هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روان سنجی سیاهه ارزیابی آمادگی تحصیلی کودکان پیش دبستانی در حیطه رویکرد به یادگیری برای دانش آموزان پیش دبستانی دختر و پسر عادی و کم توان ذهنی اجرا شد. روش: نمونه مورد مطالعه در این پژوهش تعداد 1193 دانش آموز پیش دبستانی (1022 دانش آموز عادی و 171 دانش آموز کم توان ذهنی) دختر و پسر سازمانهای آموزش و پرورش شهر تهران، شهرستانهای تهران، آذربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، مازندران، مرکزی، همدان و سمنان بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب و سیاهه مذکور در مورد آنها تکمیل شد. برای تحلیل سوالها و برآورد ویژگیهای روان سنجی مولفه های پرسشنامه، از مدل کلاسیک آزمون استفاده شد. همسانی درونی مقیاسها با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برآورد شد. یافته ها: ضرایب همسانی درونی مولفه های پرسشنامه به ترتیب برای مولفه کنجکاوی و علاقه 0.95، مولفه پایداری و توجه 0.95، مولفه خلاقیت و نوآوری 0.96، تعمق و تفسیر 0.95 و کل پرسشنامه 0.98 است. در خصوص روایی نیز تحلیلهای مختلفی صورت گرفت از جمله این تحلیلها می توان به تمایزگذاری گروهی اشاره کرد. تفاوت بین میانگین نمرات کودکان عادی و گروه کودکان کم توان ذهنی پیش دبستانی در همه مولفه ها و کل پرسشنامه در سطح 0.001 معنی دار بود. نتیجه گیری: به طور کلی یافته های حاصل از این پژوهش نشان می دهد که مولفه ها و کل پرسشنامه، از اعتبار و روایی مطلوب و بالایی برخوردارند و با اطمینان می توان از آنها برای سنجش عملکرد کودکان پیش دبستانی در حیطه رویکردها به یادگیری استفاده کرد.
مقدمه: به نظر می رسد آدلر و سیستم روانشناسی او علیرغم تأثیر قابل ملاحظه ای که بر بسیاری از حیطه های روانشناسی و روانپزشکی داشته، مورد کم توجهی قرار گرفته و در مجامع علمی کمتر از او نام برده شده است. در این مقاله سعی شده به بررسی اجمالی نظریات آدلر پرداخته شود.
روش: این مطالعه به روش مروری انجام شد.
یافته ها: در این تحقیق عمده نظریات آدلر بررسی و نقد شده اند؛ ازجمله احساس حقارت، تلاش برای رسیدن به برتری، جبران، شیوه زندگی و علاقه اجتماعی. همچنین انواع شخصیت از دیدگاه آدلر و نظرات او در مورد ترتیب تولد توضیح داده شده است. آدلر بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی است، لذا مفاهیم اساسی مرتبط، شامل مفهوم ساختار ذهنی مبتنی بر خیال، غایت نگری و کل نگری ارائه می گردد. در ادامه مقاله، چگونگی ارزیابی فرد از دیدگاه روانشناسی آدلر، شامل نظرات او در مورد خاطرات اولیه دوران کودکی، تعبیر رؤیا و سایر موارد ارائه می شود. همچنین روش های درمانی آدلر و نقش او در شکل گیری روش های بسیار متداول، نظیر گروه های آموزشی توضیح داده می شود. در انتها به تحقیقات به عمل آمده در مورد نظرات آدلر اشاره شده، پس از بررسی و نقد، به منظور بازنگری اشکالات این مکتب مطرح می شود.
نتیجه گیری: نظرات آدلر بر حیطه های مختلف روانپزشکی و روانشناسی، نظیر اگزیستانسیالیسم، خانواده درمانی، پسیکوآنالیز و روان درمانی شناختی- رفتاری تأثیر قابل ملاحظه ای گذاشته است و آشنایی با آدلر، فرضیات و روش های درمانی او برای هر روانپزشک و روانشناسی لازم به نظر می رسد.
