ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۴۱ تا ۱۵٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۵۶۴۱.

مقایسه دو رویکرد مبتنی بر یادآوری و بازشناسی در اندازه گیری رشد اخلاقی: نئوکلبرگی ها و چالش های بررسی رشد اخلاقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۱ تعداد دانلود : ۹۸۵
اهداف یکی از چالش های جدی اندازه گیری رشد اخلاقی، به مسئله ابزار و چالش های روش شناختی در این زمینه بازمی گردد. انتظار می رود ابزارهای متفاوت که سازه یکسانی را اندازه گیری می کنند نتایج مشابهی بدست دهند. هدف از اجرای پژوهش حاضر مقایسه دو رویکرد نئوکلبرگی در بررسی رشد اخلاقی است. مواد و روش   ها بدین منظور نمونه ای شامل 40 نفر از مراجعه کنندگان به مرکز ارزیابی های رفتاری و سلامت روان در ماه دی تا بهمن 1395 با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این افراد با استفاده از طرح پژوهشی تو در توی همبستگی و با کمک آزمون بررسی مسائل، اندازه گیری بازتاب اخلاقی اجتماعی گیبز، مصاحبه های نیمه ساختاریافته مبتنی بر معماهای فرضی اخلاق و مصاحبه های گذشته نگر مبتنی بر تعارض های زندگی واقعی فرد آزموده شدند. یافته   ها نتایج نشان داد بین دو روش مبتنی بر آزمون بررسی مسائل و اندازه گیری بازتاب اخلاقی اجتماعی هم سویی معناداری در تعیین سطح رشد اخلاقی افراد وجود دارد، اما بین نتایج این دو روش و نتایج مصاحبه های مبتنی بر تعارضات اخلاقی زندگی واقعی تفاوت معنادار وجود دارد. مصاحبه هایی که بر تجربه های واقعی افراد مبتنی هستند، سطح اخلاقی پایین تری برای فرد برآورد می کنند. نتیجه   گیری تفاوت های افراد در قضاوت اخلاقی بیش از اینکه به ابزار وابسته باشد، به موقعیتی وابسته است که فرد آن را ارزیابی می کند. افراد موقعیت های وابسته به خود را آسان تر و موقعیت های فرضی یا وابسته به دیگران را سخت گیرانه تر ارزیابی می کنند.
۱۵۶۴۲.

اثربخشی رویکرد زوج درمانی سیستمی- سازه گرا بر طرحواره های ناسازگار اولیه و گرایش به روابط فرازناشویی زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۶۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد زوج درمانی سیستمی- سازه گرا بر طرحواره های ناسازگار اولیه و گرایش به روابط فرازناشویی زنان متقاضی طلاق انجام شد. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره و مددکاری شهر کرمانشاه در سال 1395 بود که از بین آنها 30 نفر به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 زوج) و کنترل (15 زوج) گمارده شدند. از پرسشنامه های طرحواره یانگ و گرایش به روابط خارج از ازدواج در پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. رویکرد زوج درمانی سیستمی- سازه گرا بر روی گروه آزمایش به مدت 9جلسه گروهی 2 ساعته در هر هفته یک جلسه انجام شد . یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان دهنده اثربخشی رویکرد زوج درمانی سیستمی- سازه گرا بر طرحواره های ناسازگار اولیه و گرایش به روابط فرازناشویی زنان متقاضی طلاق بود . با استناد به یافته های حاصل از این پژوهش پیشنهاد می شود، جهت تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه و کاهش گرایش به روابط فرازناشویی زنان متقاضی طلاق از رویکرد زوج درمانی سیستمی- سازه گرا استفاده شود.
۱۵۶۴۳.

