ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۸۱ تا ۱۵٬۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۵۶۸۱.

بررسی اندیشه مرتبه بالاتر از دیدگاه پیتر کاروترز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۴۸۴
مقدمه: تبیین طبیعت آگاهی یکی از مهم ترین و پیچیده ترین مباحث فلسفی است. آگاهی چیست؟ چطور ذهن آگاه با بدن ارتباط دارد؟ آیا می توان آگاهی را از حیث فعالیت مغزی تبیین کرد؟ چطور می توانیم احساس بوی یک گل رز یا یک تجربه بصری آگاهانه را تبیین کنیم؟ پرسشی که باید هر نظریه مقبولی در آگاهی به آن پاسخ دهد آن است که: چه چیزی یک حالت ذهنی را یک حالت ذهنی آگاهانه می کند؟ به عبارت دیگر چه چیزی یک حالت ذهنی ناآگاهانه را به یک حالت آگاهانه تبدیل می کند؟ برخی از فلاسفه تلاش کرده اند که پاسخ این پرسش را با آگاهی مرتبه بالاتر بدهند. اما آیا این پاسخها کافی است؟ روش: روش مطالعه و پژوهش در این مقاله، فرآیند گام به گام جمع آوری اطلاعات از منابع دست اول در موضوع مقاله است و به عبارت دیگر روش کتابخانه ای است. یافته ها: انواع گوناگونی از نظریه مرتبه بالاتر وجود دارد که بستگی به آن دارند که چطور بازنمایی مرتبه بالاتر توصیف شود. به طور کلی ایده در نظریات آگاهی مرتبه بالاتر این است که آنچه یک حالت ذهنی را آگاهانه می کند آن است که آن حالت متعلق نوعی بازنمایی مرتبه بالاتر باشد. برای مثال میل من برای نوشتن یک مقاله خوب! وقتی آگاهانه می شود که من از آن میل «مطلع» شوم. هر نظریه ای که برای تبیین آگاهی از لحاظ حالات مرتبه دوم تلاش کند، نظریه مرتبه دوم آگاهی دانسته می شود. در این مقاله عمدتا به دیدگاه پیتر کاروترز که به «اندیشه مرتبه بالاتر بالقوه» معروف است، پرداخته ایم . نتیجه گیری: بنظر می آید که این دیدگاه با مشکلات مهمی دست به گریبان است و پاسخ به آنها مطابق همه دیدگاه های بازنمایی (مرتبه اول یا دوم) بسیار دشوار. حتی با مبنای کاروترز هم که مدعی بود حالات ذهنی آگاهانه محتوای التفاتی دوتایی کسب می کنند نیز نمی توان پاسخ آنها را داد
۱۵۶۸۲.

بررسی تأثیر نوروفیدبک آلفا/تتا و بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب بر خلاقیت شناختی و هیجانی کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۶۴۸
مقدمه: برای افزایش خلاقیت صدها راه وجود دارد، اما روش های جدید باید مبتنی بر آموزش غیرمستقیم و متناسب با سرگرمی های به روز کودکان و نوجوانان باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر نوروفیدبک آلفا/تتا و بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب (HRV) بر خلاقیت هیجانی و شناختی کودکان دبستانی شهر اصفهان است. روش: نمونه ی پژوهش 90 کودک هفت تا 12 ساله (51 دختر و 39 پسر) بودند که هم داوطلب شرکت در جلسات بودند و هم ملاک های ورود به پژوهش را داشتند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در پنج گروه آزمایشی (بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب، نوروفیدبک آلفا در مکان های Pz, P3, P4, P4-P3 ) و گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). برای اندازه گیری سازه های مورد نظر، فرم والد آزمون های خلاقیت هیجانی آوریل (1999) و فرم تصویری خلاقیت شناختی تورنس (1962) در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اجرا و آزمون هوش ریون و فرم والد سیاهه ی نشانه های مرضی کودکان نیز پاسخ داده شد. گروه های بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب و نوروفیدبک، آموزش را در 15 جلسه ی 45 دقیقه ای و سه بار در هفته به صورت انفرادی دریافت کردند. فرض پژوهش این بود که بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب و نوروفیدبک آلفا/تتا می تواند خلاقیت هیجانی و شناختی کودکان دبستانی در مراحل پس آزمون و پیگیری را افزایش دهد. یافته ها: داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های تکراری تحلیل شدند و نتایج نشان دادند که آموزش نوروفیدبک آلفا/تتا در مکان های P3 و Pz و بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب توانسته اند در هر دو مرحله ی پس آزمون و پیگیری، خلاقیت شناختی و هیجانی را افزایش دهند (0/05و 0/01 > P ) . نوروفیدبک P Z بر خلاقیت شناختی و بیوفیدبک تغییرپذیری ریتم قلب بر خلاقیت هیجانی اثر بیشتری داشته اند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، از این روش ها می توان برای افزایش خلاقیت شناختی و هیجانی استفاده کرد.
۱۵۶۸۳.