"
هدف این پژوهش بررسی روایی تفکیکی نسخة فارسی فهرست نشانه مرضی هاپکینز (دروگاتیس و دیگران، 1974) براساس تفاوت نمرههای گروههای بالینی و بهنجار ایرانی بود. بدین منظور 429 فرد بهنجار، 131 بیمار اتوایمیون، و 111 بیمار جسمی عمومی به فهرست نشانه مرضی هاپکینز پاسخ دادند. همبستگی مثبت و معنادار بین زیرمقیاسها (بدنیسازی، اضطراب، افسردگی، حساسیت بین شخصی و وسواس بیاختیاری) بیانگر روایی درونی مقیاس بود. بالابودن نمرههای دو گروه جسمی عمومی و اتوایمیون نسبت به گروه بهنجار نشاندهنده روایی تفکیکی مقیاس و مناسب بودن آن برای پژوهشهایی است که درصدد شناسایی نشانههای آسیبشناسی روانی در جمعیتهای بالینی و بهنجار فارسی زبان هستند.
"
"
هدر این پژوهش، نقش تعدیلکننده کنشوری روانشناختی مثبت در اثر رویدادهای ناخوشایند فرهنگپذیری خاص و عام بر سازشیافتگی روانشناختی 238 مهاجر ایرانی مقیم امریکا، انگلیس و هلند بررسی شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از : فهرست رویدادهای ناخوشایند (لی و نگوئن، 1998)، مقیاس بهزیستی روانـ شناختی (ریف، 1989) و مقیاس نشانههای سلامت (صفدر و دیگران، 2003). نتایج نشان دادند که ارتباط بین کنشوری روانشناختی مثبت و نشانههای روانی ـ جسمانی معکوس است، در حالی که ارتباط مثبت بین رویدادهای ناخوشایند فرهنگپذیری خاص و عام با نشانههای روانی ـ جسمانی و همچنین پیشبینی نشانههای روانی ـ جسمانی براساس رویدادهای ناخوشایند فرهنگپذیری خاص بیش از رویدادهای ناخوشایند عام تأیید شد. به این یافته نیز دست یافته شد که کنشوری مثبت روانشناختی تعدیلکنندة اثر رویدادهای ناخوشایند عام و نه فرهنگپذیری خاص بر نشانههای روانی ـ جسمانی بود.
"
با توجه به نقش مهم معیارهای همسرگزینی در ازدواج و تشکیل خانواده، پژوهش حاضر برآن بوده است که به دو سؤال زیر پاسخ دهد: 1- دختران جوان شهر اهواز جهت امر ازدواج به چه معیارهایی بیش تر اهمیت می دهند؟ 2- آیا ملاک ها و معیارهای همسر گزینی دختران جوان شهر اهواز با توجه به سن، زبان مادری، ترتیب تولد، اندازه خانواده، سواد والدین و ناحیه تحصیلی آن ها تفاوت دارد؟ جامعه مورد پژوهش را دانش آموزان مدارس پیش دانشگاهی شهر اهواز تشکیل می دادند که به طور تصادفی طبقه ای 500 نفر از بین آنان انتخاب شدند. ابزار تحقیق عبارت بود از مقیاس ملاک های همسرگزینی دختران شهر اهواز (Mate- Selection Criteria of Ahwaz Girl Scale) (MSS-AGA) که در این پژوهش از طریق تحلیل عوامل ساخته شد و از اعتبار و پایایی بالایی برخوردار بود. هم چنین یک پرسشنامه جمعیت شناختی، مورد استفاده قرار گرفت که هر دو توسط نمونه مورد پژوهش تکمیل شد. یافته های این تحقیق در رابطه با سؤال اول نشان داد که، دختران جوان با معیارهای صحیح همسر گزینی و میزان اهمیت به آن ها آشنایی دارند. به طوری که نمونه مورد پژوهش به طور معناداری به معیارهای زیر خیلی اهمیت می داد. این معیارها عبارتند از: معیار توافق، معیار خانواده، معیار پزشکی، استقلال خانواده جدید، خصوصیات اخلاقی و مذهبی. نتایج مرتبط با سؤال دوم نشان داده که بین معیارهای همسر گزینی دختران جوان با توجه به سن، زبان مادری، ترتیب تولد، اندازه خانواده و سواد واالدین آنان تفاوت معناداری وجود ندارد تنها بین معیارهای همسرگزینی دختران نواحی تحصیلی چهارگانه، تفاوت معنادار وجود دارد. با توجه به یافته های به دست آمده در رابطه با شناخت صحیح معیارهای همسرگزینی توسط دختران جوان، و وقوع برخی از ازدواجهای قومی وغلط در خانواده ها، به نظر می رسد که وظیفه همه رسانه های گروهی، نهادهای فرهنگی و تربیتی، مسئولین و دست اندرکاران دولتی است که علاوه بر آموزش و مشاوره قبل از ازدواج جوانان، به آموزش خانواده ها و والدین آنان در این زمینه نیز مبادرت ورزند.
