فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۰۱ تا ۳٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
مقایسه عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی کارکنان معلول و غیرمعلول سازمان های دولتی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی کارکنان معلول و غیرمعلول (عادی / سالم) مورد مقایسه قرار گرفته است. نمونه پژوهش شامل 135 نفر از کارکنان معلول و 160 نفر از شاغلین غیرمعلول در سازمان های دولتی شهر اهواز می باشند که پرسشنامه های عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی را تکمیل کرده اند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری و نیز تحلیل واریانس یک راهه حاکی از آن است که میانگین نمره های کارکنان معلول در عدالت توزیعی، خشنودی از حقوق، خشنودی از کار، شکایات جسمانی، وسواس، افسردگی، حساسیت بین فردی، اضطراب، پرخاشگری، ترس های مرضی و روان پریشی به طور معنی داری پایین تر از میانگین نمره های کارکنان غیرمعلول (عادی / سالم) می باشد. در عدالت تعاملی، رویه ای، خشنودی از سرپرستی، خشنودی از ترفیع، خشنودی از همکاران و نیز افکار پارانوئید تفاوت معنی داری بین کارکنان معلول و غیرمعلول (عادی / سالم) مشاهده نشد.
ایجاد پایداری هیجانی بر اساس تلفیق آموزش تنش زدایی تدریجی و مهارتهای آرام سازی سبک زندگی
حوزههای تخصصی:
"
پایداری هیجانی عامل کلیدی موفقیت در زندگی و حفظ سلامت است. هدف این پژوهش تعیین میزان تأثیر آموزش تنشزدایی تدریجی و مهارتهای آرامسازی سبک زندگی بر پایداری هیجانی بود. بدین منظور، ابتدا 32 نفر از مراجعان مرکز مشاوره که براساس مصاحبه بالینی مبتنی بر ضوابط تشخیصی DSM-IV و آزمون 16 عاملی کتل(ویرایش چهارم) مضطرب بودند، انتخاب شدند. 17 نفر از آزمودنیها در گروه آزمایشی و 15 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. به آزمودنیهای گروه آزمایشی 12 جلسه به طور هفتگی آموزش گروهی تنشزدایی به همراه مهارتهای آرامسازی سبک زندگی ارائه شد. در پایان جلسات آموزش، همه آزمودنیها براساس ابزارهای پیشین مجدداً ارزیابی شدند. سپس میانگین تغییرات دو گروه، با روش t برای گروههای مستقل مقایسه شد. نتایج نشان دادند که برخی از عوامل کتل که پایداری هیجانی را ارزشیابی میکردند در گروه آزمایشی تغییر کردند. افزایش معناداری نمرة آزمودنیهای گروه آزمایشی در عامل C (پایداری هیجانی در برابر ناپایداری هیجانی) و عامل H (تهور در برابر کنارهگیری) و کاهش نمرة آنها در عامل O (نگرانی و بیاعتمادی اضطرابآمیز نسبت به خود در برابر اعتماد به خود و آرامش) و Q4 (تنش عصبی در برابر آسودگی خاطر)، تأثیر شیوه مداخلهای بر پایداری هیجانی و دستیابی به یک سبک سالم زندگی را برجسته کرد.
"
تفاوتهای جنس، سن و وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی در باورهای مذهبی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین جنس، سن و وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی با باورهای مذهبی کودکان انجام شد. بدین منظور مصاحبهها و نقاشیهای 122 کودک 6 تا 11 ساله که با استفاده از روش نمونهبرداری طبقهای انتخاب شدند، دربارة باورها و مفاهیم مذهبی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که کودکان در ترسیم خداوند از نور بیش از سایر نمادها استفاده کردند. در تداعی آزاد نیز صفت نیکخواهی پروردگار بیش از سایر صفتها مطرح شد. دختران خداوند را بیشتر به صورت نمادها و پسران بیشتر انسانگونه ترسیم کردند. در توصیف کارهای خداوند کودکان 6 تا 7 ساله بیشتر جنبههای مثبت و خنثی، کودکان 10 تا 11 ساله بیشتر جبنههای منفی و کودکان 9 تا 10 سال بیشتر بر جنبه قدرت مطلق خداوند اشاره کردند. کودکان با وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایین بیشتر به هنگام نیاز و در زمانهای خاص دعا میکردند در حالی که کودکان با وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی بالا دعاکردن در مکانهای خاص و به صورت دائم را ترجیح میدادند. با توجه به نتایج پژوهش، استلزامهای آموزش مذهبی و مفاهیم مرتبط با آن مورد بحث قرار گرفتند.