مقایسه اثربخشی مدل درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ و روش کاهش فکر خطرناک بر کاهش ناگویی خلقی و اجتناب شناختی بیماران وسواسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۵۵۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مدل درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ و روش کاهش فکر خطرناک بر کاهش ناگویی خلقی و اجتناب شناختی بیماران وسواسی انجام شد. این مطالعه از طرح های نیمه آزمایشی با مدل پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به وسواس فکری – عملی بود که در سال 1395 به مراکز مشاوره شهرکرد مراجعه نموده بودند. از میان آنها 48 نفر به صورت نمونه گیری داوطلبانه ی مبتنی بر هدف، انتخاب و سپس در سه گروه 16نفره به صورت تصادفی گمارده شدند. مراجعان گروه اول روش درمانی کاهش فکر خطرناک و مراجعان گروه دوم روش درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ را به صورت انفرادی هر درمان را به مدت 10جلسه 60دقیقه ای دریافت کردند. از پرسشنامه های "اجتناب شناختی سکستون و داگاس و آلکسی تیمیا " برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی فیشر استفاده شد. یافته ها نشان داد که هر دو روش درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ و کاهش فکر خطرناک بر کاهش اجتناب شناختی اثربخش می باشند، اما تفاوت معناداری بین اثربخشی این دو شیوه درمانی بر کاهش ناگویی خلقی بیماران وسواسی وجود دارد. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که روش درمانی کاهش فکر خطرناک اثربخش تر از روش درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ بر ناگویی خلقی و اجتناب شناختی بیماران وسواسی می باشد.
۱۵۶۴۴.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان با زوج درمانی روایتی بر سازگاری و دلزدگی زناشویی زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان با زوج درمانی روایتی بر سازگاری و دل زدگی زناشویی زوجین متعارض انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین ناسازگار مراجعه کننده به دادگاه خانواده، شوراهای حل اختلاف و مراکز مشاوره شهر تبریز در طول پاییز 1395 بودند.برای انتخاب نمونه آماری از بین زوجین واجد شرایط ورود به مطالعه 24 زوج (48 نفر) انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین و سپس زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان و زوج درمانی روایتی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه های آزمایش اجرا شد. برای جمع آوری اطلاعات پژوهش از پرسشنامه های دل زدگی زناشویی پاینز و سازگاری زناشویی اسپانیر در دو مرحله پیش و پس آزمون استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری در برنامه SPSS انجام گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که گروه دریافت کننده زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان نسبت به گروه زوج درمانی روایتی و گروه کنترل؛ و همچنین گروه دریافت کننده زوج درمانی روایتی نسبت به گروه کنترل میانگین نمراتشان در پس آزمون سازگاری زناشویی افزایش و در پس آزمون دل زدگی زناشویی کاهش یافته بود. با توجه به نتایج به دست آمده زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان با توجه به ماهیت تلفیقی خود و استفاده از مبانی و اصول اعتقادی نظریه های مختلف درمانی نسبت به زوج درمانی روایتی اثربخشی بیشتری بر افزایش سازگاری زناشویی و کاهش دل زدگی زناشویی زوجین متعارض دارد.
۱۵۶۴۵.

فرآیندهای فراتشخیصی شناختی، رفتاری و هیجانی در افسردگی و اختلال های اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۴ تعداد دانلود : ۲۷۳۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش فرآیندهای فراتشخیصی افکار تکرارشونده منفی، بی نظمی هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، همجوشی شناختی و عدم تحمل پریشانی در اختلال های اضطرابی و افسردگی بود. پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. 149 نفر بیمار مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی (37 نفر مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، 35 نفر مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری، 40 نفر مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، 37 نفر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی) از هشت مرکز روان پزشکی و روان شناختی شهر تهران به شیوه در دسترس انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی (RNTQ)، پرسشنامه آمیختگی شناختی (CFQ)، مقیاس مشکل در تنظیم هیجانی (DERS)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و مقیاس تحمل آشفتگی (DTS) با گروه بهنجار (40 نفر) مورد مقایسه قرار گرفتند. داده های از طریق آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیره، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی بون فرنی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که افراد شرکت کنندگان درگروه های بالینی از لحاظ میزان افکار تکرارشونده منفی، همجوشی شناختی و عدم تحمل پریشانی تفاوت معناداری با همدیگر نداشتند (001/0< p)، ولی تفاوت آن ها با گروه بهنجار معنادار بودند (001/0> p). علاوه بر این، علیرغم اینکه نمرات عدم تحمل بلاتکلیفی درگروه اختلال افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار بیشتر بود، ولی نسبت به گروه های اختلال های اضطرابی کمتر بود و این تفاوت معنادار بود (001/0> p). در ارتباط با بی نظمی هیجانی نیز نتایج پژوهش نشان داد که فقط شرکت کنندگان مربوط به اختلال های افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر تفاوت معناداری با هم نداشتند (001/0< p). افکار تکرارشونده منفی، همجوشی شناختی و عدم تحمل پریشانی فرآیندهای فراتشخیصی مشترک در اختلال های اضطرابی و افسردگی بوده و می تواند در ایجاد و تداوم اختلال های اضطرابی و افسردگی مختلف نقش مهم ایفا کنند.
۱۵۶۴۶.