تحقیق حاضر به منظور بررسی ویژگی های روانسنجی (اعتبار، روایی و تحلیل عوامل) پرسشنامه ی افسردگی (CDI) در دانشآموزان دختر و پسر پایه ی سوم راهنمایی و اوّل دبیرستان اهواز میباشد. 399 دانشآموز دختر و پسر مدارس راهنمایی و دبیرستانی با روش تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج تحلیل عوامل, با استفاده از تحلیل مؤلّفههای اصلی شش عامل را به دست داد. در این میان، عامل یکم بیشترین سهم واریانس سؤالات پرسشنامه را تبیین مینماید. علاوه بر این، ضرایب اعتبار باز-آزمایی81/0، آلفای کرونباخ 88/0 و تنصیف 83/0 برای کلّ پرسشنامه به دست آمد. همچنین، ضریب همبستگی بین پرسشنامه ی افسردگی (CDI) و فرم کوتاه مقیاس افسردگی کودکان 36/0 در کلّ نمونه، 55/0 برای دختران و 22/0 برای پسران محاسبه شد. نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد که بین دانشآموزان دختر و پسر و عرب زبان و فارسی زبان از لحاظ میزان افسردگی تفاوت وجود ندارد. کلید واژهها: مقیاس افسردگی (CDI). اعتبار. روایی. افسردگی. تحلیل عاملی.
هدف اصلی این پژوهش بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت کارکنان اداری دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8 است. در این پژوهش با استفاده از روش زمینه یابی و اجرای پرسشنامه محقق ساخته روی 340 نفر از اعضای جامعه مورد نظر که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، اطلاعات لازم جمع آوری گردید. متغیرهایی که ارتباط آنها با چگونگی گذران اوقات فراغت و مدت آن سنجیده شده است عبارت اند از: جنس، سن ، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل، میزان درآمد و اندازه واحد دانشگاهی. پس از تحلیل اطلاعات به صورت توصیفی و استنباطی مشخص شد که از بین شش متغیر، فقط بین متغیرهای جنس، وضعیت تاهل، میزان درآمد (p<0/05، p<0/01) با شیوه های گذران اوقات فراغت رابطه معنادار به دست آمد. به علاوه، عمده ترین شیوه گذران اوقات فراغت «بودن در کنار خانواده» بود.
در این پژوهش، پژوهشگر در صدد بررسی رابطه بین دو متغیر فرهنگ سازمانی و بهبود کیفیت مدارس متوسطه می باشد. روش پژوهش، توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری آن کلیه مدیران و معلمان دبیرستانهای پسرانه و دخترانه نواحی پنجگانه و منطقه جی شهرستان اصفهان در سال تحصیلی 86 ـ 85 بود که تعداد آنها برابر با 7069 نفر است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم، 294 مدیر و معلم (76 مدیر و 218 معلم) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه فرهنگ سازمانی می باشد. سه مؤلفه کار گروهی، توجه به نیازهای ارباب رجوع (مشتری گرامی) و فراهم ساختن زمینه یادگیری سازمانی به عنوان مؤلفه های بهبود کیفیت و مؤلفه های تواناسازی و تفویض اختیار به کارکنان، توسعه قابلیت های دبیران و کارکنان، توجه به ارزشهای محوری، جلب توافق دبیران و کارکنان، ایجاد هماهنگی و یکپارچگی بین کارکنان، فراهم کردن زمینه تغییر در مدرسه، رهبری اثربخش، توجه به اهداف درازمدت و کوتاه مدت و توجه به چشم انداز بلندمدت در مدرسه به عنوان مؤلفه های فرهنگ سازمانی در نظر گرفته شده اند. پرسشنامه با توجه به استاندارد بودن، دارای روایی بوده و پایایی آن براساس ضریب آلفای کرونباخ 96/0 برآورد گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری در سطح آمار توصیفی شامل جدول توزیع فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، نمودارها و در سطح آمار استنباطی از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره، آزمون t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون توکی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و بهبود کیفیت مدارس متوسطه شهر اصفهان و همچنین بین مؤلفه های فرهنگ سازمانی یعنی تواناسازی و تفویض اختیار به کارکنان (679/0= r)، توسعه قابلیت های دبیران و کارکنان (68/0= r)، توجه به ارزشهای محوری (556/0= r)، جلب توافق دبیران و کارکنان (596/0= r)، ایجاد هماهنگی و یکپارچگی بین کارکنان (644/0= r)، فراهم کردن زمینه تغییر در مدرسه (679/0= r)، رهبری اثربخش (751/0= r)، توجه به اهداف درازمدت و کوتاه مدت (669/0= r) و توجه به چشم انداز بلند در مدرسه (649/0= r) با بهبود کیفیت، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد.