مقایسه ی حافظه ی بازشناسی چهره های دارای هیجانات مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۲ تعداد دانلود : ۵۱۱
مقدمه : تأثیر هیجانات مختلف چهره (اعم از خوشحالی، ناراحتی، ترس و خشم...) بر حافظه ی بازشناسی چهره، در چندین مطالعه بررسی شده است. ازآنجا که یافته های این پژوهش ها در تناقض با یکدیگرند، این مطالعه برای ارزیابی تأثیر هیجانات چهره بر حافظه ی بازشناسی چهره طراحی شده است. روش : در این پژوهش، 45 فرد سالم (23 مرد و 22 زن) با حافظه ی طبیعی که در محدوده ی سنی 18 تا 35 سال قرار داشتند، شرکت کردند. برای ارزیابی حافظه ی چهره ی هیجانی شرکت کنندگان، با استفاده از چهره های خوشحال، خنثا و غمگین، یک تکلیف طراحی شد. داده ها به کمک نرم افزار متلب (2015b) استخراج و برای تحلیل آماری به نرم افزار SPSS16.0 منتقل شدند. برای مقایسه ی هیجان های مختلف، درصد پاسخ درست و زمان پاسخ های درست و نادرست در هر هیجان محاسبه و برای بررسی تفاوت های آنها از آزمون تحلیل واریانس مکرر استفاده شد. یافته ها : تفاوت حافظه ی بازشناسی چهره در سه هیجان چهره معنادار است، به طوری که چهره های دارای هیجان مثبت (خوشحال) در مقایسه با هیجان منفی (غمگین) و خنثا کمتر به یاد آورده می شوند (05/0 < p). از حیث زمان پاسخ های درست، بین سه هیجان تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری : چهره های غمگین و خنثا بهتر از چهره ی خوشحال به یاد آورده می شوند.
۱۵۶۸۴.

بررسی نظریه ساختارگرایی با تاکید بر مسئله وحدت اشیاء از جمله انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۴ تعداد دانلود : ۷۲۹
مقدمه : تبیین وحدت اشیاء از جمله انسان. روش : استفاده از تحلیل مفهومی و استدلال فلسفی جهت بررسی نظریه ساختارگرایی و خوانش کاسلیکی از صورت گرایی ارسطویی. یافته ها : در این مقاله نشان داده ام که برخلاف دیدگاه کاسلیکی اولا وحدت اشیاء از جمله انسان نیازمند هر دو فرض ارسطو (تقسیم ناپذیری و نیازمندی شیء به عامل واحد) است ثانیا صورت را نمی توان به ساختار فروکاهید. برای این کار ابتدا دیدگاه کاسلیکی را بیان کردیم که طبق آن اگر صورت را جزء اشیاء بدانیم و همچنان از دو فرض ارسطو پیروی کنیم همچنان با اشکال تسلسل روبرو خواهیم بود لذا به نظر وی ناچاریم که از دو فرض ارسطو دست برداریم. وی با این کار راه را برای نظریه ساختارگرایی باز می کند. ما نشان داده ایم که استدلال های کاسلیکی در جهت انکار این دو فرض قابل دفاع نیست. نتیجه گیری : نظریه ساختارگرایی به طور عام و دیدگاه کاسلیکی به طور خاص تفسیر درستی از صورت ارائه نمی کند.
۱۵۶۸۵.