نقش مهارت انتخاب شغل در انگیزه تحصیلی دانشجویان دانشگاه شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۳ تعداد دانلود : ۹۲۵
مقدمه: انگیزه تحصیلی دانشجویان و نگرانی های مربوط به آینده شغلی آنها بسیار مهم و قابل توجه است و موسسات آموزش عالی در این زمینه نقش مهمّی ایفا می کنند. این پژوهش با هدف بررسی نقش مهارت انتخاب شغل در پیش بینی سطح انگیزه تحصیلی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه شهرکرد بود و نمونه شامل 40 نفر از دانشجویانی بود که فاقد انگیزه تحصیلی یا انگیزه تحصیلی پایین بودند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و گروه کنترل(20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش هفت جلسه 90 دقیقه ای آموزش دید. ابزار پژوهش پرسشنامه انگیزه تحصیلی والرند و همکاران(1985) بود و داده ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد آموزش مهارت انتخاب شغل بر انگیزه تحصیلی درونی و بی انگیزگی معنادار بوده و بر انگیزه تحصیلی بیرونی معنادار نبود. بحث: آموزش مهارت انتخاب شغل بر افزایش انگیزه درونی و بی انگیزگی تحصیلی موثر بوده است.
۱۵۶۴۷.

اثربخشی درمان رابطه والدکودک (CPRT) بر بهبود شیوه های فرزندپروری مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۴ تعداد دانلود : ۴۸۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان رابطه والدکودک، بر شیوه های فرزندپروری مادران انجام شده است. این پژوهش، نیمه آزمایشی به صورت طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهشی تمامی مادران مراجعه کننده به یک کلینیک روانشناسی کودک در تهران بودند. با روش نمونه گیری در دسترس بیست نفر از این مادران که دارای کودکان سه تا یازده ساله بودند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. هر دو گروه برای انجام پیش-آزمون و پس آزمون به پرسشنامه فرزندپروری بوری پاسخ دادند. سپس برای گروه آزمایش ده جلسه آموزشِ درمان رابطه والدکودک برگزار شد. جلسات دو بار در هفته و هر جلسه بین 45 تا 60 دقیقه بود. نتایج تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که، شیوههای فرزندپروری مقتدرانه، سهلگیرانه و مستبدانه به صورت همزمان دارای تفاوت معناداری بین گروه های آزمایش و کنترل در پس آزمون شده اند. در واقع آموزش رابطه والدکودک، موجب استفاده بیشتر والدینِ گروه آزمایش، از راهبردهای شیوه فرزندپروری مقتدرانه شده است. پیشنهاد می شود از این روش برای آگاه ترکردن والدین در زمینه برقراری ارتباط درست با فرزندان خود به منظور پیشگیری از ابتلای آنها به مشکلات رفتاری و اختلالات روانی و یا برطرف کردن مشکلات شان استفاده شود.
۱۵۶۴۸.

اثربخشی روایت درمانی بر کاهش گرایش به طلاق و مؤلفه های آن در زنان با ازدواج زودهنگام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۶۳۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روایت درمانی بر کاهش گرایش به طلاق و مؤلفه های آن صورت گرفته است. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان متأهل 15 تا 19 سال مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهرستان نیشابور، در سال تحصیلی 96-95 می باشند. از بین افراد در دسترس، 16 نفر داوطلب شرکت در پژوهش که نمره بالایی در پرسشنامه گرایش به طلاق روزلت، جانسون و مورو (1986) کسب کرده بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند؛ این افراد به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند؛ سپس طی 9 گام، جلسات فردی روایت درمانی برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد؛ بعد از اتمام مداخلات درمانی، پس آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل گرفته شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره نمرات تفاضلی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که روایت درمانی بر کاهش گرایش به طلاق در گروه آزمایش مؤثر بوده است (92/641= F؛ 0/05>p). اجرای روایت درمانی به طور انفرادی مؤلفه های تمایل به خروج از رابطه و مسامحه را کاهش و ابعاد ابراز احساس و وفاداری را افزایش داده است. با توجه به یافته های پژوهش می توان از این رویکرد در جهت بهبود روابط و کاهش میزان طلاق در جامعه استفاده کرد.
۱۵۶۴۹.