این پژوهش از نوع پژوهش های علی ـ مقایسه ای و نیمه تجربی است که با هدف بررسی اثربخشی نسبی آموزش های شناختی ـ رفتاری عزت نفس بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر پایه سوم مقطع دبیرستان انجام شد. بدین منظور 40 نفر از دانش آموزان را به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 20 نفری (گروه آزمایش و گروه گواه) تقسیم کردیم. سپس گروه آزمایش در جلسات آموزش های شناختی ـ رفتاری عزت نفس شرکت کردند، اما گروه گواه سیر طبیعی تحصیل خود را ادامه دادند. هر دو گروه در جریان پژوهش در
سه مرحله پیش آزمون (قبل از جلسه اول)، آزمون میانی (جلسه هفتم) و پس آزمون (جلسه پانزدهم) با استفاده از مقیاس های عزت نفس الیس پوپ و سازگاری اجتماعی کالیفرنیا مورد آزمون قرار گرفتند.
نتایج تحقیق نشان دهنده اثربخشی آموزش های شناختی ـ رفتاری بر سازگاری اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان بود. اما این آموزش ها با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی آزمودنی ها با سازگاری اجتماعی و عزت نفس آنها رابطه معناداری نداشت. به عبارت دیگر آموزش های عزت نفس با توجه به ویژگیهای فردی آزمودنی ها تاثیر متفاوتی نداشته است.
هدف این پژوهش، مقایسه میزان اثر بخشی مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ و فلوکسیتن در بیماران وسواسی – اجباری است. آزمودنی های پژوهش را 45 بیمار وسواسی – اجباری که به صورت جایگزینی تصادفی در سه گروه مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ، فلوکسیتن و لیست انتظار جای داده شده بودند، تشکیل می دادند. آزمودنیهای سه گروه در متغیرهای سن، جنس سطح تحصیلات و وضعیت تاهل همتاسازی شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های وسواسی-اجباری مادزلی، افسردگی و اضطراب بک استفاده شد نمرات به دست آمده از ارزیابیها در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و دو ماه بعد از پس آزمون) به کمک آزمونهای آماری تحلیل واریانس چند متغیره یک راهه و آزمون تعقیبی T توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در کاهش علایم وسواسی، مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ فقط در بلند مدت اثر درمانی بیشتری نسبت به فلوکسیتن دارد (P<0.05). همچنین مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ در هر دو دوره کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت معنی داری با گروه لیست انتظار دارد (P<0.01)، اما فلوکسیتن فقط در کوتاه مدت تفاوت معنی داری با گروه لیست انتظار دارد (p<0.05). در کاهش علایم افسردگی بیماران وسواسی- اجباری هم فلوکسیتن اثر درمانی بیشتری نسبت به مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ در کوتاه مدت (P<0.01) و بلند مدت 0.05 دارد. همچنین این تفاوت بین فلوکسیتن و گروه لیست انتظار در کوتاه مدت و بلند مدت معنی دار است (P<0.01). در کاهش علایم اضطراب بیماران وسواسی- اجباری هم بین هیچ کدام از گروهها تفاوت معنی داری وجود ندارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی کارآیی و اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر هشیاری فراگیر (MBCT) در درمان و جلوگیری از عود و بازگشت اختلال افسرده خویی است. بدین منظور دو آزمودنی (هردو زن) به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و تحت درمان قرار گرفتند. در مطالعه حاضر از طرح تجربی تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. آزمودنیها در مرحله پیش از درمان (خط پایه) و جلسه آخر درمان (جلسه هشتم)، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS)، پرسشنامه افکار خودآیند (ATQ)، پرسشنامه کنترل افکار (TCQ)، مقیاس نگرشهای ناکارآمد (DAS) و آزمون عزت نفس (SEI) را تکمیل کردند. علاوه بر این، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) در جلسات اول، چهارم و هشتم درمان نیز به آزمودنی ها داده شد. در مرحله پیگیری نیز هر ماه (به مدت 10 ماه)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) توسط آزمودنی ها تکمیل شد. نتایج این پژوهش نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر هشیاری فراگیر (MBCT) در درمان و جلوگیری از عود و بازگشت افسرده خویی موثر بوده است.