فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۰۱ تا ۷٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان
منبع:
پیوند ۱۳۶۴ شماره ۶۸
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه میان ساختار قدرت در خانواده با رضامندی زناشویی زنان کارمند و خانه دار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنجاریابی آزمونهای واژگان و تجسم فضایی از مجموعه آزمونهای استعداد عمومی GATB در دانش آموزان کلاس اول دبیرستانهای شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
مدیریت در هر سازمان به عنوان هسته مرکزی و مغز متفکر آن عمل می کند. این عنصر در واحدهای آموزشی از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است و بهبود عملکرد در این زمینه تحت تأثیر عوامل گوناگونی است که از آن جمله می توان به خودپنداری مدیران اشاره کرد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در مقطع متوسطه شهرستان لنجان بود که بررسی عملکرد در ابعاد پنجگانه نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری، انگیزشی صورت گرفت.
این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه مدیران و دبیران دبیرستان های شهرستان لنجان تشکیل می دادند. اطلاعات موردنظر در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه های استاندارد راجرز برای سنجش میزان خودپنداری مدیران و پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش عملکرد مدیران بدست آمد و برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. ضریب همبستگی،آزمونهای t با دو گروه مستقل، از جمله آزمونهای آماری مورد استفاده بوده است. نتایج تحقیق نشان داد بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در تمامی ابعاد پنجگانه موردنظر(نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری و انگیزشی) رابطه وجود دارد. در ضمن این همبستگی در مدیران مرد بیشتر از مدیران زن بود.
مقایسه ی حافظه ی کاذب و اطمینان به حافظه در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری/ عملی و زنان بهنجار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فرضیه ی نقص حافظه در بیماران مبتلا به اختلال وسواس/ فکری عملی برای تبیین پایداری رفتارهای تکراری این بیماران مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال اغلب مطالعات انجام شده در این زمینه نتایج متناقضی به دست آورده اند. هدف پژوهش حاضر مقایسه ی حافظه ی کاذب و میزان اعتماد به حافظه در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری/ عملی و زنان بهنجار بود.
مواد و روش ها: با استفاده از روش نمونه برداری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود در قالب یک طرح علی/ مقایسه ای 26 نفر از زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری/ عملی شهر زنجان انتخاب شدند و پس از همتاسازی با 26 نفر از زنان بهنجار بر اساس متغیرهای سن و سطح تحصیلات، توسط تکلیف حافظه ی کاذب و اعتماد به حافظه مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج آزمونT مستقل نشان داد که زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری/ عملی در مقایسه با زنان بهنجار حافظه ی کاذب بیشتری در ارتباط با کلمات مرتبط با تهدید نشان می دهند و از میزان اطمینان به حافظه ی کمتری برخوردار هستند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود حافظه ی کاذب مبتنی بر تهدید در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری/ عملی است و به نظر می رسد رفتارهای تکراری این افراد نتیجه ی عدم اطمینان به حافظه ی خود می باشد.
نقش ابعاد دلبستگی به والدین و فرایندهای شناختی بر سبک های پردازش هویّتی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین ابعاد دلبستگی به والدین، فرایندهای شناختی (پردازش منطقی و شهودی) و شکل گیری سبک های هویّتی دانشجویان با روش پیماشی انجام شد. برای این منظور، 280 دانشجوی کارشناسی با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های دلبستگی والدین، پرسشنامه شکل گیری هویّت، مقیاس باور به شهودی و نیاز به شناخت را تکمیل کردند. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- همبستگی اجرا شد. برای بررسی نقش متغیرهای پیش بین از تجزیه رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی به روش گام به گام استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که در میان کلیه متغیرها، پردازش شناختی، بیش ترین میزان تبیین و پیش بینی کنندگی سبک اطلاعاتی دانشجویان را به خود اختصاص داده است. پردازش شهودی و منطقی به طور مثبت سبک هویّتی اطلاعاتی، پردازش شهودی و ارتباط پدر سبک هویّتی هنجاری را پیش بینی کرد. از بین تمامی مؤلّفه های دلبستگی والدین و پردازش شناختی تنها مؤلّفه پردازش منطقی توانست به صورت منفی سبک سردرگمی دانشجویان را پیش بینی کند.
بررسی مقایسه ای هویت یابی دانشجویان دانشگاه: مطالعه بافتاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: هدف این تحقیق بررسی مقایسهای هویتیابی عقیدتی و بینفردی دانشجویان دختر در بافتار دانشگاه بود .
روش: دو گروه 96نفره از دانشجویان دختر ترم اول (18 و 19ساله) و آخر (23 و 24ساله) با استفاده از روش خوشهای تصادفی و دو گروه 60 و 51نفره از همتایان غیردانشگاهیشان با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند و پرسشنامههای هویتیابی آدامز (EOM-EIS2) را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از روش مجذور کای یکسویه و دوسویه تحلیل شدند.
