هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر مهارت های فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر میزان کارآفرینی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. نوع پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان و علوم پزشکی کاشان در سال تحصیلی 94-1393 به تعداد 9353 بود. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 239 نفر تعیین شد که به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از چهار پرسش نامه مهارت های فاوا در قالب 25 سؤال بسته پاسخ، کارآفرینی در قالب 20 سؤال و خودکارآمدی تحصیلی با 20 سؤال بسته پاسخ و عملکرد تحصیلی (معدل) استفاده شد. جهت سنجش روایی پرسش نامه، از روایی محتوایی و روایی سازه (تحلیل عاملی تأییدی) استفاده گردید. از طریق ضریب آلفای کرونباخ، پایایی پرسش نامه های مهارت های فاوا 0/84، کارآفرینی 0/79 و خودکارآمدی 0/81 برآورد گردید. تحلیل داده ها در سطح استنباطی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تی تک نمونه ای، رگرسیون و مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos انجام شد. یافته ها نشان داد که میانگین هر یک از مؤلفه های مهارت های فاوا از میانگین فرضی بیشتر و میانگین هر یک از قابلیت های کارآفرینی و خودکارآمدی دانشجویان از میانگین فرضی کمتر بود. بین هر یک از مهارت های فاوا در بعد آموزشی و پژوهشی با کارآفرینی و خودکارآمدی دانشجویان، رابطه مثبت و معنادار به دست آمد. هم چنین، بین مهارت های فاوا در بعد آموزشی با عملکرد تحصیلی دانشجویان، رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد. اما، این ارتباط بین مهارت فاوا در بعد پژوهشی با عملکرد تحصیلی دانشجویان، منفی و معنادار بود.
هدف: بررسی اثر کوتا ه مدت آموزش کارکردهای اجرایی بر کاهش نشانه های کمبود توجه و بیشفعالی است.
روش: جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اصفهان بودند که در سال تحصیلی 88- 87 تحصیل می کردند. برای انجام پژوهش، 40 دانش آموز با اختلال کمبود توجه- بیشفعالی (10 نفر گروه کمبود توجه، 10 نفر گروه بیشفعال، 10 نفر گروه شاهد کمبود توجه و10 نفر گروه شاهد بیشفعال را به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و بررسی شدند. روش تحقیق، آزمایشی بود از پرسشنامه نشانههای اختلال کمبود توجه- بیشفعالی )براساس (DSM-IV استفاده شد. آموزش براساس تکنیک بازداری از طریق بازی انجام شد.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) نشان داد، آموزش کارکردهای اجرایی در کاهش نشانههای کمبود توجه و بیشفعالی مؤثر واقع شده است.
نتیجهگیری: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی بر کاهش نشانههای کمبود توجه- بیشفعالی تاثیر دارد و می تواند در کنار سایر درمان های مربوط به این اختلال مورد توجه قرار گیرد.
مقدمه: مطالعات شیوع شناسی نشان می دهد که مشکلات مربوط به بهداشت روانی در بین دانشجویان، یکی از عمده ترین مسائل آموزش عالی است. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش منبع کنترل، نشانگان افسردگی و پیشرفت تحصیلی بر افکار خودکشی دانشجویان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و بر حسب نوع استفاده از نتایج، کاربردی است. نمونه ای شامل250 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در سال تحصیلی 88-1387 است که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و با مقیاس های افکار خودکشی (SIS)، افسردگی دانشجویان (UCDI) و منبع کنترل راتر مورداندازه گیری قرار گرفتند. داده های به دست آمده از مقیاس های مذکور با استفاده از روش تحلیل مسیر به کمک نرم افزار لیزرل تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج بررسی همبستگی بین متغیرهای پیش بین و ملاک حاکی از آن است که جهت رابطه در هر دو گروه دختر و پسر در ماتریس همبستگی دو متغیره یکسان است. اما معنی داری ضرایب و میزان واریانس تبیین شده ی بین متغیرها در دو گروه دختر و پسر متفاوت است.
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از ضرورت توجه به متغیر های منبع کنترل، میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی و ارتباط آن ها با افکار خودکشی دانشجویان است. جهت حفظ و ارتقای بهداشت روانی، پیشرفت تحصیلی دانشجویان و ارایه ی خدمات مناسب بهداشت روانی باید به نقش اثربخشی این متغیرها توجه شده و در آزمون های غربالگری و پایش سلامت روانی دانشجویان مد نظر قرار گیرند.
