فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۸۲۱ تا ۲۸٬۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
ضرورت خلاقیت
حوزههای تخصصی:
بررسی نارسایی ارزیابی روان شناسی قانونی در پرونده های کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسیدگی به کودکان و نوجوانان بزهکار در حوزه کار روان شناسی قانونی قرار دارد. ارائه خدمات بهتر به این جمعیت مستلزم رویکرد تخصصی، در حوزه های ارزیابی، تشخیص و درمان است. از این رو نوع اطلاعات دریافتی از مورد می تواند فعالیت های مراکز اصلاح و تربیت را هدفمند و در چارچوب اهداف تعیین شده هدایت کند.
این مطـالعـه بـه منـظـور بـررسی ویژگی های جمعیت شناختی و روانی ـ اجتماعی نوجوانان بـزهکار در کانون اصلاح و تربیت و ارزیابی نوع اطلاعات روان شناختی و قانونی گردآوری شده به هنگام ورود آن ها به کانون اصلاح و تربیت صورت گرفته است.
برای این منظور پرونده 120 نوجوان بزهکار پسر ساکن در کانون اصلاح و تربیت مورد مطالعه محتوایی قرار گرفت. از میان این پرونده ها 78 مورد که حاوی اطلاعات معتبری بودند انتخاب و اطلاعات موجود در آن ها در سه طبقه گزارش شد: روانی ـ فردی، وضعیت خانوادگی و ویژگی های مرتبط با همسالان و مدرسه. نتایج در وهله اول نشان می دهد که این تحقیق پیشنهاد می کند برای ارزیابی و ارائه خدمات متناسب تر به این دسته از کودکان و نوجوانان، می بایست فرم های استانداردی برای ارزیابی روان شناختی از نظر روان شناسی قانونی تدوین و در این گونه مراکز به صورت یکسان اجرا شود. شیوع مشکلات متفاوت روانی ـ خانوادگی ـ تحصیلی در این گروه، نیاز به توجه دقیق به این مشکلات را پیش از زدن برچسب بزهکار به آن ها ضروری می سازد.
بررسی رابطه بین مهارت های ارتبـاطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان در ادارات کل استان خـراسان شمالی در سال 86-85(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله خلاصه ای از نتایج پژوهشی است که با هدف بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان در ادارات کل و سازمانهای استان خراسان شمالی در سال 86- 85 با تأکید بر دیدگاه کارکنان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان رسمی و پیمانی دیپلم به بالا در ادارات کل و سازمانهای استان خراسان شمالی که مشمول هزینه ها و اعتبارات استانی میباشند و تعداد کارکنان آنها 15 نفر و بیشتر است تشکیل میدهند که با توجه به جدول مورگان نمونه ای به حجم 248 نفر با روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم از بین 700 نفر (17 اداره) به صورت تصادفی انتخاب شدند. ضمناً در هر اداره نسبت جنسیت رعایت شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی میباشد. ابزار پژوهش از دو پرسشنامة محقق ساخته مهارتهای ارتباطی مدیران و پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی کارکنان تشکیل شده است که هر دو پرسشنامه توسط کارکنان پاسخ داده شد. اعتبار درونی پرسشنامه محقق ساخته 12/88 بدست آمد که نشان دهنده همسویی و هماهنگی سؤالات هر فرضیه است. اعتبار زمانی پرسشنامه نیز برابر با 946/0 به دست آمد که از اعتبار زمانی بسیار خوبی برخوردار است. روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات عبارتند از: آمار توصیفی و ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون. نتایج نشان دادند که بین مهارتهای ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان رابطة مستقیم و معنیداری وجود دارد؛ یعنی هر چه مهارتهای ارتباطی بیشتر باشد رضایت شغلی نیز بیشتر است. همچنین از نتایج فرعی پژوهش حاضر چنین نتیجه گیری میشود که بین مهارتهای ارتباط کلامی، ارتباط کتبی و ارتباط غیرکلامی با رضایت شغلی کارکنان رابطة مستقیم معنیداری وجود دارد.