تدوین الگوی بهزیستی روانشناختی مبتنی بر رهیافت های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۴ تعداد دانلود : ۸۵۶
هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی بهزیستی روان شناختی بر اساس رهیافت های نهج البلاغه بود. روش پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل محتوا بر پایه هرمنوتیک بود و ابزار مورداستفاده، حکمت ها و مواعظ کتاب نهج البلاغه بود که بر اساس روش هرمنوتیک حکمت های نهج البلاغه موردبررسی قرار گرفت. محققان ابتدا به مطالعه مبانی بهزیستی روان شناختی مبتنی بر دیدگاه امام علی (علیه السلام) اقدام کردند پس ازآنکه نیت مؤلف (امام علی (علیه السلام)) از طریق روش هرمنوتیک تأیید و نهایی شد و افق های مؤلف مشخص شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA در دو مرحله کدگذاری شدند در مرحله اول یا همان کدگذاری باز 139 کد استخراج شدند و سپس در مرحله دوم یا کدگذاری محوری، کدهای ساخته شده نزدیک به یکدیگر در هم ادغام شده و کدگذاری نهایی به صورت گزینشی استخراج شد. یافته های حاصل از کدگذاری نهایی در 10 مؤلفه شامل شکرگزاری، ارزشمندی، معرفت به خالق، یقین، سعه صدر، شجاعت، امیدواری، رضایتمندی، اطمینان و آزادی، به دست آمد. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که آموزه ها و سخنان حکمت آمیز نهج البلاغه با عقل و استدلال همخوان هستند و در بسیاری از آموزه های نهج البلاغه توجه خاصی به ارتقای سلامت روان مبذول شده است. همچنین مؤلفه های استخراج شده از نهج البلاغه با سلامت روان رابطه مستقیم و معناداری دارد علاوه بر این مفاهیم استخراج شده، منطبق با نظریات بهزیستی روان شناختی مانند داینر، ریف، سلیگمن و برخی دیگر از پژوهش های انجام گرفته است.
۱۵۶۵۰.

مقایسه ی همدلی شناختی و عاطفی، در دو گروه دارای سبک شخصیت جرأت ورز و ضدّاجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹۲ تعداد دانلود : ۸۰۲
مقدمه: همدلی یکی از مولّفه هایی است که در بهداشت روانی و روابط بین فردی تأثیر مهمّی دارد. در برخی اختلال های روانی از جمله اختلال شخصیت ضدّاجتماعی، برخی انواع همدلی به علل مختلف کاهش می یابد.هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه ی همدلی شناختی وعاطفی دو گروهدارای سبک شخصیت جرأت ورز و افراد با سبک شخصیت ضدّاجتماعی انجام شد. روش : نوع پژوهش، نظری یا بنیادی و روش پژوهش پس رویدادی بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیّه ی دانشجویان مشغول به تحصیل سال تحصیلی95-96 دانشگاه بین المللی امام خمینی تشکیل می دادند.به عنوان نمونه ی آماری، از این تعداد، با شیوه ی نمونه گیری قضاوتی،30نفر با سبک شخصیت جرأت ورز و 30 نفر با سبک شخصیت ضد اجتماعی انتخاب شدند.برای جمع آوری داده ها،از پرسش نامه های ادراک خود تونند، پرسش نامه ی چندمحوری بالینی میلون ، بهره ی همدلی و همدلی عاطفی استفاده شد.برای تجزیه و تحلیل داده ها،علاوه برآمار توصیفی مانند میانگین، آمار استنباطی (آزمون t ، تحلیل واریانس چندمتغیّره) هم به کار رفت. یافته ها :نتایج حاکی از آن بود که همدلی عاطفی در افراد دارای سبک شخصیت ضدّاجتماعی،کمتر از افراد جرأت ورز است و همدلی شناختی در دو گروه تفاوتی ندارد. نتیجه گیری : علّت کم بودن همدلی عاطفی در افراد دارای سبک شخصیت ضدّاجتماعی را می توان در نابهجاری های مغزی و دلیل درک نادرست هیجان ها از چهره وجرأت ورزی و همدلی عاطفی کم در افراد دارای سبک شخصیت ضدّاجتماعی را در سبک دلبستگی ناایمن آنها جست وجو کرد.
۱۵۶۵۱.