باز شناسی کلمه یکی از انواع مهارت های تحلیل کلمه است. آزمون ها و ابزارهایی که برای سنجش این مهارت تهیه می شوند، یکی از اجزای اصلی آزمون های خواندن را تشکیل می دهند. به دلیل اهمیت نقش ارزیابی و تشخیص در روند آموزش و درمان، تهیه این آزمون ها مورد توجه بسیاری از متخصصان خواندن می باشد. لذا این مطالعه با هدف تهیه ابزار ارزیابی بازشناسی کلمه و بررسی روایی (validity) و پایایی (reliability) آن برای دانش آموزانی طراحی شده که پایه اول ابتدایی را گذرانده اند. منبع گزینش کلمه های ابزار فوق، کتاب فارسی پایه اول ابتدایی است. معیار انتخاب کلمه ها مولفه هایی مانند بسامد، تعداد هجا، مقوله دستوری، ساختار، قاعده مندی، الگوی هجایی و مقوله معنایی کلمه هاست. بدین منظور توزیع فراوانی متغیرهای مذکور در کتاب فارسی مشخص گردید. با استناد به نتایج این بررسی، نظر آموزگاران و نتیجه مطالعه مقدماتی، محقق کلمه هایی را پیشنهاد کرد. بعد از اعمال نظر 20 نفر از صاحب نظران، از میان کلمه های پیشنهادی، 45 کلمه به عنوان کلمه های هدف انتخاب شدند. بدین ترتیب با بررسی هدف و محتوای این ابزار و استفاده از نظر داوران با صلاحیت، روایی محتوایی (content validity) ابزار مورد مطالعه قرار گرفت. علاوه بر این، به منظور بررسی پایایی ابزار، پژوهش چهار مرتبه با فواصل 10-7 روز به وسیله دو آسیب شناس گفتار و زبان روی 60 دانش آموز (30 دختر و 30 پسر) پایه دوم ابتدایی اجرا، و پاسخ های آنها روی نوار کاست ضبط و زمان اجرا نیز ثبت شد. یافته های حاصل از بررسی پایایی درونی (internal reliability) نشان داد که ضریب تشخیص 12 کلمه از 45 کلمه فوق برای ارزیابی مهارت بازشناسی کلمه پایین است. بررسی نمره دانش آموزان و درجه دشواری هر کلمه بیانگر آن بود که کلمه های مذکور بسیار ساده بودند، لذا این کلمه ها از مجموع کلمه های ابزار حذف شدند و تعداد نهایی 33 کلمه گردید. هماهنگی کلمه های ابزار ارزیابی با حذف کلمه های ضعیف افزایش یافت. مطالعه پایایی بیرونی (external reliability) نشان داد که همبستگی (correlation) بین نمره های دانش آموزان در اجراهای متوالی معنادار می باشد (P<0.01). با وجود این، نتایج تحلیل واریانس دو طرفه حاکی از آن است که با تکرار آزمون، آزمودنی های دختر و پسر آموزش گرفته اند و لذا نمره آنها در اجراهای متوالی افزایش یافت. نمره های دانش آموزان دختر تا اجرای سوم و دانش آموزان پسر تا اجرای آخر افزایش یافت، به طوری که باعث ایجاد تفاوت معنادار در زمان بازشناسی کلمه ها در اجراهای مختلف بین گروه دختر و پسر گردید.