"
رابطه بین سلامت سازمانی دانشگاه های غرب کشور با سلامت روانی کارکنان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سلامت عمومی و سلامت سازمانی کارکنان رسمی دانشگاه های غرب کشور(دانشگاه بوعلی سینا همدان، دانشگاه کردستان، دانشگاه رازی کرمانشاه و دانشگاه ملایر)انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را 1334 نفر از کارکنان(908 نفر مرد و426 نفر زن) تشکیل دادند که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای- نسبتی تعداد727 نفر(491 نفر مرد و236نفر زن) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی و پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آمار توصیفی و نیز از ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt برای گروه های مستقل و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد هفت گانه سلامت سازمانی از دیدگاه کارکنان دانشگاه های غرب کشور بالاتر از سطح متوسط است، ولی کارکنان از نظر سلامت عمومی در وضعیت مرزی قرار دارند. همچنین بین سلامت عمومی و سلامت سازمانی کارکنان ارتباطی وجود ندارد. سایر نتایج پژوهش نیز نشان داد بین میزان سلامت عمومی کارکنان در ابعاد چهارگانه به لحاظ جنسیّت تفاوت معناداری وجود دارد و میزان سلامت روانی مردان بهتر از زنان است، اما از نظر سنوات خدمت و میزان تحصیلات تفاوت معنادار وجود ندارد، لذا می توان گفت میزان سلامت روانی کارکنان با سنوات خدمتی متفاوت، یکسان است. همچنین میزان سلامت روانی در میان کارکنان با توجه به سطوح تحصیلات آن ها نیز یکسان است و در نهایت اینکه متغیرهای نفوذ مدیر، ساخت دهی، پشتیبانی منابع، روحیه و تأکید علمی با اطمینان 95/0 می توانند تغییرات مربوط به سلامت عمومی را پیش بینی کنند، ولی متغیرهای یگانگی نهادی و ملاحظه گری ارتباط معناداری با سلامت عمومی نداشتند.
نقش خستگی شناختی بر کمال گرایی، انعطاف پذیری روان شناختی و راهبردهای مقابله با استرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر خستگی شناختی بر ویژگی هایی، همچون: کمال گرایی، انعطاف پذیری روان شناختی و راهبردهای مقابله با استرس در شرایط حل مسأله با توجه به جنسیت آزمودنی بوده است. جامعه آماری از کلیه دانشجویان دختر و پسر در کلیه مقاطع تحصیلی و رشته های مختلف در دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 93-92 تشکیل شد. از بین دانشجویان دختر و پسر یک نمونه 80 نفری به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند؛ به این صورت که 20 پسر و 20 دختر در گروه آزمایش، و 20 پسر و 20 دختر در گروه کنترل قرار داده شدند و با استفاده از پرسشنامه مقابله با موقعیت تنش زا، پرسشنامه پذیرش و عمل، تکالیف تشخیصی و شناختی و مقیاس کمال گرایی آزمون شدند. در مرحله اول آزمودنی ها در گروه های آزمایش و کنترل با تکالیف تشخیصی روبه رو و سپس آزمون شدند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس دو راهه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان دهنده اثر متقابل جنسیت و گروه تحت تأثیر خستگی شناختی بر اجتناب، انعطاف پذیری روان شناختی و راهبردهای هیجان مدار و اجتناب مدار بوده است. بیشترین میانگین نمره های اجتناب، انعطاف پذیری روان شناختی و راهبردهای هیجان مدار مربوط به دانشجویان دختر گروه کنترل (به ترتیب، 016/0p<، 027/0p<، 018/0p<) و برای زیرمقیاس اجتناب مدار مربوط به دانشجویان پسر گروه کنترل بوده است (024/0p<). در ارتباط با متغیر کمال گرایی تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0p>). به طورکلی، دانشجویان دختر و پسر با دارا بودن ویژگی های انعطاف پذیری و استفاده از راهبردهای هیجان مدار و اجتناب مدار عملکرد متفاوتی در شرایط حل مسأله داشتند؛ به گونه ای که عملکرد افراد در شرایط مختلف حل مسأله با توجه به جنسیت، شخصیت (میزان کمال گرایی و انعطاف پذیری روان شناختی) در اتخاذ راهبردهای مقابله با استرس متفاوت است.
