فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۰۱ تا ۸٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
فردوسی، هفت بزم وآموزش مهارتهای اجتماعی «مقدمهای روان شناختی بر داستان هفت بزم شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است که مقدمه ای را بر داستان هفت بزم نگاشته و آن را به صورت مقاله ای تحلیلی در اختیار پژوهشگران و مدرسان آموزش مهارت های اجتماعی و سایر خوانندگان علاقمند قرار دهد. دکتر محمد یوسف محقق مالزیایی معتقد است، همان گونه که غربی ها فلسفه، نجوم، طب و ریاضیات اسلامی را اروپایی یا غربی کردند، مسلمانان نیز می باید نظریه های ارتباطی را که اروپائیان در آنها پیشرفت کرده اند، اسلامی کرده و مورد استقاده قرار دهند(به نقل از بولتون ، ترجمه شاه ولی 1380 ص4). بدون هیچ تردید بخش مهمی از این نظریه های ارتباطی که امروز غربی ها ارائه می دهند، ریشه در متون ایرانی و اسلامی دارد. یک نمونه از آن، آموزش های مهارت های اجتماعی در داستان هفت بزم شاهنامه است که بخش کوچکی از اثر بزرگ فردوسی است و مقایسه و تلفیق آن با مطالعات و پژوهش های علمی امروزی درباره مهارت های اجتماعی و ارتباطی با هدف بومی سازی دارای مزایای بیشماری است، اول آن که از منابع عظیم مکتوب فرهنگی و ادبی کشور و مفاخر صاحب نام آن استفاده به جا و بهینه خواهد شد و نام آن بزرگان را زنده و آثار آنان را بیش از پیش مطرح و به آنان ارج دوباره می نهیم. و دیگر آن که کلام شیوا و دلنشین حکیم طوس قرن ها است که در ذهن و زبان و ناخودآگاه جمعی همه ما ایرانیان حضور دائم داشته و یک آمادگی ذهنی برای پذیرش این گونه برنامه ریزی های آموزشی وجود دارد. با توجه به مقام و جایگاه فردوسی و احترام فراوان او نزد همه ایرانیان بدون هیچ تردید، پذیرش، تمرین، تکرار و اثر بخشی این آموزش ها را با موفقیت بیشتری همراه خواهد کرد.
رابطة باورهای معرفت شناختی و گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان دورة متوسطة شهر ماکو در سال تحصیلی91-90(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطة باورهای معرفت شناختی و گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان دورة متوسطة شهر ماکو انجام گرفت. جامعة آماری شامل کل دانش آموزان متوسطة شهر ماکو است که با استفاده از روش تصادفی خوشه ای تعداد سیصدوچهل وشش نفر به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. روش تحقیق روش همبستگی بود. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامة باورهای معرفت شناختی «شومر» و پرسش نامة تفکر انتقادی «کالیفرنیا» بودند. برای تحلیل اطلاعات از آزمون t گروه های مستقل و روش تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون به روش گام به گام استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که بین باورهای معرفت شناختی و گرایش به تفکر انتقادی رابطة معناداری وجود دارد و باورهای معرفت شناختی، پیش بینی کنندة یکی از مؤلفه های تفکر انتقادی (استدلال استقرایی) است. همچنین بین باورهای معرفت شناختی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری نیست. در گرایش به تفکر انتقادی، در استدلال استقرایی دختران بالاتر از پسران بودند؛ در سایر مؤلفه ها هیچ گونه تفاوتی دیده نشد و باورهای معرفت شناختی می تواند گرایش به تفکر انتقادی را در دختران و پسران پیش بینی کند. همچنین نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که باورهای معرفت شناختی می توانند پیش بینی کنندة مؤلفه های گرایش به تفکر انتقادی باشند و نیز، مؤلفه های باورهای معرفت شناختی می توانند در جهت تقویت تفکر انتقادی و پیشبرد اهداف آموزشی عواملی تأثیرگذاری باشند و با شناسایی این باورها گام های صحیح و مؤثری را در جهت رسیدن به شاخص های تفکر انتقادی برداشت.
چرا نمی خواهند بخوابند؟
شناختن انحرافات اجتماعی و عوامل موثر در آن
منبع:
پیوند ۱۳۶۴ شماره ۷۰
حوزههای تخصصی:
رابطه بین سبکهای دلبستگی بزرگسالی با رفتارهای مدنی سازمانی معطوف به سازمان و همکاران در کارکنان یک کارخانه صنعتی
حوزههای تخصصی:
"هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه سبکهای دلبستگی بزرگسالی با رفتارهای مدنی سازمانی در بین کارکنان یک کارخانه صنعتی در شهرک صنعتی محمودآباد اصفهان بوده است. در این پژوهش سبکهای دلبستگی بزرگسالی متغیرهای پیشبین و رفتارهای مدنی سازمانی و ابعاد آن متغیرهای ملاک بودند. 183 نفر از کارکنان یک کارخانه صنعتی به شیوه نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نوع پژوهش توصیفی (همبستگی) بود. آزمودنیها، پرسشنامههای سبکهای دلبستگی بزرگسالی و رفتارهای فرانقش را تکمیل کردند. در این پژوهش روش آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام بهکار برده شد. نتایج نشان داد آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ایمن نسبت به آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بیشتر به انجام رفتارهای مدنی سازمانی اقدام میکنند. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون هم سهم معنادار متغیرهای پیشبین را در پیشبینی متغیرهای ملاک نشان داد و مشخص ساخت سبک دلبستگی میتواند رفتارهای مدنی سازمانی را به خوبی پیشبینی کند.
"
پرورش مهارتهای روانی – اجتماعی
حوزههای تخصصی:
تربیت اخلاقی (6)
همبودی اختلال های روانپزشکی در مراجعه کنندگان یک درمانگاه روانپزشکی
حوزههای تخصصی:
بررسی تغییر انگیزش پیشرفت در دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تغییر انگیزشی پیشرفت تعداد 332 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی روزانه دانشگاه تبریز را مورد بررسی قرار داده است. به منظور تحقق هدف پژوهش، با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده نمونه آماری بر حسب دانشکده و جنسیت دانشجویان مشخص و سپس با بهره گیری از روشهای آماری پیشرفته، همچون: آنالیز واریانس (ANOVA)، آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون اطلاعات جمع آوری شده تحلیل گردیده و پیشنهادهایی در زمینه پژوهش ارایه شده است.
اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی بر اجتناب شناختی-رفتاری و شدت نشانه های اختلال اضطراب فراگیر در دانشجویان دختر مبتلا به اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر طرح واره درمانی هیجانی بر اجتناب شناختی رفتاری و شدت نشانه های اختلال اضطراب فراگیر در دانشجویان دختر مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دانشگاه لرستان بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 95-1394 بود؛ که به منظور اجرای پژوهش غربالگری انجام گرفت ابتدا دانشجویان دختر، پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا را تکمیل نمودند سپس از بین آن هایی که نمره بالاتر از 47 را در این پرسشنامه کسب کرده مصاحبه بالینی ساختاریافته براساس DSM – IV –TR (SCID) به عمل آمد که 30 دانشجو تشخیص اختلال اضطراب فراگیر را دریافت کردند. سپس 20 دانشجو که معیار های ورود به پژوهش را داشتند به صورت تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی های دو گروه، به پرسشنامه اجتناب شناختی- رفتاری (CBAS) و پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر(GAD-7) پاسخ دادند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایشی در 9 جلسه یک و نیم ساعته درمان گروهی مبتنی بر طرح واره درمانی هیجانی شرکت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که طرح واره درمانی هیجانی به طور معناداری موجب کاهش اجتناب شناختی رفتاری و شدت نشانه های اختلال اضطراب فراگیر شرکت کنندگان گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شد. به طورکلی نتایج پژوهش نشان می دهد که طرح واره درمانی هیجانی در کاهش اجتناب شناختی رفتاری و شدت نشانه های اختلال اضطراب فراگیر مؤثر است.
بررسی رابطه سبک های شناختی (وابسته به زمینه، نابسته به زمینه) با یادگیری و شیوه های مطالعه در بین دانش آموزان دختر پایه سوم رشته های نظری دبیرستان های شهر تبریز در سال تحصیلی90-89
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه ی سبک های شناختی (وابسته به زمینه، نابسته به زمینه) با یادگیری و شیوه های مطالعه در بین دانش آموزان دختر پایه سوم رشته های نظری دبیرستان های شهر تبریز صورت پذیرفته است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- همبستگی بود و اطلاعات از طریق آزمون اشکال نهفته (GEFT) و پرسشنامه استراتژی های انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) جمع آوری گردیده است، جامعه ی آماری تحقیق کلیه دانش آموزان سال سوم متوسطه (شاخه نظری) نواحی 5 گانه شهر تبریز در سال تحصیلی 90- 1389 می باشد که تعداد آنان 6821 نفر می باشد و 364 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند. ابزارها دارای روایی و پایایی قابل قبولی بودند و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss ویرایش 17 استفاده شد که نتایج تحقیق نشان داد: سبک غالب شناختی دانش آموزان نابسته به زمینه است. بین سبک های شناختی (وابسته/ نابسته به زمینه) و شیوه های مطالعه و یادگیری دانش آموزان دختر مورد مطالعه رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. بین سبک های شناختی (وابسته/ نابسته به زمینه) دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی نظری تفاوت معنی داری مشاهده نشد
تقلید و شناخت در میمون ها
حوزههای تخصصی:
چکیده
علوم شناختی بعد از چند دهه کناره گیری نسبی از مساله شناخت حیوانات مجددا به این مقوله علاقه نشان داده است. طی 2 دهه اخیر مقالات عدیده ای درباره شناخت در سایر جانداران به ویژه نخستی ها به چاپ رسیده است. این مقالات حکایت از آن دارند که به غیر از نخستی های عالی تر، سایر جانداران از تقلید به معنی اخص کلمه عاجزند. اما نخستی ها تا حدی قادر به درک قصدمندی و تقلید رفتار دیگران بوده و در آنها یادگیری اجتماعی و نوعی فرهنگ ساده وجود دارد. با این حال شواهد علمی درباره احتمال وجود تئوری ذهن، توانایی انجام نیرنگ و فریب آگاهانه و انتساب حالات ذهنی به دیگران از جمله هم نوعان متناقض، مبهم و ناکافی هستند. این مقاله به جمع بندی شواهد معاصر می پردازد.
نقش متغیرهای کارایی خانواده، حرمت خود، خودکارآمدی و شخصیت در پیش بینی انگیزش پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش متغیرهای کارایی خانواده، حرمت خود، خودکارآمدی و شخصیت در انگیزش پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در دوره متوسطه شهر سمنان در سال تحصیلی 1390 بودند. 400 دانش آموز دوره دبیرستان از شهر سمنان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. پس ازکنارگذاشتن پرسشنامه های ناقص در نهایت 371 پرسشنامه تجزیه و تحلیل شد. پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی بحرانی (1372)، خودکارآمدی شوارزر و جروسالم(1981)، حرمت خود روزنبرگ(1965)، کارایی خانواده نجاریان (1374) و شخصیت آیزنگ- فرم کوتاه (1985) بود. نتایج نشان داد که بین انگیزش پیشرفت تحصیلی با کارآیی خانواده و مؤلّفه های آن، حرمت خود، برون گرایی و خودکارآمدی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بین روان رنجور خویی با انگیزش پیشرفت تحصیلی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که کارآیی خانواده، خودکارآمدی، برون گرایی، حرمت خود و روان رنجور خویی به ترتیب نقش مهم و معناداری در تبیین انگیزش پیشرفت تحصیلی دارند. درمجموع این متغیرها 33 % از واریانس انگیزش پیشرفت تحصیلی را تبیین می کنند. بنابراین، در افزایش انگیزش تحصیلی باید این متغیرها را در برنامه ریزی و سیاست های آموزشی و پرورشی مد نظر قرار داد.
نگاهی دوباره به ارشاد اسلامی: رویکردی تربیتی
حوزههای تخصصی:
هرچند می توان ادعا نمود که مفاهیم اساسیِ دینی معنای حقیقی و ثابتی دارند اما همواره، معانیِ واژه ها، در طی زمان، دستخوش تغییرات فراوان می شود و یک واژه، در همة حالات به یک معنا به کار برده نمی شود. به عبارت دیگر این، نحوة ادراک آدمی است که نحوة حضور مفاهیمی از این دست را در عرصة حیات او رقم می زند.
این مقاله نه در پی بررسی تحول تاریخی مفهوم رشد و ارشاد است و نه مدعی دستیابی به معنای حقیقی آن در فرهنگ اسلامی است؛ بلکه تنها سعی دارد فهم خود را به معنای حقیقی و ثابت این مفاهیم نزدیک کند و از این رهگذر به پیشنهاد یک منظومة معنایی و یک صورت بندی نظری و طرح یک دیدگاه نظری تربیتی بپردازد. به بیان دیگر، صرف نظر از تحول تاریخی و کاربردهای امروزین ارشاد اسلامی، در پیِ آن است که از طریق مقایسة این واژه با سایر مفاهیم متقارب، در یک فضای نظری خاص، به تبیین معنای ارشاد اسلامی و یک صورت بندیِ نظری برای تعیین نسبت این مفهوم با سایر مفاهیم مجاور اقدام کند. این معناکاوی با رویکردی تربیتی و در راستای نظریه ای که نگارنده در حوزة تعلیم وتربیت اسلامی ارائه کرده است (نظریة بصیرت) انجام می شود؛ بنابراین صرفاً از نوع روایی و قرآن پژوهی به شمار نمی آید.
این مقاله بر آن است که با تکیه بر دیدگاهی تربیتی، تا آنجا که مقدور است به گونه ای پدیدارشناسانه و براساس برداشتی از متون موثق دینی، به تعبیری جدید از ارشاد اسلامی دست یابد، با این امید که این تعبیر، از طریق تغییر نگرش ها، در حوزة سیاست گذاری نیز وارد شده و در آن جاری گردد.