بررسی مقایسه ای شناخت مفهوم مدیریت زمان و مؤلفه های تشکیل دهندهی آن از دیدگاه مدیران دارای رشته مرتبط و غیرمرتبط در میان مدیران ارشد ادارات کل استان خراسان شمالی در سال 86-85(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمان یکی از کمیاب ترین منابعی است که در اختیار انسان ها قرار گرفته است که تنها با مدیریت صحیح بر آن است که میتوان کارها را به طور سودمندانه و آگاهانه هدایت کرد. همه افراد به خصوص مدیران نیازمند به مدیریت صحیح بر وقت خود هستند و تنها از این طریق میتوانند فشارهای ناشی از کمبود وقت را کاهش دهند این پژوهش در سال 86-85 به منظور مقایسه میزان شناخت مفهوم مدیریت زمان و مؤلفه های تشکیل دهنده آن در میان مدیران ارشد دارای رشته مرتبط و غیرمرتبط در ادارات کل استان خراسان شمالی صورت گرفته است، که تعداد 75 نفر به عنوان نمونه تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتند. روش پژوهش در این تحقیق از نوع پیمایشی به روش مقطعه میباشد و ابزار مورد استفاده پرسشنامه مدیریت زمان بوده که شامل دو قسمت میباشد: قسمت اول که میزان شناخت مدیران از مفهوم مدیریت زمان را مورد سنجش قرار داده و بخش دوم آن شامل دو قسمت الف) مهارت فردی و ب) مهارت سازمانی را مورد سنجش قرار میدهد. در این پژوهش پس از گردآوری پرسشنامه ها اطلاعات مربوط به آن جهت آزمون سؤالات و فرضیات تحقیق با استفاده از آزمون های آماری مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این تحقیق به دلیل نزدیگی میانگین های دو گروه دارای رشته مرتبط و غیرمرتبط تفاوت معنیداری مشاهده نگردید اما از این نتایج میتوان راهکارهای جدیدی جهت ارتقاء دانش مدیریت زمان در میان گروه های مدیریتی ارائه داد چرا که انتظار میرود مدیرانی که از علم مدیریت آگاهی دارند بهینه تر و اثربخش تر از سایر مدیران عمل کنند.
بررسی مقدماتی اعتبار و پایایی مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) در نمونه های غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اعتبار و پایایی مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) در جمعیت عمومی جامعه بوده است. نسخه اصلی DASS دارای 42 عبارت بوده، هریک از مقیاس های سه گانه افسردگی، اضطراب و استرس از 14 عبارت تشکیل شده است. در پژوهش حاضر 420 آزمودنی بزرگسال، مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) را به همراه پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه چهار سامانه ای اضطراب تکمیل کردند. نتایج تحلیل عامل اکتشافی نشان داد در حالی که 14 عبارت متعلق به استرس برروی یک عامل قرار می گیرد (عامل استرس)، 2 عبارت از عبارات متعلق به مقیاس افسردگی و 2 عبارت از عبارات متعلق به مقیاس اضطراب بر روی هر سه عامل افسردگی، اضطراب و استرس دارای بارهای عاملی بالایی هستند. پس از حذف این 4 عبارت، نتایج تحلیل عامل اکتشافی ساختار سه عاملی (DASS) را تایید کرد. در این مطالعه، پایایی مقیاس های DASS از طریق بررسی ضرایب همسانی درونی و ضرایب بازآزمایی تایید شد. به علاوه، اعتبار سازه دو مقیاس افسردگی و اضطراب با استفاده از روش محاسبه همبستگی بین نمره های دو مقیاس مذکور با نمره های آزمودنی ها در مقیاس های افسردگی بک و پرسشنامه چهارسامانه ای اضطراب مورد تایید قرار گرفت. اعتبار همزمان مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس از طریق مقایسه نمره های یک نمونه فرعی برگرفته شده از جمعیت عمومی جامعه (315 نفر) با گروه همتایی از بیماران مبتلا به اختلالات روان شناختی (130 نفر) مورد تایید قرار گرفت. براساس نتایج این پژوهش می توان گفت مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس دارای شرایط لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و موقعیت های بالینی با افراد ایرانی است.
