افزایش رفتار دوستانه بود.
نتیجه گیری: از آنجا که دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری، علاوه بر مشکلات تحصیلی، افسردگی و تنهایی را تجربه می کنند و نسبت به دانش آموزان عادی از عزت نفس کمتری برخوردارند، مداخله فوق می تواند به بهبود روابط بین فردی آنها کمک کند.
ابزارهای دلگرمی
استفاده از داستان برای پرورش اندیشیدن
حوزههای تخصصی:
این مقاله به استفاده از داستان و قصه گویی برای پرورش تفکر در کودکان پرداخته است. اخیراً روان شناسان به بررسی اهمیت داستان در زندگی کودکان و نوجوانان پرداخته اند. اعم از اینکه یک داستان خاص به خاطر سپرده شود یا خیر، بازگویی یک داستان همیشه برای رشد کودک مفید است، نحوه ی این تاثیرگذاری هنوز روشن نیست، جز اینکه هر داستانی تجارب و هیجان های شنونده را درگیر می سازد و یادگیری را تسهیل می کند. این مقاله به کاربرد داستان در زندگی و معرفی انواع داستان ها پرداخته است. هر مشکل فرصتی برای اعضای خانواده است تا بسیاری از ارزش های اخلاقی را جستجو کنند. در این مقاله الگویی از قصه گویی پیشنهاد شده که می تواند هر یک از فرصت ها را در قالب موقعیت-هایی خیالی و دیالوگ هایی ساده برای آموزگاران و اولیاء به تصویر بکشد. این الگو به بسیاری از موقعیت های زندگی کودکان عادی و استثنایی تعمیم پذیر و به سادگی در جمع خانوادگی، مسافرت ، گردش یا سایر موقعیت های تفریحی قابل استفاده است.
وبلاگ های شادکامی
تاثیر آمایه ذهنی بر عملکرد حل مساله: تله خبرگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سرعت عمل خبرگان در حل مساله، در برخی شرایط می تواند آنها را به شکلی انعطاف ناپذیر بر راه حل اولیه تثبیت کند و بر عملکرد آنها در حل مسایل بعدی تاثیر منفی بگذارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسه ای تاثیر ایجاد آمایه ذهنی بر عملکرد حل مساله دانشجویان خبره و مبتدی است. روش: در این پژوهش، با استفاده از طرح عاملی 3×2 (2 سطح خبرگی × 3 نوع آمایه)، عملکرد 48 دانشجوی خبره و مبتدی دانشگاه زنجان، در زمینه حل مسایل آب و ظرف لاچینز مطالعه شد. یافته ها: بر اساس تحلیل واریانس عاملی داده ها، نتایج این پژوهش نشان داد که اولاً، آزمودنی های خبره بیش از آزمودنی های مبتدی دچار آمایه ذهنی شده، بر راه حل اولیه مسایل تثبیت شدند. دوم، عملکرد آزمودنی های خبره در مسایل غیرآمایه ای بهتر از عملکرد آزمودنی های مبتدی بود. و سوم این که، عملکرد آزمودنی هایی که دچار آمایه ذهنی شده بودند، در مقایسه با آزمودنی هایی که دچار این آمایه نشده بودند، ضعیف تر بود. نتیجه گیری: در برخی شرایط، مثلا ًهنگامی که فرد مساله گشا می بایست راه حلی غیرمعمول بیابد، خبرگی در حل مساله می تواند آسیب پذیری وی را در مقابل آمایه ذهنی افزایش دهد و باعث بدتر شدن عملکرد او (در مقایسه با افراد مبتدی) شود.
"چکیده پژوهشهای روان شناختی سالمندی و سلامت "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقتی سوفی واقعاً عصبانی می شود...
حوزههای تخصصی:
روان شناسی و اجتماع: جستاری در زود مرگی اهل فرهنگ در ایران
حوزههای تخصصی:
اعتباریابی و روایی مقیاس بهره همدلی برای دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مروری بر مقالات: بررسی رابطه ی ناشی از فراشناخت اخلاقی (فرااخلاقی) با استدلال و رفتار اخلاقی
حوزههای تخصصی:
سطح پلاسمایی لیپوپروتئین (a) در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
اثربخشی ابزارهای مورد استفاده در یاددهی اندیشه ورز در آموزش زبان انگلیسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، ارزشیابی میزان اثربخشی ابزارهای مورد استفاده در یاددهی اندیشه ورز در آموزش زبان انگایسی بوده است. ابزار پژوهش شامل یک پرسشنامه محقق ساخته تصمیم گیری معلم است. جامعه آماری این پژوهش را استادان و دانشجویان گروه زبان انگایسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن(حدود ٦٠ استاد و ٢٥٠٠ دانشجو) در سال تحصیلی١٣٨٦-١٣٨٥ تشکیل می دادند. نمونه پژوهش در این مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد که شامل ١٠ استاد و ٢٥١ دانشجو بود. این مطالعه از نوع توصیفی بوده و برای تحلیل دادهای پژوهش از روش تحلیل واریانس و به دست آوردن ضریب همبستگی میان متغیرها استفاده شده است. مقدار F به دست آمده از طریق روش تحلیل واریانس (١٢/٨) نشان داد که تفاوت معنی داری در سطح ٥./. میان دادهای به دست آمده از طریق به کارگیری ابزارهای مختلف اندیشه ورز وجود دارد. هم چنین، یافته های این مطالعه نشان داد که برخی از ابزارها در استخراج دادهای پایاتر کارایی بیشتری دارند.