این مطالعه، پژوهشی از نوع کارآزمایی بالینی است که با هدف بررسی تاثیر مدل مشاوره مراقبت پیگیر بر کیفیت زندگی مددجویان مبتلا به اختلال عروق کرونر در شهر تهران اجرا گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه جمعیت شناختی و فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی می باشد. این پرسشنامه در دو مرحله قبل و بعد از مداخله در دو گروه مورد استفاده و تجزیه تحلیل واقع شد. بر اساس برآورد انجام شده تعداد نمونه های مورد مطالعه هفتاد نفر در نظر گرفته شد که با روش تخصیص تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. سپس الگوی مشاوره مراقبت مداوم در گروه آزمایش در طول شش ماه به کار گرفته شد و گروه گواه طبق روند جاری مورد بررسی قرار گرفت. علیرغم عدم تفاوت معنادار در خصوص کیفیت زندگی قبل از مداخله در دو گروه، یافته های بدست آمده نشان می دهد که میانگین امتیاز مربوط به ابعاد روان شناختی کیفیت زندگی قبل از مطالعه در نمونه های گروه آزمایش 41 و در گروه گواه 39 بوده است که این میزان پس از مداخله در نمونه های آزمایش به 50.7 افزایش و در گروه گواه به 36 کاهش یافته است. میانگین ابعاد جسمانی کیفیت زندگی قبل از مداخله در نمونه های گروه گواه 42 و در گروه آزمایش 43 بوده که این میزان پس از به کارگیری الگو در گروه گواه به 39.7 کاهش و در گروه آزمایش به 6.01 افزایش یافته است. همچنین امتیاز کیفیت کل زندگی قبل از مداخله در گروه گواه 40.5 و در گروه آزمایش 42 بوده است و پس از مداخله این امتیاز در گروه گواه به 37.9 کاهش و در گروه آزمایش به 55.4 افزایش یافته است. آزمون آماری t مستقل نشان دهنده تفاوت معنی دار آماری (P<0.05) در ابعاد مختلف کیفیت زندگی در دو گروه می باشد که حاکی از تاثیر مثبت الگوی مشاوره مراقبت مداوم می باشد.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه سپاسگزاری و سبک های مقابله با استرس در دانشجویان دانشگاه های سراسری شهر تهران بود. 299 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس دانشجویان پرسش نامه سپاسگزاری و سبک های مقابله با استرس را تکمیل کردند. نتایج پژوهش بین سپاسگزاری با کلیه زیرمقیاس های سبک مقابله ای مسأله مدار و همچنین با برخی از زیرمقیاس های سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه مثبت نشان داد. همچنین سپاسگزاری با مقابله از طریق مصرف دارو و مقابله از طریق عدم درگیری رفتاری، رابطه منفی و با مقابله از طریق تفکر آرزومندانه رابطه مثبت نشان داد. نتایج نشان داد که افراد سپاسگزار بیشتر از سبک های مقابله ای کارامد در مقایسه با سبک مقابله ای ناکارامد بهره جستند. بیشترین قدرت پیش بینی سپاسگزاری را در میان سبک های مقابله با استرس به ترتیب سبک مقابله ای هیجان مدار، مسأله مدار و ناکارامد دارد. همچنین بین نمره کل سپاسگزاری با سبک های مقابله ای کارامد و ناکارامد رابطه متقابل وجود دارد. این احتمال وجود دارد که افرادی که از میزان سپاسگزاری بالایی برخوردارند، گرایش به استفاده از سبک های مقابله ای کارامد دارند.
هدف: با توجه به اهمیت شناخت اجتماعی دررمزگزاری ورمزگردانی دنیای اجتماعی و تاثیرات مستقیم و نقش اساسی اجزاء تشکیل دهنده شناخت اجتماعی، مثل تفکرات قالبی و طرحواره های بنیادین حمایت کننده آنها یا نگرش ها و سبک اسنادها که بر چگونگی رفتار و پاسخدهی فرد، تأثیر بلاواسطه دارند؛ هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی سه جزءازاجزاء مختلف شناخت اجتماعی یعنی سبکهای اسنادی، طرحواره های ناسازگار اولیه و نگرشهای ناکارآمد درافراد افسرده وعادی است. روش: گروه نمونه 60 نفری از بین مراجعه کنندگان به کلینیک آزاد روان شناسی دانشگاه صنعتی شریف تهران که واجد شرایط شرکت در پژوهش بودند، به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. 60 نفر از افراد سالم نیز که هیچگونه مشکل روانشناختی نداشتند درگروه عادی قرارگرفتند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه سبک اسناد، فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه، مقیاس نگرش های ناکارآمد و پرسشنامه افسردگی بک بود. یافته ها:نشان دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه سالم وافسرده در تمامی سبکهای اسنادی، طرحواره های ناسازگار اولیه و نگرشهای ناکارامد بود. نتیجه گیری: مولفه های شناخت اجتماعی آسیبدیده، نمود واضحی در مبتلایان به افسردگی دارند و توجه به اصلاح آنها در فرایند درمان افسردگی بایستی مدنظر متخصصین رواندرمانی قرارگیرد.
هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی عوامل انگیزشی (نیازهای فیزیولوژیکی، وابستگی و تعلق و نیازهای رشد) کارکنان و سرپرستان شرکت ملی نفت ایران و رابطه آن با رضایت شغلی بود.