تأثیر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی، تنظیم هیجان و ارتقای رضایت زناشویی زنان سازگار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۴ تعداد دانلود : ۸۸۹
ارتقای رضایت زناشویی یکی از راهکارهای مهم برای تقویت انسجام خانواده ها و ارتقای سلامت جامعه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روان شناختی، تنظیم هیجان و ارتقای رضایت زناشویی زنان انجام شد. روش پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل بالای ۱۸ سال شهر تهران در سال ۱۳۹۶ بودند. نمونه پژوهش ۶۰ زن متأهل دارای رضایت زناشویی متوسط بودند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در ۲ گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. و گروه آزمایش ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای در برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند. شرکت کنندگان در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS، لوی باند و لوی باند، ۱۹۹۵)، پرسشنامه دشواری های تنظیم هیجان (DERS، گراتز و روئمر، ۲۰۰۴) و شاخص خشنودی زوجی (CSI، فانک و راگ، ۲۰۰۷) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود پریشانی روان شناختی (۱/۰>P، ۶۵/۸ =F)، بهبود تنظیم هیجان (۳۹/۳۱=F) و ارتقای رضایت زناشویی (۹۲/۱۹=F) زنان متأهل مؤثر بوده است (۱/۰>P). بر اساس این نتایج، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی ضمن کاهش پریشانی روان شناختی و افزایش مهارت های تنظیم هیجان در زنان، در زمینه زوج درمانی نیز سودمند است و می تواند به عنوان یکی از روش های ارتقای رابطه زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۵۶۸۶.

مقایسه بزرگنمایی غیرانطباقی، جهت گیری منفی به مساله، تنظیم هیجان و حساسیت به طرد در بیماران مبتلا به ایدز و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۵۷۷
ایدز بیماری مزمن و خطرناک و از علل عمده ی مرگ و میر در جهان محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی سبک بزرگ نمایی غیرانطباقی، جهت گیری منفی به مساله، تنظیم هیجان بین فردی، سبک پردازش هیجانی و حساسیت به طرد در بیماران مبتلا به ایدز و افراد سالم بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر کلیه ی بیماران مبتلا به ایدز بودند که در زمستان 96 به مرکز بهداشت در شهر ارومیه مراجعه کرده بودند. نمونه ی پژوهش نیز شامل 40 نفر مبتلا به ایدز مراجعه کننده به مرکز بهداشت در شهر ارومیه و 40 نفر از افراد سالم بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین دو گروه در متغیرهای سبک بزرگ نمایی غیرانطباقی، جهت گیری منفی به مساله، تنظیم هیجان بین فردی، سبک پردازش هیجانی و حساسیت به طرد تفاوت معناداری وجود دارد و بیماران مبتلا به ایدز در این متغیرها نمرات بیشتری کسب می کنند. می توان نتیجه گرفت بسیاری از مشکلات روان شناختی که بیماران مبتلا به ایدز تجربه می کنند، تا حدی متاثر از متغیرهای بررسی شده در پژوهش حاضر است. لذا توجه به این عوامل در سبب شناسی و درمان مشکلات روان شناختی این بیماران می تواند گامی مفید در مسیر کمک به کاهش این مشکلات و ارتقاء سلامت روان آنها باشد.
۱۵۶۸۷.

اثربخشی رابطه درمانی والد-کودک(CPRT) برافزایش پذیرش والدینی مادران و کاهش رفتارهای مخل کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱ تعداد دانلود : ۶۲۱
پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی رابطه درمانی والد-کودک (CPRT)، بر افزایش پذیرش والدینی مادران و کاهش رفتارهای مخل دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر اهواز انجام شد. طرح پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل مادران دانش آموزان دختر 8 تا 12 ساله بودند. نمونه شامل 30 نفر بودند که صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. مادران در 10 جلسه آموزش رابطه درمانی والد-کودک بر اساس الگوی لندرث و براتون شرکت کردند. برای جمع-آوری اطلاعات از پرسشنامه ی پذیرش والدینی پروتر(PPAS)، و پرسشنامه ی رفتار کودک آیبرگ (ECBI) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کووایانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که رابطه درمانی والد-کودک منجر به افزایش پذیرش والدینی مادران و کاهش رفتارهای مخل کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه گردید. نتایج پیگیری نشان دادکه این اثرات تا یک ماه پس از اتمام جلسات رابطه درمانی والد-کودک تداوم داشت. سطح معنا داری (P
۱۵۶۸۸.