نسبت میان فلسفه و علوم شناختی: تأملی بر دیدگاه "پل تاگارد"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۱ تعداد دانلود : ۶۰۵
مقدمه : هدف این مقاله، بررسی رابطه میان فلسفه و علوم شناختی با تأکید بر دیدگاه "تاگارد" است. مأموریت علوم شناختی، فهم نحوه کارکرد ذهن انسان است. واگذار کردن مطالعه ذهن به «علم» شناختی، نگرانی از زنده شدن دوباره نگاه فروکاهشی به معرفت نسبت به ماهیت ذهن را بر می انگیزد. روش : در این مقاله با شیوه تحلیل مفهومی، رویکرد "تاگارد" در روشن ساختن نقش فلسفه در شکل گیری علوم شناختی، بررسی می شود. یافته ها : استدلال "تاگارد" این است که فلسفه دو نوع کمک عام و هنجارین به علوم شناختی دارد. کمک عام فلسفه به علوم شناختی با قابل دفاع ساختن مفروضه های فلسفی و روش شناسی پژوهش انجام می شود- اینکه چگونه و با چه مفهومی از تبیین به فهم نحوه کارکرد ذهن بپردازد. مطابق دیدگاه "تاگارد"، علوم شناختی باید با توصیف شیوه و سازوکاری که منجر به تولید یک پدیده می شود به تبیین بپردازد. اینجا، نحوه تعامل رشته های مختلف علوم شناختی برای خلق یک حوزه مطالعات بین رشته ای مطالعه نحوه کارکرد ذهن و مغز آشکار می شود. از منظر "ویتگنشتاین"، دیدگاه "تاگارد" مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه گیری : علوم شناختی در تعامل میان حوزه های گوناگون، نیازمند خلق یک بازی زبانی تازه است. زبانی که با آن دانشوران حوزه های گوناگون بر اساس یک نظام مشترک ارجاع برای ساخت دانشی نوین درباره ذهن/مغز سهیم شوند.
۱۵۶۵۲.

بازشناسی حالات هیجانی چهره با استفاده از مدل یادگیری هیجانی مغز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۱ تعداد دانلود : ۴۴۵
مقدمه: حالات چهره، یکی از مهمترین راه های ارتباطی و پاسخ دهی انسان به محیط پیرامون است. هدف این پژوهش، بهره گیری از مدل یادگیری هیجانی مغز( BEL ) برای شناسایی حالات هیجانی چهره است. مدل یادگیری هیجانی مغز، الهام گرفته از سیستم لیمبیک مغز(مسئول محرک حالت هیجانی انسانی) است. این مدل برای بالابردن نرخ بازشناسی حالات هیجانی چهره انسان مورد استفاده قرار گرفته است. روش: ورودی مدل پیشنهادی دیتاست استاندارد JAFFE ، شامل شش حالت هیجانی خوشحالی، ناراحتی، خشم، تعجب، ترس و تنفر است. پس از خواندن تصاویر با استفاده از دستورات نرم افزار MATLAB ، تمامی تصاویر، وارد مرحله استخراج ویژگی می شود. برای استخراج اجزای ریز تصویر از روش PCA استفاده شده است. برای محاسبه نرخ بازشناسی حالات هیجانی چهره، تمامی ویژگی های استخراج شده از مرحله پیش، وارد دسته بندی مدل BEL می شود. در روش BEL ، ماتریس ارتباطات با اجزای ابرو، چشم و دهان ایجاد، وابستگی آن ها در هر حالت مشخص و حالات چهره، شناسایی می شود. به دلیل نمایش کارایی مدل پیشنهادی، مدل BEL با مدل رقیب SVM مقایسه شده است. یافته ها: نتایج تحلیل دیتاست ، نرخ بازشناسی حالات چهره را 93/80درصد نشان می دهد. نتیجه گیری: مدل BEL ، نرخ بازشناسی حالات هیجانی را با دقت بالاتر از مدل SVM نشان داد.
۱۵۶۵۳.