بررسی مجدد پایایی و اعتبار مقیاس حرمت خود روزنبرگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرمت خود به «ارزیابی فرد از ارزشمندی خویش» تعریف می شود. این سازه، نقشی کلیدی در تحقیق و نظریه روان شناختی ایفا می کند و با بسیاری از شاخص های کنش وری مثبت در رابطه است. بررسی انجام شده توسط شاپوریان، و همکاران [1] در سال 1987 بر روی مقیاس حرمت خود روزنبرگ در ایران حاکی از آن است که این مقیاس از پایایی (همسانی درونی) قابل قبول و ساختاری تک بعدی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مجدد پایایی (همسانی درونی)، و تک بعدی بودن این مقیاس در یک نمونه دانشجویی ایرانی پس از حدود بیست سال بود. 917 دانشجو از دانشگاه های تهران و علامه طباطبایی (547 دختر و 370 پسر) وارد مطالعه شدند. همه آزمودنی ها به مقیاس 10 ماده ای حرمت خود روزنبرگ پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده شد. همسانی درونی این مقیاس در نمونه حاضر معادل 83/0 به دست آمد. این یافته مبین آن است که مقیاس حرمت خود روزنبرگ در نمونه دانشجویی ایرانی از همسانی درونی قابل قبول و مشابه تحقیق شاپوریان و همکارانش برخوردار است. اما بررسی ها وجود ساختاری تک عاملی برای این مقیاس را مورد تایید قرار نداد. هم راستا با یافته ها بعضی از کشورهای دیگر دنیا، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، حاکی از وجود دو عامل با عناوین عدم تحقیر خود و دوست داری خود در این مقیاس بود.
بررسی پایایی و اعتبار مقیاس مشکلات بین شخصی (IIP-127)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی پایایی و اعتبار فرم فارسی مقیاس مشکلات بین شخصی بود. 271 دانشجوی دانشگاه تهران در سه گروه نمونه 86 (52 دختر، 34 پسر)، 125 (77 دختر، 48 پسر) و 60 نفری (30 دختر، 30 پسر) با اجرای مقیاس مشکلات بین شخصی، مقیاس سلامت روانی و مقیاس حرمت خود کوپراسمیت در این پژوهش شرکت کردند. پایایی بازآزمایی مقیاس مشکلات بین شخصی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 88/0 تا 94/0 مورد تایید قرار گرفت. همسانی درونی مقیاس مشکلات بین شخصی بر حسب ضرایب آلفای کرونباخ محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 83/0 تا 97/0 مورد تایید قرار گرفت. اعتبار محتوایی مقیاس مشکلات بین شخصی براساس داوری متخصصان روان شناسی بررسی و ضرایب توافق کندال برای زیرمقیاس های قاطعیت، مردم آمیزی، اطاعت پذیری، صمیمیت، مسئولیت پذیری و مهارگری مورد تایید قرار گرفت. اعتبار همزمان مقیاس مشکلات بین شخصی در دو مرحله براساس ضرایب همبستگی نمره های آزمودنی ها در این مقیاس با نمره های آن ها در زیرمقیاس های بهزیستی روان شناختی و درماندگی روان شناختی و حرمت خود عمومی بررسی و تایید شد.