آزمون مدل فراتشخیصیِ مبتنی بر نظریه لینچ، در رابطه با افسردگی در جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۸۴۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مدل آسیب شناسی لینچ، اثر تعامل حساسیت به تهدید، حساسیت به پاداش و کمال گرایی والدین با میانجی گری بیش کنترل گری و پیوند اجتماعی، در رابطه با افسردگی بود. اعضای نمونه را 521 نفر از دانشجویان سه دانشگاه در تهران تشکیل می دهند که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس طبع منفی فهرست شخصیت سازگار و ناسازگار، مقیاس تجربه ی زمانی لذّت، خرده مقیاس های کمال گرایی ناسازگارانه، مقیاس کمال گرایی چندبعدی فراست، پرسشنامه ی دوسوگرایی در ابراز هیجان، مقیاس نیاز شخصی به ساختار، پرسشنامه ی مشکلات بین فردی، مقیاس امنیت و لذّت اجتماعی و پرسشنامه ی افسردگی بک بود. یافته های مطالعه، حکایت از برازش خوب مدل یادشده داشت. تحلیل بوت استرپ نیز نقش واسطه ای بیش کنترل گری و پیوند اجتماعی را تأیید کرد. بر این اساس تعامل حساسیت به تهدید، حساسیت به پاداش و کمال گرایی والدین منجر به ایجاد سبک مقابله ای بیش کنترل گرانه می شود؛ بیش کنترل گری نیز به نوبه ی خود به اختلال در پیوند اجتماعی می انجامد و از این طریق به افسردگی منجر می شود. بر این اساس، یافته های مطالعه ی حاضر از مدل لینچ در رابطه با آسیب شناسی افسردگی حمایت می کند.
۱۵۶۸۹.

مطالعه تجربی تاثیر آموزش تفکر ژرف اندیشانه بر یادگیری پژوهش محور دانش آموزان در درس علوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۲ تعداد دانلود : ۷۲۴
    هدف کلی پژوهش بررسی تاثیر آموزش تفکر ژرف اندیشانه بر توسعه یادگیری پژوهش محور دانش آموزان در درس علوم پنچم ابتدایی شهر کرمان بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر کرمان بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 23 نفر از دانش آموزان دختر دو کلاس پنجم دوره ابتدایی از یک دبستان دولتی در یک منطقه متوسط انتخاب شدند. برای ارزیابی میزان یادگیری پژوهش محور دانش آموزان، از جعبه ابزار معلمان برای دانش آموزان پیش دبستانی تا هشتم در درس علوم و دو آزمون معلم ساخته درس علوم پنجم استفاده شد. یافته ها نشان داد که پس از آموزش تفکر ژرف اندیشانه، دانش آموزان گروه آزمایش از نظر سطح یادگیری پژوهش محور به سطح کارآموز رسیدند و تفاوت معنی داری را با گروه کنترل نشان دادند. بنابراین آموزش تفکر ژرف اندیشانه تاثیر مثبت و معنی داری بر یادگیری پژوهش محور دانش آموزان در درس علوم دارد. با استفاده از  آموزش تفکر ژرف اندیشانه، دانش آموزان قادر خواهند بود از روش علمی تبعیت نموده و از منابع، تجهیزات و فناوری ها استفاده نموده و از همه اصطلاحات و مفاهیم علمی، متفکرانه بهره ببرند.
۱۵۶۹۰.