رویکردمشاهده ای در ارزیابی تاثیر جنسیت و مسیرنگاه منبع انسانی بر توجه به تبلیغات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۵۳۶
مقدمه : مصرف کنندگان هر روز با هزاران تبلیغ روبروهستند وبا گذشت زمان نسبت به این محرک ها بی تفاوت می شوند. لذا بازاریابان هوشمند در صدد یافتن راهی نو برای جلب توجه بیشتر مخاطب و متمایز ساختن کار خود هستند. گاهی تغییراتی جزئی و هدفمند در تبلیغ می تواند اثربخش باشد. سنجش این تاثیرات بسیار با اهمیت بوده و با ابزارهای گوناگون امکان پذیر است. روش: با استفاده از ردیاب چشمی با حضور 83 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، تاثیر عوامل جنسیت و مسیر نگاه منبع انسانی پیام تبلیغ بر میزان توجه بصری مخاطب مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها: تاثیرگذاری هر دو عامل بر میزان توجه بصری مخاطب به بخش های متن و تصویر در تبلیغات تائید شد. تبلیغ با منبع زن منجر به جلب توجه بیشتر به کل تبلیغ و بخش تصویری تبلیغ (منبع انسانی و تصویر محصول) شد. تبلیغ با منبع مرد منجر به جلب توجه بیشتر به بخش تصویر محصول شد. شعار سازمانی در تبلیغ با نگاه متمایل منبع در مقایسه با نگاه مستقیم به مخاطب، بیشتر مورد توجه قرار گرفت. نتیجه گیری: رویکرد مشاهده ای با استفاده از ابزار ردیاب چشمی تاثیر گذاری جنسیت و مسیر نگاه منبع انسانی پیام را بر توجه بصری مخاطب به تبلیغات تائید می کند. استفاده از منبع زن متناسب با موضوع تبلیغ با مسیر نگاه متمایل به سمت هدف، منجر به جلب توجه بیشتر مخاطب به هدف تبلیغ می شود.
۱۵۶۵۴.

اثربخشی روش آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب امتحان و سبک های حل مسئله در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۶ تعداد دانلود : ۵۵۸
مقدمه: این تحقیق باهدف اثربخشی روش آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب امتحان و سبک های حل مسئله در دانشجویان انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با گروه پیش آزمون و پس آزمون بود. ابزار مورداستفاده پروتکل ذهن آگاهی، پرسشنامه ذهن آگاهی خدایی، پرسشنامه حل مسئله کسیدی و لاین و اضطراب امتحان معنوی پور بود. نمونه آماری 24 نفر از دانشجویانی بود که در سال 93 به کلینیک معنوی پور به منظور گذراندن دوره کارورزی مراجعه کرده بودند انتخاب شدند که از این تعداد در هر گروه تعداد 3 نفر پسر و 9 نفر دختر انتخاب شد. پس از گمارش تصادفی 12 نفر آزمودنی در گروه آزمایشی که در معرض آموزش فنون مبتنی بر ذهن آگاهی و 12 نفر در گروه کنترل، به روش طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. در پژوهش حاضر جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی اضطراب امتحان گروه آزمایش را به صورت معنی داری از گروه کنترل کاهش داد اما تفاوت معنی داری بین نمره های دو گروه در سبک های حل مسئله مشاهده نشد.
۱۵۶۵۵.

اثربخشی آموزش حل مسئله اجتماعی بر مؤلفه های کفایت اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۶۶۰
مقدمه: ازآنجاکه نقص در کفایت اجتماعی در دانش آموزان قربانی قلدری یکی از عوامل تشدید و تداوم قربانی شدن این افراد است و از طرفی مطالعات انجام شده، حاکی از تأثیر یادگیری حل مسئله بر ارتقا کفایت اجتماعی است، در این راستا هدف ازپژوهش حاضرتعیین اثربخشی آموزش برنامه حل مسئله اجتماعی طراحی شده بر مؤلفه های کفایت اجتماعی در دانش آموزان قربانی قلدری بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری موردمطالعه شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های دخترانه دوره اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96 95 بود ونمونه آماری شامل 30 دانش آموز قربانی قلدری بود که به روش خوشه ای در چند مرحله انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند.گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش برنامه حل مسئله اجتماعی قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از مقیاس قربانی قلدری کالیفرنیا و مقیاس کفایت اجتماعی فلنراستفاده شد.داده ها به وسیله SPSS-16 با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد، آموزش برنامه حل مسئله اجتماعی طراحی شده بر کلیه مؤلفه های کفایت اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری، تأثیر معنی داری داشته است (001/0Pنتیجه گیری: ازآنجاکه نتایج، بیان گر اثربخشی برنامه طراحی شده در ارتقای کفایت اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری بود. پیشنهاد می شود برنامه آموزش حل مسئله اجتماعی به عنوان بخشی از دوره های آموزش ضمن خدمت متولیان درگیر بادانش آموزان، جهت ارتقای مهارت های مقابله ای دانش آموزان قربانی قلدری قرار گیرد.
۱۵۶۵۶.

اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر راهبردهای انگیزشی و شناختی دانشجویان دختر اهمال-کار دانشگاه خلیج فارس بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۵۷۳
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر راهبردهای انگیزشی و شناختی دانشجویان دختر اهمال کار دانشگاه خلیج فارس بوشهر بود. روش: پژوهش حاضر یک طرح آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. ابزارهای این پژوهش پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سواری، پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو و پرسشنامه راهبرد های انگیزشی زشو و بارانت بودند. روش پژوهش به این صورت بود که ابتدا 300 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه خلیج فارس بوشهر که در حال تحصیل در سال تحصیلی 96-1395 بودند به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه ی اهمال کاری تحصیلی را پر کردند، سپس 36 نفر از آن ها که دارای اهمال کاری بالابودند به طور تصادفی انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. درمان چشم انداز زمان (طی شش جلسه) بر اساس پروتکل آموزشی زیمباردو (2012)، به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که درمان چشم انداز زمان باعث افزایش معنا داری در هدف تسلط، هدف عملکردی، نیاز به شناخت، اهمال کاری تحصیلی، انتظار موفقیت، ارزش تکلیف، سازمان دهی، مرور و خود تنظیمی فراشناختی شد. اما در متغیر هدف اجتنابی 19/0 = p تغییر معناداری صورت نگرفت. نتیجه گیری: بر مبنای نتایج، درمان چشم انداز زمان یک رویکرد درمانی مؤثر برای افزایش راهبردهای انگیزشی و شناختی در دانشجویان دختر اهمال کار است.
۱۵۶۵۷.

پیش بینی رشدپس آسیبی بر اساس علائم یادبود و نشخوار فکری در زنان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۶ تعداد دانلود : ۳۲۵
مقدمه:این پژوهش با هدف مطالعه علائم یادبود، نشخوار فکری و رشدپس آسیبی در زنان مبتلا به انواع سرطان مراجعه کننده به بیمارستان های دولتی شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است، بدین منظور 189 نفر از زنان مبتلا به انواع مختلف سرطان که برای درمان به بیمارستان های دولتی شهر تهران مراجعه کرده بودند، به روش دردسترس و داوطلبانه انتخاب شدند و به پرسشنامه های علائم یادبود، فرم کوتاه رشد پس آسیبی و نشخوار مرتبط با واقعه پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش همبستگی و تجزیه و تحلیل رگرسیون همزمان مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد علائم جسمانی یادبود و نشخوار فکری عمدی با رشد پس آسیبی رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین علائم جسمانی یادبود و نشخوار فکری عمدی سهمی برابر در پیش بینی رشد پس آسیبی بیماران دارند. نتیجه گیری: توجه به سیر بیماریِ سرطان در مبتلایان، و فرایندهای روان شناختی که از پی درگیری ذهنی بیمار بر پیامدهای بیماری به وقوع می پیوندد، می تواند در کاهش نشانه های ناگوار جسمی و روانی بیماری موثر بوده و سیر درمان بیماری را برای بیمار آسان تر سازد.
۱۵۶۵۸.