بررسی اعتبار، پایایی و هنجاریابی مقیاس هیجان خواهی زاکرمن با تغییرات بسته به فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی اعتبار، پایایی و هنجاریابی مقیاس هیجان خواهی زاکرمن با تغییرات بسته به فرهنگ بر روی دانشجویان فنی دانشگاه های تهران است. به این منظور در یک بررسی 668 نفر (332 دختر و336 پسر) از 5 دانشگاه فنی و مهندسی (تهران، صنعتی شریف، خواجه نصیر، امیر کبیر و علم و صنعت) به روش تصادفی در پژوهش مشارکت کردند. یافته های این پژوهش در درجه نخست حاکی از آن است که مقیاس هیجان خواهی زاکرمن بسته به فرهنگ را می توان به عنوان یک مقیاس ساده و معتبر و روا به منظور سنجش میزان هیجان خواهی به کار برد . از طرفی، مقیاس هیجان خواهی زاکرمن از اعتبار و پایایی کافی برخوردار و از یک عامل کلی اشباع است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که این مقیاس به ترتیب دارای شش عامل هیجان خواهی، تجربه طلبی، ماجراجویی، ملال پذیری، تنوع طلبی و گریز از بازداری است. به علاوه، بین میزان هیجان خواهی دختران و پسران تفاوت اساسی وجود ندارد و میزان هیجان خواهی افراد با بالا رفتن سن آن ها کاهش می یابد. در این پژوهش به منظور بیان نتایج آزمون هیجان خواهی بسته به فرهنگ زاکرمن، مجموعه ای استاندارد که معنای آن از یک آزمون به آزمون دیگر و از یک سطح به سطح دیگر یکسان باشد، نمره های خام به نمره های استاندارد تبدیل شد. جهت انجام این کار، نرم درصدی محاسبه، سپس با یک انتقال خطی به نمرات T تبدیل شد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر شیوه های حل مساله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی (به عنوان بخشی از مهارت های زندگی) بر شیو های حل مساله دانش آموزان پرداخته است. در این تحقیق که از نوع نیمه آزمایشی است تعداد 60 نفر به طور تصادفی از بین آنهایی که مشکل روانشناختی داشتند و به واحد مشاوره مراجعه کرده بودند برگزیده شدند و سپس به طور جای دهی تصادفی 30 نفر به عنوان گروه آزمایشی و 30 نفر به عنوان گروه کنترل انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه برای بررسی شیوه های حل مساله از آزمون حل مساله کسیدی و لانگ استفاده شد و داده ها بر اساس تحلیل کوواریانس یکراهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی بر شیوه های حل مساله بود (p<0.001).
بررسی اثربخشی شناخت درمانی و آموزش مهارت های مطالعه در درمان دانشجویان مبتلا به اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی دو روش شناخت درمانی و آموزش مهارت های مطالعه در درمان دانشجویان مبتلا به اضطراب امتحان مورد مقایسه قرار گرفت. روش مطالعه در پژوهش حاضر آزمایشی بوده و جامعه مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران بودند. نمونه پژوهش شامل 90 دانشجوی دختر مبتلا به اضطراب امتحان بودند که از طریق سیاهه اسپیلبرگر و مصاحبه بالینی شناسایی و سپس بطور تصادفی در گروه های آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. این آزمودنی ها در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بطور تصادفی جایگزین شدند. سپس شناخت درمانی و آموزش مهارت های مطالعه به عنوان فنون مداخله ای بکار بسته شدند (یک گروه شناخت درمانی، یک گروه آموزش مهارت های مطالعه را تجربه نمودند و گروه دیگر گروه کنترل را تشکیل دادند).
نتایج تحلیل واریانس بر تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون نشان داد، بین گروه های آزمایشی و کنترل در اضطراب امتحان تفاوت معنی داری وجود دارد. آزمون تعقیبی توکی نشان داد اضطراب امتحان در گروه های شناخت درمانی و آموزش مهارت های مطالعه در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری کاهش یافته است. همچنین نتایج نشان داد شناخت درمانی در کاهش هر دو مولفه اضطراب امتحان موثر است؛ با این حال، بین این دو روش در کاهش نمرات مولفه نگرانی اضطراب امتحان تفاوتی مشاهده نگردید.