پیش بینی کننده های بی حوصلگی در نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی به مادران بر سازگاری اجتماعی، پرخاشگری و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی به مادران بر سازگاری اجتماعی، پرخاشگری، و پیشرفت تحصیلی فرزندان انجام گرفت. جامعه آماری شامل 50 نفر از مادران دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. پس از انتخاب نمونه، برنامة آموزش مهارت های ارتباطی با رویکرد شناختی رفتاری گروهی( به مدت 10 جلسه ، یک روز در هفته و هر جلسه به مدت 3 ساعت) برای مادران گروه آزمایشی اجرا شد. دانش آموزان هر دو گروه، مقیاس سازگاری اجتماعی و پرسشنامة پرخاشگری را در دو مرحلة پیش و پس آزمون تکمیل کردند و نمرات معدل تحصیلی دانش آموزان در نیمة اول و دوم سال تحصیلی ثبت شد. داده های حاصل با روش تحلیل کواریانس و اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامة مداخله بر هر سه متغیر تأثیر معنی دار داشته است. بنابراین، می توان گفت آموزش مهارت های ارتباطی به مادران باعث بهبود سازگاری اجتماعی، پرخاشگری، و پیشرفت تحصیلی فرزندان می شود. پیشنهاد می شود آموزش مهارت های ارتباطی در مدارس مدّ نظر قرار گیرد و اثربخشی آن بر والدین و دانش آموزان بررسی شود.
بررسی دیدگاه معلمان در مورد چگونگی شاداب سازی مدارس با توجه به استانداردهای کالبدی طراحی فضاهای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشاط و شادابی همواره به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای دانش آموزان و معلمان در مدارس مطرح بوده است. پژوهش های صورت گرفته، نشان داده اند که عوامل کالبدی، مدیریتی و روابط در مدرسه در ایجاد شادکامی در معلمان و دانش آموزان دخیل هستند. در تحقیق حاضر؛ تمرکز اصلی ما روی بعد کالبدی مدارس می باشد و براساس قوانین نظام آموزشی کشورمان، باید مطابق استانداردهای مصوب آموزش و پرورش باشد. در پژوهش حاضر، قصد داریم دیدگاه معلمان را در مورد اثرگذاری استانداردهای طراحی فضاهای فیزیکی، رنگ، امکانات و بهداشت مدارس در ایجاد محیط شاداب در مدارس بررسی نماییم. برای نیل به این هدف، تحقیق به شکل توصیفی- زمینه یابی بوده و از یک پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. روایی این پرسشنامه با توجه به نظر پنج تن از اساتید تعیین شده و پایایی آن نیز با روش آلفای کرونباخ عدد 84/0 محاسبه گردیده است. جامعه ی آماری نیز شامل معلمان ابتدایی ناحیه چهار کرج می باشد که به شکل خوشه ای، نمونه ا ی صد نفری از آن ها انتخاب شده است. برای تحلیل آماری نیز از میانگین و روش t تک نمونه ای استفاده شده است. نتایج بیان گر آن هستند که از نظر معلمان، استانداردهای مربوط به رنگ و امکانات آموزشی مدارس تاثیر مطلوبی در شادابی معلمان و دانش آموزان دارند و برعکس، استانداردهای طراحی فضاهای فیزیکی و بهداشت مدارس باعث کاهش شادابی آن ها در مدرسه می گردند.
اهمیت عوامل فردی، ساختاری و ارتباطی حل تعارض از نظرکارکنان دانشگاه آزاد اسلامی یزد
حوزههای تخصصی:
"هدف از انجام این پژوهش، بررسی اهمیت عوامل فردی، ساختاری و ارتباطی حل تعارض از نظر کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بوده است. بهمنظور دستیابی به این هدف از جامعه آماری که کلیه کارکنان اداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بودند، به شیوه نمونهگیری تصادفی ساده 160 نفر انتخاب شدند. پرسشنامههای مورد استفاده در پژوهش یکی پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی و دیگری پرسشنامه عوامل حل تعارض بوده است. پرسشنامه عوامل حل تعارض بر مبنای پیشینه پژوهش 26 سؤال داشت که پژوهشگران ساخته بودند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه عوامل حل تعارض را کارشناسان و متخصصان بررسی و تایید کردند. پایایی پرسشنامه نیز برحسب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) بررسی و در حد قابل قبولی بود. دادههای بهدست آمده با استفاده از آزمون t تکمتغیره، t متغیر مستقل و آلفا تحلیل شد. یافتهها نشان داد که گروه نمونه در حوزه عوامل فردی حل تعارض یعنی در اعمال قدرت، از خودگذشتگی، عقبنشینی و مصالحه (05/0 P<) نظری پایینتر از حد متوسط دارند، ولی نظر آنان در بررسی منطقی اختلاف بالاتر از حد متوسط (05/0 P< و 30/15 = t) بوده است. نظر گروه نمونه در حوزه عوامل ساختاری حل تعارض نیز در اعمال قدرت، از خودگذشتگی، عقبنشینی و مصالحه پایینتر از حد متوسط (یعنی میانگین ثابت 3 و 05/0P<)، ولی نظر آنان در بررسی منطقی اختلاف (05/0 P< و 97/15 = t) بالاتر از حد متوسط بوده است. نظر گروه نمونه در حوزه عوامل ارتباطی حل تعارض در اعمال قدرت، از خودگذشتگی و عقبنشینی پایینتر از حد متوسط (یعنی میانگین 3 و 05/0 P<)، در بررسی منطقی اختلاف (05/0 P< و 39/14 = t) بالاتر از حد متوسط و در مصالحه (05/0 P< و 392/1 = t) در حد متوسط بوده است. مقایسههای صورت گرفته برحسب متغیرهای جنسیت، تحصیلات، سابقه خدمت در عوامل فردی، ساختاری و ارتباطی حل تعارض در مواردی تفاوت معنادار نشان میدهد.