مقایسه عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان در افراد مبتلا به بدریخت انگاری بدن و اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۴ تعداد دانلود : ۷۴۴
مقدمه:هدف مطالعه حاضر مقایسه عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان در افراد مبتلابه اضطراب اجتماعی و بدریخت انگاری بدن بود. روش: پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. از بین مراجعه کنندگان به درمانگاه گوش و حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تعداد 65 نفر که در پرسشنامه فوبی اجتماعی نمره بالای خط برش گرفتند و 65 نفر که در پرسشنامه شکل بدن نمره بالای خط برش گرفتند به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار G POWER تعیین شد. تمامی شرکت کنندگان به وسیله پرسشنامه شکل بدن (BSQ-34)، پرسشنامه فوبی اجتماعی (SPIN)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های t و تحلیل واریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که افراد مبتلابه اضطراب اجتماعی سطح بالاتری از عدم تحمل بلاتکلیفی را نسبت به گروه بدریخت انگاری تجربه می کنند، همچنین دو گروه در دشواری های تنظیم هیجان تفاوت معنادار داشتند. نتیجه گیری: بدریخت انگاری بدن و اضطراب اجتماعی ازنظر عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان باهم متفاوت بودند. این پژوهش نشان داد که بدریخت انگاری و اضطراب اجتماعی دارای ویژگی های متفاوتی هستند و این امر نیز در تشخیص و درمان آن ها حائز اهمیت است.
۱۵۶۵۹.

اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نشخوار فکری و نگرانی زنان مبتلا به سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۶ تعداد دانلود : ۶۳۲
مقدمه: سرطان سینه به عنوان بیماری مزمن جسمی است که آثار روانی و جسمی فراوانی را برای فرد ایجاد می کند پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیردرمان مبتنی بر شفقت بر نشخوار فکری و  نگرانی  زنان مبتلا به سرطان سینه شهر اهواز  بوده است.روش: طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه می باشد. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی زنان  دارای سرطان سینه مراجعه کننده به مراکز درمانی  در سال 95-96  شهر اهواز بود که از میان آن ها 24  نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند،. از این 24  نفر به شکل تصادفی، 12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل گماشته شدند. درمان مبتنی بر شفقت به شیوه ی گروهی طی 12 جلسه بر دو گروه آزمایش اجرا شد. و افراد گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند و هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزار استفاده شده در این پژوهش شامل پرسش نامه ی نشخوار فکری نولن و هکسما، پرسش نامه ی نگرانی پنسیلوانیا  بوده است که شرکت کنندگان در مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون به سؤالات آن پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss نسخه 22 استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که میان گروه آزمایش و کنترل از لحاظ نشخوار فکری و نگرانی تفاوت معنی داری در سطح (001/0>P)وجود دارد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر شفقت یکی از درمآن های گروه درمآن های موج سوم روانشناختی است که توانسته است میزان نشخوارفکری و نگرانی زنان مبتلا به سرطان سینه  را کاهش دهد.
۱۵۶۶۰.

پیش بینی علائم هشدار دهنده نقص سیستم ایمنی از طریق شاخص های روانشناختی با میانجیگری ویژگی های شخصیتی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۸ تعداد دانلود : ۵۲۲
مقدمه: هدف این پژوهش پیش بینی علائم هشدار دهنده نقص سیستم ایمنی از طریق سبک های دلبستگی، شوخ طبعی، سبک تبیین واسترس ادراک شده با میانجیگری منبع کنترل وتیپ شخصیتی در پرستاران انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی و پیش بینی است که در بین 281 نفر از پرستاران انجام شده است. آزمودنی ها از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب و به پرسش نامه های سبک های دلبستگی کولینز و رید، شوخ طبعی اسوباک، سبک تبیین شی یر و کارور ، منبع کنترل راتر ، استرس ادراک شده ی کوهن ، تیپ شخصیتی فریدمن و رزنمن و علائم هشدار دهنده ی سیستم ایمنی جفری مادل پاسخ دادند. داده ها با نرم افزار Amos به روش تحلیل مسیر، تحلیل شدند.  یافته ها: نتایج نشان داد مدل پیشنهادی برای شاخص های نام برده از برازندگی خوبی برخوردار است. سبک دلبستگی ایمن با علائم هشدار دهنده دارای همبستگی منفی (p≤0/01) و سبک دلبستگی دوسوگرا دارای همبستگی مثبت است (p≤0/01) .منبع کنترل با علائم هشداردهنده دارای همبستگی مثبت  (p≤0/01) ، شوخ طبعی با علائم هشدار دهنده دارای همبستگی منفی  (p≤0/01) و تیپ شخصیتی با علائم هشداردهنده دارای همبستگی مثبت (p≤0/01) است. نتیجه گیری : فعالیت سیستم ایمنی بدن به صورت مستقیم یا واسطه ای از طریق ویژگی های روانشناختی و شخصیتی قابل پیش بینی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان