هدف این پژوهش بررسی نقش باورهای غیرمنطقی و پرخاشگری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر بود. نمونه پژوهش 240 دانش آموز پسر دوره متوسطه شهر تبریز بود که به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای غیرمنطقی و پرخاشگری و از معدل نمرات سالانه دانش آموزان به عنوان عملکرد تحصیلی استفاده شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تجزیه و تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان داد باورهای غیرمنطقی با پرخاشگری رابطه مثبت معنادار (74/0 = r ، 001/0>P)، و با عملکرد تحصیلی رابطه منفی معنادار (61/0- = r ، 003/0>P) دارد. همچنین بین پرخاشگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی معنادار (52/0- = r ، 005/0>P) وجود دارد و متغیرهای پیش بینی کننده در این مطالعه یعنی باورهای غیرمنطقی و پرخاشگری به ترتیب هر یک نقش معناداری در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر دارند. در نهایت ضرایب رگرسیون چندگانه با روش مرحله ای نشان داد که مجموع متغیرهای پیش بین با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارند و آن را پیش بینی می کنند، اما متغیر باورهای غیرمنطقی در تبیین واریانس عملکرد تحصیلی نقش بیشتری نسبت به متغیر پرخاشگری دارد.
این پژوهش با هدف شناسایی تاثیر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران بر آسیبهای فرهنگی زنان از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی86 ـ 1385 اجرا گردید. به همین منظور از تعداد 6575 دانشجوی زن دانشگاه با روش نمونه گیری چند مرحله ای، 380 نفر انتخاب گردیدند. از میان 380 پرسشنامه توزیع شده 366 مورد تکمیل شده و عودت داده شد که همین تعداد در ارزیابی ها مورد استفاده قرار گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای بودکه 49 سؤال بسته پاسخ برای بررسی آسیبهای فرهنگی زنان در 5 محور؛ معیارهای همسرگزینی، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران، بروز خشونت علیه زنان، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان و یک سؤال باز پاسخ داشت. روش تحقیق غالب، توصیفی ـ پیمایشی بود. آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 94/0 به دست آمد که بیانگر اعتبار بالای پرسشنامه بود. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت، در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، نمودار میانگین و در سطح آمار استنباطی از آزمون T تک متغیره، T هتلینگ، تحلیل واریانس، آزمون توکی و رگرسیون استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که از نظر دانشجویان زن شرکت کننده در پژوهش، تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیونی ایران بر معیارهای همسرگزینی (با میانگین 56/3)، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران (با میانگین 56/3)، خشونت علیه زنان (با میانگین 74/3)، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش (با میانگین 97/3) و بر توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان (با میانگین 72/3) تاثیرگذار بوده است. با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی بین دیدگاههای دانشجویان زن در سطح 01/0 برحسب سن، رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و شغل در مورد میزان تاثیرگذاری تولیدات فرهنگی بر محورهای پنجگانه آسیب فرهنگی مورد مطالعه، تفاوت معنادار وجود داشت و بیشترین نمره تاثیر بر گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و کمترین نمره به معیارهای همسر گزینی و روابط خانوادگی اختصاص یافت.
این پژوهش به منظور بررسی میزان اثربخشی مداخله متمرکز بر هیجان (به شیوه زوجی و فردی) بر کاهش درماندگی رابطه زوج های دارای فرزند با بیماری مزمن انجام شد. نمونه شامل 60 نفر است (36 زن و 24 شوهر) که با اجرای آزمون (DAS) انتخاب و با جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. سپس مداخله متمرکز بر هیجان به شیوه زوجی و به شیوه فردی در مورد گروه های آزمایش اجرا شد.
برای آزمون فرضیه های پـژوهش از روش های آماری تحلیل واریانس، تعقیبی شفه و t مستقل در سطح 01/0 و 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد درمان به صورت معناداری اثربخش بود و توانست درماندگی رابطه را در زنان و شوهران به شیوه فردی و نیز به شیوه زوجی کاهش دهد. هم چنین این درمان توانست رضامندی، همبستگی، توافق و ابراز محبت زناشویی را در زنان و شوهران به شیوه فردی و نیز به شیوه زوجی افزایش دهد. به علاوه اثر بخشی درمان با اجرای فردی (فقط زن) و با اجرای زوجی (زن و شوهر) تفاوت معناداری نداشت و در هر دو شیوه به یک میزان اثربخش بود.
کتاب انتظارات بشر از دین نوشته حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالحسین خسروپناه توسط مرکز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیدر سال 1382 به چاپ رسیده است. هر چند ناشر محترم در پیشگفتار دو صفحهای خود، کتاب را با جملاتی از قبیل «مسیحیت و کلیسای سراپا ضعف و تحریف و انحراف» و «عدهای خودباخته» آراسته است که خواننده معمولاً انتظار ندارد در یک پژوهش علمی با چنین موضعی روبه رو شود، ولی توضیحات سودمند آیتالله جعفر سبحانی درباره «انتظار بشر از دین» در صفحات بعد این ضعف را جبران کرده است؛ به ویژه که ایشان اشاره کردهاند که آقای خسروپناه از فارغ التحصیلان رشته تخصصی کلام اسلامیاست و برای پایان نامه مقطع دکترای خویش این موضوع را برگزیدهاند. بنابراین، نقد کتاب حاضر با توجه به انتظاری است که از یک پایان نامه دکترا میرود؛ وگرنه در مجموع مطالب کتاب خالی از فایده نیست.
هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آموزش مهارت های هوش هیجانی بر شیوه های مقابله با فشار روانی در نوجوانان شهرستان ارومیه بود. 95 دانش آموز (47 دختر و 48 پسر) کلاس دوم دبیرستان در این پژوهش شرکت کردند که به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابتدا آزمون پارکر - اندلر برای چهار گروه (دو گروه آزمایش و دو گروه گواه) اجرا شد، سپس گروه های آزمایش در کلاس های آموزش مهارت های هوش هیجانی شرکت کردند. این کلاس ها در 16 جلسه به مدت یک و نیم ساعت برگزار شدند. مهارت هایی که برای جلسات آموزش در نظر گرفته شد عبارت بودند از: مهارت خودآگاهی، شناخت افکار منفی و مهارت متوقف کردن آنها، فشار روانی و شیوه های مقابله با آنها، ابراز وجود، همدلی، ارتباط صحیح، مهارت حل مساله و تصمیم گیری. بعد از اتمام آموزش مجددا آزمون پارکر - اندلر برای چهار گروه آزمایش و گواه اجرا گردید. برای تحلیل داده های پژوهش، شاخص ها و روش های آماری، مانند، میانگین، انحراف معیار و آزمون t برای گروه های مستقل بکار گرفته شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش هیجانی در گروه مساله مدار پسران و گروه اجتنابی و هیجان مدار دختران تاثیر معناداری داشته اشت.
این پژوهش رابطه بین مولفه های دانش و نگرش جنسی با رضایت زناشویی را مورد بررسی قرار می دهد و هدف آن تعیین میزان رابطه این مولفه ها با رضایت زناشویی زوجین و نیز تعیین تفاوت تاثیر دانش و نگرش جنسی بر رضایت زناشویی بین زنان و مردان است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان ساکن در خوابگاه متاهلین دانشگاه شهید بهشتی است. افراد نمونه پژوهش را 105 نفر از دانشجویان متاهل (54 نفر زن و 51 نفر مرد) تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس دانش و نگرش جنسی بشارت و فرم کوتاه پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها روش های آماری ضریب همبستگی، t گروههای مستقل و تحلیل رگرسیون چندمتغیری بکار رفته است نتایج تحقیق نشان داد که:
الف- بین دانش و نگرش جنسی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد.
ب- بین زنان و مردان در دانش و نگرش جنسی و تاثیر آنها بر رضایت زناشویی تفاوت معناداری وجود ندارد، لکن در نگرش جنسی تفاوت معناداری وجود دارد.
ج- نگرش جنسی با 99% اطمینان می تواند تغییرات مربوط به رضایت زناشویی را پیش بینی کند.