یافتهها : تفاوتهای معنیداری میان هویتیابی بینفردی دانشجویان ترم آخر و همتایان غیردانشگاهیشان و نیز میان هویتیابی عقیدتی و بینفردی دانشجویان ترم اول و آخر بهدست آمد. درحالکه اختلاف معنیداری بین گروه آزمون و کنترل سال آول مشاهده نشد. بررسیهای یکسویه نیز حاکی از تجمع افراد کل گروهها در منزلت بحرانزده بود.
نتیجهگیری: بافتار دانشگاه با روند هویتیابی عقیدتی و بینفردی دانشجویان تاثیر رابطه مثبت دارد و این تاثیر در هویتیابی بینفردی بارزتر است. کلیه جوانان دانشگاهی و غیردانشگاهی در دامنه سنی 18 تا 24 سال از نظر هویتیابی در منزلت بحرانزده هستند و روند هویتیابی طی این سالها بسیار کند پیش میرود."
پیش بینی امید بر اساس خلاقیت هیجانی و حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی امید بر اساس خلاقیت هیجانی و حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد واحد رودهن بود. نمونه آماری این پژوهش 200 نفراز دانشجویان بود. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه های امید میلر، حمایت اجتماعی ادراک شده فیلیپس و خلاقیت هیجانی آوریل بود. داده ها پس از گردآوری به کمک رگرسیون چند گانه سلسله مراتبی تحلیل شد. بررسی ضرایب رگرسیون نیز نشان داد که در متغییر حمایت اجتماعی ادراک شده حمایت دوستان، حمایت خانواده (05/0 p <) و حمایت سایرین (05/0 p <)به صورت مثبت و در سطح معناداری 05/0 امید را در دانشجویان پیش بینی می کنند. در متغییر خلاقیت هیجانی بعد اثربخشی/ صداقت در سطح معناداری 01/0 و بعد آمادگی در سطح معناداری 05/0 به صورت مثبت امید را در دانشجویان پیش بینی می کند. در مقابل ضرایب رگرسیون مربوط به بعد تازگی در سطح 05/0 معنادار نبود. می توان گفت به نظر می رسد فرد با دارا بودن حمایت اجتماعی ادراک شده بتواند بهتر از حل مشکلات برآید؛ چون می داند که در مواقع لزوم می تواند از این حمایت بهره مند می شود. دریافت حمایت اجتماعی ادراک شده می تواند باعث افزایش میزان امید شود که متعاقباً با امید در رویارویی با تنش های زندگی، خلاقیت هیجانی موثرتری نشان می دهد.
شفقت-خود به عنوان میانجی بین ابعاد دلبستگی با بهزیستی ذهنی: یک مدل تحلیل مسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه بررسی مدل شفقت-خود به عنوان میانجی بین ابعاد دلبستگی با بهزیستی ذهنی در پرسنل زن و مرد زندان سپیدار شهر اهواز در سال 1393 بود.
روش: از 230 پرسنل زن و مرد زندان سپیدار شهر اهواز 115 نفر به صورت داوطلب-مبتنی بر هدف با رعایت کلیه موازین اخلاق پژوهش انتخاب شدند، و مقیاس های تجارب در رابطه ی نزدیک (ECR)، شفقت-خود (SCS) و بهزیستی ذهنی (WEMWBS) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی همزمان به روش بارون و کنی (1986) و با استفاده از نرم افزار آماری 16-SPSS و آزمون سوبل تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای مدل شفقت-خود به عنوان میانجی بین دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی و بهزیستی ذهنی هم برای مسیرهای مستقیم و هم برای مسیرهای غیرمستقیم تایید شد.
نتیجهگیری: در نتیجه می توان بیان کرد که دلبستگی ایمن و شفقت-خود یک نقش راهبرد مقابله ای در ارتقاء بهزیستی و کنش وری روانشناختی دارند.
تغییرناپذیری جنسیِ روابط بین روانرنجورخویی و برونگرایی، سبک های مقابله، تنشگرهای تحصیلی و واکنش به آن با بهزیستی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر دو نوع مداخله رایانه ای بر نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به اختلال بیش فعالی- کم توجهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بازی های رایانه ای و آموزش تایپ رایانه ای بر نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به اختلال بیش فعالی - کم توجهی (ADHD) بوده است.
روش: در این مطالعه که از نوع کارآزمایی بالینی یک سوکور بود، 37 کودک دبستانی مبتلا به ADHD به دو گروه اول (17 نفره) و دوم (20 نفره) تقسیم شدند. اعضای گروه اول طی هشت جلسه یک ساعته (هفته ای سه جلسه) به بازی با رایانه پرداختند و افراد گروه دوم در هشت جلسه یک ساعته (هفته ای سه جلسه) تحت آموزش تایپ رایانه ای قرار گرفتند. برای املای مدرسه 12 نمره در نظر گرفته شد که شامل چهار نمره پیش از مداخله، چهار نمره حین مداخله و چهار نمره پس از مداخله بود. نمرات املای جلسات، مربوط به املایی بود که کودکان در طول جلسات می نوشتند.