پسامدرنیسم و روش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای پست مدرنیسم
- حوزههای تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی روش شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی روش شناسی در علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی روشهای تحقیق(ابزارها و فنون) در علوم انسانی و علوم طبیعی
بررسی دیدگاه ابن سینا در باب تعلیم و تربیت (مبانی، اصول، اهداف، محتوا، روش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوآوری آموزشی با به بارآوردن اندیشه های نو در نظام آموزشی سر و کار دارد. رویکرد ""محیط فراگیر یادگیری-پسند""(مفید)را می توان موردی از نوآوری آموزشی به شمار آورد. ازطریق این رویکرد، می توان فرصت های آموزش و یادگیری را برای همه ی کودکان، بدون توجه به ویژگی های آنان(ازقبیل: جنسیت، توانایی های جسمانی، تفاوت های زبانی،قومی و غیره)فراهم کرد. در محیط فراگیریادگیری پسند، فعالیت معلم درجهت ارتقای کیفیت محیط یادگیری و کیفیت عملکرد یادگیرنده است.این امر به ویژه در پرورش مهارت های زندگی قابل توجه است.علاوه بر آن، نوآوری یادشده رویکردی مناسب برای تحقق برنامه ی ""آموزش برای همه""(EFA)است. برنامه ی ""EFA"" که به وسیله ی چندین سازمان بین المللی و164کشورجهان مورد تـاییدقرارگرفته است، شش هدف اساسی رادنبال می کند. در این مقاله ابتدا به هدف های برنامه ی ""EFA"" اشاره می شود، سپس ویژگی های ""مفید"" مورد تحلیل قرارمی گیرد و چگونگی استفاده از آن در برنامه یاد شد و نیز در ارتقای کیفیت یادگیری بحث می شود.
نگاهی دوباره به ارشاد اسلامی: رویکردی تربیتی
حوزههای تخصصی:
هرچند می توان ادعا نمود که مفاهیم اساسیِ دینی معنای حقیقی و ثابتی دارند اما همواره، معانیِ واژه ها، در طی زمان، دستخوش تغییرات فراوان می شود و یک واژه، در همة حالات به یک معنا به کار برده نمی شود. به عبارت دیگر این، نحوة ادراک آدمی است که نحوة حضور مفاهیمی از این دست را در عرصة حیات او رقم می زند.
این مقاله نه در پی بررسی تحول تاریخی مفهوم رشد و ارشاد است و نه مدعی دستیابی به معنای حقیقی آن در فرهنگ اسلامی است؛ بلکه تنها سعی دارد فهم خود را به معنای حقیقی و ثابت این مفاهیم نزدیک کند و از این رهگذر به پیشنهاد یک منظومة معنایی و یک صورت بندی نظری و طرح یک دیدگاه نظری تربیتی بپردازد. به بیان دیگر، صرف نظر از تحول تاریخی و کاربردهای امروزین ارشاد اسلامی، در پیِ آن است که از طریق مقایسة این واژه با سایر مفاهیم متقارب، در یک فضای نظری خاص، به تبیین معنای ارشاد اسلامی و یک صورت بندیِ نظری برای تعیین نسبت این مفهوم با سایر مفاهیم مجاور اقدام کند. این معناکاوی با رویکردی تربیتی و در راستای نظریه ای که نگارنده در حوزة تعلیم وتربیت اسلامی ارائه کرده است (نظریة بصیرت) انجام می شود؛ بنابراین صرفاً از نوع روایی و قرآن پژوهی به شمار نمی آید.
این مقاله بر آن است که با تکیه بر دیدگاهی تربیتی، تا آنجا که مقدور است به گونه ای پدیدارشناسانه و براساس برداشتی از متون موثق دینی، به تعبیری جدید از ارشاد اسلامی دست یابد، با این امید که این تعبیر، از طریق تغییر نگرش ها، در حوزة سیاست گذاری نیز وارد شده و در آن جاری گردد.