"
راهبردهای کنترل فکر در اختلال وسواس فکری-عملی
حوزههای تخصصی:
آموزش به شیوه یادگیری سیار و تأثیر آن بر یادگیری، یادداری و انگیزه پیشرفت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، مطالعه ای است که هدف آن بررسی تأثیر آموزش به شیوه یادگیری سیار بر سه مؤلفه یادگیری، یادداری و انگیزه پیشرفت و مقایسه آن با روش سنتی است. از نظر روش شناسی، پژوهش حاضر، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان رشته مهندسی آب در درس خاک شناسی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است که تعداد آنها 74 نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 38 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. قبل از اجرا، پیش آزمون یادگیری (محقق ساخته) و انگیزه پیشرفت هرمنس بر روی هر دو گروه در شرایط یکسان به عمل آمد. برای گروه گواه از روش سنتی و برای گروه آزمایش از روش آموزش به شیوه یادگیری سیار، استفاده شد. پس از پایان سه هفته آموزش، پس آزمون یادگیری و انگیزه پیشرفت برای هر دو گروه اجرا شد و پس از گذشت یک ماه، آزمون یادداری از گروه ها به عمل آمد. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون t گروه های مستقل، در نرم افزار SPSS تحلیل شد.یافته ها نشان داد که میزان یادگیری و یادداری در میان افراد آموزش دیده با روش یادگیری سیار، بیشتر از روش سنتی است؛ اما، در روش آموزش به شیوه سنتی، انگیزه پیشرفت بیشتر از یادگیری سیار بود.
ارتباط اعتیاد به اینترنت با اضطراب در تیپ های شخصیتی نوع A و B(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت با اضطراب در تیپ های شخصیتی نوع A و B و تعیین توان پیش بین این دو متغیر در تعامل با متغیر جنسیت به منظور پیش بینی میزان اعتیاد به اینترنت دانشجویان بود. تاثیر نوع دانشگاه ( دولتی، آزاد، غیر انتفاعی، نیمه حضوری، تربیت معلم) بر اعتیاد به اینترنت دانشجویان از اهداف دیگر پژوهش بود. به این منظور 330 دانشجوی دختر و پسر (167پسر و 163 دختر) دانشگاه های شهرستان ارومیه به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (1999)، اضطراب نجاریان(1378) و پرسشنامه شخصیتی A و B (گنجی،1380) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری، میانگین، انحراف استاندارد، آزمون t ، تحلیل رگرسیون چند متغیری و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. نتایج نمودار این واقعیت است که افراد تیپ A نسبت به تیپ B بیشتر به اینترنت معتاد می شوند (005/> P )، ولی تیپ شخصیت پیش بینی کننده معنادار این متغیر به طور کلی نیست. نمره های اضطراب پیش بینی کننده معنادار اعتیاد به اینترنت است. به علاوه، تفاوت های یافت شده بین میزان اعتیاد به اینترنت دانشجویان پسر (2/85) و دانشجویان دختر (8/14) و گروه های مختلف بر اساس نوع دانشگاه معنادار است (005/> P ). پیشنهاد می شود افراد مضطرب در استفاده از اینترنت محتاطانه عمل کنند. عدم کنترل شرایط اقتصادی و اجتماعی کاربران، از جمله محدودیت های مطالعه حاضر است.
رابطه بین هوش هیجانی مدیران و توانایی آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی مدیران و توانایی آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدایی شهر اصفهان انجام شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 1098 مدیر و 10880 آموزگار از دبستانهای دخترانه و پسرانه نواحی پنجگانه شهر اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم تعداد 110 مدیر و 233 آموزگار، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار ـ آن، با 90 گویه و پرسشنامه محقق ساخته اعتماد با 30 گویه بوده است. ضریب پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای هوش هیجانی 92/0 و برای اعتماد 98/0 به دست آمده و روایی محتوایی پرسشنامه هوش هیجانی و اعتماد را متخصصان تایید کردند. داده های این پژوهش در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، درصد و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل رگرسیون چند متغیره، ضریب همبستگی، آزمونt ، و مانوا و LSD) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین اعتماد با 15 مؤلفه هوش هیجانی بار ـ آن رابطه مثبتی وجود دارد. از نظر ویژگیهای جمعیت شناختی نیز بین هوش هیجانی مدیران از نظر مدرک تحصیلی تفاوت معناداری در سطح 05/0≥P وجود نداشت، اما بین هوش هیجانی مدیران برحسب جنسیت تفاوت بین میانگین نمره مؤلفه انعطاف در سطح 05/0≥P معنادار بوده است، بنابراین مؤلفه انعطاف در مدیران زن بیشتر از مدیران مرد بود. همچنین بین هوش هیجانی مدیران برحسب سابقه خدمت بجز در مورد مؤلفه مسؤولیت پذیری در سطح 05/0≥P بقیه رابطه ها معنادار نبوده است، بنابراین مسؤولیت پذیری مدیران با سابقه 25ـ20 سال بیشتر از مدیران با سابقه 15ـ10 سال بود. همچنین بین نظرات معلمان در مورد مؤلفه اعتماد برحسب جنسیت، مدرک تحصیلی و سابقه خدمت تفاوت معناداری در سطح 05/0≥P وجود نداشت.
مقایسه کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال ریاضیات با دانش آموزان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
رابطه سبک های دلبستگی و خودشکوفایی در شاغلین روان درمانگر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات موجود در زمینه خودشکوفایی نشان می دهد که خودشکوفایی یکی از شاخص های موثر مشاوره موثر است. شواهدی مبنی بر ارتباط امنیت دلبستگی با خودشکوفایی و بعضی ابعاد آن وجود دارد. این پژوهش به منظور تعیین نمودن رابطه سبک های دلبستگی با خودشکوفایی در شاغلین روان درمانگر انجام شده است. جامعه آماری شامل شاغلین روان درمانگر شهر تهران بوده است. از این جامعه 145 نفر به روش نمونه گیری غیر احتمالی چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از دو پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال هازان و شیور (1993)-AAQ و مقیاس شکوفایی استعداد-MAP استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون، کروسکال-والیس، t گروه های مستقل و کای دو استفاده شد. یافته-های به دست آمده از پژوهش نشان داد که نمرات خودشکوفایی و زیرمقیاس گشودگی با سبک دلبستگی اجتنابی شاغلین روان درمانگر رابطه منفی معنا دار و نمره گشودگی به خود با سبک دلبستگی آزمودنی های اجتنابی روان درمانگر رابطه مثبت معنادار داشت. نتایج پژوهش مورد بحث قرار گرفته اند.
تاثیر رویکرد زوج درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد راه حلمحور بر افزایش سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان صورت گرفته است.
روشکار: در این پژوهش نیمهتجربی در سال 89-1388 از روش پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد استفاده شده است. جامعهی پژوهش شامل آن دسته از زوجین مراجعهکننده به مرکز مداخله در بحران شهر اصفهان میباشد که به صورت خودمعرف مراجعه کرده بودند. نمونهی پژوهش شامل 32 زوج از بین زوجهای داوطلب شرکت در مطالعه است که به صورت در دسترس و تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی جمعیتشناختی و پرسشنامهی سازگاری زناشویی اسپاینر بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و روشهای آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد.
یافتهها: رویکرد راه حلمحور بر سازگاری زناشویی موثر است (001/0P<) تجزیه و تحلیل دادهها در مورد ابعاد سازگاری زناشویی نشان داد که این رویکرد بر بعد انسجام موثر بوده (002/0P<) اما بر بعد توافق و رضایت تاثیر معنیداری نداشته است.
نتیجهگیری: با توجه به افزایش نرخ طلاق در دو دههی گذشته در کشور، درمان راه حلمحور با کمک به زوجین برای توسعهی راه حل های موثر و یافتن موارد استثنا در زندگی میتواند سازگاری زناشویی را افزایش و از طلاق جلوگیری نماید.