یافته ها: دو گروه از نظر سن، مقطع تحصیلی، جنس، بهره هوشی، داروهای مصرفی، نمرات پرسشنامه کانرز والدین و معلمان، داشتن رایانه در منزل، سابقه کار با آن و میانگین نمرات املا همسان بودند. پس از شرکت کودکان در جلسات بازی رایانه ای، نمرات املای مدرسه در حین مداخله (??.??±?.??) در مقایسه با پیش از مداخله (??.??±?.??) میزان معنی دار مرزی افزایش نشان داد. شرکت در جلسات آموزش تایپ رایانه ای نشان دهنده چنین تغییری نبود.
نتیجه گیری: ارتقای میانگین نمرات املای کودکان دبستانی مبتلا به ADHD در حین شرکت در جلسات بازی رایانه ای، ممکن است ناشی از بهبود توجه آنان باشد. جذابیت این نوع بازی ها، بازخورد سریع رایانه، فقدان بازخورد منفی آن و حمایت از فرآیند تصمیم گیری کودک نیز می تواند این یافته را توجیه کند.
مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتباط به پیگیری اطلاعات اجتماعی، زبانی و بدنی و در عین حال مدیریت جریان این اطلاعات بین شرکای محاوره ای نیاز دارد. ارتباط موفق، مستلزم آن است که شرکای محاوره ای نسبت به حالت های ذهنی یکدیگر مطلع و آگاه باشند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در کودکان زورگو و قربانی زورگویی است.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پس رویدادی و جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-1391 بودند. برای نمونه گیری، بصورت تصادفی چندمرحله ای، 192 دانش آموز زورگو و دانش آموز قربانی زورگویی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته دیدگاه گیری عاطفی (1384) و پرسشنامه همدلی برایانت (1982) بود.
یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه ها در متغیرهای پژوهش وجود دارد (001/0P<). همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک متغیره نشان داد که تفاوت گروه ها در متغیر همدلی معنادار نیست (05/0P>)، اما این تفاوت در متغیر دیدگاه گیری معنادار است. بدین معنا که گروه بندی در متغیر دیدگاه گیری 8 درصد واریانس را تبیین می کند (05/0P<).
نتیجه گیری: دیدگاه گیری عاطفی و همدلی به عنوان دو مؤلفه مؤثر در شناخت اجتماعی و موفقیت در روابط با همگنان، باید در قالب مهارت های ابتدایی و اساسی در آموزش رسمی و مهارت های فرزندپروری قرار بگیرد تا از مشکلات بین فردی در نتیجه ضعف در مهارت های همدلی و دیدگاه گیری جلوگیری نمود.
رابطه نظام های مغزی - رفتاری و برخی عوامل جمعیت شناختی با ابتلا به بیماری های قلبی - عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه تعیین رابطه نظام های مغزی-رفتاری و برخی عوامل جمعیت شناختی با ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی بود.
روش: روش پژوهش از نوع پس رویدادی و جامعه آماری حدود 360 نفر از بیماران قلبی- عروقی 20 تا 40 ساله بیمارستان شهید مدنی شهر تبریز بود. نمونه آماری پژوهش شامل 122 نفر که 62 نفر از آن ها سالم و 60 نفر بیمار قلبی بودند، که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار سنجش این پژوهش مقیاس بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) و پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته بود.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده عدم تفاوت بین افراد سالم و بیمار در نظام فعال سازی رفتاری، و تفاوت آن ها در نظام بازداری رفتاری بود. به علاوه نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که جنس اثر معناداری در هیچ یک از نظام های مغزی- رفتاری ندارد. نتایج رگرسیون لوجستیک نشان داد که وزن و سن می توانند پیش بینی کننده بیماری قلبی باشند و همچنین احتمال ابتلا به بیماری قلبی در مردان بیشتر از زنان است.
نتیجه گیری: با توجه به این که ممکن است افراد سالم و بیمار در نظام بازداری رفتاری تفاوت داشته باشند، از فعالیت سیستم بازداری رفتاری می توان به عنوان مولفه مناسبی در تحلیل روان شناختی بروز بیماری های قلبی- عروقی سود جست. پیشنهاد می شود با شناسایی نوع نظام های مغزی-رفتاری به ویژه نظام بازداری رفتاری افراد و آگاهی آن ها نسبت به این نوع ویژگی، آن ها را در جهت بهبود سبک زندگیشان سوق داد و بدین وسیله بروز بیماری های قلبی- عروقی را در آن ها کاهش داد.