روش: در این پژوهش مقطعی – تحلیلی، جامعه تحقیق را کلیه کارکنان و سرپرستان واحد اداره حسابرسی شرکت ملی نفت ایران در مناطق نفت خیز جنوب (اهواز) تشکیل می دادند که از میان آنها 42 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای بررسی متغیر های تحقیق، از پرسشنامه سنجش عوامل انگیزشی و نیازهای کارکنان و سرپرستان استفاده شد. همچنین از پرسشنامه رضایت شغلی کارکنان و به کارگیری فنون به وسیله سرپرستان استفاده گردید. نتایج به وسیله آمار توصیفی و استنباطی و روش همبستگی و آزمون t و مجذور کای، با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بین عوامل انگیزشی از دیدگاه کارکنان و سرپرستان تفاوت معنی دار وجود داشت و بر عکس آنچه سرپرستان می پنداشتند، مهمترین نیاز کارکنان رشد بوده، بیشترین رضایت شغلی به نوع کار و همکاران و کمترین رضایت به حقوق و دستمزد و ارتقا مربوط بود.
نتیجه گیری: رضایت از شغل باعث می شد کارکنان برای دستیابی به اهداف سازمان کوشش قابل توجهی کنند. اگرچه نیازهای زیستی برای اکثر کارکنان مطرح بود، ولی نیاز به احترام در اجتماع در اولویت قرار داشت.
هدف: سوء مصرف مواد در نوجوانان با بسیاری از پیامدهای منفی تاثیرگذار بر سلامت آنان ارتباط دارد. هدف مطالعه حاضر برآورد بروز سوءمصرف مواد روان گردان و الکل و تعیین عوامل مرتبط با آنها در دانش آموزان سال دوم دبیرستان های پسرانه شهر تبریز بود.
روش: 1785 دانش آموز پسر سال دوم دبیرستان شهر تبریز (7/13%) به روش سهمی خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و دو بار به فاصله یک سال (در دو پایه تحصیلی متوالی) مورد بررسی قرار گرفتند. در شروع مطالعه (اسفند 1383)، دانش آموزان یک پرسشنامه خود ایفای 48 سؤالی پاسخ گزین را تکمیل کردند. بعد از یک سال (اسفند 1384)، پرسشنامه 10 سؤالی دیگری به همان دانش آموزان که در سال سوم دبیرستان به تحصیل اشتغال داشتند، ارایه گردید تا میزان بروز مصرف مواد روان گردان و الکل در آنها تعیین گردد. با استفاده از رگرسیون لجستیک، عوامل مرتبط با بروز مصرف مواد روان گردان و الکل بررسی شد.
یافته ها: طی یک ســـال، 1/10 درصد دانش آموزان مصرف الکل و 2/2 درصد مصرف مواد روان گردان را تجربه کرده بودند. سیگار آزموده بودن، انتقال در مراحل مصرف سیگار، داشتن رفتار خطرپذیر عمومی، بروز تجربه مصرف مواد روان گردان و نداشتن برنامه ریزی برای ورود به دانشگاه در دانش آموزان با بروز تجربه مصرف الکل مربوط بود. داشتن رفتار خطرپذیر عمومی و بروز تجربه مصرف الکل با بروز تجربه مواد روان گردان ارتباط داشت.
نتیجه گیری: این مطالعه شیوع پایین سوءمصرف مواد ولی بروز بالای آن را در نوجوانان و همچنین برخی عوامل مرتبط را نشان داد. نتایج این مطالعه از اشاعه برنامه هایی که هدف شان تغییر همزمان رفتارهای پرخطر است، حمایت می کند.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان چند وجهی اسلامی به شیوه گروهی بر افسردگی و عزت نفس دانشجویان انجام شده است. پانصد دانشجو به پرسش نامة افسردگی بک و پرسش نامه عزت نفس آیزنک پاسخ داده اند. سپس شصت نفر که افسردگی بالا و عزت نفس پایینی داشتند، به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه سی نفر) تقسیم شدند. داده ها با شاخص های آماری، چون روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که درمان با رویکرد چندوجهی اسلامی به شیوه گروهی میتواند در کاهش افسردگی و افزایش عزت نفس دانشجویان مؤثر باشد. دادههای حاصل از پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) تحلیل و بررسی شد. یافتهها بیانگر این است که درمان چند وجهی اسلامی به شیوه گروهی توانسته در کاهش افسردگی و افزایش عزت نفس گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، مؤثر واقع شود.