مقایسه اثر بخشی گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر اضطراب امتحان و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۹۰۰
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر اضطراب امتحان و بهزیستی تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم می باشد. روش پژوهش، روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر شیراز می باشد. نمونه آماری شامل دو گروه آموزش (هرکدام 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفره) که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و دو گروه آزمایش، گشتالت درمانی و موسیقی درمانی را دریافت کردند. ابزار تحقیق شامل مقیاس اضطراب امتحان فریدمن و مقیاس بهزیستی تحصیلی سالملا آرو و آپادایا بود. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان دهنده تاثیر معنادار گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر اضطراب امتحان (43/20 <strong><em>F=</em></strong> و000/0 <strong><em>P=</em></strong> ) و بهزیستی تحصیلی(47/38 <strong><em>F=</em></strong> و 000/0 <strong><em>P=</em></strong> ) می باشد. همچنین بین گشتالت درمانی و موسیقی درمانی در اضطراب امتحان و بهزیستی تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد(05/0><strong><em>P</em></strong>). با توجه به نتایج به دست آمده یعنی اثر بخشی گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر کاهش اضطراب امتحان و بهبود بهزیستی تحصیلی، نقش درمان های فوق در کاهش اضطراب امتحان و بهبود کارکردهای هیجانی دانش آموز در محیط تحصیلی بیش از پیش آشکار می گردد.
۱۵۶۹۱.

آزمون مدل رابطه ی علّی حمایت اجتماعی ادراک شده و مولفه های بهزیستی تحصیلی با میانجی گری باورهای خودکارآمدی، حرمت خود و استرس تحصیلی در دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۱ تعداد دانلود : ۹۱۱
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی علّی حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی تحصیلی با توجه به نقش میانجی گری باورهای خودکارآمدی، حرمت خود و استرس تحصیلی بود. 230 دانش آموز مقطع متوسطه ی دوم به شکل نمونه برداری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و  مقیاس های حمایت اجتماعی ادراک شده، باورهای خودکارآمدی تحصیلی، حرمت خود تحصیلی، استرس تحصیلی و بهزیستی تحصیلی را تکمیل کردند. ارزیابی مدل پیشنهادی<strong><em> </em></strong> با روش مدل سازی معادلات ساختاری صورت گرفت. یافته ها نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده با مولفه های ارزش مدرسه، رضایتمندی تحصیلی و مشارکت در امور مدرسه رابطه ی مثبت و با فرسودگی تحصیلی رابطه ی منفی دارد. همچنین حمایت اجتماعی ادراک شده از طریق متغیرهای میانجی گر باورهای خودکارآمدی، حرمت خود و استرس تحصیلی قادر به پیش بینی مولفه های بهزیستی تحصیلی است. بر این اساس می توان گفت که حمایت های اجتماعی از طریق ارتقای باورهای خودکارآمدی و حرمت خود تحصیلی به کاهش استرس تحصیلی می انجامند و از این طریق به ارتقای مولفه های بهزیستی تحصیلی کمک می کنند. این یافته ها بر نقش حمایت های اجتماعی در برانگیختن و توانمندسازی افراد جهت مقابله با استرس و دستیابی به بهزیستی در محیط تحصیلی تاکید می کند.
۱۵۶۹۲.

اثربخشی حساسیت زدایی با حرکات چشم و بازپردازش مجدد بر تنظیم هیجان، مکانیزم دفاعی و کیفیت زندگی در دختران نوجوان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۴۷۴
این پژوهش با هدف تعیین تاثیر حساسیت زدایی با حرکات چشم و بازپردازش مجدد بر تنظیم هیجان، مکانیزم دفاعی و کیفیت زندگی در دختران نوجوان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. طرح این پژوهش نیمه تجربی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 97-96 شهر کرج بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 30 نفر از دانش آموزان دارای نمرات بالا در پرسشنامه اضطراب اجتماعی انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب اجتماعی اسپنس، پرسشنامه تنظیم شناختی- هیجانی، پرسشنامه مکانیزم های دفاعی و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون بین میانگین نمرات راهبردهای تنظیم شناختی- هیجانی مثبت و منفی و نمره کل کیفیت زندگی و هر یک از ابعاد آن در آزمودنی های دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد، تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل در نمره مکانیسم دفاعی رشد یافته از نظر آماری معنادار بود(05/0><strong><em>P</em></strong>). در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد که جلسات حساسیت زدایی با حرکات چشم و بازپردازش مجدد تاثیر معناداری در افزایش استفاده از تنظیمات هیجانی مثبت و کیفیت زندگی و استفاده بیشتر از مکانیسم دفاعی رشد یافته دارد.
۱۵۶۹۳.

تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۲ تعداد دانلود : ۷۶۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان است. این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کودکان دختر دارای اختلال نافرمانی مقابله ای مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش استان فارس است. بر این اساس، 40 نفر به عنوان نمونه در سه گروه آزمایش(هر گروه 10 نفر) و یک گروه کنترل(10 نفر) به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مداخله طی 13 جلسه برای کودکان و 8 جلسه برای والدین ارائه شد. در این تحقیق جهت تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان، از مصاحبه بالینی و پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 (فرم والدین) استفاده شد. مرحله پیگیری با فاصله دو ماه پس از مداخله درمانی انجام شد. یافته ها بر اساس تحلیل کوواریانس و آزمون لون(LSD) نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان، والدین و والد-کودک بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان تاثیر معناداری دارد. همچنین یافته ها در مرحله پیگیری نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی به والدین، کودکان و والد-کودک در کنترل نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان موثر بوده است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر آن است که آموزش مهارت های اجتماعی سبب کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان می شود.
۱۵۶۹۴.

مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک و دارودرمانی در درمان اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در کودکان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۴۴۵
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک و دارودرمانی در درمان اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در کودکان مبتلا به ADHD و مقایسه میزان اثربخشی این دو روش درمان انجام گرفت.روش: با توجه به هدف پژوهش 45 نفر از کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و در سه گروه (آزمایش و گواه) قرار گرفتند. دارو درمانی و درمان نوروفیدبک، طی جلسات هفتگی در شهر اصفهان انجام شد.در این پژوهش جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه کانرز والدین در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل فرضیات اصلی پژوهشی مشخص کرد که اثربخشی دارو درمانی و درمان نوروفیدبک بر مشکلات نقص توجه و مشکلات تکانشگری کودکان از لحاظ آماری معنی دار است. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که دارو درمانی در کاهش مشکلات تکانشکری موثرتر از نوروفیدبک بوده است درحالی که درمان نوروفیدبک در درمان مشکلات نقص توجه موثرتر از دارودرمانی عمل کرده است (001>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه نوروفیدبک یک روش درمانی مناسب برای کاهش میزان اختلال کم توجهی و بیش فعالی در کودکان است.
۱۵۶۹۵.

تاثیر توانبخشی نوروسایکولوژیکی از طریق نرم افزار بر عملکرد توجه مستمر در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۷۰۴
مقدمه: مشکلات خواندن یکی از اساسی ترین مشکلاتی است که کودکان دچار ناتوانی یادگیری با آن مواجه هستند. پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی تاثیر درمان توانبخشی نوروسایکولوژیکی از طریق نرم افزار بر عملکرد توجه مستمر در دانش آموزان با ناتوانی خواندن انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر به صورت نیمه آزمایشی با دو گروه آزمودنی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شهر تبریز در سال 1395 بود، و نمونه مورد نظر از مناطق پنچگانه اختلالات یادگیری انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی بود. بدین صورت که یک گروه 10 نفره شامل افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری خواندن و 10 نفر نیز شامل گروه گواه بود. یعنی افرادی که مبتلا به ناتوانی یادگیری هستند اما مداخله ای برای آنها صورت نگرفت. تعداد جلسات درمانی 20 جلسه بود و هر جلسه 45 دقیقه به طول می انجامید. ابزار پژوهش شامل برنامه کامپیوتری توانبخشی نوروسایکولوژیکی Sound Smart و آزمون عملکرد پیوسته بود. در این آزمون، آزمودنی ها با یک سری از محرک های متوالی در یک دوره زمانی مشخص مواجه می شوند که وظیفه آنها ارایه پاسخ در برابر ادراک محرک هدف است، و برای یافتن اختلال در عملکرد توجه پایدار استفاده می شود. یافته ها: تحلیل داده ها استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمره های پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>(p.
۱۵۶۹۶.

مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پایه اول و دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۰ تعداد دانلود : ۷۰۶
مقدمه: در پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی و روش دیویس برعملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان پایه اول و دوم ابتدایی مورد بررسی قرار گرفت. روش: طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون – پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان نارسا خوان پایه اول و دوم ابتدایی است که، درسال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش نیز شامل 45 دانش آموز نارسا خوان (15 نفر به روش عصب روان شناختی و 15 نفر به روش دیوس مورد درمان قرار گرفتند و 15 نفر دانش آموز که هیچ مداخله ای روی آن ها صورت نگرفت)، به روش     نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش آزمون تشخیص اختلال خواندن بر اساس DSM-5، آزمون عملکرد خواندن معلم ساخته و آزمون هوش ریون کودکان بود. درگروه های آزمایشی، روش مداخله عصب روان شناختی و مداخله به روش دیویس به مدت 16 جلسه 40 دقیقه ای برای هرکدام از دو گروه ارائه گردید. داده ها با نرم افزار spss و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون خواندن گروه های آزمایشی با گروه کنترل، تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 ≥P ). نتایج مقایسه های زوجی نیز نشان داد که نمرات زمون گروه عصب روان شناختی به طور معناداری نسبت به روش دیویس کارآمدتر بود (001/0 ≥P ). نتیجه گیری: مداخلات عصب روان شناختی می تواند رویکردی مؤثر در درمان ناتوانی های یادگیری خواندن (نارساخوانی) باشد[z1] [z2] .
۱۵۶۹۷.

اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS ) بر حافظه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۷ تعداد دانلود : ۵۵۱
مقدمه: : پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS ) بر حافظه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه انجام گرفته است. روش: روش انجام پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل است. بدین منظور نمونه مورد نظر به روش نمونه گیری در دسترس از میان   دانش آموزان دارای اختلال یادگیری که واجد شرایط حضور در پژوهش بودند، 20 نفر انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از آزمون تصاویر هندسی درهم آندره-ری(1942) جهت سنجش متغییر حافظه در قالب پیش تست و پس تست استفاده گردیده است. مناطق F3,F4  دانش آموزان گروه آزمایش در 10 جلسه تحت تحریک مغزی قرار گرفت، در حالی که دانش آموزان گروه کنترل در شرایط مشابه صرفاً تحت تحریک شَم قرارداشتند. پروتکل مورد نظر در این پژوهش تحریک دوطرفه ناحیه DLPFC چپ و راست بود که در 2 نوبت 15 دقیقه ای انجام گردید.    یافته ها: به منظور آزمون فرضیه پژوهش و به عبارتی تعمیم نتایج بدست آمده از نمونه به جامعه آماری پژوهش، از تحلیل کوورایانس یک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در بهبود حافظه تفاوت معناداری وجود دارد( 05/0P< و66/29 F=). از نتایج می توان چنین برداشت کرد که روش تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS ) بر عملکرد حافظه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه مؤثر است.
۱۵۶۹۸.

اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۵۹۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان مقطع متوسطه صورت گرفته است.روش:این پژوهش نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد.جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی96-95 بود.نمونه گیری به صورت داوطلبانه انجام شد،به این ترتیب که از بین مدارس مقطع متوسطه منطقه 2 تهران 3 مدرسه به شکل تصادفی انتخاب شد در مرحله بعد فراخوانی در تابلوی اعلانات این مدارس نصب شد. سپس از داوطلبان دعوت به عمل آمد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه سلامت عمومی روانی (SCL-25) و آزمون دقت تولز – پیرون بود.ابتدا پرسشنامه ها به صورت پیش آزمون اجرا شد سپس مداخله تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) برای گروه آزمایش انجام شد.در پایان دوره شرکت کنندگان با استفاده از آزمون دقت تولز – پیرون مجدد مورد ارزیابی قرار گرفتند که  داده های پس آزمون را تشکیل داد. به منظور بررسی تفاوت پاسخ ها قبل و بعد از  تحریک الکتریکی و تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شد. یافته ها:نتایج تحقیق پس از مداخله نشان داد بین گروه های آزمایش  و کنترل در متغیر توجه دیداری تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS)در بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان مقطع متوسطه موثر است.
۱۵۶۹۹.

اثربخشی تمرینات دست برتری بر زبان بیانی و دریافتی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۳ تعداد دانلود : ۸۹۱
مقدمه:اوتیسم یک اختلال پیچیده عصبی – تحولی است که سیرطبیعی رشدکودک را دچاراختلال می کند.بنابراین هدف ازانجام پژوهش حاضر بررسی تاثیرتمرینات دست برتری بر زبان بیانی و دریافتی کودکان با اختلال طیف اوتیسم انجام شد. روش: روش پژوهشی نیمه تجربی با طرح      پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و آزمایش بود.جامعه پژوهش کلیه کودکان با تشخیص اختلال طیف اوتیسم شهرستان رفسنجان بود. 30 کودک که با استفاده از پرسشنامه گارز و مصاحبه بالینی تشخیص اختلال طیف  اوتیسم دریافت کرده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس از مراکز اوتیسم شهرستان رفسنجان انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دوگروه کنترل و آزمایش هر گروه شامل 15 نفر قرار گرفتند. سپس ازهر دو گروه آزمایش و کنترل آزمون های زبان بیانی و دریافتی رشد نیوشا (جعفری، 1386) و برتری طرفی ادینبورگ(1971) به عنوان پیش آزمون گرفته شد. گروه آزمایش تحت 20 جلسه ( دو هفته یکبار و هر جلسه 45 دقیقه) تمرینات دستکاری دست برتری قرار گرفتند. سپس مجددا از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. یافته ها:نتایج پژوهش  با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان دادند که میانگین نمرات زبان دریافتی این کودکان به طور معناداری افزایش پیدا کرده است (05/0p≥ و 780/15(F= درحالی که در میانگین زبان بیانی تغییرات معناداری ایجاد نشد.(001/0p≤و 996/2(F=. نتیجه گیری: بنابراین می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که تمرینات دست برتری می تواند باعث بهبود زبان دریافتی در کودکان با اختلال طیف شود.
۱۵۷۰۰.

اختلال طیف اوتیسم: رفتارهای تکراری و کلیشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۱۱
اوتیسم اختلال عصبی رشدی است که با نقص ارتباطی اجتماعی و رفتارهای تکراری و کلیشه ای مشخص می شود. پژوهش حاضر با هدف مطالعه رفتارهای تکراری و کلیشه ای در اختلال طیف اوتیسم انجام گرفت. رفتارهای تکراری و کلیشه ای رفتارهای بی هدف و تکرارشونده می باشند که به انواع مختلف تقسیم می شوندبر اساس نوع فعالیت به رفتار تکراری، رفتار خودآزاری، رفتار وسواسی، رفتار تشریفاتی، رفتار یکنواخت و رفتار محدودشده؛ و بر اساس نوع علایق به دو دسته علاقه های حسی غیرمعمول ودل مشغولی های غیرمعمول و بر اساس شکل بروز به ابعاد رفتاری، ارتباطی و شناختی و در DSM-5 به حرکات جسمی تکراری، رفتارهای تشریفاتی، علایق غیرعادی قوی به اشیای غیرعادی، و افزایش حساسیت به محرک های حسی طبقه بندی می شوند. در زمینه سبب شناسی نظریه رشدی عدم رشد رفتارهای خود تحریکی دوران شیرخوارگی، نظریه نقص در عملکرد اجرایی ناتوانی در برنامه ریزی اعمال و نظریه فیزیولوژی و نوروبیولوژی نقص در مخچه و حجم قطعه پیشانی را علل بروز اوتیسم می دانند. بین نوع معین رفتارهای فوق با سطوح عملکرد ذهنی رابطه وجود دارد. و با وجود بهبود در طول زمان در این رفتارها، باز هم نشانه های فوق در بزرگسالی مشاهده می شود. به عبارتی اوتیسم اختلال مادام العمر است بنابراین این افراد نیازمند به دریافت خدمات حمایتی در طول عمر می باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان